امروز: شنبه, ۰۵ مهر ۱۳۹۹ برابر با ۰۹ صفر ۱۴۴۲ قمری و ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی
شنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۸ ۱۲:۵۵
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

آشنایی با فلسفه افلاطون

آشنایی با فلسفه افلاطون
به گزارشتمیم نیوز

درست است که تعداد انگشت شماری فلسوف به خود جرات داده اند و دست به نوشتن مکالمه زده اند و برخی از آثاری هم که پدید آمده رویکرد فلسفی بسیار جدی ای دارد اما به راستی این آثار به هیچ وجه با مکالمات افلاطون قابل مقایسه نیست. افلاطون احتمالاً تنها کسی است که این امتیاز بی نظیر نصیبش شده که هم نوعی هنر را ابداع کرده و هم آن را کمال بخشیده است.
بی شک اوضاع می توانست به گونه ای دیگر باشد چراکه احتمالاً بنابوده افلاطون در سیاست جایگاهی پیدا کند یا لااقل در مشاغل حکومتی به کار گماشته شود. آنطور که از شواهد پیداست آریستون، پدر افلاطون از نسل آخرین پادشاه آتن بوده است. برخی منابع نیز مادرش، بریستئونه را از خویشاوندان سولون، قانونگذار آتن، می شمارند. وقتی پدر افلاطون درگذشت، مادرش با یکی از دوستان پریکلس ازدواج کرد. افلاطون نَسَبی عالی داشت و خانواده اش بسیار ذی نفوذ و ثروتمند بود. گاهی می گویند بی عدالتی منجر به مرگ سقراط، مربی افلاطون، موجب گردید که او از مشاغل حکومتی دست بکشد و به فلسفه بپردازد. می دانیم که افلاطون و برخی از خویشاوندان و نزدیکانش از جمله مخالفان دموکراسی بودند و پس از مرگ سی تن جبار آتن نیز، ضدیت با دموکراسی در آتن خریدار نداشت. لذا این احتمال وجود دارد که فقدان موقعیت سیاسی برای کسانی که چنین گرایش هایی داشتند، سبب دور نگه داشته شدن افلاطون از زندگی سیاسی شده باشد. از این بابت مطمئن نیستیم.

 

اوایل زندگی
اطلاعات ما درباره بخش زیادی از زندگی افلاطون اندک است. گمان می رود او به خدمت نظام درآمده و احتمالاً به عنوان یکی از افراد سواره نظام آتن علیه اسپارت می جنگیده است. گرچه تجسم این که افلاطوون سوار بر اسب به  دشمن یورش ببرد کمی دور از ذهن است اما باید به خاطر داشت که افلاطون لقبی بوده به معنای وسیع، و به شانه های پهن او اشاره داشته است. بنابراین افلاطون احتمالا شمایل یک جنگجو را داشته است. نام اصلی او آریستوکلس است.
او مسافرت هایی داشته از جمله به سیراکوز و احتمالا به مصر. سنکا گزارش کرده است که او به دلیل مسافرت هایش در اواخر عمر دچار بیماری شده اما در این که این بیماری موجب مرگ وی شده باشد، تردیدهایی وجود دارد و احتمال آن اندک است.
افلاطون به همراه چند تن دیگر در سال 385 ق.م آکادمی را بنیان گذاشت که بسیاری آن را نخستین دانشگاه می دانند که البته شباهتی به دانشگاه های امروزی نداشته، برخی آکادمی را نام منزل افلاطون می دانند که وی و چند تن دیگر که افکاری شبیه وی داشتند تعداد محدودی شاگرد پذیرفته اند و تدریس خصوصی به راه انداخته اند. آکادمی 900 سال دوام آورد تا آنکه حامی سختکوش مسیحیت، یوستیتین، امپراطور روم، آن را نهادی شرک آمیز خواند و کاری کرد که درهایش تا ابد بسته شود.
مکالمات افلاطون به سه دوره تقسیم می شود و سقراط شخصیت اصلی و قهرمان بیشتر این مکالمات است. تصور می رود که مکالمات موسوم به مکالمات اولیه بیانگر دیدگاه های خود سقراط باشد اما او در مکالمات دوره میانی و پایانی هرچه بیشتر از پیش به سخنگوی افلاطون تبدیل می شود. با این حال جای تردید نیست که سقراط بر افلاطون تاثیر بسیار طولانی ای بر جای گذاشته و برخی از عمیق ترین بینش های افلاطون، تلاشی است برای پرداختن به دل مشغولی های سقراط و یا دست کم دل نگرانی هایی که از علایق سقراط پدیدار می شده است.

 

تعریف فضیلت
در مکالمات اولیه، سقراط برای یافتن تعریف های فضایل به جستجو می پردزاد وانگیزه او از اینکار این است که انسان فی المثل باید بداند عدالت چیست تا امید داشته باشد بتواند عادلانه رفتار کند. جا دارد یادآورد شویم که سقراط هرگز به تعریف های قابل قبولی دست نمی یابد و ممکن است معضل مذکور افلاطون را واداشته تا بکوشد در مکالمات دوره میانی و پایانی خود راه حلی برای آن بدست دهد. مسائل دیگری نیز درمیان بوده که ارتباط نزدیکی با مشکل قبلی دارد و احتمالاً موجب برانگیخته شدن افلاطون گردیده است. برای مثال، به استفاده ازواژه عام نظیر «آبی» توجه کنید: ما واژه «آبی» را به چیزهای مختلفی اطلاق می کنیم اما هرگز با نمونه ای تام و تمام و بدون ابهام از آبی مواجه نشده ایم. از کجا یاد گرفته ایم که چنین کنیم؟ چیزهایی می بینیم و آن ها را مثلا «آبی و سرد» یا «آبی و تلخ» و... توصیف می کنیم. برای بار نخست چگونه آموختیم که واژه آبی را به کار ببریم؟ به آنچه درباره رنگ آبی می دانیم توجه کنید. برای مثال همین دانستن معمولی و پیش پا افتاده را که من نسبت به لباسم دارم و می دانم که آبی است. کاملاً بدیهی است که جهان پیرامون ما دائماً در حال تغییر است. لباس آبی من بارها و بارها شسته می شود، کم کم رنگش می پرد و خیلی زود به جایی می رسد که دیگر رنگش همان رنگ آبی نیست. به مرور حتی دیگر پیراهنی در کار نخواهد بود و مانند هر چیز دیگری به خاک بدل خواهد شد. در این جا دو پرسش مطرح می شود: نخست، به مرور زمان که رنگ لباس می پرد واقعاً با چه معیاری می توانیم بکوییم که رنگش همان آبی سابق نیست؟ یا به تدریج که این لباس از ریخت و قیافه می افتد و شکل لباس بودن خود را از دست می دهد واقعا با چه معیاری بگوییم که دیگر لباس نیست؟ به نظر می رسد برای اینکه چنین داوری هایی معنا پیدا کند وجود معیارهایی ثابت و پایدار ضروری باشد. اما در این جهان در تغییر کدام امر است که بتواند از پس این کار بربیاید؟
دوم، به نظر می رسد گزاره معلوم هیچ گاه باطل نمی شود. شکی نیست که آراء و عقاید می تواند تغییر کند، درست همان طور که مُد عوض می شود، اما اگر معرفت ممکن باشد آنگاه موضوع معرفت باید خود تغییر ناپذیر باشد. اگر چیزی معلوم شود الی الابد معلوم خواهد بود، «دو و دو می شود چهار». چنین گزاره هایی صادق است و ممکن نیست فردا کذب باشد. افلاطون می اندیشد که معرفت، فراتر از تغییرات اجتناب ناپذیر این جهان ناقص است. این امر چگونه ممکن است؟ اگر همه چیز در اطراف ما دائماً در حال تغییر است، چه چیز پایدار بودن معرفت را تضمین می کند؟

 

نظریه مُثُل
نظریه مُثُل افلاطون کوششی است برای حل و فصل این مشکلات و راه حلی که ارائه می کند راه حلی بنیادی است. او مدعی است که برای هر اصطلاح کلی ای که در نظر بگیرید، حقایقی راستین و مستقل از ذهن وجود دارد یعنی صورت های مثالی چیزهایی از قبیل عدالت، نیکی، زیبایی، مثلث، آبی و مانند آن. مباحث سقراطی به راستی با هدف دست یافتن به حقیقت صورت می گیرد؛ تعاریف وجود دارد، معرفت هست، واژگان را می توان آموخت، داوری بر معیارهایی استوار می شود، همه و همه به این دلیل که اموری سرمدی، ثابت، کامل و لایتغر و قابل فهم یعنی مُثُل در کارند، می توانیم امیدوار باشیم که به درک عدالت نائل شویم چرا که عدالت حقیقتاً وجود دارد.
گرچه خود عدالت ار در این محنت سرا نمی یابیم، اما اعمال مردمان، رویدادها و قوانینی را می بینیم که از برخی جهات به صورت مثالی عدالت شبیه است یا بهره ای از آن برده و یا در آن مشارکت دارد و مسلماً همین صورت مثالی است که تمامی این امور را عادلانه می سازد. ما هرگز نمی توانیم عدالت راستین را ببینیم مگر تنها رو گرفت هایی سایه وار از آن را، اما می توانیم از طریق دیالکتیک سقراطی، که حالا دیگر هدفی هم برای خودش دست و پا کرده، به برداشتی ذهنی از آن دست پیدا کنیم. هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند به راستی مدعی داشتن معرفتی درباره این جهان ناکامل باشد اما صور مثالی ازلی معرفت راستین به نیک، زیبا و از این دست را میسر می سازد. برای داوری نیز معیارهای کاملی وجود دارد، کسی که فی المثل برداشتی از زیبایی فراچنگ می آورد، در مورد بازتاب های سایه وار زیبایی در این جهان نیز بسیار بهتر حکم خواهد کرد.
نظریه مُثُل مورد انتقادات بسیار شدیدی قرار گرفته است اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که این نظریه در مکالمات دوره میانی پدیدار می شود و افلاطون خود در مکالمات دوره پایانی آن را به نقد می کشد. مشهورترین ایراد به این نظریه یعنی استدلال شخص سوم به شرح زیر است:
چیزهای زیبا در جهان تا آن اندازه زیبا هستند که صورت مثالی زیبایی مشارکت داشته باشند یا به آن شبیه باشند. افلاطون مدعی است که صورن مثالی امر زیبا، خود زیباست. آیا این امر مستلزم آن نیست که صورت مثالی سومی در کار باشد که این امر مستلزم آن نیست که صورت مثالی سومی در کار باشد که این امر زیبا به آن شباهت داشته باشد؟ سقراط و میلو هر دو انسان هستند چراکه به چیز دیگری یعنی صورت مثالی انسان شبیه هستند. اما انسان مثالی هم باید انسان باشد یا در انسانیت سهیم باشد، درست همانگونه که امر زیبا خود زیباست. آیا این امر مستلزم وجود شخص سومی نیست که انسان مثالی برای انسان بودنش به ناچار باید شبیه به آن باشد؟ بنابریان تسلسلی بی پایان و باطل پدید می آید.
نظریه مثل خواه بر این ایراد فائق بیاید و خواه نه در بسیاری از مکالمات افلاطون خودنمایی می کند. برخی معتقدند که این نظریه برای او زمینه ای فراهم کرده که تقریبا تمام نوشته هایش درباره سایر امور را بر آن استوار کند و البته وسعت دامنه گرایش های فلسفی افلاطون به راستی حیرت انگیز است گرچه چنین نظری می تواند به نوعی ساده کردن بیش از حد موضوع باشد. او یک نظریه متافیزیکی عام، برداشتی از روح به مثابه امری نامیرا و لذا قادر به مشاهده قلمرو مُثُل، نظریه یادگیری به مثابه یادآوری، معرفت شناسی ای پیچیده، نظریه ریاضیات، نظریه اخلاق هدف گرایانه، فلسفه سیاسی ای مفصل و منسجم و احتمالا نگران کننده، دیدگاه هایی درباره جامعه، نظریه ذهن و نوعی روش شناسی، همه و همه را صورت بندی کرد. به هر زیرشاخه متعارفی از پژوهش فلسسفی که نظر کنیم، افلاطون دست کم درباره بخشی از آن نظریه ای ارائه کرده است.

 

اهمیت افلاطون
آلفرد نورث وایتهد جمله مشهوری دارد به این مضمون که قابل اعتمادترین توصیفی که می توان از تفکر غرب ارائه کرد این است که این تفکر مجموع ای از تحشیه هایی است بر افلاطون. می گویند گرچه این سخن اغراق آمیز است اما باورنکردنی نیست. برخی دیگر نیز عقاید افلاطون را اندکی سست و توخالی می دانند و تحلیل دقیق و محکم ارسطو را به زیاده روی های او در بهره گیری از تمثیل در مکالمات خود ترجیح می دهند. برخی هم غرولند می کنند و می گویند که ای کاش زیبایی استدلال این مالمات به زیبایی استعاره آنها می چربید. صرف نظر از هر نگاهی که نسبت به ارزش نوشته های افلاطون داشته باشیم. شکی نیست که این مکالمات مسافت های بسیاری را پشت سر گذاشته اندو هنوز هم بسیاری از موافقت ها و مخالفت ها در فلسفه، بر سر همان نکاتی است که دو هزار سال پیش افلاطون در هنگام نوشتن مکالمات مدنظر داشت. دشوار بتوان تصور کرد کسی امروزه مطلبی بنویسد که دو هزار سال بعد هم خوانده شود. گاهی گفته می شود اگر در چنان زمانه دوری چیزی شبیه به دانشگاه وجود داشته باشد می توان مطمئن بود که در آن دانشگاه باز هم خواندن افلاطون ضروری است.

 

مهمترین آثار
ما احتمالاً تمامی مکالمات افلاطون را در اختیار داریم اما نمی توانیم با اطمینان بگوییم که هر کدام شان چه زمانی نوشته شده است. مکالمات زیر از جمله مهمترین آثار افلاطون است:
جمهوری: بی شک شاهکار افلاطون است. این مکالمه یا بحث از مفهوم عدالت آغاز می شود اما به سرعت بسط می یابد و دامنه بحث به سیاست، معرفت شناسی و غیره نیز کشیده می شود.
میهمانی: از آن دسته مکالماتی نیست که در آن ، به مانند اغلب دیگر مکالمات افلاطون، بحثی به شیوه سقراطی و به نحوی کامل مطرح شده باشد بلکه تنها مجموعه خطابه هایی است که در یک ضیافت شام توأم با باده گساری ایراد شده است.
منون: به فضیلت، معرفت و رابطه این دو می پردازد.
یارمنیدس: نقد جالبی است از نظریه مثل افلاطون که همان استدلال موسوم به استدلال شخص سوم است. اگر صرفاً بخواهید موردی را بیابید که سقراط در بحث شکست می خورد، این مکالمه را بخوانید.
ثنای تتوس: در باب معرفت و خرد بحث می کند و با ذکر برخی نکات آموزنده در باب دیالکتیک سقراطی پایان می یابد.

 



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری