امروز: یکشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۲۰ ربيع الأول ۱۴۴۱ قمری و ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹ میلادی
یکشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۸ ۱۰:۵۴
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

خلاصه ای از جامعه در دولت قاجار

خلاصه ای از جامعه در دولت قاجار
به گزارشتمیم نیوز

قاجاریان بیشتر به واسطه منتفذان محلی حکمرانی می کردند تا از طریق مذهب و نظام اداری. در واقع هر چند در ظاهر شاهان قجری روسای ایلی، والیان، کلانترها و مقامات شهری را منصوب می کردند اما در عمل ناگزیر بودند کسانی را انتخاب کنندکه در محل خود صاحب نفوذ و مورد قبول عامه مردم هستند.
قبایل و ایلات که در مجموع بیش از 25 تا 30 درصد از جمعت را تشکیل می داند، شامل 15 ایل عمده ،قاجار،کرد، ترکمن، بلوچ، عرب، قشقایی، بختیاری، لر، ممسنی، بویراحمدی، هزاره، شاهسون، افشار، تیموری و خمسه بودند. آنها موجودیت های سیاسی سیالی بودند که دائماً در حال جذب یا از دست دادن اعضا بودند. برآوردهای جمعیتی آنها نیز دشوار بود و خود آنها نیز به دلیل پرداخت مالیات علاقه ای به دانستن رقم دقیق نفرات نداشتند. 
هر ایل صرف نظر از داشتن روسای عالی مقام یا کوچک تر به چند تیره یا طائفه تقسیم می شد. هر ایل مراتع و مسیرهای کوچ خاص خود، روسا و ریش سفیدان ویژه خود را داشتند و برخی از آن ها با مذاهب متفاوتی مانند سنی، شیعه، علی الهی، قادری و نقش بندی بودند. در چنین شرایطی مذهب در واقع مایه استحکام هویت طائفه ای بود.
ایلات در عمل خودگران و مستقل بودند. پیچیدگی نظام ایلی را به کمال در بین بختیاری ها می توان مشاهده کرد که به دو شاخه چهار لنگ و هفت لنگ تقسیم می شدند که این اعداد نشانگر مالیات پرداختی به ایل خان بود که شاخه ثروتمند تر یک چهارم و شاخه فقیرتر یک هفتم می پرداخت.
 شاخه هفت لنگ به چهار طایفه و دیگری به سه طایفه تقسیم می شد و هر طایفه خان خود را داشت و هر کدام به نوبه خود به بیش از یک صد تیره و  هر کدام با یک کدخدا تقسیم میشد. پس از یک دوره کشمکش داخلی برای شرکت در مناصب عالی توافق دست یافتند. سمت ایل خانی به عهده هفت لنگ و عنوان ایل خان یا ایل بیگی برای چهارلنگ بود. شاهان قاجار در قلمرو بختیاری نفوذ چندانی نداشتند و آنها مانند دیگر گروه های ایلی در دنیای خودشان زندگی می کردند. 
دهقانان بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل می دادند و عمدتاً به صورت عامل  و صاحب نسق فعالیت می کردند. در اکثر مناطق محصول سالانه معمولاً به 5 بخش برابر برای کارگر، زمین، گاو، بذر و آب تقسیم می شد. ساکنان روستا طبق سنت، در قطعات خاصی از زمین حق کشت داشتند حتی اگر مالکیت ان قطعه روی کاغذ از آن زمین دار بود. به عبارت دیگر این صاحبان نسق از نوعی امنیت ظاهری برخوردار بودند. 
ارتباط بین زمین داران و دهقانان همواره تابع نیروی آماده کار بود به ویژه پس از قحطی سال 1249 رعایا می توانستند زمین داران را تهدید به مهاجرت به مناطق کم جمعیت تر کنند، زیرا دهقانان ایرانی قانوناً وابسته به زمین نبودند اما نرخ رشد جمعیت در سده بعدی قدرت چانه زنی آنان را تضعیف کرد.
در سال 1300  نظام مالکیت زمین در ایران را نظام فئودالی می دانستند چرا که در آن زمان کشور در مجموع ده هزار روستا داشت و زمین داران روستاییان را به کار می گرفتند و برای خود نیروی نظامی و تفنگچی داشتند و زمین داران سرشناس منطق متعددی را تحت تسلط خود داشتند، برای مثال،  سلطان آباد و مازندران غربی تحت تسلط خانواده آشتیانی، شرق مازندران در اختیار ولی خان سپهدار، در اصفهان و فارس شاهزاده ظل السلطان، خان های بختیاری،ایل خمسه و ایل قشقایی و .... در اختیار داشتند. 
اکثر روستاها به جز مناطق نزدیک شهر ها به لحاظ جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی کاملاً خودکفا بودند و تمامی مواد غذایی اساسی، پوشاک و حتی ابزار و وسایل مورد نیازشان را خود شان تولید می کردند. این انزوای اقتصادی به واسطه تقسیم بندی های اجتماعی تقویت و تشدید شده بود.
هر روستایی تحت سرپرستی کدخدا اداره می شد. کدخدا را مردم انتخاب می کردند و مقامات میدانستند که نمی توانند با خواست همگانی مخالفت کنند در غیر این صورت مردم مالیات نخواهند پرداخت. کدخدا در روستا نقش پررنگی داشت و در واقع همه کاره به شمار می آمد از جمله :قاضی، پلیس، مدیر، دیپلمات و مامور مالیات.
ساکنین شهری ایران که کمتر از 20 درصد جمعیت را تشکیل می دادند در 36 شهر مختلف زندگی می کردند. در بسیاری از شهرها صفات ممیزه خاصی مایه مباهات بود مانند فلان لهجه یا گویش، سلیقه آشپزی، قهرمانان و مفاخر و... . 
مراکز ولایات والی و دیگر شهرها حکمران یا حاکم داشتند. افزون بر این شهرها به محله هایی تقسیم می شد که هر کدام یک کدخدا داشتند که فعالیت هایش را با منتفذان، قاضی شهر، امام جمعه و داروغه و محتسب هماهنگ می کرد و نظارت و سرپرستی قهوه خانه های محل، حمام واصناف را به عهده داشت. علاوه بر این ها کدخدا، زورخانه که محلی رفت و آمد کشتی گیران و بدنسازان موسوم به لوتی ها بود، تحت نظر داشت. بسیاری از این لوتی ها در بازار به صورت کسبه خرده پا کار می کردند و فعالیت هایی نظیر نگهبانی شب، محافظت از حصار شهر و سازمان دهی مراسم محرم را عهده دار بودند. نشان لوتی ها دستمال یزدی و زنجیر کاشانی بود و به فرقه های  عمده تصوف اعم از حیدری تا نعمتی پیوسته بودند. لوتی ها در مراسم تشرف شان، به زندگی بر اساس اخلاق جوانمردی و دفاع از ضعفا و محله و اجتناب از مشاغل پست نظیر کاگری، پنبه زنی و چاه کنی سوگند یاد می کردند. آنها هنگام تمرین اشعاری از شاهنامه را می خواندند. از دیدگاه برخی آنان قهرمان مردمی بودند در حالی که دیگران آنها را افرادی شرور تلقی می کردند. این اصطلاح نهایتاً با سارقین خرده پا و چاقوکش مترادف شد.
برخی از جامعه شناسان غربی مدعی اند که در ایران پیشامدرن، جامعه مدنی وجود نداشته اما تاریخ نویسان ایرانی مانند کسروی عنوان می کنند که از قضا در آن زمان فربهی بیش از حد جامعه مدنی مایه دردسر بوده است.



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری