امروز: شنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۹ ربيع الآخر ۱۴۴۳ قمری و ۰۴ دسامبر ۲۰۲۱ میلادی
چهارشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۹ ۱۰:۲۴
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

شرح بندورا از یادگیری

شرح بندورا از یادگیری
به گزارشتمیم نیوز

بندورا دو نوع یادگیری را مشخص کرد: مشاهده ای و فعال

گرچه افراد می توانند از تجربه مستقیم یاد بگیرند اما بیشتر چیزهایی که آنها می آموزند از طریق مشاهده کردن دیگران اکتساب می شوند. اگر قرار بود دانش فقط از طریق پیامدهای اعمال فرد فراگیری شود، فرایند رشد شناختی و اجتماعی به مقدار زیاد عقب می افتاد.

یادگیری مشاهده ای

بندورا معتقد است مشاهده به افراد امکان می دهد بدون انجام دادن هرگونه رفتاری، یاد بگیرند. افراد پدیده های طبیعی، گیاهان، حیوانات، آبشارها، حرکت ماه و ستارگان و غیره را مشاهده می کنند اما آنچه برای نظریه اجتماعی-شناختی اهمیت خاصی دارد این فرض است که افراد از طریق مشاهده کردن رفتار دیگران یاد می گیرند.

بندورا از این نظر با اسکینر فرق دارد که معتقد بود رفتار فعال، داده اساسی برای علم روان شناسی است. بندورا از این نظر که معتقد است تقویت برای یادگیری ضرورت ندارد نیز با اسکینر تفاوت دارد. با اینکه تقویت یادگیری را تسهیل می کند اما بندورا میگوید شرط لازم برای آن نیست. افراد می توانند با مشاهده کردن الگوهایی که تقویت می شوند، یاد بگیرند.

بندورا معتقد است یادگیری مشاهده ای بسیار کارآمدتر از یادگیری از طریق تجربه مستقیم است. افراد با مشاهده کردن دیگران از دادن پاسخ های بی شماری که ممکن است تنبیه به دنبال داشته یا تقویتی در پی نداشته باشند، منصرف می شوند.

برای مثال، کودکان شخصیت هایی را در تلویزیون مشاهده می کنند و آنچه را که می شنوند یا می بینند، تکرار می کنند، لزومی ندارد که آنها رفتارهای تصادفی را اجرا کنند به این امید که برخی از آنها تقویت خواهند شد.

سرمشق گیری

اساس یادگیری مشاهده ای سرمشق گیری است. یادگیری از طریق سرمشق گیری عبارت است از اضافه کردن به رفتار مشاهده شده و کسر کردن از آن و تعمیم دادن یک رفتار مشاهده شده به موقعیت دیگر. به عبارت دیگر، سرمشق گیری فرایند شناختی را در بر دارد و صرفاً تقلید یا کپی کردن نیست.

سرمشق گیری از مطابقت دادن اعمال افراد با دیگران فراتر است و بازنمایی نمادین اطلاعات و ذخیره کردن آن برای استفاده در آینده را شامل می شود.

چند عامل تعیین می کنند که آیا فرد در موقعیتی خاص از الگو یاد خواهد گرفت: اولاً افراد از کسانی که مقام بالایی دارند، با کفایت و قدرتمند هستند بیشتر از آنهایی که مقام پایینی دارند، فاقد مهارت یا بی کفایت و ضعیف می باشند، سرمشق گیری می کنند.

ثانیاً خصوصیات مشاهده گر بر احتمال سرمشق گیری تاثیر می گذارد. افرادی که فاقد مقام، مهارت یا قدرت هستند به احتمال بیشتری سرمشق گیری می کنند. کودکان بیشتر از افراد مسن، و تازه کار ها به احتمال بیشتر از افراد با تجربه سرمشق گیری می کنند.

ثالثاً پیامدهای رفتاری که الگوبرداری می شود، می توانند بر مشاهده گر تاثیر داشته باشند. هرچه مشاهده گر برای یک رفتار ارزش بیشتری قایل باشد، به احتمال بیشتری آن رفتار را فراگیری خواهد کرد.

در ضمن زمانی که مشاهده گر می بیند الگو شدیداً تنبیه می شود، این مشاهده بر یادگیری او تاثیر می گذارد، برای مثال دیدن کسی که به خاطر دست زدن به سیم برق شوک دریافت می کند، به مشاهده کرد درس ارزشمندی می آموزد.

فرآیندهای حاکم بر یادگیری مشاهده ای

بندورا چهار فرآیند حاکم بر یادگیری مشاهده ای را مشخص کرد: توجه، بازنمایی، تولید رفتار، انگیزش.

توجه

قبل از اینکه کسی از الگو سرمشق گیری کند، باید به او توجه نماید. چه عواملی توجه را تنظیم می کنند: اولاً چون افراد فرصت های بیشتری برای مشاهده کردن کسانیدارند که اغلب با آنها در ارتباط هستند، به احتمال زیاد به آنها توجه می کنند. ثانیاً الگوهای جذاب بیشتر از الگوهایی که جذاب نیستند مورد مشاهده قرار می گیرند. معممولاً به شخصیتهای محبوب در تلویزیون، ورزش ها یا فیلم ها بیشتر توجه می شود. در ضمن ماهیت رفتاری که الگوبرداری می شود بر توجه افراد تاثیر می گذارد، آنها رفتاری را مشاهده می کنند که تصور می کنند برایشان مهم و باارزش است.

بازنمایی

برای اینکه مشاهده به الگوهای پاسخ جدید منجر شود، این الگوها باید به صورت نمادی در حافظه بازنمایی شوند. لزومی ندارد که بازنمایی نمادی کلامی باشد، زیرا برخی از مشاهدات به صورت تخیلی نگهداری می شوند و می توانند در غیاب حضور فیزیکی الگو فراخوانده شوند. این فرایند مخصوصاً در نوباوگی که مهارت های کلامی هنوز رشد نکرده اند، اهمیت دارد.

با این حال رمز گردانی کلامی به فرایند یادگیری مشاهده ای سرعت زیادی می بخشد. افراد به کمک زبان می توانند رفتارهایی را که مشاهده می کنند به صورت کلامی ارزیابی کنند و تصمیم بگیرند هر کدام را که دوست ندارند کنار بگذارند و هرکدام را دوست دارند امتحان کنند. در ضمن رمزگردانی کلامی به افراد کمک می کند رفتار را به صورت نمادی مرور ذهنی کنند، یعنی بارها به خودشان بگویند وقتی فرصتی را به دست آوردند، چگونه آن رفتار را انجام خواهند داد.

مرور ذهنی می تواند اجرای عملی پاسخ الگوبرداری شده را نیز به همراه داشته باشد و این مرور دذهنی به فرآیند یادداری کمک می کند.

تولید رفتار

بعد از اینکه افراد به الگو توجه کردند و آنچه را که دیدند به یاد سپردند، می توانند آن رفتار را تولید کنند. افراد در جریان تبدیل کردن بازنمایی های شناختی به  اعمال مناسب، باید چند سوال را درباره رفتار الگوبرداری شده از خودشان بپرسند. ابتدا آنها می پرسند: چگونه می توانم این را انجام دهم؟ بعد از اینکه پاسخ های مربوط را به صورت نمادی مرور کردند، رفتار جدید را امتحان می کنند. آنها در حین انجام دادن، با این سوال که آیا این رفتار را درست انجام می دهم؟ عملکردشان را ارزیابی می کنند.

پاسخ دادن به این سوال آخر همیشه آسان نیست، مخصوصاً اگر به مهارت حرکتی مانند رقص باله یا شیرچه رفتن به داخل استخر مربوط باشد که فرد نمی تواند عملاً خودش را مشاهده کند. به همین دلیل برخی ورزشکاران از دوربین های فیلمبرداری استفاده می کنند تا به کمک آنها مهارت های حرکتی خود را بهبود بخشند.

انگیزش

یادگیری مشاهده ای زمانی خیلی موثر است که یادگیرنده ها برای انجام دادن رفتار الگوبرداری شده، انگیزش داشته باشند. توجه و بازنمایی می توانند به فراگیری یادگیری منجر شوند، اما انگیزش به اجرا گذاشتن آن رفتار خاص را تسهیل میکند. با اینکه مشاهده دیگران می تواند به فرد بیاموزد چگونه کاری را انجام دهد اما آن فرد ممکن است میل به انجام دادن عمل لازم را نداشته باشد. یک نفر می تواند کسی را مشاهده کند که از اره برقی یا جاروبرقی استفاده می کند اما برای امتحان کردن این فعالیت ها انگیزه نداشته باشد.

یادگیری فعال

هر پاسخی که فرد می دهد پیامدهایی را به دنبال دارد. برخی از این پیامدها خشنود کننده هستند، برخی ناخشنود کننده و برخی دیگر اصلاً مورد توجه شناختی قرار نمی گیرند و از این رو تاثیر کمی دارند.

بندورا معتقد است رفتار پیچیده انسان زمانی می تواند آموخته شود که افراد به پیامدهای رفتارشان فکر کنند و آنها را ارزیابی نمایند.

پیامدهای پاسخ حداقل سه وظیفه دارند: اولاً پیامدهای پاسخ افراد را از تاثیر اعمال شان آگاه می کنند. افراد می توانند این اطلاعات را حفظ کنند و از آن به عنوان رهنمودی برای اعمال آینده استفاده نمایند.

ثانیاً پیامدهای پاسخ رفتار انتظاری را برانگیخته میکنند. افراد می توانند پیامدهای آینده را به صورت نمادی بازنمایی کنند و مطابق با آن عمل نمایند. آنها نه تنها از بینش، بلکه از آینده نگری برخوردارند. افراد تاثیر هوای سرد و مرطوب را پیش بینی می کنند و هر وقت می خواهند بیرون بروند، لباس مناسب می پوشند.

ثالثاً پیامدهای پاسخ ها وظیفه تقویت کردن رفتار را برعهده دارند، وظیفه ای که اسکینر و سایر نظریه پردازان تقویت آن را اثبات کرده اند. با این حال بندورا معتقد است که گرچه تقویت می تواند در مواقعی ناهشیار و خودکار باشد، اما مداخله شناختی، الگوهای رفتاری پیچیده را به مقدار زیاد تسهیل می کند.

او باور دارد که وقتی یادگیرنده به صورت شناختی در موقعیت یادگیری درگیر باشد و بداند چه رتفارهایی قبل از پاسخ های موفقیت امیز واقع می شوند، یادگیری بسیار کارآمدتر روی می دهد.

به طور خلاصه، بندورا معتقد است که رفتارهای جدید از طریق دو نوع یادگری فراگیری می شوند، یادگیری مشاهده ای و یادگیری فعال.

عنصر اصلی یادگیری مشاهده ای سرمشق گیری است که با مشااهده کردن فعالیت های مناسب، رمزگردانی درست این رویدادها برای بازنمایی در حافظه، انجام دادن رفتار و داشتن انگیزه کافی، تشهیل می شود. یادگیری فعال به افراد امکان میدهد الگوهای رفتار پیچیده را از طریق تجربه مستقیم به وسیله فکر کردن به پیامدهای رفتارشان و ارزیابی کردن آنها اکتساب کنند.

 

بیشتر بخوانیم:

 روش های درمانی فروید - تداعی آزاد و تحلیل رویا

 کاربردهای روان شناسی فردنگر

 مکانیزم های دفاعی روان کودک از دیدگاه ملانی کلین

 دوگانگی های وجودی انسان و فرض های اساسی فروم



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.