امروز: دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۳ قمری و ۱۸ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی
شنبه, ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۴۲
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

زندگینامه هانس جی.آیزنک

زندگینامه هانس جی.آیزنک
به گزارشتمیم نیوز

هانس یورگن آیزنک در 4 مارس 1916 در شهر برلین کشور آلمان متولد شد و خانواده او حرفه نمایشی داشتند. زمانی که آیزنک به دنیا آمد، مادرش روت ورنر هنرپیشه بود و بعدا در فیلمی با نام هنرپیشگی هلگا مولاندر، ستاره مشهور آلمان شد. پدر او آنتوان ادوارد آیزنک، کمدین، خواننده و بازیگر بود.

آیزنک به یاد می آورد که پدر و مادرش را که وقتی 4 ساله بود طلاق گرفتند، آنها احساس ناچیزی نسبت به وی داشتند، او هم متقابلاً همین حالت را نسبت به آنها داشت. آیزنک بعد از طلاق پدر و مادرش با مادربزرگ مادری اش زندگی کرد که او نیز در کار سینمایی بود اما شغل نوید بخش او به خاطر سقوط فلج کننده نیمه کاره ماند.

آیزنک مادربزرگ خود را به این صورت توصیف کرد: زنی از خود گذشته، دلسوز، نوع دوست و در مجموع خیلی خوب برای این دنیا. گرچه مادربزرگ آیزنک آیزنک کاتولیک متدینی بود اما هیچ یک از والدین او مذهبی نبودند و خود او بدون تعهد مذهبی رسمی بزرگ شدند.

او همچنین با انضباط ناچیزی از جانب والدینش بزرگ شد و آنها کنترل های سختی بر رفتار او اعمال نمی کردند. به نظر نمی رسید که پدر یا مادر او به محدود کردن اعمال وی علاقه داشتند و مادربزرگ او نگرش بسیار آسان گیری نسبت به وی داشت.

دو واقعه بیانگر این بی توجهی بودند. واقعه اول این بود که پدر آیزنک وچرخه ای برای او خرید و قول داد به او یاد دهد چگونه سوار آن شود. او تعریف می کند: او مرا بالای یک تپه برد، به من گفت که باید روی زین بنشینم و روی رکاب ها فشار دهم تا چرخ ها حرکت کنند بعد هودش رفت تا چندتا بادکنک رها کند، مرا ترک کرد تا خودم یاد بگیرم چگونه دوچرخه سواری کنم.

واقعه دیگر ین بود که آیزنک نوجوان به مادربزرگش گفت می خواهد برود چندتا سیگار بخرد و انتظار داشت او مانع این کار شود اما مادربزرگش صرفا به او گفت اگر آن را دوست داری به هر وسیله ممکن انجام بده.

به عقیده آیزنک تجربیات محیطی نظیر این دو مورد ربط چندانی به رشد شخصیت ندارند. از نظر وی عوامل ژنتیکی بیشتر از تجربیات کودکی بر رفتار بعدی تاثیر دارند. بنابراین روش بار آمدن آسان گیرانه نه به او کمک کرد دانشمند مشهوری شود و نه مانع از آن شد.

حتی زمانی که آیزنک به دبستان می رفت از اینکه موضع بی طرفدارانه ای بگیرد واهمه نداشت و اغلب با معلمانش، مخصوصاً با آنهایی که روش های یادگیری نظامی گرانه داشتند، مبارزه می کرد. او نسبت به اغلب مطالبی که آنها آموزش می دادند مشکوک بود و همیشه مایل بود با آگاهی برتر خود آنها را شرمنده کند. او در زندگی نامه اش خود را آدم نچسب قداست مآبی توصیف کرد که آدمهای احمق را با طیب خاطر تحمل نمی کردند.

آیزنک مانند خیلی از آلمانی های بعد از جنگ جهانی اول که با تورم بسیار زیاد، بیکاری وسیع، و گرسنگی دست به گریبان بودند، از شرایط آن زمان رنج می برد و بعد از به قدرت رسیدن هیتلر، آینده اش روشن تر به نظر نمی رسید. به خاطر این که او در دانشگاه برلین فیزیک می خواند به او گفته شد که به پلیس مخفی نازی ملحق خواهد شد. او که از این عقیده به شدت بیزار بود تصمیم گرفت آلمان را ترک کند.

این رویارویی با جناح راست فاشیست و مبارزات بعدی او با جناح چپ رادیکال، وی را آگاه کرد که سخت اندیشی یا قدرت طلبی بر هر دو واحد افراطی طیف سیاسی حاکم است. او بعداً در تحقیقی که نشان داد گرچه در یک بعد شخصیت کمونیست ها رادیکال بودند و فاشیست ها محافظه کار، اما در بعد سخت اندیشی در برابر نازک اندیشی، هر دو گروه از گروه گواه خودکامه تر، انعطاف ناپذیرتر و سخت اندیش تر بودند.

آیزنک در نتیجه استبداد نازی زمانی که 18 سال داشت آلمان را ترک کرد و در انگلستان اقامت نمود و در آنجا سعی کرد وارد دانشگاه لندن شود. او خواننده ای حریص بود، به هنر و علوم علاقه داشت اما انتخاب اول او فیزیک بود. با این حال رویدادی تصادفی جریان زندگی او را تغییر داد و او را به سمت روان شناسی کشید.

برای اینکه آیزنک در دانشگاه پذیرفته شود باید امتحان ورودی را می گذراند که آن را یک سال بعد از درس خواندن در کالج گذراند. بعد از گذراندن این امتحان در سال 1935 مطمئن بود وارد دانشگاه لندن خواهد شد و در رشته فیزیک درس خواهد خواند اما به او گفته شد که مواد درسی اشتباهی را امتحان داده است و از این رو نمی تواند فیزیک را دنبال کند.

آیزنک به جای اینکه یک سال دیگر صبر کند تا امتحان مناسب فیزیک را بگذراند، پرسید آیا رشته علمی دیگری وجود دارد که بتواند آن را دنبال کند؟ به او گفته شد که همیشه می تواند وارد رشته روان شناسی شود. آیزنک تعریف می کند: گفتم روان شناسی دیگر چیست؟ می هیچوفت نام آن را نشنیده اممن درباره روان شناسان نظر مبهمی داشتم اما واقعا روان شناسی علم است؟ با این حال چاره دیگری نداشتم از این رو به عنوان روان شناسی وارد دانشگاه شدم. بنابراین این سرنوشت کسی است که حماقت بوروکراتیک آن را تعیین کرد.

در آن زمان دپارتمان روان شناسی در دانشگاه لندن اصولاً طرفدار فروید بود اما به روان سنجی هم گرایش داشت به طوری که چارلز اسپیرمن به تازگی این دپارتمان را ترک کرده بود و کریل برت ریاست آن را بر عهده داشت. تقریبا در همان زمانی که آیزنک با مارگارت دیویس، زنی کانادایی دارای مدرک ریاضیات ازدواج کرد، مدرک لیسانس خود را در سال 1938 دریافت. او در سال 1940 دکترای خود را از دانشگاه لندن گرفت اما در آن زمان انگلستان و اغلب کشورهای اروپایی درگیر جنگ بودند.

او به خاطر ملیت آلمانی، غریبه دشمن محسوب می شد و اجازه نداشت وارد نیروی هوایی سلطنتی (انتخاب اولش) یا هر شاخه ای از ارتش شود. در عوض بدون اینکه آموزش روان پزشکی یا روان شناسی بالینی دیده باشد در بیمارستان اورژانس میل هیل مشغول به کار شد و در آنجا به درمان بیمارانی پرداخت که به انواع نشانه های روان شناختی، از جمله اضطراب، افسردگی و هیستری مبتلا بودند.

با این حال آیزنک از اغلب طبقات تشخیص بالینی سنتی خشنود نبود. او با استفاده از تحلیل عاملی دریافت که دو عامل شخصیت عمده روان رنجور خویی و برون گرایی/درون گرایی می توانند تمام طبقات تشخیصی سنتی را توجیه کنند. این عقاید نظری مقدمانی به انتشار اولین کتاب ا با عنوان ابعاد شخصیت منجر شدند. او بعد از جنگ، رئیس دپارتمان روان شناسی بیمارستان مادزلی شد و بعداً در دانشگاه لندن دانشیار روان شناسی شد.

آیزنک در سال 1949 به آمریکای شمالی سفر کرد تا برنامه های روان شناسی بالینی را در ایالات متحده و کانادا بررسی کند با این عقیده که حرفه روان شناسی بالینی را در انگلستان دایر نماید. او در سال 19950-1949 از طرف دانشگاه پنسیلوانیا به مقام استاد مدعو مفتخر شد اما بخش عمده آن سال را برای بررسی برنامه های روان شناسی در مسافرت به سرتاسر ایالات متحده و کانادا سپری کرد که آن را کاملاً غیر علمی یافت.

آیزنک و همسرش همواره جدا از هم بودند و زندگی زناشویی او در حالی که همفسر وی به فیلادلفیا روان شناس زیبایی به نام سیبل روستال، دختر یک ویولونیست مشهور بود بهبود نیافت. بعد از اینکه آیزنک به انگلستان برگشت از همسرش طلاق گرفت و با سیبل ازدواج کرد.

هانس و سیبل آیزنک چند کتاب را با هم منتشر کردند و حاصل ازدواح آنها سه پسر و یک دختر بود. پسر آیزنک از همسر اولش، به نام مایکل، مقالات و کتاب های زیادی در زمینه روان شناسی منتشر کرده است.

آیزنک بعد از برگشت از آمریکای شمالی در دانشگاه لندن روان ناشی بالینی را دایر کرد و در سال 1955 استاد روان شناسی شد. زمانی که او در ایالات متحده بود کتاب ساختار شخصیت انسان را شروع کرد که در آن از کارآیی تحلیل عاملی به عنوان بهترین روش ارائه واقعیت های شناخته شده درباره شخصیت انسان دفاع کرد.

آیزنک از نظر کتاب های منتشر شده حتی از کتل سبقت گرفت. او همراه با 800  مقاله در نشریات یا فصل های کتاب بیش از 75 کتاب منتشر کرد که تعدادی از آنها به شرح زیر هستند: استفاده ها و سوءاستفاده های روان شناسی؛ روان شناسی سیاست؛ مسایل معقول و مهملات در روان شناسی؛ از هوشبهر خود آگاه شوید؛ واقعیت و خیال در روان شناسی؛ روان شناسی درباره انسان هاست؛ شما و روان رنجوری؛ سکس، خشونت و رسانه های گروهی، سیگار کشیدن، شخصیت و استرس؛ نبوغ: تاریخچه طبیعی خلاقیت؛ هوش: نگاهی تازه.

آیزنک در سال 1983 با مقام استاد روان شناس در موسسه روان پزشکی، دانشگاه لندن و روان پزشک ارشد در بیمارستان های مادزلی و رویال بتلهم بازنشسته شد. او بعدا تا سال مرگش در اثر سرطان در 4 سپتامبر 1997 با مقام استاد بازنشسته ممتاز در دانشگاه لندن خدمت کرد.

آیزنک که اغلب معتقد بود سیگار کشیدن خطر مستقبی برای سرطان نیست، تا میان سالی سیگاری قهاری بود و در آن زمان سیگار را ترک کرد چون بر بازی تنیس او تاثیر گذاشته بود. پژوهش او در سال های آخر عمر انواع موضوعات را شامل می شد که خلاقیت، مداخله های رفتاری در سرطان و بیماری قلبی و هوش از آن جمله اند.

آیزنک در طول عمر خود جوایز متعددی کسب کرد که جایزه خدمات برجسته انجمن بین المللی بررسی تفاوت های فردی یکی از آنها بود. انجمن روان شناسی آمریکا جایزه خدمات برجسته علمی، تقدیرنامه ریاست جمهوری برای خدمات علمی، جایزه همقطار ویلیام جیمز و جایزه صد ساله برای خدمات برجسته به روان شناسی بالینی را به او تقدیم کرد.

 

بیشتر بخوانیم :

 زندگی نامه جلال آل احمد به روایت خودش

 زندگی نامه گوردون آلپورت

زندگی نامه ابن سینا

 اریک فروم؛ از مذهب تا روان کاوی انسان گرایانه

 استاد نون و قلم ، میر عماد



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.