امروز: شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۱۳ ذو القعدة ۱۴۴۱ قمری و ۰۴ ژوئیه ۲۰۲۰ میلادی
یکشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۹ ۱۳:۵۱
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

ارزیابی نظریه هورنای و برداشت وی از انسان

ارزیابی نظریه هورنای و برداشت وی از انسان
به گزارشتمیم نیوز

نظریه روان گاوی اجتماعی هورنای ویژگی های جالبی را در مورد ماهیت انسان مطرح میکند، اما پژوهش رایج از فرض های او حمایت نمی کند. امتیاز نظریه هورنای تصویر روشنی است که او از شخصیت روان رنجور ترسیم می کند. هیچ نظریه پرداز شخصیتی به  این خوبی درباره روان رنجوری ها مطلب ننوشته است.

توصیفات جامع او از شخصیت های روان رنجور، چارچوبی عالی برای شناختن افراد سالم در اختیار می گذارد. با این حال، پرداختتن انحصاری او به افراد روان رنجور، ضعف جدی نظریه اوست. اشارات او به شخصی غیر روان رنجور کلی هستند و به خوبی توضیح داده نشده اند. او باور داشت که افراد بنا بر ماهیت شان به سمت خودپرورانی حرکت می کنند اما تصویر روشنی از اینکه خودپرورانی چیست، ارائه نداد.

نظریه هورنای از لحاظ توانایی در تولید پژوهش و براورده کردن ملاک ابطال پذیری ضعیف است. گمانه زنی از این نظریه، به راحتی فرضیه های آزمون پذیر در اختیار نمی گذارد بنابراین نه اثبات پذیر است نه ابطال پذیر. نظریه هورنای عمدتاً بر پایه تجربیات بالینی استوار است که او را عمدتاً در تماس با بیماران روان رنجور قرار می داد.افتخار او این بود که تمایلی نداشت درباره افرادی که سلامت روانی دارند، فرض های خاصی مطرح کند. از آنجایی که نظریه او عمدتاً به افراد روان رنجور می پردازد، از لحاظ توانایی آن در سازمان دهی دانش درباره افراد روان رنجور، بالا ارزیابی می شود اما از نظر توانایی آن در توضیح دادن آنچه درباره افراد در مجموع شناخته شده است، پایین ارزیابی می شود.

نظریه هورنای از نظر رهنمودی برای اقدامات تا اندازه ای خوب است. معلمان، درمانگران و مخصوصاً والدین می توانند از فرض های او در رابطه با رشد گرایش های روان رنجور استفاده کنند و محیط صمیمانه، امن و خوشایندی را برای دانش آموزان، بیماران یا فرزندان شان تامین کنند. با این حال، غیر از این ویژگی ها نظریه او به قدر کافی روش اقدام روشن و مشروحی را برای کارورزان تامین نمی کند. ما از لحاظ این ملاک نظریه هورنای را پایین ارزیابی میکنیم.

آیا نظریه هورنای از نظر درونی همسان است، به طوری که اصطلاحات آن به روشنی تعریف شده باشند؟

مفاهیم و تدوین های او در کتاب روان رنجوری و رشد انسان دقیق، همسان و بدون ابهام هستند. با این حال زمانی که کل کارهای او بررسی می شوند، تصویر متفاوتی نمایان می شود. او طی چندین سال اصطلاحاتی مانند نیازهای روان رنجور و گرایش های روان رنجور را گاهی به طور مجزا و گاهی به جای هم به کار برده است. در ضمن اصطلاحات اضطراب بنیادی و تعارض بنیادی به روشنی از هم متمایز نشده اند. این ناهماهنگی ها کل کار او را به گونه ای ناهماهنگ می کنند اما بار دیگر نظریه نهایی او الگویی از روشنی و همسانی است.

ملاک دیگر برای نظریه مفید ایجاز است و نظریه نهایی هورنای به گونه ای که د رفصل کتاب فوق مطرح شده است، از نظر این ملاک بالا ارزیابی می شود.

برداشت از انسان

برداشت هورنای از انسان تقریبا به طور کامل بر اساس تجربیات بالینی او با بیماران روان رنجور استوار بود، بنابراین نظر او درباره شخصیت انسان قویاً تحت تاثیر برداشت او از روان رنجوری قرار دارد. به عقیده هورنای تفاوت اصلی بین یک آدم سالم و یک نفر روان رنجور در این است که هر یک تا چه اندازه ای وسواس گونه به سوی مردم، علیه مردم، یا به دور از مردم حرکت  میکنند.

ماهیت وسواسی گرایش های روان رنجور حاکی است که برداشت هورنای از انسان جبرگرایانه است. با این حال آدم سالم از انتخاب آزاد زیادی برخوردار است. حتی فرد روان رنجور از طریق روان درمانی و تلاش جدی می تواند مقداری کنترل بر تعارض های درون روانی داشته باشد. به همین دلیل نظریه روان کاوی اجتماعی هورنای از نظر انتخاب آزاد، اندکی بالاتر از جبرگرایی ارزیابی می شود.

بر همین اساس نظریه هورنای را می توان تا اندازه ای خوشبینانه ارزیابی کرد. هورنای معتقد بود افراد از نیروی شفابخشی برخوردارند که آنها را به سمت خودپرورانی سوق می دهد. اگر بتوان از اضراب بنیادی (احساس تنها و درمانده بودن در دنیای بالقوه متهاصم) اجتناب کرد، افراد در روابط میان فردی شان احساس امنیت خواهند کرد و در نتیجه شخصیت سالمی را پرورش خواهند داد.

در رابطه با علیت در برابر غایت شناسی، هورنای موضع میانه ای را اختیار کرد. او باور داشت که هدف طبیعی افراد خودپرورانی است، اما در ضمن معتقد بود تجربیات کودکی میتوانند جلوی این حرکت را بگیرند. با این حال در  تجربه گذشته افراد، شکل گیری فلسفه زندگی و یک رشته ارزش ها نیز وجود دارد که به زمان حال و آینده آنها جهت میدهد.

با اینکه هورنای در رابطه با انگیزش هشیار در برابر ناهشیار موضعی میانه اختیار کرد اما معتقد بود اغلب افراد آگاهی محدودی از انگیزه های خود دارند. مخصوصاً افراد روان رنجور آگاهی کمی از خودشان دارند و نمی فهمند که رفتارشان به تداوم روان رنجوری های آنها کمک می کند. آنها به ویژگی های شخصی شان برچسب اشتباهی می زنند، آنها را به صورت جامعه پسند بیان می کنند در حالی که عمدتاً از تعارض بنیادی، بیزاری از خود، غرور روان رنجور و ادعاهای روان رنجور و نیاز به پیروزی کینه توزانه خودشان بی خبر می مانند.

هورنای قویاً بر تاثیرات اجتماعی بیشتر از تاثیرات زیستی تاکید کرد. برای مثال تفاوت های روان شناختی بین زن و مرد بیشتر ناشی از انتظارات فرهنگی و اجتماعی هستند تا آناتومی از نظر او، عقده ادیپ و رشک آلت مردی پیامدهای گریزناپذیر عوامل زیستی نیستند، بلکه نیروهای اجتماعی آنها را شکل می دهند. هورنای عوامل زیستی را کاملاً نادیده نگرفت، بلکه بیشتر بر تاثیرات اجتماعی تاکید کرد.

از آنجایی که نظریه هورنای تقریبا به طور انحصاری به روان رنجوری ها می پردازد، به شباهت بین افراد بیشتر از بی همتایی گرایش دارد. ابته همه افراد روان رنجور مشابه نیستند، و هورنای سه تیپ اساسی درمانده، متخاصم و گسلیده را توصیف کرد. با این حال او بر تفاوت های فردی در هر یک از این طبقات تاکید کمی کرد.

 

بیشتر بخوانیم:

روان شناسی هورنای

روان شناسی فروید



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری