امروز: شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۱۳ ذو القعدة ۱۴۴۱ قمری و ۰۴ ژوئیه ۲۰۲۰ میلادی
پنج شنبه, ۰۵ تیر ۱۳۹۹ ۱۳:۴۸
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

دوگانگی های وجودی انسان و فرض های اساسی فروم

دوگانگی های وجودی انسان و فرض های اساسی فروم
به گزارشتمیم نیوز

اساسی ترین فرض فروم این است که شخصیت فرد را فقط می توان با در نظر داشتن تاریخ انسان شناخت. بحث وضعیت انسان باید قبل از شخصیت واقع شود و روان شناسی باید بر اساس برداشت انسان شناختی- فلسفی از وجود انسان استوار باشد.

فروم معتقد بود انسان ها، برخلاف سایر حیوانات، از وحدت پیش از تاریخ با طبیعت دل کنده اند. آنها هیچ غریزه نیرومندی برای سازگار شدن با دنیای متغیر ندارند، در عوص آنها قابلیت استدلال کردن را فراگرفته اند، حالتی که فروم آن را تنگنای انسان نامید.

انسان ها به این دلیل دچار این تنگنای اساسی می شوند که از طبیعت جدا شده اند و با این حال، توانایی آن را دارند که از خودشان و وجود منزوی شان آگاه باشند، بنابراین توانایی استدلال کردن انسان هم نعمت است هم اسباب بدبختی.

این توانایی از یک سو امکان زنده ماندن را به افراد می دهد، اما از سوی دیگر آنها را وادار می سازد بکوشند دوگانگی های حل نشدنی اساسی را حل کنند. فروم اینها را دوگانگی های وجودی، نامید، زیرادر عمق وجود انسان ریشه دارند. انسان ها نمی توانند از این دوگانگی های وجودی خلاص شوند آنها فقط می توانند متناسب با فرهنگ و شخصیت فردی شان به این دوگانگی ها واکنش نشان دهند.

اولین و اساسی ترین دوگانگی، دوگانگی بین زندگی و مرگ است. خودآگاهی و منطق به انسان ها می گوید که آنها خواهند مرد، اما آنها می کوشند این دوگانگی را با فرض کرن زندگی پس از مرگ نفی کنند، تلاشی که واقعیت منتهی شدن زندگی به مرگ را تغییر نمی دهد.

دومین دوگانگی وجودی این است که انسان ها قادرند هدف خودپرورانی کامل را مجسم کنند اما در عین حال می دانند که زندگی برای رسیدن به این هدف خیلی کوتاه است. فقط در صورتی که فراخنای عمر فرد به اندازه فراخنای بنی آدم بود، او می توانست در رشد انسان که در جریان تاریخ روی می دهد، مشارکت کند. برخی افراد سعی می کنند این دوگانگی را با فرض کردن این موضوع حل کنند که دوره تاریخی آنها به پیشرفت های بشریت مفتخر است در حالی که سایرین تداوم رشد بعد از مرگ را فرض می کنند.

سومین دوگانگی وجودی این است که انسان ها در نهایت تنها هستند، با این حال نمی توانند این انزوا را تحمل کنند. آنها از خودشان به عنوان افراد مجزا آگاه اند و در عین حال معتقدند خوشبختی آنها به متحد شدن با انسان های هم قطارشان بستگی دارد. اگر چه افراد نمی توانند مساله تنهایی در برابر اتحاد را به طور کامل حل کنند اما باید در این راستا تلاش کنند یا اینکه خطر دیوانگی را بپذیرند.

 

بیشتر بخوانیم:

روان شناسی هورنای



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری