امروز: دوشنبه, ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ برابر با ۱۰ محرّم ۱۴۴۴ قمری و ۰۸ اوت ۲۰۲۲ میلادی
پنج شنبه, ۰۳ مرداد ۱۳۹۸ ۱۲:۲۷
۰
۰
نسخه چاپی

ابوسعید ابوالخیر

ابوسعید ابوالخیر
ابوسعید فضل الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم (ابوسعید فضل الله بن ابوالخیر احمد) مشهور به ابوسعید ابوالخیر  از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری در اول محرم ۳۵۷ قمری در میهنه از توابع خراسان متولد گردید و در روز پنجشنبه (شب آدینه) ۴ شعبان ۴۴۰ قمری در زادگاهش دیده از جهان فرو بست.
به گزارشتمیم نیوز

ابوسعید فضل الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم (ابوسعید فضل الله بن ابوالخیر احمد) مشهور به ابوسعید ابوالخیر  از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری در اول محرم ۳۵۷ قمری در میهنه از توابع خراسان متولد گردید و در روز پنجشنبه (شب آدینه) ۴ شعبان ۴۴۰ قمری در زادگاهش دیده از جهان فرو بست.

میهنه، زادگاه و محل دفن ابوسعید ابوالخیر، ناحیه‌ای بین سرخس و ابیورد، اکنون شهرکی در خاک ترکمنستان در ۱۳۰ کیلومتری جنوب شرقی عشق آباد، مقابل چهچهه در خاک ایران است. او سالها در مرو و سرخس فقه و حدیث آموخت تادر یک حادثه مهم در زندگی اش درس را رها کرده و به جمع صوفیان پیوست و به وادی عرفان روی آورد

پدر وی عطار (دارو فروش) بود و به دلیل علاقه به عرفان و تصوف، به درویشان میهنه عشق و ارادتی خاص داشت و به مجالس آنها رفت و آمد می‌ کرد. گاه پیش می‌ آمد که پدر، ابوسعید را با خود به این مجالس می‌ برد و می‌ توان گفت مهمترین دلیل ابتلاء ابوسعید به شناخت حقیقت و عرفان، حضور در این مجالس بود.

در کودکی قرائت قرآن را نزد ابو محمد عنازی فرا گرفت و سپس به توصیه پدر، نزد مفتی و ادیب مشهور عصر استاد ابوسعید عنازی به آموختن لغت و ادب پرداخت. در این احوال گه‌گاه بشر یاسین را می‌دید و دیدار او برایش جاذبه‌ای خاص داشت.

وی نخستین تعلیمات صوفیانه را در اوان کودکی و نوجوانی از بشر یاسین فرا گرفت و این‌که خود گفته است که «مسلمانی» را از بشر یاسین آموخته، حاکی از تأثیر پذیرفتن عمیق از سخنان و تعلیمات اوست. از زندگی نامه‌های ابوسعید چنین برمی آید که او تا پس از ۱۷ سالگی در میهنه بوده و پس از درگذشت بشر یاسین در ۳۸۰ق، به گورستان میهنه بر سر مزار وی می‌رفته است.

اولین بار در اشعار اوست که کنایات و اشارات عارفانه به کار رفته، تشبیهاتی از عشق زمینی و جسمانی در مورد عشق الهی ذکر شده و در این معنی از ساقی بزم و شمع شعله ور سخن رفته و سالک راه خدا را عاشق حیران و جویان، می‌گسار، مست و پروانه دور شمع نامیده که خود را به آتش عشق می‌افکند. ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی بسیار ممتاز و استثنایی دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته‌است.

شیخ ابوسعید پس از اخذ طریقه تصوف در نزد شیخ ابوالفضل سرخسی و ابوالعباس آملی به دیار اصلی خود (میهنه) بازگشت و هفت سال به ریاضت پرداخت و در سن ۴۰ سالگی به نیشابور رفت. در این سفرها بزرگان علمی و شرعی نیشابور با او به مخالفت برخاستند، اما چندی نگذشت که مخالفت به موافقت بدل شد و مخالفان وی تسلیم شدند.

ابوسعید ابوالخیر در مسیر شناخت حقیقت پیر و مراد بسیار داشت، ریاضت و سختی‌ های فراوان کشید و از محضر بزرگانی چون ابوالقاسم بشر یاسین، لقمان سرخسی، شیخ ابوالعباس قصاب و… استفاده کرد و با اکثر عرفای عصر خود از جمله ابوالحسن خرقانی دوستی و مراودت داشت.

بر طبق روایات بسیاری ابوسعید ، دیداری هم با حکیم نامدار ایرانی ابوعلی سینا داشته و حتی نامه‌ هایی هم بین آنها رّد و بدل شده است.وی بر سر منبر برای بیان مقصود و هدف خویش از شعر و رباعیات مختلف استفاده می‌ کرد، و آوازه‌ اش تا دشت‌ های آندلس(اسپانیا) هم رسیده بود.  او در میان عارفان مقامی بسیار ممتاز و استثنایی دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته‌است. چندان که در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و خیام قرار می‌گیرد، بی آنکه خود شعر چندانی سروده باشد.

در تاریخ اندیشه‌های عرفانی در صدر متفکران این قلمرو پهناور در کنار حلاج ، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به شمار می‌رود. همان کسانی که سهروردی آنها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و تداوم حکمت خسروانی می‌خواند. از دوران کودکی نبوغ و استعداد او بر افراد آگاه پنهان نبوده‌است.

او خود می‌گوید: «آن وقت که قرآن می‌آموختم پدرم مرا به نماز آدینه برد. در راه شیخ ابوالقاسم که از مشایخ بزرگ بود پیش آمد، پدرم را گفت که ما از دنیا نمی‌توانستیم رفت زیرا که ولایت را خالی دیدیم و درویشان ضایع می‌ماندند. اکنون این فرزند را دیدم، ایمن گشتم که عالم را از این کودک نصیب خواهد بود.» نخستین آشنایی ابوسعید با راه حق و علوم باطنی به اشاره و ارشاد همین شیخ بود. چنانکه خود ابوسعید نقل می‌کند که شیخ به من گفتند: ای پسر خواهی که سخن خدا گویی گفتم خواهم. گفت در خلوت این شعر می‌گویی:

 من بی تو دمی قرار نتوانم کرد            احسان تو را شمار نتوانم کرد
گر بر سر من زبان شود هر مویی        یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

همه روز این بیت‌ها می‌گفتم تا به برکت این ابیات در کودکی راه بر من گشاده شد. ابوسعید در فرهنگ شرق زمین شبیه سقراط است. گرچه عملا در تدوین معارف صوفیه اثر مستقلی به جای نگذاشته‌است با این همه در همه جا نام و سخن او هست. چندین کتاب از بیانات وی به وسیله دیگران تحریر یافته و دو سه نامه سودمند مهم که به ابن سینا فیلسوف نامدار زمان خود نوشته‌است از او بر جا مانده‌است.

او تمام عمر خویش را در تربیت مریدانش سپری کرد. نوهٔ شیخ ابوسعید ابوالخیر، محمد منور، در سال ۵۹۹ کتابی به نام اسرار التوحید دربارهٔ زندگی و احوالات شیخ نوشته‌است.

آثار :

مقامات اربعین یا چهل مقام 
اسرار توحید فی مقامات شیخ ابی سعید تالیف محمدبن منور
رساله حالات و سخنان شیخ ابوسعید گردآورنده: ابوروح لطف الله نوه ابوسعید
سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر

آرامگاه منسوب به ابوسعید ابوالخیر مقبره‌ای است که در روستای مهنه از توابع شهرستان مه ولات در حوالی شهرستان تربت حیدریه واقع در استان خراسان رضوی را به ابوسعید ابوالخیر نسبت داده‌اند.

بنای این مقبره در ۵۵ کیلومتری جنوب شرقی تربت حیدریه و ۷ کیلومتری فیض آباد در روستایی به نام مهنه قرار دارد که به اعتقاد برخی مدفن شیخ ابوسعید ابی الخیر پیرمهنه است.

 

بیشتر بخوانیم:

سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار

زندگی نامه ملانی کلین

 خلاصه ای از زندگی شیخ بهایی



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.