امروز: چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۱۹ رجب ۱۴۴۲ قمری و ۰۳ مارس ۲۰۲۱ میلادی
شنبه, ۰۱ آذر ۱۳۹۹ ۱۱:۰۳
۳
PNAZAR
نسخه چاپی

خشونت کلامی در اینستاگرام|مضامین فراگیر

خشونت کلامی در اینستاگرام|مضامین فراگیر
به گزارشتمیم نیوز

خشونت کلامی برپایه زندگی شخصی هنرمند نخستین مضمون فراگیری است که وجود دارد. برخی کامنت ها با محتوای مضامین پایه ای همچون هوچی گری، خیانت، کینه داشتن، سنگدلی، بی انصافی و ضعیف بودن هستند. برای نمونه در یک کامنت در زیر پست یک مجری-بازیگر مرد درج شده، نوشته شده است: خیلی مردی ولی حیف به زنت خیانت کردی اگه نمی کردی یدونه بودی! تصویری که این کامنت زیر آن ثبت شده است عکس قسمت جدید برنامه تلویزیونی این سلبریتی است و ظاهراً هیچ ارتباطی میان آن و اظهارنظر درج شده وجود ندارد. این مورد و نمونه های دیگر نشان میدهند که لزوماً میان کامنت آزاردهنده و پست رابطه مستقیمی وجود ندارد. در واقع کامنت آتشین الزاماً مربوط به یک پست جنجالی نیست.

در همین نمونه ذکر شده کاربر با بیانی طعنه آمیز و سرزنش کننده درباره زندگی زناشویی سلبریتی و اختلافات شخصی او، ابراز اطلاع و عقیده می کند، اتهام خیانت به سلبریتی مضمون بارز این کامنت است. در نمونه دیگر ذیل پست یک خواننده که در آن درباره همکارانش بدون آوردن نام انتقاد کرده است، کامنت های حاوی خشونت کلامی مشاهده شد که یکی از آنان می گوید: دنبال دعوا میگردی یا تنت میخاره چاقوکش فرهنگی!

در این کامنت خواننده مورد نظر به صورت ضمنی متهم به هوچی گری شده است. نمونه های بیان شده نشان می دهند که مضامین پایه در این بخش، مضمون سازمان دهنده ای با عنوان اختلافات شخصی دارند. در این گروه از کامنت ها کاربران با دست گذاشتن روی اختلافات شخصی هنرمند که گاه به صورت علنی از طریق رسانه ها عنوان شده اند و یا حتی در هاله ای از ابهام چون شایعه هستنند، سعی در آزار و یا تحت فشار قراردادن هنرمند به دلایل گوناگون دارند.

مشاهده شد که این اختلافات شخصی گاه در محیط حرفه ای و با همکاران، مسئولین و مدیران است و گاه با وستان و خانواده که هرکدام از آنها مضامین گوناگونی را شامل می شوند یعنی در بطن خود مضامین پایه متفاوت اما نزدیک به هم دارند.

ازدواج، جدایی و تجرد جزو مضامین سازمان دهنده دیگری هستند. برای مثال ازدواج از مضامین پایه ای همچون: تحقیر همسر سلبریتی، بی لیاقتی نسبت به همسر، تعدد ازدواج و مخفی کردن ازدواج در کامنت ها استخراج شده است. در واقع جان کلام و تم اصلی تمام کامنت هایی که با بیانی آزار دهنده در مورد تاهل سلبریتی به بحث، مجادله و یا تمسخر و تحقیر می پردازند، ازدواج است. موضوعی که کاملاً به زندگی خصوصی سلبریتی ارتباط دارد نه آن وجهی که به واسطه آن به شهرت رسیده است.

درواقع مضامین سازمان دهنده بر مدار اختلافات شخصی، ازدواج، جدایی، تجرد، اعضای خانواده و سبک زندگی هنرمند می گردد. افراد با دستمایه قرار دادن یکی از این موارد و از طریق مصادیق گوناگون به طرح خشونت کلامی می پردازند.

سومین مضمون سازمان دهنده جدایی است. مضامین پایه ای همچون تعمیم شکست در زندگی مشترک و طلاق به همه هنرمندان، مقصر دانستن سلبریتی در جدایی و حکم صادر کردن برای او، پرسش مکرر درباره تصمیم جدایی و جستجوی علت آن، در کامنت ها مشاهده شد.

محور همه این کامنت ها جدایی است. جمله هایی که با کلماتی نظیر همه بازیگرها... آغاز می شوند سعی در تعمیم دادن یک ویژگی به قشر خاص و البته جمع بستن آنها دارد. برای مثال در بسیاری از کامنت ها، با تحقیر فرد، ازدواج و انتخاب او به عنوان همسر را از سر شانس و اقبال تفسیر می کنند و او را به دلایل مختلف از جمله ویژگی های ظاهری و مالی نسبت به همسرش بی لیاقت معرفی می کنند.

در این نمونه از خشونت کلامی، گوینده با هدف قرار دادن همسر فرد مورد نظر در خشونت مستتر و یا آشکار در کلامش، دست کم دو نفر را هدف قرار می دهد. همچنین مشاهده شد که در تعدادی از کامنت های این بخش از ناسزاهای تشبیهی برای تحقیر و تمسخر همسر استفاده شده بود.

تشبیه کردن انسان به حیوان، گیاه و جمادات و غیره می توان بار منفی و توهین آمیز داشته باشد که نمونه های آن را در کامنت های سلبریتی ها می بینیم. این ناسزاها که اغلب در پی تمسک به ویژگی های ظاهری فرد بیان می شود  او را به حیوان، گیاه یا شیء شبیه می داند که در فرهنگ ما توهین آمیز و موجب خنده تلقی می شود و وجهه فرد را نزد دیگران خدشه دار می کند. هر چند در این دسته بندی تمسخر ظاهر و چهره مطرح است.

خشونت کلامی با مضمون سازمان دهنده ظاهر مورد دیگری است که با بیانی تند و تمسخرآمیز، بدن، ژست و پوشش سلبریتی مورد حمله قرار می گیرد. خشم از این جنبه خصوصی زندگی سلبریتی چه از سر
حقیقت و چه احساس حسادت باشد، نوعی فرافکنی است.

تجرد مضمون سازمان دهنده دیگری است که از آن برای خشونت ورزی کلامی در کامنت ها بهره گرفته شده است. اساساً خانواده تعلقی است که می تواند برای امتیازدهی و یا سلب امتیاز از شخص مورد استفاده قرار گیرد. به ویژه در فرهنگی مانند فرهنگ ایرانی که در آن خانواده جایگاه رفیع و اهمیت بالایی دارد به همین دلیل اهمیت، تشکیل خانواده همان قدر می تواند فرد را تحت فشار قرار  دهد که تجرد در سن بالا، مساله ای که از منظر دین اسلام و عرف ما مذموم شمرده می شود.

از این رو می تواند به عنوان نقطه ضعف، مستمسکی برای تحت فشار قرار دادن فرد و آسیب زدن به وجهه او باشد، در برخی از کامنت ها با این مضمون، سلبریتی های زن و مرد به نحوی مورد هجمه حرف ها و کنایه های ناخوشایند قرار می گیرند. در این مورد مردان بیشتر به عدم مسئولیت پذیری، بی بندوباری و خوش گذرانی متهم می شوند و بانوان در این مورد بیشتر تحقیر می شوند.

برای مثال در کامنت ها این زنان هستند که به دلیل تنها بودن و آنچه انتخاب نشدن عنوان شمرده می شود مورد تمسخر قرار میگیرند و با کنایه مطرح می شود که زنان برای پیدا کردن همسر تلاش بسیاری می کنند اما نتوانسته اند موفق باشند.
این کامنت ها نشان می دهد که پرخاشگران، تجرد این افراد را نقطه ضعف شان محسوب می کنند و یا دست کم آن را اهرمی برای فشار آوردن به سلبریتی و قدرت نمایی خود می دانند.

مضمون سازمان دهنده دیگری که از برخی کامنت ها استخراج شده ، تم نزدیکان است. در این مورد فرد به طرق گوناگون از اعضای خانواه و نزدیکان مخاطب موردنظرش در جهت تاثیرگذاری بیشتر خشونت کلامی استفاده می کند. در این اقدام نیز خشونت کلامی همچنان از زندگی شخصی هنرمند بهره می برد. در این کامنت ها جامعه هدف خشونت کلامی، خانواده فرد و فعالیت های آن ها می باشد.

در ششمین دسته، مضمون سازمان دهنده آنها سبک زندگی سلبریتی است. مقصود کامنت هایی است که مضمون پایه آن ها تمسخر سبک زندگی و اعمالی همچون کافه گردی، نگهداری از حیوان خانگی و شرکت فعال و مداوم در مراسم های مختلف نظیر افتتاح یک برند، جشنواره ها و غیره است. وقتی این بخش از زندگی سلبریتی مضمون خشونت کلامی علیه اوست می توان گفت که این بخش نیز حاوی مضمون فراگیر زندگی شخصی است.

مضمون دیگر، سواد و آگاهی است، که از مضامین پایه ای چون کتابخوانی، سطح تحصیلات، تحصیلات مرتبط و اطلاعات عمومی انتزاع شده است. در کامنت هایی که چنین مضامینی دارند بازیگر یا خواننده به دلیل آنچه بی سوادی خوانده می شود مورد استهزا و هجمه قرار می گیرد. این دسته از اظهارنظرها یا بر اساس واقعیت هستند، (برای مثال اطلاعات ناکافی و یا غلط بازیگر در مورد سینما در یک مصاحبه تلویزیونی) یا بدون استناد و تخیلی؛ هر چه باشد بیان چنین اظهارنظرهایی با زبانی تلخ، مصداق بارز خشونت کلامی محسوب می شود.

به طور کلی با نگاه به مضامین به دست آمده این نتیجه حاصل می شود که اولین مضمون فراگیر خشونت کلامی در کامنت ها، زندگی شخصی سلبریتی است. در این دسته از کامنت ها تم اصلی و پرتکرار پیام های آتشین در اظهارنظرها به طور کلی زندگی شخصی هنرمند است و اغلب حاوی این پیام است که وجوه مختلف زندگی شخصی و خصوصی خواننده و یا بازیگر، نقاط ضعف بسیاری داری که باید مردم این تکه از زندگی او را نیز ببینند و حق اظهارنظر درباره آن را دارند. حال آنکه برخی از سلبریتی ها از به اشتراک گذاری لحظات خصوصی زندگی خود خودداری می کنند اما مشاهده شده که این برخورد نیز تفاوت چندانی در اظهارنظرهای پرخاشگرانه ندارد زیرا حواشی یا شایعه ها پیرامون سلبریتی اغلب راهی برای درز کردن دارند.

در گروهی از کامنت ها که با خشونت کلامی همراه بود، مضمون فراگیر و مشترک قومیت استخراج می شود. در این دسته از اظهارنظرها، اصل و نسب هنرمند به عنوان نقطه ضعف شناخته می شود که می توان با آن، به تحقیر و تمسخر فرد پرداخت. اینکه هنرمند به صورت رسمی اعلام کرده باشد متعلق به کدام قوم و ملت است برای اظهارنظر کنندگان کافی است تا آن ها شخص مورد نظر را به یک قوم و ملت منتسب کنند، به او برچسب بزنند و گویی همین انتساب برای تحت فشار قرار دادن، کنایه و یا حتی توهین و تحقیر او کافی است.

مضمون سازمان دهنده تم فراگیر قومیت بر مدار تحقیر و تمسخر به صرف انتساب و زیر سایه تفکرات قالبی پیرامون اقوام و اصالت ها میگردد. پرخاشگران کلامی خشم خود را با دست مایه قرار دادن ریشه و نسب هنرمند به او اعلام می کنند و دلیل عدم موفقیت، نازیبایی و دیگر ناکامی هایش را به همین پس زمینه قومی نسبت می دهند. بیگانه بودن و نداشتن خون ایرانی دستمایه ای است که از آن برای تحت فشار قرار دادن و زیر سوال بردن وجهه سلبریتی استفاده می کنند.

مضامین این چنینی وقتی زیر یک مطلب درباره ایران و یا مشارکت سیاسی بیان می شوند اساس تفکر و ریشه های سلبریتی را نزد دیگر دنبال کنندگان نیز دچار خدشه می کنند. مضمون یافت شده در برخی کامنت ها ریشه در تفکرات قالبی تاریخی و گاه منعکس شده در جوک های قومیتی دارد و از نگاه قالبی، دسته بندی کردن آدم ها و امتیازدهی به آنان بر اساس اصالت شان سرچشمه می گیرد.

بخشی از خشونت های کلامی، مضامین تحقیرآمیز دارند و بازیگر را در رده بازیگران فیلم های تجاری خطاب و او را فاقد دانش بازیگری، بینش و آگاهی مورد نیاز برای یک هنرمند توصیف می کنند، موفقیت او را وابسته به خانواده، پول و صرف ظاهری زیبا عنوان می کنند. این موارد را می توان در یک مضمون فراگیر جستجو کرد و آن جایگاه و مقام حرفه ای هنرمند است. برخی اظهارنظرکنندگان از شرایط کاری و جایگاه هنرمند در حرفه اش برای حمله کردن به او استفاده می کنند.

از مضامین سازمان دهنده این مضمون، تمسخر درجه کیفی آثاری است که هنرمند به عنوان بازیگر  در آنها حضور دارد و یا به عنوان خواننده آن را منتشر کرده است. اثر هنرمند منفک از او نیست و گاه می توان دستاویزی باشد که از آن برای تمسخر و تحقیر او و مخدوش کردن وجهه و اعتبار هنری اش در نزد مردم و مخاطبان استفاده می شود.
مضامین فراگیر این مضمون سازمان دهنده، مواردی چون حضور بازیگر در فیلم های ویدیویی یا سریال های رده ب و ج تلویزیونی است. همچنین مقایسه با همکاران از دیگر مضامین پایه ای این مورد است.

دیگر مضمون سازمان دهنده برای این مضمون پایه، هنرمند نبودن است. پرکاری، مقایسه تحقیرآمیز با دیگر هنرمندان، حضور در عرصه هنر صرفاً به واسطه زیبایی و مطرح شدن به دلیل باندبازی و تمسخر شیوه و سبک هنری، مضامین فراگیر این دست از کامنت هاست.

چهارمین مضمون فراگیر، مضمون سیاست و امور مرتبط با آن از نگاه عامه است. در پیام های آتشین کاربران، نظراتی خشونت آمیز مبتنی بر سیاست  و گرایش های سیاسی وجود دارد. ترول ها و یا دنبال کنندگان عادی، گاه اختلاف سلیقه و تفاوت گرایش های سیاسی گرداننده صفحه را محکی برای شروع بحث و جدد هایی می دانند که در آن می توان به طرف مقابل و گروه سیاسی اش بتازند. به نظر می رسد این درگیری های لفظی در فضای مجازی در رویدادهایی نظیر انتخابات، انقلاب، سالگرد حوادث تاریخی و غیره بیشتر خودنمایی می کند.

نخستین مضمون نهفته در این تم، انتساب به جریان قدرت است که در واقع کامنت هایی را شامل می شود که در آن هنرمند با مضامین پایه ای همچون مردمی نبودن، بهره مندی از مواهب قدرت و عامل حکومت بودن متهم می شود که وابسته به قدرت و حکومت است و فعالیت های حرفه ای و اجتماعی او همه در همین راستا است.

برای مثال حضور هنرمند در مراسمات دولتی، پست کردن تصاویری از سیاستمداران از جمله مواردی است که به بالا رفتن تعداد کامنت های حاوی خشونت کلامی مبتنی بر سیاست منجر می شود. هرچند نمونه هایی از این دست اظهارنظرها در پست هایی غیر مرتبط به چشم می خورد. برای مثال در کامنت هایی با این مضامین، صاحب صفحه را فردی ترسو و یا مزدبگیر خطاب می کنند که در بزنگاه هایی نظیر انتخابات در جهت منافع خود برای منافع برخی نهادها یا کانون های قدرت تبلیغ می کند.

در برخی موارد کامنت ها به خودی خود مذموم یا آزاردهنده نیستند اما باید توجه داشت که مضامین ذکر شده صرفاً جان کلام است و می تواند با شیوه های کنایی، تمسخر، تهدید و تحقیر از مصادیق بارز خشونت کلامی باشد.

برای مثال منتسب کردن یک شخص به حزب، جریان یا یک گروه خاص سیاسی به خودی خود نمی تواند آزار دهنده باشد اما زمانی که این امر به گونه ای خاص بیان می شود، به عنوان یک نقطه ضعف محسوب می شود و در زمره خشونت کلامی مبتنی بر سیاست قرار می گیرد، همچون وقتی که یک سلبریتی به دلیل پست یک تصویر با یک مقام اصلاح طلب و یا اصولگرا مورد هجمه قرار می گیرد و با عناوینی مانند بازیچه اصلاح طلبان خوانده می شود.

مضمون سازمان دهنده بعدی، سیاست گریزی است. مجموعه ای از کامنت هاف سلبریتی را به دلیل عدم فعالیت سیاسی اش سرزنش می کنند و او را جاهل به سیاست، بی سواد و بی توجه به رویدادهایی می دانند که به نوعی به سیاست یا امور سیاسی مرتبط است. اظهارنظرکنندگان این دسته از کامنت ها مشارکت سیاسی و اعلام نظرات سیاسی از سوی سلبریتی را نشانه هنرمند واقعی بودن می دانند. کسی که نسبت به رخدادهای سیاسی جامعه خود حساس است و هنر را صرفاً برای هنر نمی خواهد بلکه با مردم و خواسته های سیاسی آنان همگام است و دارای بصیرت و بینش سیاسی است.

این برداشت هنرمند را با گذاشتن یک پست، فعال سیاسی به شمار می آورد اما در تقابل با دو نگاه پیشین قرار دارد. در واقع به نظر می رسد سلبریتی چه در امور مبتنی بر سیاست فعال باشد و چه نباشد، کامنت های پرخاشگرانه و یا آتشین دریافت خواهد کرد.

مضون دیگر آسایش و رفاه است، یعنی خشونت کلامی مبتنی بر این ویژگی شکل می گیرد. این مضمون دو جنبه  دارد که در قالب دو مضمون سازمان دهنده در امنت ها یافت شد. مضمون سازمان دهنده نخست، سویه اقتصادی دارد و کنایه ای است از اختلاف طبقاتی و فاصله رفاهی که نظر دهنده میان خود و به طور کلی مردم با هنرمند احساس می کنند. کامنت گذار با کلامی تند و آزاردهنده در قالب کنایه و یا بیان مستقیم سعی بر القای این باور دارد که گرداننده صفحه فردی ثروتمند و مرفه است و نمی تواند شرایط اقتصادی مردم را درک کند. نقطه اشتراک این باور چه درست و چه غلط آن است که خانواده ثروتمند را لازمه ورود به حرفه های هنری نظیر بازیگری و خوانندگی می دانند و یا ثروت هنرمند را بادآورده و ناشی از درآمدهای بی حساب و کتاب در عرصه هایی نظیر سینما می شمارند.

مضامین فراگیر این گروه از کامنت ها به درآمد بالا، بی حساب و بی زحمت، ثروت خانوادگی، قدرت خرید بالا و بهره مندی از امکانات لوکس رفاهی اشاره دارد. این طعنه ها که درآمد بازیگر را بی زحمت و حرفه اش را بی ارزش می انگارند خلاف هدفی است که احتمالاً هنرمند برای حضور در شبکه های اجتماعی و نمایش و تثبیت وجهه مثبت خود برگزیده است. در این شبکه ها اغلب افراد به دنبال ارائه تصویری مثبت از خود و جذب فالوئر هستند و بازیگران به واسطه حرفه ای که دارند به دنبال جذب مخاطب بیشتر و راضی نگه داشتن آنان هستند.

از این رو صفحات عمومی این اشخاص به واسطه حرفه و شهرت ناشی از آن است که کاربران زیادی را جذب می کند. حال در مقابل چنین نگاهی کسانی هستند که همین حرفه و شهرت را با بیانی خشونت بار زیر سوال می برند و وجهه طرف مقابل را به آن مفهوم که در نظریه گافمن و ادب کلانی مطرح شده است، خدشه دار می کنند.

مضامین اقتصادی در کنار مضامین جنسی جز موثرترین و پرتکرارترین انواع خشونت کلامی است. موثرترین به همان معنایی است که ترلو عنوان می کند و آن را کامل ترین گونه پرخاشگری و پیام های آتشین درفضای مجازی می داند، دسته ای که دریافت کننده پیام نیز آن را توهین آمیز تلقی می کند و آزرده خاطر می شود. این مهم را از طریق پاسخ های مکرر هنرمندان به این گروه از کامنت ها می توان رؤیت کرد که اصولا از طریق پستی مجزا به اشتراک گذاشته می شود. هنرمند در این گونه پست ها به دنبال محکوم کردن رفتار پرخاشگران و معرفی آنهاست و ضمناً سعی دارد با تبرئه خود، خویش را جزئی از مردم و با همان دغدغه ها معرفی کند.

کامنت هایی که تفاوت های زن و مرد را دستمایه خشونت کلامی قرار می دهند دارای نگاه جنسیتی هستند. در داده های مورد بررسی، این اظهارنظرها دارای دو مضمون سازمان ذهنده تحقیر جنس زن و توهین به مردان هستند و مضامین پایه ای همچون اتهام بی دست و پایی، تفاوت گذاشتن میان بهره هوشی زنان و مردان با لحن ناخوشایند، برچسب زنی به یک جنس و مواردی از این دست را در برمیگرند.

در خشونت کلامی با مضمون فراگیر جنسی، دو مضمون سازمان دهنده ناسزای جنسی و ابراز نامتعارف تمایلات جنسی دیده می شود که مضمون پایه دسته اول توهین جنسی به خود فرد، اعضای خانواده او و همچنین به فضای کسب و کار و زندگی اوست. این توهین ها معمولاً در زمره آزادهنده ترین نمونه های خشونت کلامی و مصداق عبور از خط قرمز در بیشتر فرهنگ ها به شمار می رود. این کلام اگر رنگ و بوی توهین و تحقیر نیز به خود بگیرد موجب آزار روحی گیرنده پیام و احساس حقارت، شرم و گاه خشم متقابل می شود، خصوصاً وقتی که اعضای خانواده را نشانه بگیرد.

آنچه در فرهنگ ما غیرت نامیده می شود و تاختن به آن آزاردهنده، توهین آمیز و سزاوار پاسخ دانسته می شود در فضای مجازی راحت تر مورد هجمه قرار می گیرد زیرا به سبب گمنامی نه بیم شناخته شدن و بی آبرویی گوینده می رود و نه برچسب بی ادبی. گیرنده این پیام آتشین نیز دستش برای تلافی نسبتاً کوتاه است، خصوصاً اگر شخص مشهوری باشد و از  واکنش احساسی، بروز علنی خشم و مقابله به مثل به سبب عواقبش بپرهیزد و واهمه داشته باشد. این شرایط می تواند گاه درجه تاثیر کلام هایی این چنین را عمیق تر کند.

مضامین سازمان دهنده دسته دوم ک به ابراز تمایلات جنسی می شود مضامینی همچون ابراز علاقه همراه با بی ادبی کلامی جنسی و ابراز تمایلات بیمارگونه جنسی را دربرمیگیرند. ابراز تمایلات جنسی با هر مضمون در محیط های عمومی از نظر فرهنگ ما مذموم و آزاردهنده شمرده می شود. در فضای اینستاگرام به عنوان یک شبکه اجتماعی محبوب، بیان اظهار کلامی این گونه تمایلات می تواند مشابه متلک های جنسی باشد.

انتقال این کلام ها به فضای مجازی، خصوصاً اگر توهین آمیز و بیمارگونه باشد جزء مصادیق خشونت کلامی است و نوعی ایجاد مزاحمت و آزار رسانی تلقی می شود. این دسته از مضامین بیشتر در ارتباط با بانوان دیده شدند. حتی در بررسی مشاهده شد که در صفحه هنرمندان آقا نیز، این  الفاظ بیشتر در رابطه با اعضای مونث خانواده او به کار برده می شوند.

آنچنان که پولاک در سفرنامه خود می گوید در ایران معمولاً هدف از ناسزا خود شخص نیست بلکه خانواده او به خصوص پدر، مادر و یا قبور گذشتگان است زیرا بر حسب مفهومی که زندگی خانوادگی دارد، فحش به خانواده بسی ناگوارتر از دشنام به خود مخاطب است. او ادامه می دهد که اغلب فحش هایی که برای زنان به کار می رود، رکیک است و حتی این کلمات گاهی از دهان کودکان خارج میشود که معنی آن را نمی دانند. این پیشینه نشان میدهد که این دسته از خشونت ها و یا بی ادبی های کلامی در فرهنگ ناسزای ایرانی ریشه دار است و گمان می رود به سبب درگیر کردن خانواه، تاثیر آن بر ناسزا شنیده، بیش از سایر موارد است.

در دسته ای دیگر از کامنت ها، خشونت کلامی بر پایه اعتقادات، ادعاها و ارزش های مذهبی دین و با مضامین سازمان دهنده ای همچون حجاب و بجا آوردن فرایض دینی است که اغلب به مضامین فراگیری همچون بی دینی اشاره دارد. در واقع در این دست از کامنت ها، دنبال کنندگان دست روی مضامینی می گذارند که به نوعی به مذهب مرتبط است و فرد را به بی دینی و انجام ندادن فرایض و مناسک دینی متهم می کنند و آن را به هنرمندان تعمیم می دهند. بر چسب زنی مخصوصاً برچسب منفی ضمن ایجاد مخاطره برای وجهه، از انواع خشونت کلامی و دارای عوارض ناشی از آن برای شنونده است.

دغدغه اجتماعی، فرهنگی و شهروندی مضمون دیگری است که معمولاً این گونه دغدغه ها از طریق تصاویر و نوشته هایی در صفحه شخصی هنرمند بازنمایی می شود.

مضمون سازمان دهنده و پرتکرار این تم، بیانی کنایه آمیز نسبت به اینگونه دغدغه ها است و نمونه های دیگری از مضامین فراگیر این دغدغه ها مواردی همچون حمایت از حیوانات، محیط زیست، ترنس ها،  برگزاری کنسرت و دفاع از حقوق زنان است. کامنت های مناهی آمیز نشان می دهد که کاربران معترض و البته بیشتر پرخاشگر فاصله عمیقی میان خود و سلبریتی احساس می کنند. پرخاشگران دغدغه های سلبریتی ها را شعارهایی از سر شکم سیری می دانند که ربطی به مسائل و مشکلات روز مردم ندارند و نیاز امروز مردم و در اندازه مختصات فرهنگی و اجتماعی حامعه ایران نیستند.

چنین بر می آید که پرخاشگران قصد دارند این شکاف مفروض را یادآوری کنند. آنها با برهان و یا بدون آوردن هیچ گونه دلیلی به کنایه و تمسخر این دغدغه ها می پردازند و هنرمند را نه آنچنان که می نماید بلکه ریاکار و روشنفکرنما خطاب می کنند. در واقع مضمون نهفته را باید در شکافی جستجو کرد که در اظهارنظرهای پرخاشگرانه نهفته است.

 

بیشتر بخوانیم:

خشونت کلامی در اینستاگرام|تعاریف و نظریه ها

خشونت کلامی در اینستاگرام|اهرم فشار جنسی



+ 3
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.