امروز: یکشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ ربيع الأول ۱۴۴۱ قمری و ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹ میلادی
یکشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ ۱۳:۵۳
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

آیا انسان ها آزادند؟ / عوامل محدود کننده آزادی

آیا انسان ها آزادند؟ / عوامل محدود کننده آزادی
به گزارشتمیم نیوز

جامعه و کنترل اندیشه را بررسی خواهیم کرد : 
اجتماعی شدن 

انسان با چیزی غیر از بازتاب های ساده، امیال زیستی و توان بالقوه به این دنیا نمی آید. جامعه فرد را به انسان، به مفهوم کسب ویژگی های نوعاً انسانی تبدیل می کند: ویژگی هایی مانند زبان، خود و ذهن. جامعه همچنین به وسیله قواعد و اندیشه هایی که همچون معیارهای کنترل بر خود تحمیل می کند، انسان را اجتماعی می کند. جامعه در ایجاد این ویژگی های انسانی و در اجتماعی کردن قواعد و اندیشه هایی که در فرد درونی می شود نخستین سلطه خود را بر انسان اعمال می کند : یعنی بر تفکر تاثیر می گذارد.
قدرت جامعه را در این واقعیت می توان دید که از جهات مهمی افراد در چیزی اجتماعی می شوند که پیش از ورود آنها به صحنه، ایجاد شده است.

 

زبان و کنترل اندیشه 
کاربرد زبان مثال خوبی از این قدرت است. روشن است که افراد توانایی یادگیری زبان را در زمان تولد دارند و صدا و واژه ها را خیلی زود تقلید می کنند. اما زبانی که افراد به کار می برند به کنش اجتماعی آنها بستگی دارد. واژه هایی که یاد می گیرند، به جاعمه و اجتماع کوچکی که در آن پرورش می یابند بستگی دارد. این ها واژه هایی خواهند شد که آنها برای تقسیم واقعیت و به منظور درک دنیای خود به کار می برند. ما با واژه ها می بینیم و می اندیشیم. چیزها از طریق کاربرد واژه هایی که یاد می گیریم برای ما قابل درک می شود. 
از طریق زبان است که هر جامعه یا اجتماع عقاید و ارزش ها و هنجارهای مسلطش را تشکیل می دهد. عقاید و اندیشه ها از واژه های درون زبان فراگرفته شده ساخته می شوند. تاکید در زبان به تاکید در عقاید و اندیشه ها منجر می شود. این تاکید ها در زبان به ایجاد ارزش های ما کمک می کند و قواعدی را نیز که باید راهنمای عمل ما باشند، تقویت می کنند.

 

فرهنگ و کنترل اندیشه 
زبان تنها یک سرآغاز است.  هر جامعه عقاید و ارزش ها را به وجود می آور که به افرادی که به آن وارد می شوند آموخته می شود و این فرهنگ از طریق تلاش های مستقیم اجتماعی کردن و از طریق اعمال افراد تقویت می شود.
چه نوع موسیقی را باید دوست داشته باشیم؟ برخی فکر می کنند انسان ها آزادانه به ذوق موسیقی می رسند در صورتی که هر کدام از ما بنابر دوره ای که زندگی می کنیم سبک متفاوتی را می پسندیم. 
در هر حوزه از زندگی ما به عقاید و ارزش هایی باور داریم که در جامعه تولید می شود. ما فرهنگ مان را یاد می گیریم، ما به حقایق آن معتقد می شویم، اما به گونه ای نیز معتقد می شویم که آزادانه به آن حقایق رسیده ایم.

 

تاثیر دیگران بر چگونگی اندیشه درباره خودمان 
هرگز نباید فراموش کرد که تفکر تنها متضمن اندیشه درباره جهانی که با آن روبرو می شویم، نیست. ما درباره خودمان می اندیشیم و قضاوت می کنیم و به تدریج مفهومی از خود پیدا می کنیم که از وضعیتی به وضعیت دیگر نسبتاً ثابت است. ما هویتی به وجود می آوریم : نام هایی که خود را بدان ها می نامیم، به آنها معتقد می شویم و به دیگران اعلام می کنیم. این گونه هویت ها کسی می شوند که ما فکر می کنیم هستیم.
هویت ها و داوری ها درباره خود از خلاء حاصل نمی شوند و ساده اندیشی است که گمان نکنیم که ما آزادانه به آنها می رسیم. خود را در نقشی دیدن، زشت و زیبا ارزیابی کردن یا با ارزش و بی ارزش دانستن ارتباط زیادی با زندگی اجتماعی ما دارد. نگرش ما نسبت به خود نتیجه اجتماعی شدن ماست، نه تنها در دوران کودکی بلکه  در هر موقعیت اجتماعی. این امری تصافی نیست و از آزادانه اندیشیدن درباراه این که ما که هستیم نیز ناشی نمی شود. تفکر ما درباره خودمان، درست مانند تفکر ما درباره جهان بیرونی، اجتماعی است.

 

جامعه و کنترل نقش 
دیوید تورو پس از آنکه به علت سرپیچی از رعایت قانون به زندان افتاد اعلام کرد که چقدر در زندان آزادتر از افرادی است که در خارج از زندان به سر می برند. 
تورو میدانست که آزادی با اندیشه آغاز می شود و اندیشه آزاد یعنی تسلط بر آنچه فرد می اندیشد. او قدرت جامعه اش را در شکل دادن به حمایت مردم از جنگ می شناخت و معتقد بود اکثر مردم در بیرون از زندان صرفاً آنچه را حکومت به آنها می گفت می پذیرفتند. او بر آن بود که عقایدش از آن خود او و نسبتاً آزاد از نفوذ حکومت و رسانه هاست. او خود به این دیدگاه رسیده بود و از طریق سرپیچی از قانون بر اساس آن دیدگاه  عمل کرده بود. بنابراین معتقد بود که عمل او عملی آزادانه است . او بر اندیشه و عمل خود کنترل داشت.
اما تعیین اینکه تورو واقعاً آزاد بود، بسیار دشوار است.شاید اندیشه های او نتیجه تفکر آزادانه تری از تفکر دیگران بود و عمل او بر ضد حکومت آزادانه تر از عمل بسیاری از افراد دیگر بود زیرا او می فهمید که چه می کند و بر عمل خود کنترل داشت و تعیین می کرد که چه عملی باید انجام دهد تا بر اساس اندشه خود عمل کند. اما پی بردن به این نکته نیز مهم است که زمانی که در زندان بود با اینکه می توانست هنوز آزادانه بیاندیشد، در برابر جامعه ای قرار گرفته بود که دیگر به او آزادی عمل نمی داد. او می توانست درباره هر چه می خواست بیاندیشد و این اندیشیدن می توانست آزادانه تر از دیگران باشد اما او دیگر نمی توانست مانند افرادی که در بیرون زندان بودند، آزادانه عمل کند.
برای برخی از فلاسفه مثل هابز و کانت، آزادی در ارتباط با حرکت است. فرد آزاد است اگر بتواند بدون کنترل نیروهای بیرون از خودش حرکت کند، عمل محدود نمی شود. هنگامی که در حرکت مداخله می شود، فرد آزاد نیست.
بنابراین ما به شیوه دومی که جامعه برای تسلط بر ما به کار می برد می رسیم: جامعه نه تنها بر آنچه ما می اندیشیم کنترل دارد بلکه همچنین ما را محدود می کند، هدایت می کند و بیشتر آنچه ما انجام می دهیم و چگونه عمل میکنیم را کنترل می کند. حتی اگر فرضاً جامعه به ما اجازه دهد که آزادانه بیاندیشیم، عمل همیشه محدود می شود و کنش ما را همیشه نیروهایی هدایت می کنند که جدا از انتخاب آزادانه ی کنشگر هستند. ما در جهانی عمل می کنیم که در آن آنچه انجام می دهیم و نیز آنچه می اندیشیم حاصل چیزی فرار از انتخاب آزادانه ماست.

 

کنترل اندیشه و کنترل کنش
کنش آزادانه به این معناست که کنشگر دارای کنترل است، اگر اندیشه به وسیله دیگران کنترل شود، کنترل بر خویشتن واقعی کمتر وجود دارد. 
اینکه من درباره ارزش خودم تردید دارم یا خود را باور داریم در آنچه می کنمی تفاوت زیادی به وجود خواهد آمد. 
همه اندیشه ما درباره خودات و آنچه در جهان انجام می دهیم، از آنچه دیگران به ما می گویند و برای ما انجام می  دهند تاثیر می پذیرد. دشوار است فردی را برای اعمالی که مستقیماً از خودنگاره منفی او ناشی می شود مسئول بدانیم، خود انگاره ای که در کنش متقابل با دیگران پدید می آید و رشد می کند.

 

نهاد ها و کنش ها 
آنچه کنش ها را هدایت می کند چیزی بیش از اندیشیدن صرف است. ما یاد میگیریم در هر مکان چگونه رفتار کنیم. یاد میگیریم راه و رسم هایی را دنبال کنیم که نهاد نامیده می شود. مانند ازداوج کردن و بچه دار شدن.

 

اجتماعی شدن و کنش
اجتماعی شدن در نتیجه فرآیندی است که در نتیجه آن ما به گونه ای مناسب برای جامعه خودمان می اندیشیم و رفتار می کنیم. اجتماعی شدن از طریق عوامل بسیاری انجام می گیرد : مهمترین ها اعضای خانواده، دوستان، معلمان،کتاب ها، فیلم ها، کارفرمایان و... . برای اینکه به اهمیت این عوامل پی ببریم کافی است توجه کنیم که همچنان که ما رفتار می کنیم، آنها آنچه دوست دارند تقویت می کنند و رفتارهایی که دوست ندارند تایید نمی کنند. 
اجتماعی شدن به چیزهایی بیش از تقویت وابسته است. اجتماعی شدن از فرصت هایی که در دسترس ما قرار می گیرد نیز ناشی می شود. از طریق کنش های دیگران ما در معرض برخی چیزها قرار می گیریم و در معرض چیزهای دیگر قرار نمی گیریم.
اجتماعی شدن تنها تقویت نیست بلکه نفود بسیار ظریف فرصت هایی است که به وسیله عوامل اجتماعی شدن ارائه می گردد. این فرصت ها انتخاب های ما را محدود می کنند. بسیاری از فرصت های ما به طبقه اجتماعی، عضویت قومی و جنسیت بستگی دارد. اگر فرصتی فراهم شود به صورت امکانی برای انتخاب در زندگی ما در می آید و اگر نشود، انتخاب کردن بسیار دشوار خواهد بود. 
الگوسازی نقش در اجتماعی کردن مردان و زنان در جامعه سهم بزرگی دارد. بسیار مهم است که اجتماعی شدن را همچون بخشی از آن چیزی در نظر بگیریم که کنش انسانی را هدایت می کند و بنابراین آزادی فردی را محدود می سازد. اجتماعی کردن از طریق پاداش و کیفر رفتارهای مناسب در جامعه را به ما می آموزد، اجتماعی کردن از طریق گشایش و محدود کردن فرصت های ما مسیرها و انتخاب های ما را محدودتر می کند، و اجتماعی کردن از طریق الگوسازی نقش یکی از راه های مهمی است که به ما نشان می دهد که انجام چه کارهایی برای ما امکان پذیر است.

 

بیشتر بخوانید : 

آیا انسان ها آزاداند؟ / تعریف آزادی و مسئولیت



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری