امروز: دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۱۳ صفر ۱۴۴۳ قمری و ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی
چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۴۰۰ ۱۰:۴۵
۲
PNAZAR
نسخه چاپی

پدیدار شناسی ادموند هوسرل

پدیدار شناسی ادموند هوسرل
به گزارشتمیم نیوز

ژان پل سارتر را باید نمایند اصلی اگزیستانیالیسم سده بیستم به شمار آورد اما اگزیستانسیالیسم سارتر امروز فرع دیدگاه فلسفی گسترده تری است که آن را پدیدار شناسی می خوانند.

پدیدارشناسی دیدگاهی فلسفی است که با ادموند هوسرل فیلسوف آلمانی آغاز شد که بر سارتر تاثیر بسزایی داشت. پدیدار شناسی که اگزیستانسیالیسم را در خود ادغام کرد، یکی از دو دیدگاه فلسفی بزرگ رقیب در جهان امروز است. این دو دیدگاه فلسفی رقیب زمان ما عبارتند از پدیدارشناسی از جمله اگزیستانسیالیسم و فلسفه تحلیل زبان.

روح زنده و آفریننده فلسفه در زمان خود ما عبارت از چه مسائلی هستند؟

پدیدار شناسی چونان مکتبی فلسفی پیش از جنگ جهانگیر اول در دانشگاه های آلمان توسط ادموند هوسرل به پیدایی آمد و با مارتین هایدگر و دیگران از جمله ژان پل سارتر در اگزیستانسیالیسم اش ادامه یافت و توسط بسیاری از فیلسوفان زمان ما ادامه می یابد.

نخست باید دید مراد از پدیدارشناسی چیست؟

واژه پدیدارشناسی از اثر بزرگ پدیدارشناسی روح نوشته هگل اقتباس شده است. تاثیر هگل در تکامل پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم مشخص است. منظور هگل از پدیدارشناسی، اعیان و چیزهای است که ما آنها را تجربه می کنیم و بر ما ظاهر می شوند، برآیند انواع فعالیت ها و ساختارهای مفهوم مند آگاهی انسانی اند و مربوط به فرهنگ و تاریخ.

هوسرل نگرش هگل را در مورد نسبیت فرهنگی و تاریخی پدیده ها رد می کند، اما مفهوم پدیدارشناسی صوری هگل را می پذیرد و این به صورت اصل بنیادی برای تکامل تمامی سنخ های پدیدار شناسی در می آید:

پدیده های تجربه برآیند فعالیت و ساختارهای آگاهی ما می باشند. نه برای  هگل و نه برای پدیدارشناسان، پدیده ها نمودهای اشیاء فی نفسه یعنی چیزهای مستقل از شیوه های دریافت ما از آنها نیستند. بدین گونه شیء فی نفسه کانتی، از آنجا که بنا به تعریف، همیشه خارج از درک ساختارهای آگاهی باقی می ماند، حذف می گردد.

اصل دوم اصل مرتبط با پدیدارشناسی این است که تنها تحلیلی از فعالیت و ساختارهای آگاهی می تواند درکی از پدیده هایی که ما تجربه می کنیم فراهم آورد.

سوم، هوسرل و سایر پدیدارشناسان بر حیث التفاتی آگاهی پافشاری می کنند: آگاهی معطوف به اشیا است، آگاهی از چیزی است، آگاهی عبارت از کنش های التفاتی و موضوع های قصد شده یا مورد نظر است.

اصل چهارم، پدیدار شناسی مردود شمردن تجربه گرایی و روش علمی و هر فلسفه ای است، نظیر فلسفه اصالت طبیعت، که به آنها تکیه می کند، به این دلیل که آنها با روش هایی با آگاهی روبرو می شوند که برای پیش بینی کردن و گرفتن مهار اشیاء در طبیعت طراحی شده اند.

مضمونی دقیقاً مرتبط با این مضمون پنجم است، یعنی مردود شمردن جهان بینی های علمی یا نظام های ما بعدالطبیعی که علوم را به یکدیگر می پییوندند به این دلیل که چون این ها به لحاظ علمی بر تصاویری از جهان استوارند، الزاماً نقش آگاهی را در ادارک جهان منفی یا تحریک می کنند.

اصل ششم این است که پدیدارشناسی چونان یک فلسفه، به گونه ای سنجیده مستقل است، مستقل از روش ها یا داده های هر علم طبیعی و اجتماعی و تاریخ. یعنی آگاهی و پدیده های تجربه را منحصراً با تحلیل فلسفی، درونی خود آگاهی توضیح می دهد.

اما هوسرل مطلب جسورانه دیگری نیز دارد که به این اصول پدیدار شناسی بیفزاید. هوسرل یک ریاضی دان و مطق دان بود و چونان دکارت ریاضی دان، وسوسه یافتن یقین برای فلسفه داشت، همان یقین تردیدناپذیری که در ریاضی پیدا می شود.

افزون بر این هوسرل مانند دکارت، به ویژه هنگام بحران خود را سرزنده می دید، کما اینکه عنوان تکان دهنده آخرین رساله فلسفی عمده او نشان دهنده این سرزندگی است: فلسفه و بحران انسانی اروپایی. هوسرل می گوید: بحران فکری دنیای غرب، این است که ما باورمان را به هر ایقان عقلانی، به هر حقیقت مطلقا قطعی از دست داده ایم.

به گفته هوسرل، بدبختی در این قضیه، سلطه علوم طبیعی و فلسفه طبیعت گرای همراه با آن در جهان مدرن است. هوسرل به فلسفه طبیعت گرا چونان فلسفه ای می نگرد که به موجب آن طبیعت مادی بر هر چیزی که واقعی است احاطه دارد. یعنی فلسفه مزبور آگاهی انسانی را به وضعی صرفاً جزئی از طبیعت بودن و برآیند علل مادی فرومیکاهد.

افزون بر این طبیعت گرایی خواستار آن است که آگاهی انسانی، مانند هر جزء دیگر طبیعت، با روش های بسیار موفقانه علوم طبیعی-فیزیک، شیمی و زیست شناسی تبیین کرد. اما هوسرل چونان سارتر اصرار دارد که وجود آگاه کاملا متفاوت از وجود مادی است و به همان شیوه تبیین پذیر نیست.

هوسرل مهم تر از هر چیز، استدلال می کند که اگر آگاهی انسانی صرفاً مادی و جزئی از طبیعت مادی باشد، هرگز نمی تواند بنیانی برای ایقان و قطعیت عقلانی به شمار رود.

به گفته هوسرل بحران کنونی از دست رفتن باور به هر ایقان مطلقی، هر حقیقت عقلانی ای، معلول طبیعیت گرایی است و هوسرل توضیح می دهد که این نه تنها یک بحران فکری فقدان هر یقینی به مبانی تفکر ما که بحران اجتماعی و سیاسی نیز هست: اگر برای انسانی اروپایی، هیچ اعتقادی قطعیت ندارد، پس انسان اروپایی فاقد حقیقتی است که سپر او در مقابل پیدایش فاشیسم و توسل آن به غیر عقلانیت باشد و برای هوسرل بحرانی شخصی نیز بود، به گفته وی بدون پایه ای برای یقین مطلق، من نمی توانم زندگی کنم، نمی توانم زندگی را بدون باور به یافتن آن، تحمل کنم.

هوسرل در سرتاسر عمر خود تلاش کرد که به فلسفه بنیادی برای یقین بازگرداند و در این راه شکست خورد. او چونان یک پدیدارشناس کوشیده بود اثبات کند که با روش پدیدار شناختی بغرنج فروکاستن تجربه عادی به تجربه محض با یقین مطلق، ساختارهای اساسی کنش های آگاه مان نظیر اندیشیدن و به خاطر سپردن و از سوی دیگر ساختارهای اساسی اشیایی را که این کنش قصد آن را دارند، یا به آن رجوع می کنند، می توان شناخت.

و بدین گونه فلسفه علم جدی و دقیقی خواهد شد و به قطعیت نائل خواهد گشت، فلسفه و تمامی علوم بر این بنیان محکم شناخت مطلقاً قطعی کنش ها و ساختارهای عام و ضروری آگاهی استوار خواهند شد.

دشواری هایی که هوسرل در دفاع از این ادعاهای هوشمندانه و نومیدانه با آنها روبرو شد سرانجام او را به انصراف از جست و جوی خود برای یقین و قطعیت ناگزیر ساخت و به آخرین نگرش پدیدار شناختی کشاند. او درصدد توصیف ساختارهای تجربه زندگی روزانه ما، تجربه مشترک مان در زیست جهان امور روزمره برآمد.

ساختار های زیست جهان: جهان آن گونه که اذهان آگاه می گذرانند و تجربه می کنند، آن چیزی است که پدیدار شناسی مطالعه و توصیف می کند و سرچشمه پرمحتوایی است که علوم طبیعی انتزاعات خود را باید از آن اخذ کنند.

بدین گونه زیست جهان بنیاد فلسفه و نیز بنیاد تمامی علوم است. با فرایافت زیست جهان ذهن های آگاه، پدیدارشناسی به این شکل معتدل و توصیفی هنوز بنیاد خودش را دارد و هنوز از سیطره علوم طبیعی آزاد است. فرایافت زیست جهان ادعای هفتم پدیدار شناسی است که تاثیری عمیق بر هایدگر و سارتر و سایر پدیدارشناسان معاصر گذاشت.

 

بیشتر بخوانیم:

 پی یر گاسندی، زنده کننده فلسفه اتم گرایی

 جان اسکات اریگنا از فلاسفه برجسته اسکولاستیک

 هابرماس آخرین بازمانده مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی

 مکتب شک گرایی در باستان و نمایندگان برجسته آن

 پارمنیدس و درک مفهوم مقوله های هستی، نیستی و شدن

 قتل و خودکشی در چه صورت مجاز است؟

 نیکولو ماکیاولی و کتاب شهریار در طریقه حکمرانی



+ 2
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.