امروز: جمعه, ۰۳ بهمن ۱۳۹۹ برابر با ۰۹ جمادى الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۲ ژانویه ۲۰۲۱ میلادی
دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۹ ۱۲:۲۲
۴
PNAZAR
نسخه چاپی

خشونت کلامی در اینستاگرام|تعاریف و نظریه ها

خشونت کلامی در اینستاگرام|تعاریف و نظریه ها
به گزارشتمیم نیوز

اینستاگرام یک شبکه اجتماعی اینترنتی است که کاربرد آن اشتراک گذاری عکس و ویدئو است. دنبال کردن صفحات کاربران مختلف در سراسر دنیا و تعامل با آنها از خدماتی است که این شبکه اجتماعی به صورت رایگان به کاربران خود ارائه می دهد. آمارها نشان میدهد که اینستاگرام در سالهای اخیر از محبوبیت رو به رشدی برخوردار شده و از این منظر، از بسیاری از شبکه های اجتماعی مشابه خود نظیر فیس بوک پیشی گرفته است.

به طور کلی در شبکه های اجتماعی مجازی امکان برقراری ارتباط با افرادی که تا پیش از این، دور از دسترس بودند فراهم شده است. پرطرفدار بودن صفحات بازیگران و خوانندگان ایرانی و داشتن فالوئر یا دنبال کننده های میلیونی در اینستاگرام صحت این مساله را تایید می کند. این موضوع نشان دهنده جذابیت نزدیک شدن به افراد مشهور و دیدن تصاویری از زندگی روزمره آنها برای مردم عادی است.

ارتباطی دو سویه، در فضایی آزاد با کسانی که پیش از این نزدیک شدن به آنها نه تنها کار آسانی نبود بلکه در خیلی از موارد غیرممکن به نظر می رسید، اما آنچه در این مدت به عنوان پدیده ای نوظهور در فضای مجازی رواج یافته است، خشونت کلامی است. این پدیده زمانی جالب تر می شود که خشونت کلامی در فضای مجازی نه تنها در اختلافات شخصی بلکه بیشتر علیه کسانی استفاده می شود که پیش از این به عنوان چهره های محبوب جامعه شناخته می شدند.

هر چند این اتفاق محدود به صفحات سلبریتی ها نیست و شامل کسانی می شود که به هر دلیل صفحاتی با دنبال کنندگان زیاد دارند اما وسعت حضور گروه شهرت مخصوصاً هنرمندان در آنها درخور توجه است. پیش از این آنچه بدیهی به نظر می رسید طرفداری از یک فرد مشهور و محبوب بود اما شبکه های اجتماعی فضای جدیدی برای گروهی ایجاد کرده است که پیش از این صداهای شان شنیده نمی شد. گویی شبکه های اجتماعی عرصه ای برای تقابل های خشونت آمیز شده است.

خشونت کلامی

خشونت کلامی یکی از انواع خشونت است که گاه از آن با عنوان پرخاشگری نیز یاد می شود. این در حالی است که از دید برخی روانشناسان، پرخاشگری کلامی یکی از گونه های پرخاشگری است و با خشونت تفاوت هایی دارد.

مگارژی و هاکانسون، محققان حوزه خشونت و پرخاشگری معتقدند که خشونت آن گونه که در افکار عمومی تصور می شود، فقط محدود به خشونت و تعرضات فیزیکی و بدنی نیست. اکثر مردم کتک زدن و زخمی کردن و درگیری های فیزیکی را به عنوان مظهر  خشونت معنا می کنند در حالی که دامنه تعریف و وجوه عینی خشونت لایه های گسترده تری از رفتارهای انسانی را در بر می گیرد، که از جمله لایه های زیرین خشونت، خشونت کلامی است.

خشونت ابتدا در ذهن شکل می گیرد و بر اساس گفتمان فرهنگی جامعه بنیان نهاده می شود. در واقع روش های خشونت ورزی را باید در ساختار فیزیکی-فرهنگی جامعه جست و جو کرد. امروزه اگر چه به دلایل فرهنگی، خشونت فیزیکی کمتر از گذشته به چشم می خورد اما خشونت های روانی-کلامی همواره در ساختار فرهنگی جامعه پنهان مانده است و قربانیان زیادی می گیرد.
عده ای هدف از خشونت را آسیب رساندن به دیگری می دانند که برای این نیت ابزار متفاوتی وجود دارد. برخی برای تعریف خشونت کلامی از مصادیق عینی آن  مانند انتقاد تند و یا غر زدن نام می برند.

در تعریفی مختصر می توان گفت که خشونت کلامی می تواند شامل تحقیر، اهانت، دشنام یا تلاش برای آسیب جسمی باشد. در هر مورد هدف آسیب رساندن، یعنی نوعی درد و رنج فیزیکی یا روانی است. خشونت را میتوان به مثابه تجلی افراطی و شدید خشم و عصبانیت به صورت احساسی و یا کلامی در نظر گرفت. عنصر ذاتی خشونت را پرخاشگری شکل می دهد که می توان آن را به عنوان واکنش ارادی یک فرد یا گروه در تحمیل و وارد ساختن درد و رنج به افراد دیگر دانست.

خشونت کلامی یکی از انواع خشونت است حتی می تواند به خشونت فیزیکی منجر شود که البته شیوه و ابزار آن برای اعمال فشار و آسیب رساندن با خشونت فیزیکی تفاوت دارد. این گونه از خشونت با بهره گیری از ابزار زبان آسیبی ورای فشار جسمانی به قربانی خود وارد می کند و در درجه اول، بازی با روان و خدشه وارد کردن به وجهه او را مدنظر دارد. البته طبق دیدگاه بسیاری از روان شناسان آلام این خشونت که عمدتاً در مدت زمان بیشتری اعمال می شود کمتر از خشونت بدنی نیست و اصولاً مقایسه این دو کار آسانی نیست اما هر دو بر فرد و جامعه آثار سوئی برجای می گذارند.

در واقع آسیب روانی ناشی از خشونت کلامی می تواند در دراز مدت در برخی از افراد سبب بروز بیماری های جسمانی و یابیماریهای روان تنی گردد و با خشونت فیزیکی در بعضی از افراد می تواند سبب ابتلا به بیماری و اختلال های روانی شود که این پروسه از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

آنجا که سخن از پرخاشگری کلامی به عنوان یکی از انواع پرخاشگری به میان می آید، یکی از نخستین شیوه ها یا مصادیق آن که به ذهن متبادر می شود، بی ادبی است. بی  ادبی صفتی است که همراه با انسان در فضاهای گوناگون نفوذ کرده است. در واقع هر جا ردی از انسان یافت می شود، ردپایی از خصایص او نظیر ادب و بی ادبی نیز به چشم می خورد.

یکی از انواع خشونت کلامی که در دسته بی ادبی کلامی دسته بندی می شود ناسزا است. هر ناسزا مجتمع از روانی آسیب دیده و آسیب زا از اوهام، تعارضات، امیال، رازها، ادراکات، احساسات و هیجان هایی است که در رفتار، حالات و گفتار ناسزاگو طنین می اندازد. نمودهای ناسزا کنایه ها، تشبیه ها، ایما و اشاره های حسی-حرکتی، نفرین ها، تیکه ها، سرزنش ها، تحقیرها، بدگویی ها یا همه این ها هستند که یک جا و با هم برون فکنی، برون نمایی،درون فکنی و درون نمایی می شوند که جملگی در زمره خشونت کلامی دسته بندی می شوند.

خشونت کلامی امروزه همراه انسان وارد فضای مجازی شده است تا جایی که واژه هایی تحصصی در ارتباط با آن وارد فرهنگ اصطلاحات رایانه و اینترنت شده است. از مهم ترین آنها اوباش اینترنتی یا ترول و همچنین پیام های آتشین است.
ترول در گفتمان اینترنتی به افرادی گفته می شود که با رفتار مخرب در فضای وب به دنبال جلب نظر کاربران، ایجاد تشنج و بیان مطالب محرک و توهین آمیز هستند.

اوباشگر اینترنتی فردی است که در اتاق های گفتگو، تالارها، وب نوشت ها یا تارنماهای کاربر محور پیام هایی ارسال می کند که حاوی مطالب ناراحت کننده یا جنجال برانگیز است. در حالی که در یک جمع اینترنتی کاربرانی با حسن نیت بحثی را دنبال می کنند، اوباش اینترنتی با تحریک سایرین و با پیش کشیدن بحث های نامربوط یا توهین آمیز، به دنبال مطرح کردن خود و متشنج کردن فضای گفتگو است.

اطلاق اوباش اینترنتی به یک کاربر بعضاً ممکن است امری نسبی باشد. در این موارد معمولاً موضوع به اختلاف نظر میان افراد و لحن گوینده برمیگردد. در عمده فعالیت ترول ها خشونت کلامی دیده می شود. آنان اغلب بدین وسیله سعی در تحریک دیگر کاربران و یا منحرف کردن بحث دارند. پای این دست کاربران اجتماعی اینترنتی نظیر فیس بوک و اینستاگرام نیز باز شده است و در آنجا نیز از طریق ایجاد صفحات تقلبی و بی نام و نشان به فعالیت های مخرب خود ادامه میدهند.

قصد یک اوباش اینترنتی تنها ایجاد تشنج و تحریک سایرین برای جلب توجه است، نه ایجاد بحث سازنده. پیام های آتشین نیز دسته ای از پیام ها هستند که در گفتگوهای اینترنتی میان کاربران رد و بدل می شوند و حاوی واژه های تهاجمی  است و به منظور برهم زدن بحث و گفتگو بیان می شوند. شاید بتوان گفت ترول ها گاه از این پیام ها برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند.

هویت در فضای مجازی

هویت اجتماعی به معنای ویژگی هایی است که از طرف دیگران به یک فرد نسبت داده می شود. این ویژگی ها را می توان نشانه هاییی تلقی کرد که نشان میدهند هر شخص معینی، اساساً چه کسی است. در عین حال، این ویژگی ها شخص یاد شده را به افراد دیگری مربوط می کنند که همین خصوصیات و کیفیات را دارند. همچنین هویت های اجتماعی بعد جمعی دارند.
اگر هویت های اجتماعی نشان دهنده شیوه های همسانی افراد بادیگران هستند، هویت شخصی، ما را به عنوان افرادی جدا و مجزا از یکدیگر متمایز می کند. هویت  شخصی به معنای رشد و تکوین شخصی است که از طریق آن ما معنای یگانه و منحصر به فردی از خویشتن مان و مناسبت مان با جهان پیرامون خود خلق می کنیم.

اینترنت دارایی قابلیتی است که به واسطه آن افراد می تواند خودهای جدیدی را در دنیاهای جدید بسازند. این امور ممکن است در دنیای مادی اصلاً وجود خارجی نداشته باشند یا فرد به زعم خودش قادر به دستیابی به آن نباشد. این ها استفاده از فضای مجازی را برای کاربران جذاب تر می کنند. بدین ترتیب وب به مکانی برای معرفی و نمایش شخصیت فرد تبدیل می شود. البته قضیه به همین جا ختم نمی شود، زیرا امکان دارد که تصویر ارائه شده از سوی یک فرد بر روی وب توسط دیگران به صورت هایی غیر از شکل موردنظر وی تفسیر شود.

حتی امکان معرفی خود در سایت های مختلف به صورت های گوناگون وجود دارد، به طوری که بتوانند در جریان ارتباط گیری هویت الکترونیک چندگانه ای برای خود بسازند و هر بار خود را به یک صورت نشان دهند. تلویزیون و سایر رسانه ها فاقد این ویژگی خاص فضای مجازی اند.

در مجموع هویت اینترنتی با هویت مجازی با دیدگاه های متعارف درباره هویت جور نیست. دیدگاه های متعارف درباره هویت به دنبال کلیت سازی درباره مفهوم هویت و یکپارچه نشان دادن آن هستند و تاثیر کلی آن را بر فرد در نظر می گیرند، اما با این اوصاف در فضای مجازی استفاده از چنین تعاریفی برای هویت دشوار می شود و با گسترده تر شدن مرزهای هویتی، مرزبندی هویت واقعی و تخیلی در اینترنت مخدوش می شود.

می توان گفت هویت آفلاین ما با خود آنلاین ما در جامعه گره خورده است. هویت آنلاین و آفلاین ما عملاً با یکدیگر مشابه اند و معمولاً یکسری عکس، ویدیو و نوشته هایی به روز می شوند که برپایه تجربیات زندگی واقعی و داستان های خیالی حمایت می شوند.

سلبریتی

سلبریتی واژه ای انگلیسی است و در فارسی به معنای شخص نامدار و معروف، عضو صنوف ممتاز اجتماع، ستاره یا شخصیت برتر جماعت به کار می رود. این کلمه عموماً به ستارگان ورزشی و هنرمندان، خصوصاً سوپراستارهای سینما اطلاق می شود زیرا این دو گروه معمولاً بیش از سایر گروه های شهرت دیده می شوند و شناخته شده هستند.

اخبار مربوط به سلبریتی ها برای مردم از جذابیت زیادی برخوردار است. آنها این اخبار را ازطریق رسانه ها دنبال می کنند و دوست دارند از زندگی خصوصی و حرفه ای ستاره ها باخبر باشند. با همه گیر شدن فضای مجازی و شبکه های اجتماعی اینترنتی و حضور سلبریتی ها در این فضا ارتباط میان آنها و مردم تنگاتنگ تر شده و به مرور شکل ارتباط دستخوش تغییراتی شده است.

لاینز؛ کلنز، فریسر و براون اظهار می کنند که علیرغم چشم پوشی دیرینه جامعه شناسی نسبت به موضوع سلبریتی، در متون کلاسیک بذرهایی از توجه به موضوع دیده می شود. مفاهیم طبقه و منزلت وبر، به علاوه توجه او به کاریزمای فردی به عنوان منبع قدرت، همگی واجد کاربردهای امروزی از موضوع سلبریتی است. سلبریتی محل لبریز شدن کاریزما در جامعه معاصر است.

سلبریتی ها از بازیگران و ورزشکاران حقیقتاً با استعداد تا یک سوپر مدل بی مانند زیبا، تا یک ثروتمند فتوژنیک همه و همه افراد مشهوری هستند که کاریزماتیک و جذابند. در واقع دارای صفاتی هستند که وبر به عنوان منبع بالقوه اعمال قدرت و اعمال آن بر دیگران شناسایی کرد.

سلبریتی ها تاثیر اجتماعی بر مخاطبان خود را به شیوه های غیرمعمول و ماهرانه ای اعمال می کنند، آنچه که وبر ابزارهای هم زمخت و هم لطیف می نامد. یکی از موضوعات مورد توجه در کارهای جامعه شناختی و علوم اجتماعی درباره شهرت و سلبریتی، آسیب شناسی است. محققان، نظریه پردازان و منتقدان اجتماعی تمایل دارند تا از این پیش فرض آغاز کنند که شهرت و سلبریتی در تمامی اشکالش، بد، فاصد و به عبارت دیگر تحقیرشدنی است.

این روزها رابطه ای خاص میان سلبریتی ها و رسانه های اجتماعی شکل گرفته است. این افراد می توانند در وب سایت هایی نظیر فیس بوک، توییتر و یوتیوب اطلاعات و تصاویری از خود و فعالیت های شان را اراده دهند. آنان از این طریق می توانند بدون نیاز به تلویزیون و یا حامیان تجاری خود با طرفدارانشان ارتباط برقرار کنند. نمی توان منکر شد که همین ارتباط ریشه در شهرت آنان دارد که پیش از این به صورت سنتی ایجاد شده است.

نظریه نمایشی

گافمن، وجهه را یک ارزش اجتماعی مثبت می داند که فرد برای خود قائل می شود و انتظار دارد دیگران در تعاملات اجتماعی آن را به رسمیت بشناسند. این مفهوم در نظریه ادب و بی ادبی نیز همان گونه که مدنظر گافمن است مطرح می شود و از این رو شرح آن از منظر گافمن لازم به نظر میرسد.

اروینگ گافمن، از نظریه پردازان مبحث تعامل گرایی است و نظریه های او بیشتر به ارتباط رودررو و گفتگوهای روزمره می پردازد اما ظرفیت آن را دارد که در حوزه تعاملات رسانه ای نیز از آن استفاده شود. گافمن در کتاب معرفی خود در زندگی روزمره، معرفی خود را شیوه ای می داند که افراد و گروه ها برای عمل کردن و بیان معرفی خودشان به دیگران به کار می گیرند. انسان ها ذاتاً خواهان دوست داشتن و دوست داشته شدن هستند. به علاوه وقتی یک فرد یا بازیگر، نقشی را برای مخاطب در مواقع متفاوت بازی می کند، احتمالاً نوعی روابط اجتماعی را شکل می دهد. در واقع هنگامی که فرد در حضور دیگران به اجرای نقشی که او در برابر تماشاگران اجرا می نماید، بسیار بیشتر از سایر رفتارهای او، ارزش های مقبول اجتماعی را بازنمایی می کند. به همان اندازه که یک نقش ارزش های مقبول و جاافتاده جامعه را به نمایش می گذارد، می توان آن را نوعی آیین و مناسک یعنی بازسازی و باز تایید نمایشی ارزش های خلاقی جامعه دانست.

آنچه گافمن به عنوان ظاهرسازی از آن یاد می کند همان وجهه ای است که فرد تمایل دارد نزد دیگران برای خود بسازد تا از این پس با آن شناخته شود. در صفحات مجازی نیز افراد با قرار دادن پُست، خود را در معرض دید قرار می دهند و وجوهی از شخصیت شان را که مایل اند عمومی شود به نمایش در می آورند. سلبریتی های هنری نیز از این قاعده مستثنی نیستند، آنان با قرار دادن تصاویر و متن های مورد نظرشان در صفحه اینستاگرام خود به عنوان یک رسانه شخصی، سعی در برقراری ارتباط و نمود خود در میان دنبال کنندگان شان دارند.

میروویتز همچنین از گافمن نقل می کند که رفتار افراد، یک منطقه پشت صحنه و یک منطقه جلوی صحنه دارد و هر فرد سعی می کند که در منطقه جلو، یعنی در حضور دیگران به بهترین شکل نقشش را ایفا کند و تصویری ایده آل از خود ارائه دهد. صفحه اینستاگرام یک سلبریتی و نمایشی که او از خود در قالب پست هایش ارائه می دهد همان منطقه جلوی صحنه است که او تمایل دارد از طریق آن وجهه مطلوب و مورد احترامش را به دنبال کنندگان نشان دهد و قاعدتاً در پی پذیرش آن از سوی دیگران است.

نظریه ادب و بی ادبی کلامی

براون و لوینسون نظریه ادب را با استفاده از مفهوم وجهه که از سوی گافمن مطرح شده بود تبیین نمودند. بر این اساس معتقد بودند که رفتار مودبانه رفتاری است که در جهت حفظ وجهه مثبت یا منفی مخاطب بکوشد. آنان وجهه مثبت را به صورت تمایل به دوست داشته شدن، تحسین شدن و دریافت موافقت دیگران و وجهه منفی را به صورت تمایل افراد به تحمیل نشدن چیزی به ایشان بازتعریف کردند.

ادب را می توان به مزنله مفهومی ثابت، همچون رفتار اجتماعی مودبانه یا آداب معاشرت در نظر گرفت. همچنین می توان برای رفتار مودبانه در تعامل اجتماعی یک فرهنگ خاص، اصول کلی گوناگونی را شناسایی کرد. بعضی از این اصول کلی عبارتند از: با تدبیر بودن، با گذشت بودن، با حیا بودن و حس همدردی نسبت به دیگران.

نداشت صراحت لهجه می تواند صورتی از ادب باشد. ادب نظامی از روابط بین فردی به هدف تسهیل تعامل است که از طریق به حداقل رساندن برخورد و رویارویی که جز ماهیت کلیه تبادلات انسانی است صورت می پذیرد.

از آن سو وجهه مفهومی است که با خجالت و تحقیر ارتباط دارد، بنابراین وجهه چیزی است که به لحاظ احساسی روی آن سرمایه گذاری می شود و می تواند از دست برود، حفظ یا تقویت شود و برای تمام این ها نیاز دارد که دائماً در تعامل قرار گیرد. به طور کلی افراد به دلیل آسیب پذیری متقابل وجهه در تعامل، برای حفظ آن با یکدیگر همکاری می کنند. این بدین معناست که به طور معمول افراد می توانند انتظار داشته باشند که در صورتی که در حفظ وجهه دیگران بکوشند، دیگران نیز وجهه آنان را حفظ خواهند کرد. در غیر این صورت با تهدید وجهه خود، معمولاً به تهدید وجهه طرف مقابل می پردازند.

همانگونه که گفته شد وجهه ممکن است تهدید شود و یا از دست برود، اعمالی که به وجهه آسیب می زنند نیازمند تعدیل و اصلاح هستند. در واقع وقتی گوینده متوجه می شود که ادب را نقش کرده و به وجهه طرف مقابل آسیب زده است می تواند به کمک راهبردهای ادب که در نظریه براون و لوینسون مطرح شد، عمل خود را جبران نماید.

بیان اشکار یکی ازاین راهبردها است و زمانی از آن یاد می شود که طرفین گفتگو بدانند که گوینده با چه هدفی عمل تهدید کننده وجهه را انجام داده است. ادب مثبت، راهبرد بعدی است که مواردی مانند توجه به علایق و خواسته های مخاطب، افزودن بر علاقه و رغبت، پرهیز از مخالفت و جستن توافق، ایجاد و ادعای زمینه مشترک با مخاطب و خوش بین بودن را شامل می شود.

دیگر راهبرد ادب از نگاه این دو پژوهشگر، ادب منفی است که به بیان غیر مستقیم، به بدبین بودن، عذرخواهی و احترام گذاشتن اشاره دارد و راهبرد آخرین بیان مبهم است که اشاره کردن، کم گویی، اغراق، همان گویی، استفاده از تعارض، سربسته صحبت کردن، تعمیم بیش از حد و بیان ناقص را در بر می گیرد.

نظریه بی ادلی کالپپر مانند نظریه ادب براون و لوینسون از پنج راهبرد تشکیل شده است که عبارتند از: بی ادبی آشکار، بی ادبی مثبت، بی ادبی منفی، طعنه و خودداری از نشان دادن ادب. عبارت بی ادبی آشکار زمانی به کار می رود که وجهه در خطر زیادی است و نیز در جایی که گوینده قصد دارد به وجهه شنونده یا مخاطب حمله کند. بی ادبی مثبت شامل نادیده گرفتن، بی اعتنایی، نشان ندادن علاقه، توجه و همدردی، استفاده از نشانگرهای هویتی نامناسب و زبان سری و مبهم، به دنبال عدم توافق بودن، باعث ناراحتی و ناآرامی دیگران شدن، به کار بردن واژه های تابو، نام گذاشتن بر مخاطب و غیره است.

بی ادبی منفی نیز مواردی نظیر ترساندن، تحقیر کردن، خوار شمردن، مسخره کردن، تجاوز به حریم دیگران، به وضوح دیگری را با ویژگی های منفی همراه کردن، منت گذاشتن و غیره است. طعنه هم به معنای ادب ساختگی است که هدف آن ناهماهنگی اجتماعی باشد و خودداری از ادب به سکوت کردن در جایی که عمل مودبانه مورد انتظار، ضروری و یا اجباری است گفته می شود. در کانت های آتشین که در فضای اینستاگران ارسال می شود مصادیق ذکر شده قابل شناسایی اند.

رویکرد ناقص در ارتباطات رایانه- واسط

رویکرد ناقص نامی است که به مجموع مدل های ارتباط و تکنولوژی اطلاق می شود و فرض اصلی آنان این است که ارتباط تکنولوژی-واسط به ویژه ارتباط رایانه واسط یا سی ام سی که اغلب متکی به متن است، از کیفیت ارتباط چهره به چهره بی بهره است.

مدل حضور اجتماعی: حضور اجتماعی به سطوح تماس میان فردی و احساس صمیمیتی که در ارتباط تجربه می شود، بازمیگردد. حضور اجتماعی از طریق سرنخ های بصری مانند بیانات چهره ای، ژست ها و تماس چشمی منتقل می شود. اشکال متفاوت ارتباط از سطوح مختلفی از حضور اجتماعی برخوردار هستند. سی ام سی متن محور به دلیل فقدان سرنخ های دیداری در سطوح پایین قرار دارد. در شبکه های اجتماعی مجازی که نوعی از ارتباط تکنولوژی واسط هستند، این فقدان سرنخ کمتر از ارتباط ایمیلی است اما در کامنت ها، نظر دهنده فاقد حضور اجتماعی و سرنخ های مرتبط با آن است و با ارتباط چهره به چهره قابل مقایسه نیست.

مدل فاقد سرنخ: فاقد سرنخ بودن، غیاب تمام سرنخ های غیرکلامی برای مثال ژست ها، بیانات چهره ای، طنین صدا و نشانه ای هویتی مانند پایگاه اجتماعی، نقش های شغلی، سن و جنسیت است. معمولاً این سرنخ ها و نشانه ها بخشی از اطلاعات احساسی و اجتماعی را انتقال می دهند و این طریقی است که مرم اصلی گفتگو و شخصی که با آن صحبت می کنند، هدایت می شوند.
ارتباط بدون سرنخ های دیداری و فرازبانی جنبه مثبت و منفی دارد، وجه مثبت آن این است که پایگاه اجتماعی و ظاهر فیزیکی تاثیر کمتری بر ارتباط دارند و جنبه منفی آن ارتباط خودسرانه است. در ارتباطی که در یک شبکه اجتماعی نظیر اینستاگرام نیز برقرار می شود بسیاری از کاربران می توانند با این امکان به صورت ناشناس و یا با هویتی ساختگی به فعالیت بپردازند و از بسیاری از محدودیت های ناشی از هویت حقیقی خود رهایی یابند. فاقد سرنخ بودن یکی از سه مدل اصلی است که در رویکرد ناقص در حوزه ارتباطات رایانه محور مطرح شده است.

 

بیشتر بخوانیم:

خشونت کلامی در اینستاگرام|مضامین فراگیر

خشونت کلامی در اینستاگرام|اهرم فشار جنسی



+ 4
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری