امروز: یکشنبه, ۰۴ آبان ۱۳۹۹ برابر با ۰۸ ربيع الأول ۱۴۴۲ قمری و ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰ میلادی
شنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ ۱۳:۲۷
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

اپیکوریان؛ اتم گرایان متاخر| بخش اول

اپیکوریان؛ اتم گرایان متاخر| بخش اول
به گزارشتمیم نیوز

خط فلسفه مادی و طبیعی که با ایونیان آغاز گشت و در اتم گرایی با لوکیپوس و دموکریتوس گسترش یافت توسط اپیکور و مکتب او تکمیل شد. عمر کوتاه اپیکور از شش سال بعد از مرگ افلاطون تا 55 سال بعد از مرگ ارسطو و اسکندر دوام یافت.

اپیکورگرایی تا زمان ما به دو معنا شهرت یافته است. در میان عوام مساوی با حس گرایی، تساهل عمدی در خوشی های ناهنجار، تسلیم به خواهش های نفسانی.
خوش گذران، شخصی علاقمند به خوراک، شراب و جز آنهاست. این به درستی در مورد مکتب هدونیسم یا لذت گرایی صادق است که موسس آن آریستیپوس کورنایی است نه آموزه های اپیکوروس تاریخی.

در نقابی دیگر اپیکورگرایی مساوی با آتئیسم یا خداناباوری است. تنفر یهودیان متعصب برای آموزش های رافضی اپیکور به اصطلاح خاخامی برای اپیکوری مرتد ثبت شده است. این نیز نیمی از حقیقت است.
اپیکورگرایان چونان ماتریالیست ها، به نامیرایی نقس چه پیش از زندگی یا پس از مرگ و قدرت خدایی مهربان و عادل را باور ندارند، ولی آنان خداناباور نبودند.

آنان تعلیم می دادند که خدایان وجود دارند اما در فضاهای میان جهان ها سکونت دارند، به خودشان مشغول اند و به امور انسان ها کاری ندارند. اما این برکنار دانستن خدایان از جهان ما کافی بود که مُهر بی دینی را در دیدگان یهودیان و مسیحیان به آن بزند.

اپیکور فرهیخته ای آشنا با تمامی سیر پیشین تفکر یونانی بود. او فلسفه اش را بر اتم گرایی لوکیپوس و دموکریتوس استوار ساخت. اما زمانی به ماتریالیسم اتمی رسید که فلسفه مزبور انتقاد های ایده آلیست های کلاسیک را نسبت به خود گذرانده بود و او ناگزیر به بازنگری مواضع اتم گرایانه در پرتو این انتقادها و نیز همراه با بنیان کن شدن تغییرات در زندگی یونانی در طی پیشینه اش شد.

بازسازی اتم گرایی توسط او با پذیرش مواضع اساسی آن آغاز شد که در دوازده اصل بنیادی تدوین گشت:

1-    ماده آفرینش ناپذیر است.
2-    ماده نابودی ناپذیر است.
3-    عالم عبارت است از اجسام جامد و خلأ است.
4-    اجسام جامد اعم از بسیط و مرکب است.
5-    جرم اتم ها نامتناهی است.
6-    خلأ به لحاظ وسعت نامتناهی است.
7-    اتم ها همواره در حرکت اند.
8-    سرعت حرکت یکنواخت است.
9-    حرکت در فضا طولی و خطی است، در محیط ها ارتعاشی است.
10-     اتم ها در هر نقطه در زمان و مکان قادر به انحراف جزئی اند.
11-     اتم ها دارای سه کیفیت اند: وزن، شکل و اندازه
12-    شمارگان شکل هی متفاوت نامحدود نیست، صرفاً شماره ناپذیر است.

در این گزاره ها اپیکور بنیادهای فیزیکی نگرش ماتریالیستی جهان را که پیشگامان او ابداع کردند سامان مند نمود. او به خلاف دموکریتوس به اتم ها وزن اساسی داد، طوری که به نظر او آنها به پایین فرو می بارند و می گفت که شکل های آنها محدودند.
اما نکته اصلی که او بر آن از پیشینیان خود به لحاظ نظری منحرف شد، فرضیه او انحراف کوچک اما خودبه خودی از خط عمودی در فروباریدن بود.

دموکریتوس هیچ جایی برای بخت و اتفاق در جهان شناسی و در جامعه شناسی و در اخلاقش نگذارده بود. در شاکله او عالم  اتم ها به طور عمودی از راه فضای خالی فرو می بارند. جهان و همه چیزها را در آن با برخوردها و ترکیب هاشان به وجود می آورند.
او بدین گونه نظریه ای اکیداً علیت گرایانه از عالم ترسیم کرده بود که در آن هر حادثه ای برآیند ضرورت اکید است و هیچ چیز به طور اتفاقی و گزینشی در زندگی انسان روی نمی دهد.

ایپکور انحراف از خط عمودی در خود طبیعت اتم ها و حرکت نشیبای آنها قائل شد. این به دو منظور به کار آمد. نخست در فیزیک، امکان درگیری اتم هایی پیدا شد که به طریق دیگری در خطوط موازی فرو می بارند و هرگز برای تشکیل اجسام مرکب تلاقی نمی کنند، او به این چونان دفاعی از فیزیک دموکریتوس نگریست. دوم در اخلاق، بشریت را از قید زنجیر نامتناهی و گریزناپذیر علیت فیزیکی رها کرد و آزادی گزینش را ممکن ساخت.

به گفته مارکس: انحراف اپیکوری اتم کل ساختار درونی قلمرو اتم ها را تغییر داد زیرا از رهگذر آن تعیّن شکلی اعتبار یافت و تضاد ذاتی در مفهوم اتم تحقق پذیرفت. بنابراین ایکور نخستین کسی بود که ماهیت رفع را هر چند تنها به شکل حسی خود درک کرد در حالی که دموکریت فقط وجود مادی آن را می شناخت. همین است که ما نیز اشکال انضمامی تر دفع را که از سوی اپیکور به کار گرفته شده می یابیم. در حیطه سیاسی میثاق و در عرصه اجتماعی دوستی است که به مثابه برترین خیر ستوده می شود.

علل این نوآوری فقط سرشتی نظری نداشت بلکه ریشه در موقعیت تاریخی تغییر یافته داشت. ضرورت و اتفاق به صورتی عضوانی جنبه های به هم پیوسته واقعیت اند. یونانیان از آنها به دو شکل نماد ساخته بودند: یکی که Anamke یا ضرورت، نیروی کور خوانده می شد؛ دیگری tyche یا بخت و اتفاق. هر دو این ها شکل هایی اسطوره ای بودند که جنبه های متفاوت واقعیت را منعکس می نمودند و به صورت موضوع های مورد پرستش آیین ها درآمدند.

ضرورت بر جهان حکم می راند یا اتفاق؟

این دو سوی موقعیت واحد یا قطب های مخالف پنداشت واحد، با هم هستند. چگونه انتخاب میان آنها باید صورت گیرد؟ در کرنش به شرایط اجتماعی و نیازهای طبقاتی خاص که حداکثر فشار را بر فیلسوف معین وارد می آورد، این یا آن قطب مسلط انگاشته می شد.

اپیکور در دوره ای می زیست که شهر-دولت از هم پاشیده بود، افراد از روابط و همبستگی هاشان در خرده اجتماع رها شده بودند، امپراتوری اسکندرانی جهانی نوین، شهر-دولت ها را پشت سر نهاده بود و انواع تازه ای از روابط میان افراد و جامعه پیرامون آن ایجاد کرده بود.

اتم گرایی اپیکوریان درصدد بود که این شرایط نوین را به حساب آورد و مبنایی عقلانی برای مقاصد اجتماعی نوین پیدا کند. بنابراین فلسفه طبیعی آنان به اخلاق شان نزدیک شده بود.
برای مثال پنداشت تضادآمیز طبیعت و وظایف خدایان و رویکرد دوسویه نسبت به آنها از سویه نسبت به آنها از سوی ایکوریان بازتاب گرایش ها و مطالبات تضادآمیز ناشی از موقعیت بینابینی خود آنها در ساختار اجتماعی بود.

اپیکوریان می خواستند انسان ها را از سلطه خدایان و ترس از آنها خلاص کنند و برای محو دخالت مستبدانه نیروهای فراطبیعی در طبیعت و جامعه می جنگیدند. هدف آنان این بود که اندیشه های انسان ها را از خرافات رها سازند و با کاربست دین چونان وسیله انقیاد توده ها به حاکمیت اشراف ضربه بزنند.

این آنان را به تنفر از حافظان ایده آلیست اولیگارشی و مدافعان سنتی انجمن های دینی سوق می داد. در عین حال بر این باور بودند که آدمیان می توانند در آیین پرستش رسمی شان شرکت کنند ولی هر نوع ترس از آنان بی جاست و نیز هر کوششی برای به دست آوردن لطف و التفات آنان با قربانی کردن بی مورد است.

در حالی که ایده آلیست هایی چون افلاطون از خود کفایی شهر-دولت دفاع می کردند، اپیکوریان بیش از هر چیز خودکفایی فرد را موعظه می نمودند. انسان خردمند و شاد از زندگی عمومی کناره می جوید، در امور سیاسی دخالت نمی کند، بلکه به پرورش باغ خود می پردازد. این موضوع گزینش سنجیده در چالش با اجبار از بیرون بود.

این حکم الگویی کلی برای پنداشت آنان از اتم، خدایان و زندگی نیک فراهم کرد. اتم هایی که عناصر عالم را تشکیل می دادند فعال و رخنه ناپذیر بودند. بدین سان اپیکور با اقتباس از دموکریتوس، تمامی پدیده ها را با مفاهیم مکانیکی توضیح می داد. هر توسل و مراجعه به خدایان را زائد و غیرضروری نشان می داد. خدایان نیز به یکسان عاطل و به یکدیگر یا به بشریت بی علاقه بودند. آنان در فضاهای میان جهان ها سکونت داشتند و مسئول آنچه در زمین اتفاق می افتاد نبودند. آنان نیز ترکیبی از اتم ها بودند، موجوداتی جسمانی به شکل انسانی اما بزرگتر. آنها به لحاظ سرشت نامیرا نبودند گرچه مانند انسان ها می توانستند با مراقبت از خود نامیرایی کسب کنند و نیکبختی را حفظ نمایند. به نظر وی نفس نیز همچون بدن مرکب از اتم هاست.

«نیکبختی خدایان اپیکوری عبارت بود از سهم بزرگ مصونیت از مسئولیت ها. از این لحاظ آنان شبیه حضرات مرفه و فراغ بال بودند که برای آنان همه اشتغال های دنیایی پست و کثیف می نمود».

خودکفایی اتم ها و انحراف در حرکت آنها، خونسردی خدایان و کوشش برای کسب سعادت ابدی فقط برای خودشان، مکمل متناسبی برای خودکفایی فرد و آرمان های زندگی مورد توصیه اپیکور بود.

ادامه دارد ...

 

بیشتر بخوانیم:

اپیکوریان؛ اتم گرایان متاخر| بخش دوم

پارمنیدس و درک مفهوم مقوله های هستی، نیستی و شدن

اقتدار و بی دولتی- آشنایی با آنارشیسم و بررسی نظریه هابز و لاک



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری