امروز: جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۱۹ صفر ۱۴۴۱ قمری و ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹ میلادی
پنج شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۸ ۱۳:۴۱
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

خلاصه ای بر اهمیت تعلیم و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان

خلاصه ای بر اهمیت تعلیم و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
به گزارشتمیم نیوز

متاسفانه اکثر والدین خواهان پاسخگویی به سوالات بسیار ابتدایی فرزندان خود در رابطه با سکس و سکسوالیتی (مل جنسی) نیستند و غالباً به گونه ای از پاسخ به آنان طفره می روند. بعضی به طور سنتی مقوله سکس را مرزی می دانند که با وارد شدن به آن چشم وگوش بچه ها باز شده و به راحتی از حدود شرم و حیا عبور می کنند. برخی دیگر اگر مایل باشند به دلایل مختلف قادر به پاسخگویی علمی و صحیح نبوده و به همین دلیل با سکوت یا موکول کردن آن به موقعی مناسب تر خود را از شر پاسخگویی رها می سازند. به هر حال درصد افرادی که بتوانند و یا بخواهند با فرزندان خود به بحث سازنده و تشریح مسائلی بپردازند نه تنها در بین ایرانی های مهاجر به کشورهای پیشرفته سرمایه داری، بلکه طبق محاسبات انجام گرفته در بین مردم این کشورها نیز بسیار قلیل و اندک است.
به هر حال اکثر ما واقف به این مساله هستیم که خواهی نخواهی در دنیایی سکسی زندگی می کنیم و هر روز به شکلی با این مساله مواجه هستیم. اما آیا کودکان و نوجوانان پاسخ سوالات متعدد خود را در رابطه با سکس و سکسوالیتی و دنیای بی رحم پیرامون  خود به درستی دریافت می کنند و از مشکلات این مساله در جامعه در امان هستند؟
طبق آمار 72 درصد پسران و 66 درصد دختران آمریکایی برای اولین بار از طریق افرادی غیر از والدین خود در رابطه با مسائل جنسی و سکس قرار می گیرند و تنها 10 درصد دانش آموزان در رابطه با مساله سکس به شیوه ای درست در مدارس آموزش می بینند. گزارشی از گروه میانه رو مجلس بریتانیا نیز حاکی از آن است که انگلیس از نظر ساکت جنسی در مخاطره است زیرا هنوز افراد قادر نیستند آزادانه با فرزندان شان در مورد روابط جنسی و یا بهداشت جنسی صحبت کنند، بنابر گزارش کمیته سلات انگلیس،  این کشور بیشترین نرخ حاملگی در میان نوجوانان را دارد.
طبق تحقیق دکتر اکبر محمودی می بینیم منبع روشنگری در مسائل جنسی گروهی از ایرانیان که در خارج از کشور زندگی می کنند به ترتیب زیر بوده است: 4/2 درصد پدر، 4/4 درصد مادر، 9/3 درصد خواهر و برادر، 8/6 درصد معلم، 6/46 درصد دوستان و 32/9 درصد از طریق مطالعه. 
به راستی ما که در کشوری به دنیا آمده ایم که سخن راندن در رابطه با سکس به طور آشکار گناهی کبیره بوده و والدین ما به علت عدم شناخت علمی در رابطه با کار بدن انسان و سکسوالیتی قاصر از جواب دادن، بودند، چطور می توان فرزندان را آماده رویارویی با دنیایی متفاوت در جامعه کنیم؟
وقتی بچه ها در مورد سکس سوال می پرسند معمولا یکی از حالت های زیر پیش می آید:
1-عصبی شدن : فرد با خود می اندیشد که جواب این سوال چه تاثیری بر کودک می گذارد؟
2-بی ا عتمادی به خود : اگر نتوانم پاسخ درست این سوال را دهم چه پیش می آید؟
3-معذب بودن : آیا بچه من به سنی رسیده است که در مورد سکس با او سخن بگویم؟
طرح چنین سوالاتی درست است اما کودکی که سوال می پرسد به اقتضای سن خود منتظر جوبی درست از والدینش است. پاسخ و برخورد درست والدین با این مساله موجب موارد زیر می شود : 
1-کودک می بیند که مورد توجه والدین خود قرار گرفته است و آنها مشتاق شنیدن حرف های او بوده و به سوالات پاسخ می گویند.
2- آن ها نیاز نمی بینند برای دریافت پاسخ، پناه به افرادی بیگانه ببرند.
3- احترام والدین در مقابل آنان دو چندان می شود.
4- والدین را چون کسی می بینند که هر گاه سوال و مشکلی پیش آید می توانند بدون محدودیتی به آنها مراجعه کنند.
5- از افتادن آنها در دام انحرافات جلوگیری می شود.
این نکته باید در نظر گرفته شود برای نمونه 53 درصد بچه های دبیرستانی آمریکا قبل از گرفتن دیپلم، تجربه آمیزش جنسی دارند و سالانه نزدیک به 3 میلیون جوان و نوجوان 15 تا 24 ساله مبتلا به یکی از بیماری های مقاربتی می شوند. طبق آماری دیگر سه چهارم جوانان آمریکایی در سنین 18-19 سالگی با افراد همجنس یا غیرهمجنس رابطه دارند. فعالیت جنسی همجنس گرایان معمولاً زودتر از غیرهمجنس گرایان، در سنین 13-16 سالگی شروع می شود. به طور عموم، گرایشان همجنس گرایی در اواخر نوجوانی و اوایل جوانی شکل می گیرد. بر همین اساس اگر باز باب گفتگو در رابطه با سکس و مسائل مختلف آن با کودکان و نوجوانان دیر نباشد هیچگاه زود نخواهد بود.

پرسش های عمومی در رابطه با سکسوالیتی
چنانکه قبلاً یادآور شدیم سکسوالیتی مفهومی بس وسیعتر به آمیزش جنسی دارد و نقش بزرگی در زندگی و درک انسان از چگونگی زندگی پیرامون آن، از خود، فرزندان، عشق و دلدادگی، خوشی و ناراحتی و همچنین همدردی و دلسوزی بازی می کند. سکسوالیتی بخشی از سرشت و شخصیت هر انسانی است. تمام انسان ها موجوداتی سکسوال هستند . این حالت شامل موارد زیر است: 
- اندام انسان و چگونگی کار بدن او (تمایز کار بدن زن و مرد، اعضای جنسی- تناسلی، زایمان و ...)
-مذکر یا مونث بودن (چگونگی نقش هر کدام در جامعه و خانواده)
- سمت گیری جنسی {هتروسکسوال (داشتن گرایش جنسی به جنس مخالف)، هموسکسوال (داشتن گرایش جنسی به همجنس) و یا بایسکسوال (گرایش جنسی به هر دو جنس)}
- ارزش قائل بودن به زندگی و افرادی که به گونه ای در پیوند با آنها هستیم و درک ما از زیبایی.
هنگامی که افراد به سن بلوغ می رسند احساس و میل جنسی آنها شدت می یابد. بویژه در این مرحله باب گفتگوی جدی در رابطه دوست داشتن، عشق و دلداگی و پیوند و تمایز این احساس با آمیزش جنسی باید باز شود. برای نمونه آنها باید بدانند که عشق و دوست داشتن احساسی بسیار انسانی و پاک است، تا آنجا که عاشق از فرط عشق به معشوق حاضر به چشم پوشی از بسیاری از خواست ها و علایق خود می شود. این عشق و علاقه می تواند احساس فرد به یک دختر یا پسر، خانواده، فرزندان، هم نوعان، میهن، جهان بینی، حزب و یا سازمانی باشد. برای تشریح هر چه بیشتر و وسیعتر این احساس در ابعاد خاص و عام آن می توان از داستان ها و رمان های کلاسیک و معاصر ملی و جهانی به اقتضای سن بچه ها و نوجوانان بهره گرفت.
بچه ها باید به این مساله واقف گردند که عشق جنسی یک نوع تحریک شدید جنسی است که گاهاً بسیار رویایی، تخیلی، شیدایی و گاها می تواند تنها یک عشوه گری ساده باشد. آنها باید بدانند که عشق و رابطه جنسی یکسان نیستند، چرا که دلدادگی می تواند بدون تمایل جنسی و به همان ترتیب رابطه جنسی بی عشق و دوست داشتن و تنها بر پایه غریزه باشد. بی شک آنهایی که همزمان عشق و میل جنسی را دارند از زندگی و روابط دلدادگی خود بهره بیشتری می برند تا آنهایی که تنها یکی از آنها را دارند. در هنگام بلوغ، جوانان بخاطر تغییرات هورمونی، کشش و تمایل جنسی شدیدی به افراد دور و نزدیک خود ماننددوستان، معلم ها، خواهر و برادر دوستان خود پیدا می کنند. در این مرحله والدین نباید منتظر پیش قدم شدن فرزند باشند، بهتر است والدین به اقتضای سن فرزندان خود و سطح خواست های روحی و مادی آنها، سوالات و موضوعاتی را طرح و مورد بحث قرار دهند که بتواند تاثیر مثبتی بر آنها داشته باشد و این به مطالعه و آگاهی یافتن از تغییرات ساختاری و عملکردی بدن انسان نیاز دارد. این گام هر چه زودتر و آگاهانه تر برداشته شود به همان نسبت تاثیر مثبت آن نیز بیشتر خواهد بود. برای نمونه کودکان در سنین 10 تا 14 سالگی باید آگاه به موارد زیر شوند : 
-تولید مثل انسان، تغییرات عملکردی و ساختاری بدن انسان
-آگاهی حاصل کردن از شیوه های آزار و سوءاستفاده جنسی
-آگاهی از بیماری های مقاربتی و شیوه پیشگیری از آن



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری