امروز: چهارشنبه, ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ شوّال ۱۴۴۱ قمری و ۲۷ مه ۲۰۲۰ میلادی
دوشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۱۰:۱۹
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

قدرت سحرآمیز نفوذ کلام

قدرت سحرآمیز نفوذ کلام
به گزارشتمیم نیوز

فردی که از قدرت نفوذ کلام آگاه باشد هنگام بر زبان راندن کلام بسیار دقت می کند. از آنجا که او به این موضوع معتقد است که بازتاب سخنش به خودش باز می گردد همیشه واکنش کلام خویش را به راحتی می بیند. او با بیان هر کلام، قانونی برای خودش وضع می کند. نعل اسب یا مهره مار هیچ قدرتی ندارد ولی کلام و عقاید انسان در ذهن نیمه هشیار، آرزو و امید می آفریند و همان برای او موفقیت و شانس می آورد و موقعیت خوب یعنی اقبال را به سوی فرد هدایت میکند.
هر چند فردی که از نظر معنوی وارسته و از قوانین والاتری آگاه باشد دیگر این قانون چندان کارآمد و موثر نیست.
انسان هیچ گاه نمی تواند زمان را به عقب برگرداند، فقط می تواند خود را از شر افکار و تصورات حک شده در ذهن خود، خلاص کند.
لازم نیست هر شی تزئینی و خوش یمنی را دور اندازیم یا فراموش کنیم ولی باید در ورای آن به یگانه قدرت بی همتای پروردگار اعتماد کنیم و همواره به آن معتقد باشیم که به جز قدرت خداوند، هیچ قدرتی وجود ندارد و اعتقاد به آن اشیا غیر از اینکه به افرد احساس امید و انتظار ببخشد، کار دیگری نمی تواند بکند.
تنها راهی که میتوان ذهن نیمه هشیار خود را تغییر دهیم این است که باور کنیم هرگز دو قدرت در کنار هم وجود ندارند بلکه فقط یک قدرت وجود دارد و آن هم قدرت خداست. بنابراین هیچ ناامیدی وجود ندارد و رسیدن به این شناخت به معنای یک خوشبختی نامنتظره است. در نظر گرفتن دو قدرت خیر وشر در کنار هم خطاست تنها باید به قدرت خیر ایمان داشت.
اگر انسان بر آن شود که به همان کاری دست بزند که از آن می ترسد دیگر ناچار به انجام آن نخواهد بود، این قانون عدم مقاومت است. بسیاری از مردم هنوز به اهمیت آن پی نبرده اند.
شخص بزرگی گفته است: در شهامت سحر و نبوغ نهفته است. دلیرانه با شرایط روبرو شوید تا ببینید اصلاً مشکلی در کار نبوده است زیرا همه سنگینی خود را از دست داده و بی وزن شده است.
کسانی که همواره از بیماری یا مصیبت سخن می گویند در نهایت آن را به خود جذب خواهند کرد. با وجود این که مردم نیروی خارق العاده کلام را درک می کنند ولی باز هم نمی توانند مراقب گفتار خود باشند. دوستی که شما را به گردشی برای دردودل کردن دعوت می کند، منظورش از این دردودل کردن به کاربردن واژه های غیر سازنده مثل درد و بیماری، بی پولی، وضعیت کاری خراب، شکست و گله گذاری از روزگار است. اما باید آگاه باشیم که این گپ ها و دردودل  ها خیلی گران تمام می شود، ما باید تنها از خواست هایمان و علایق مان صحیت کنیم نه درباره موضوعات ناخوشایند.
یک مثل قدیمی می گوید فقط به سه دلیل جرات کلام داشته باشید: طلب سلامت، برکت، سعادت.
هرچه انسان در مورد دیگران بگوید، در مورد او خواهند گفت و هر چه را برای دیگری بخواهد همان را برای خود خواسته است. نفرین همیشه به گوینده بر میگردد و اگر کسی برای دیگری بدبختی بخواهند بی تردید همان را برای خود خواسته است و اگر خواستار موفقیت دیگران بوده است و در طلب آن به آنها کمک کند راه موفقیت را برای خود گشوده است.
جسم و بدن انسان با قدرت کلام، تغیر و نیرو می یابد و بیماری را از ذهن هشیار دور میکند. کسانی که به متافیزیک یا نبروی ما بعدالطبیعه معتقدند بر این باورند که بیماری ریشه در ذهن انسان دارد و برای سلامتی جسم نخست باید روح را شفا داد. روح همان ذهن نیمه هشیار آدمی است که باید از تفکر نادرست دور باشد. ذهن نیمه هشیار یا روح باید با آرمان های درست برگردانده شود و وصل عارفانه یعنی اتصال روح و معنوست یا اتصال ذهن نیمه هشیار با هشیاری برتر. آنها باید به هم متصل شوند تا یکیشوند. اگر ذهن نیمه هشیار مالامال از آرمان های درست باشد انسان به خدا می رسد. منظور این است که اسان در این مقان، با آرمان ها متعالی یکی شده است و این است که انسان از خدا آفریده شده است و بر همه جهان تسلط یافته است و اگر بگوئیم بیماری و مصیبت ناشی از سرپیچی از قانون محبت است درست گفته ایم. به یکدیگر محبت کنید. در بازی زندگی محبت و طلب نیکی علیه هر بدی و نیرنگ پیروز می شود.
انتقاد پیوسته نوعی مشکل روانی است که کم کم منجر به بیماری رماتیسم می شود. زیرا احساس بدبینی و ناسازگاری و عدم توافق، خون را مسموم می کند و در مفاصل رسوب می نشاند. حسادت، ترس، نفرت، کینه موجب رشد کاذب می شود به طور کلی هر مرضی از ذهن ناآرام نشأت می گیرد. بهتر است از کسی نپرسیم مشکلت چیست بلکه باید از او بپرسیم چه کسی برای تو مشکل ایجاد کرده است. عدم گذشت و بخشش موجب مرض می شود. منشأ تصلب شرایین یا کار کردن کبد وکم شدن قوه بینایی و بسیاری از امراض دیگر نیز همینگونه است.
هر ناهماهنگی و عدم تعادل بیرونی، نمایانگر بر هم ریختگی باطنی یا درونی است. تنها دشمنان انسان در درون خود او هستند. شخصیت هر فرد آخرین دشمنی است که باید بر آن غلبه کنیم زیرا وجود سیاره او در عشق نهفته است. بنابراین انسان دانا می کوشد که با یاری دیگران خود را به کمال برساند. کار او فقط در ارتباط با خویش است؟ خیرخواهی و طلب نیکی و برکت برای دیگران و شگفت آور اینکه اگر کسی اینگونه باشد، دیگر قدرت آزار رساندن به دیگری را ندارد.
به دشمنان خود محبت کنید و برای نفرین کنندگان خود نیز طلب مغفرت نماید و به آنان که به شما بدی می کنند احسان کنید و برای هر کس که به شما دشنام می دهد، دعای خیر کنید.
خیرخواهی و طلب نیکی، هاله بزرگی از حمایت را به وجود می آورد. هیچ سلاحی در مقابل او اثر نخواهد داشت به عبارتی محبت و دعای خیر، دشمنان درون را از بین می برد و در نتیجه دشمن بیرونی نیز وجود نخواهد داشت.
برای کسی که خیر و نیکی برای دیگران میخواهد، آزامش و سلامتی روی زمین همواره با اوست.

 



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری