امروز: یکشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۲۷ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۰۹ مه ۲۰۲۱ میلادی
پنج شنبه, ۲۶ فروردين ۱۴۰۰ ۱۰:۴۰
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

ارزیابی نظریه بندورا و برداشت از انسان

ارزیابی نظریه بندورا و برداشت از انسان
به گزارشتمیم نیوز

سودمندی نظریه شخصیت بندورا مانند نظریه های دیگر به توانایی آن در تولید پژوهش، قرار گرفتن در معرض ابطال پذیری و سازمان دادن دانش و آگاهی بستگی دارد. علاوه بر این باید رهنمودی برای عمل کردن ارائه دهد، همسانی درونی داشته باشد و از اصل ایجاز پیروی کند. نظریه بندورا این شش ملاک را تا چه اندازه ای برآورده می سازد؟

نظریه بندورا چند هزار تحقیق به بار آورده است و بنابراین از لحاظ توانایی در تولید پژوهش بسیار بالا ارزیابی می شود. بندورا و همکارانش بیشتر این پژوهش ها را اجرا کرده اند اما پژوهشگران دیگر نیز جذب این نظریه شده اند. شاید بندورا در مقایسه با همه نظریه پردازان شخصیت، دقیق ترین نویسنده باشد. او تدوین های خود را به دقت ساخته و پرداخته کرد و فرضیه های آزمون پذیر متعددی را ساخت.

از نظر معیار ابطال پذیری ما نظریه بندورا را بالا ارزیابی میکنیم. نظریه کارآیی شخصی حاکی است که اعقتاد افراد به کارآیی شخصی شان بر روشی که برای دنبال کردن فعالیت ها انتخاب می کنند، مقدار تلاشی است که در فعالیت ها به خرج می دهند، مدت زمانی که در صورت مواجه شدن با موانع و تجربیات شکست استقامت می کنند و بهبود پذیری آنها بعد از بدبیاری ها تاثیر می گذارد.

این عبارت به چند زمینه پژوهشی اشاره دارد که می توانند به ابطال پذیری نظریه کارآیی شخصی منجر شوند.

نظریه بندورا از نظر توانایی در سازمان دادن دانش و آگاهی، بالا ارزیابی می شود. با کمک نظریه اجتماعی-شناختی می توان یافته های متعددی را که از پژوهش روان شناسی به دست آمده اند، سازمان دهی کرد.

جبرگرایی متقابل مفهوم جامعی است که توجیه متغیری را برای فراگیری اغلب رفتارهای قابل مشاهده در اختیار می گذراد. واردن کردن سه متغیر در این الگو، به نظریه بندورا بیشتر از رفتارگرایی رادیکال اسکینر که تقریباً به طور انحصاری به متغیرهای محیطی وابسته است، انعطاف پذیری می بخشد.

نظریه اجتماعی-شناختی بندورا تا چه اندازه ای عملی است؟ نظریه کارآیی شخصی رهنمودهای مفید و روشنی برای معلمان، درمانگران، والدین یا هر کس دیگری که به فراگیری و نگهداری رفتارهای جدید علاقمند است، فراهم می آورد.

نظریه بندورا علاوه بر ارائه روش هایی برای بالا بردن کارآیی شخصی و جمعی، و استفاده موثر از جانشین ها، روش هایی را در اختیار می گذارد که به کمک آنها می توان از یادگیری مشاهده ای و سرمشق گیری برای فراگیری رفتارها استفاده کرد.

آیا این نظریه از لحاظ درونی هم سان است؟ چون نظریه اجتماعی-شناختی بندورا خیلی گمانه ای نیست، همسانی درونی برجسته ای دارد. بندورا از گمانه زنی واهمه نداشت، اما هرگز از داده های تجربی که در اختیار داشت فراتر نرفت. نتیجه ان نظریه ای است که به دقت تنظیم شده، دقیقا نوشته شده و از لحاظ درونی همسان است.

آخرین ملاک نظریه مفید، ایجاز است. بار دیگر نظریه بندورا از نظر این ملاک بالا ارزیابی می شود.این نظریه ساده و روشن است و توجیهات فرضی یا موهوم در آن انباشته نشده اند.

بندورا انسان ها را به صورتی در نظر می گیرد که قابلیت دارند خیلی چیزها بشوند. ماهیت انسان با استعدادهای عظیمی مشخص می شود که می توان آنها را در محدوده زیستی با تجربه مستقیم و مشاهده های به شکل های گوناگون درآورد.

اعتقاد بندورا به اینکه افراد کاملاً شکل پذیر و انعطاف پذیر هستند به معنی آن نیست که ماهیت بنیادی ندارند. بندورا معتقد است که شکل پذیری و انعطاف پذیری ماهیت بنیادی انسان هاست. چون انسان ها برای نمادینه کردن تجربیات شان مکانیزم های نروفیزیولوژیکی را پرورش داده اند، ماهیت آنها با درجه بالایی از انعطاف پذیری مشخص می شود. افراد قابلیت آن را دارند که تجربیات گذشته را اندوخته کنند و این اطلاعات را برای تنظیم کردن اعمال آینده به کار برند.

توانایی انسان ها در استفاده از نمادها، ابزار قدرتمندی را برای شناختن و کنترل کردن محیط شان در اختیار آنها قرار می دهد و آنها را قادر می سازد بدون توسل به رفتار نابسنده کوشش و خطا، مشکلات را حل کنند، پیامدهای اعمال شان را تجسم کنند و هدف هایی را برای خودشان تعیین نمایند.

انسان ها هدف گرا هستند، موجودات هدفمندی که می توانند آینده را در نظر بگیرند و با آگاه بودن از پیامدهای احتمالی رفتار آینده به آن معنی بدهند. آینده رفتار را تعیین نمی کند اما بازنمایی شناختی آن می تواند تاثیر عمیقی بر اعمال زمان حال داشته باشد.

گرچه افراد اصولاً هدف گرا هستند اما بندورا معتقد است که آنها به جای قصدها و اهداف کلی، هدف های روشنی دارند. انسان ها با یک هدف واحد، مانند تلاش برای برتری یا خودشکوفایی با انگیزه نمی شوند، بلکه اهداف متعددی آنها را برانگیخته می کند که برخی دور و برخی نزدیک هستند، آنها از مقداری ثبات و نظم برخوردارند.

شناخت، توانایی ارزیابی کردن پیامدهای احتمالی و حذف کردن رفتارهایی که معیارهای سلوک را برآورده نمی کنند، به انسان ها می بخشد. بنابراین معیارهای شخصی به رفتار انسان مقداری ثبات می بخشد.

برداشت بندورا از انسان بیشتر خوشبینانه است تا بدبینانه، زیرا او معتقد است انسان ها می توانند در طول زندگی شان رفتارهای جدیدی را بیاموزند. با این حال رفتارهای کژکار به علت کارآیی شخصی پایین یا به این علت تقویت می شوند، ادامه می یابند. اما لزومی ندارد که این رفتارهای ناسالم ادامه یابند، زیرا اغلب افراد از توانایی تغییر کردن به وسیله تقلید کردن از رفتارهای ثمربخش دیگران و به کار گیری توانایی های شناختی شان در حل کردن مشکلات برخورداند.

نظریه اجتماعی-شناختی بندورا البته که بر عوامل اجتماعی بیشتر از عوامل زیستی تاکید دارد. با این حال این نظریه قبول دارد که عوامل ژنتیکی در الگوی جبرگرایی متقابل با متغیر شخص تعامل می کنند اما حتی در محدوده این متغیر، معمولاً شناخت برتری می یابد، به طوری که عوامل زیستی کم اهمیت تر می شوند. به علاوه عوامل اجتماعی از دو متغیر دیگر محیط و رفتار مهمتر هستند.

بندورا از نظر آزادی در برابر جبرگرایی بالا ارزیابی می شود، زیرا او معتقد است که افراد می توانند کنترل زیادی بر زندگی خود داشته باشند. با اینکه افراد تحت تاثیر محیط و تجربیات شان با تقویت قرار دارند، اما آنقدر قوی هستند که بتوانند این دو موقعیت بیرونی را کنترل کنند. انسان ها تا اندازه ای می توانند این شرایط محیطی که رفتار آینده را شکل می دهند، کنترل کنند و تصمیم بگیرند تجربیات قبلی را نادیده گرفته با تحکیم بخشند.

عامل انسان بودن حاکی است که افراد دارای کارآیی شخصی و جمعی بالا و آنهایی که از جانشین ها استفاده موثری می کنند، تاثیر بسیار زیادی بر اعمال شان دارند. با این جال برخی افراد آزادی بیشتری از دیگران دارند، زیرا آنها در تنظیم کردن رفتارشان ماهرتر هستند.

بندورا آزادی را به این صورت تعریف کرد: تعداد گزینه های موجود برای افراد و حق آنها در به کار بستن آنها. بنابراین آزادی شخصی محدود است، این آزادی با قید و بندهایی مانند قوانین، تعصبات، مقررات وحقوق دیگران تا اندازه ای محدود می شوند. علاوه بر این عوامل شخصی مانند ادراک عدم کارآیی و فقدان اعتماد به نفس، آزادی فرد را محدود می کنند.

موضع بندورا در رابطه با علیت در برابر غایت شناسی، متوسط است. عملکرد انسان حاصل عوامل محیطی است که با متغییر های رفتار و شخص، مخصوصاً فعالیت شناختی تعامل می کند. افراد به سمت هدف هایی که برای خودشان تعیین کرده اند، پیش می روند اما انگیزش نه در گذشته نه در آینده وجود دارد.

انگیزش در زمان حال وجود دارد با اینکه رویدادهای آینده نمی توانند افراد را با انگیزه کنند اما برداشت افراد از آینده می تواند رفتار فعلی آنها را تنظیم کند.

نظریه اجتماعی-شناختی به جای عوامل تعیین کننده ناهشیار رفتار، بر تفکر هشیار تاکید دارد. خودگردانی اعمال به نظارت کردن بر خود، قضاوت و واکنش به خود متکی است که همه اینها معمولاً در موقعیت یادگیری، هشیار هستند. انسان ها در طول فرآیند یادگیری بی فکر نمی شوند. آنها درباره اینکه چگونه اعمال شان بر محیط تاثیر می گذارند، قضاوت های هشیار می کنند.

بعد از اینکه یادگیری ها کاملاً تثبیت شدند، مخصوصاً یادگیری های حرکتی، می توانند ناهشیار شوند. افراد مجبور نیستند هنگام راه رفتن، خوردن، یا رانندگی از همه اعمال شان آگاه باشند.

بندورا معتقد است تقسیم بندی عوامل زیستی و اجتماعی دوگانگی کاذبی است. با اینکه افراد به وسیله نیروهای زیستی محدود شده اند اما شکل پذیری چشمگیری دارند. محیط های اجتماعی آنها دامنه وسیعی از رفتارها، از جمله استفاده از دیگران به عنوان الگو را برای آنها میسر می سازد. هر کسی که در تعدادی شبکه اجتماعی زندگی می کند و از این رو تحت تاثیر افراد گوناگون قرار دارد.

تکنولوژی مدرن به شکل اینترنت و رسانه های گروهی، گسترش تاثیرات اجتماعی را تسهیل می کند. چون افراد انعطاف پذیری زیاد و قابلیت چشمگیری برای یادگیری دارند، بین آنها تفاوت های فردی زیادی وجود دارد. با این حال تاثیرات زیستی و اجتماعی که هر دو در مقداری شباهت بین افراد دخالت دارند، تاکید بندورا بر بی همتایی را تعدیل می کنند.

 

بیشتر بخوانیم:

مراحل رشد روانی – اجتماعی از نظر اریکسون

 بررسی روانی – تاریخی هیتلر طبق روانکاوی فروم

 روان شناسی زنانه

 بررسی ناسازگاری ها و نابهنجاری ها از دیدگاه آدلر

 



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.