امروز: دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۳ قمری و ۱۸ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی
چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ ۱۱:۳۰
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

زندگی نامه آلبرت بندورا؛ روانشناسی ثمره یک رویارویی تصادفی

زندگی نامه آلبرت بندورا؛ روانشناسی ثمره یک رویارویی تصادفی
به گزارشتمیم نیوز

آلبرت بندورا اهل کاناداست اما زندگی حرفه ای خود را در ایالات متحده سپری کرده است. او در 4 دسامبر 1925 در ماندیر، شهر کوچکی واقع در جلگه های آلبرتای شمالی به دنیا آمد. بندورا  تنها پسر یک خانواده که پنج خواهر بزرگتر از خودش دارد، توسط خواهرانش ترغیب شد مستقل و به خودش متکی باشد.

او همچنین در مدرسه کوچک شهر که تعداد کمی معلم و امکانات ناچیز داشت، خودگردانی را یاد گرفت. دبیرستان او فقط دو معلم داشت که تمام درس ها را تدریس می کردند. در چنین محیطی، ابتکار عمل به دانش آموزان واگذار شده بود و این موقعیت کاملا مناسب دانشمند باهوشی چون بندورا بود.

بندورا بعد از فارغ التحصیلی از دبیرستان، تابستان را در یوکون گذراند و روی بزرگراه آلاسکا کار کرد که در زمان جنگ جهانی دوم ساخته شد و ایالات متحده را به قلمرو آلاسکا متصل کرد.

تجربه بندورا او را با انواع کارگران هم قطار آشنا کرد که بسیاری از آنها به درجات مختلف، دچار بیماری روانی بودند. با اینکه این مشاهدات علاقه به روان شناسی بالینی را در او برانگیخت، اما تا زمانی که وارد دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور شد، تصمیم نداشت روان شناس شود.

بندورا به ریچارد ایوانس گفت که تصمیم او برای روان شناس شدن کاملاً تصادفی یعنی در نتیجه یک رویداد غیرمنتظره بود. زمانی که بندورا در کالج بود با دانشجویان مهندسی که سحرخیز بودند، به دانشگاه رفت و آمد میکرد. او به جای این که در این ساعات اولیه صبح وقت خود را تلف کند، تصمیم گرفت در کلاس روان شناسی که تصادفاً در آن زمان برگزار می شد، شرکت کند.

این کلاس برای او جالب بود و سرانجام تصمیم گرفت به رشته روان شناسی وارد شود. بندورا بعدها رویدادهای غیرمنتظره مانند رفت و آمد به دانشگاه با دانشجویان سحرخیز را از عوامل تاثیرگذار مهم در زندگی افراد در نظر گرفت.

بندورا بعد از فقط 3 سال از دانشگاه بریتیش کلمبیا فارغ التحصیل شد و به دنبال برنامه فوق لیسانس در روان شناسی بالینی گشت که پایه نظریه یادگیری محکمی داشته باشد. استاد راهنمای او دانشگاه آیووا را توصیه کرد، از این بندورا کانادا را به مقصد ایالات متحده ترک کرد.

بندورا دوره فوق لیسانس را در سال 1951 و دکتری در روان شناسی بالینی را سال بعد کامل کرد. بعد او یک سال را در ویچیتا برای تکمیل کردن انترنی در مرکز راهنمایی ویچیتا سپری کرد و در سال 1953 به اعضای هیئت علمی دانشگاه استنفورد پیوست و انتظار داشت 1 سال در آنجا بنماند اما تا کنون در آنجا مانده است.

زمانی که بندورا هنوز دانشجوی دوره فوق لیسانس بود یک رویارویی تصادفی داشت که روند زندگی او را تغییر داد. رویارویی های تصادفی مانند رویدادهای غیرمنتظرهف توسط اکثر نظریه پردازان شخصیت نادیده گرفته شده اند و این در حالی است که اغلب افراد می دانند که تجربیات برنامه ریزی نشده ای داشتهاند که زندگی آنها را خیلی عوض کرده اند.

در مورد بندورا یک تکلیف مطالعه کسالت آور سرانجام او را به سمت ملاقات تصادفی با همسر آینده اش کشاند. بندورا و دوستش که از تکالیف دانشگاه خسته شده بودند، تصمیم گرفتند گلف بازی کنند. این بازیکنان تصادفاً متوجه شدند که پشت سر دو خانم گلف باز بازی می کنند. طولی نکشید که این دو بازیکن چهار نفره شدند. بنابراین آلبرت بندورا به طور تصادفی با ویرجینیا وارنس (جینی) آشنا شد. این زوج دو دختر به نام های ماری و کارل دارند.

اغلب آثار اولیه بندورا در زمینه روان شناسی بالینی بودند و عمدتا به روان درمانی و آزمون رورشاخ مربوط می شدند. بعداً در سال 1958 او با همکاری اولین دانشجوی دکترای خود، ریچارد اچ.والترز مقاله ای را در زمینه بزهکاران پرخاشگر منتشر کرد. سال بعد کتاب آنها به عنوان پرخاشگری نوجوان منتشر شد.

بندورا از آن به بعد، به انتشار کتاب هایی در زمینه های مختلف و اغلب با همکاری دانشجویان فوق لیسانس به بالای خود ادامه داد. معروف ترین کتاب های او عبارتند از : نظریه یادگیری اجتماعی، مبانی اجتماعی تفکر و عمل، کارآیی شخصی: اعمال کنترل.

بندورا ده ها پست در جوامع علمی معتبر داشته است که این موارد از جمله آنها هستند: ریاست انجمن روان شناسی آمریکا در سال 1974، ریاست انجمن روان شناسی غرب در سال 1980 و ریاست افتخاری انجمن روان شناسی کانادا در سال 1999.

علاوه بر این او افتخارات و جوایز متعددی کسب کرده است که بورس تحقیقاتی گاگنهایم در سال 1972 جایزه خدمات برجسته علمی از بخش 12 ،بالینی، انجمن روان شناسی آمریکا در همان سال و جایزه معتبر خدمات برجسته علمی از انجمن روان شناسی آمریکا در سال 1980 از آن جمله اند.

او در سال 1980 به عنوان عضو شورای مدیران آکادمی هنر و علوم آمریکا انتخاب شد، او جایزه خدمات برجسته علمی از انجمن بین المللی ویژه پژوهش درباره پرخاشگری، جایزه ویلیان جیمز علوم روان شناختی آمریکا با دستاوردهای برجسته در علم روان شناسی و جایزه رابرت ثرندایک برای خدمات برجسته روان شناسی به آموزش و پرورش از انجمن روان شناسی آمریکا را نیز دریافت کرده است.

بندورا همچنین برای ریاست آکادمی هنرها و علوم آمریکا و انستیتوی پزشکی آکادمی ملی علوم انتخاب شد و مقان استادی علوم اجتماعی در روان شناسی دیوید استار جردن را در دانشگاه استنفورد به دست آورد.

 

بیشتر بخوانیم:

 زندگینامه کارل گوستاو یونگ

زندگی نامه ابوسعید ابوالخیر

 زندگی نامه ریموند بی.کتل

 سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار

 زندگی نامه اریک اریکسون



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.