امروز: چهارشنبه, ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ شوّال ۱۴۴۱ قمری و ۲۷ مه ۲۰۲۰ میلادی
سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۱۳:۳۸
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

پیکرتراشی هنرمندانه اکدی

پیکرتراشی هنرمندانه اکدی
به گزارشتمیم نیوز

در حدود سال 2300 پ.م گروه پراکنده شهرهایی که در نزد ما به سومر شهرت دارند (منظقه ای که گذار پردامنه و بزرگ از دوران پیش از تاریخ به دوران تمدن در آن آغاز شده بود) تحت فرمانروایی یک حاکم بزرگ به نام سارگون اکدی قرار گرفت.

اکدی ها با آنکه اصل سامی داشتند و به زبانی تماماً متفاوت با زبان سومری سخن می گفتند، فرهنگ سومری را جذب کرده بودند و دو دوران حاکمیت سارگون و پیروانش مفهوم تازه ای به قدرت پادشاه دادند و وفاداری تزلزل ناپذیر به پادشاه را شالوده آن ساختند.

در دوران فرمانروایی نوه سارگون به نام نارامسین، فرمانداران شهرها را بردگان پادشاه می نامیدند و پادشاه نیز خود را سلطان چهار گوشه عالم می نامید. چهره با ابهتی که از یک پادشاه نینوا بر جا مانده است که این مفهوم جدید پادشاهی مطلق را مجسم می کند.

آرایش زیبای موی سر، که به سبک سومری است، دلیلی بر پایداری سنت سومری است و به عنوان تاجی برای این چهره فراموش نشدنی با آن هیبت شاهانه اش به کار گرفته شده است. چشمان درشت که به علت نبودن سنگ های قیمتی کار گذاشته شده در حدقه هایش درشت تر نیز شده اند و ابروهای برجسته و خرپشته اش، ظاهراً از سنتی بس کهن تر یعنی از سنت سردیس وارکایی ریشه می گیرد، دهان ظریف این سر نیز یاداور دهان ظریف همان سردیس است.

 

پیکرتراشی هنرمندانه اکدی
سر فرمانروای آکدی

 

در اینجا آن وحدت عنصر صوری با عناصر طبیعی را که در هنر بین النهرین رواج فراوان داشت به شکل خاصی می بینیم، تقارن سر و شکل های سبک دار موهای بهم بافته اش با فرافکنی شخصیت او، شخصیتی پرتوان و سلطه جو، با حالتی متفکرانه و آرام، احتمالاً با مختصری نشانه ای از طنز، همساز می شود.

عصر فلزات فرا رسیده است و این اثر مهارت بس پیشرفته هنرمند را در کار ریخته گری و کنده کاری جزئیات چهره به اثبات می رساند.

مقام خداگونه ای را که پادشاهان آکد برای خود مدعی بودند، در شاهکاری دیگری از هنر آکدی به نام لوح پیروزی نارامسین، نیز می توان دید.

 

پیکرتراشی هنرمندانه اکدی
لوح پیروزی نارامسین

 

بر این لوح سنگی نوه جنگاور سارگون در حال هدایت سپاهیان پیروزمندش از شیب ها و لابلای درختان کوهسار و از برابر لشکریان شکست خورده دشمن که زیر پا له می شوند، می افتند، می گریزند، می میرند یا تضرع می کنند، نشان داده شده است.

پادشاه با قامتی بس بلندتر از سپاهیانش تنها بر روی اجساد دو سرباز شکست خورده دشمن ایستاده است. او کلاهخوری شاخدار بر سر نهاده که نشانه مقام خدایی اوست،و دو جرم آسمانی یا ستاره های نیکبختی اش که نشانه های شمش ها و ایشتار هستند بر فراز این صحنه پیروزی او می درخشند.

هنرمند نه فقط در نمایش استادانه موضوع بلکه از لحاظ تنوع حالت ها و آرایش صحنه ها، اصالتی تقریباً حیرت انگیز از خود نشان داده است. سپاهیان پادشاه ارتش بزرگی که با هشت پیکره در دو ستون منظم نمایانده شده اند، نیزه دارند و پرچم هایشان را به محض مواجهه با سربازان دشمن منهزم (هفت پیکره) که یکی از آنها با سر از پهلوی کوه پرت می شود، برافراشته اند.

پیکره هایی که پرچم اور می بینیم، در مقایسه با پیکره های این لوح سنگی تا اندازه ای ایستا و رسمی به نظر می رسند. آفریننده لوح پیروزی نارامسین مبتکری جسور است و با آنکه از میثاق های کهن پیروی می کند، مخصوصاً در نمایش پیکره های پادشاه و سربازانش (با  نمای نیمرخ و تمام رخ در یکجا)، در آفریدن این نخستین منظره در هنر خاور نزدیک پس از چتل هویوک باز بر ادراک حسی خودش تکیه می کند.

 

پرچم اور
پرچم اور


پیشرفتها و دستاوردهای اکد در اثر تاخت و تاز قبایل کوه نشین موسوم به گوتیان که نزدیک به شصت سال بر سراسر بین النهرین مرکزی و سفلی تسلط یافتند متوقف شد. در این دوره شهرهای سومر به عنوان واکنشی در برابر حضور بیگانگان از نو خودی نشان دادند و حکومت سومر نوین را به سرکردگی پادشاه هان اور تشکیل دادند.

در این دوره بیشترین و مهم ترین کمک از سوی شهر لاگاش (تلوه) به فرمانروایی گودئا به شهرهای سومر می رسید. از گودئا نزدیک به بیست تندیس ایستاده یا نشسته، دستها در هم فشرده و گاه با کلاهی پشمی بر جا مانده است.

گودئا که بخت نیک خود و بخت نیک شهرش را به لطف خدایان نسبت می داد، مشتاقانه در پی اجرای مراسم و شعائر مربوط به آنها بود، تعداد تندیس هایش به این علت زیاد بود که بتوانند جای نمایدن اورا در معابد بگیرند و تا ابد در خدمت خدایان نیکوکار قرار گیرند.

 

پیکرتراشی هنرمندانه اکدی
تندیس ایستاده گودئا

 

تندیس ایستاده گودئا مانند دیگر تندیس هایش از سنگ دولریت است، این سنگ بی نهاست سخت است و پیکرتراش برای از کار درآوردن آن نهایت مهارت خویش را به کار می گیرد و این سختی را با سطحی نرم رام می کند.

این تندیس کلاهدار با نمایی تمام رخ و رسمی ایستاده که از عصر تل اسمر به یادگار مانده است، چشم های درشت و برجستگی های ابروانش یادآور سنت هنرمندان بین النهرین است.یک شانه و بازویش لخت است، ردا از دور نیم تنه و زیر بغلش کشیده می شود و تقریباً به حالتی عمودی از روی بازوی دیگرش به پایین آویخهت می شود.

کل بدنه این تندیس بی نهایت ساده است و هیچگونه برجسته کاری نامنظم یا بغرنج در آن دیده نمی شود. تندیس ایستاده گودئا از وحدت و فشردگی خاصی برخوردار است که از تجسم آن توسط هنرمند به صورت شکلی استوانه ای یا مخروطی که در توده این سنگ خوش نقش نشسته، سرچشمه می گیرد. لغزش آرام خطوط کناری زیبایی نیمرخ و غنای دولریت براق، تماماً مکمل یکدیگرند.

 

بیشتر بخوانیم:

نقاشی و هنر در عصر میان سنگی

هنر سومر



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری