امروز: یکشنبه, ۰۴ آبان ۱۳۹۹ برابر با ۰۸ ربيع الأول ۱۴۴۲ قمری و ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰ میلادی
دوشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ ۱۲:۴۳
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

دیدگاه فروم درباره انسان و ارزیابی نظریه وی

دیدگاه فروم درباره انسان و ارزیابی نظریه وی
به گزارشتمیم نیوز

 

نظر فروم درباره انسان

نظر فروم درباره انسان در تعریف او از این گونه، خلاصه می شود: گونه انسان را می توان به صورت پریماتی یا نخستی توصیف کرد که در مقطعی از تکامل پدیدار شد که جبرگرایی غریزی به حداقل و رشد مغز به حداکثر رسیده بود.

بنابراین انسان ها عجایب طبیعت هستند، تنها گونه ای که تا به حال این ترکیب حداقل نیروهای غریزی و حداکثر رشد مغز را تحقق بخشیده است.

انسان که فاقد توانایی عمل کردن طبق دستور غرایز است و در عین حال، از قابلیت خودآگاهی، عقل و تخیل برخوردار است، به معیاری برای جهت یابی و هدفی برای دلبستگی نیاز دارد تا بتواند باقی بماند.

با این حال، بقای انسان به قیمت اضطراب بنیادی، تنهایی و ناتوانی تمام می شود. انسان ها در هر سن و فرهنگی با مشکل اساسی یکسانی مواجه بوده اند: چگونه از احساس انزوا بگریزند و با طبیعت و سایر انسان ها متحد شوند.

به طور کلی فروم هم بدبین و هم خوشبین بود. از یک سو معتقد بود اغلب افراد به پیوند مجدد با طبیعت یا با سایر انسان ها دست نمی یابند و تعداد کمی از افراد به آزادی مثبت می رسند. او نسبت به سرمایه داری مدرن هم نگرشی منفی داشت و تاکید کرد همین سرمایه داری مسئول احساس انزوا و تنهایی افراد است در حالی که آنها خیال می کنند، مستقل و آزاد هستند. از سوی دیگر فروم باور داشت که برخی افراد به وحدت مجدد دست خواهند یافت و از این رو به استعداد انسانی خود تحقق خواهند بخشید.

او در ضمن معتقد بود افراد می توانند در محدوده جامعه سرمایه داری به درک هویت، آزادی مثبت و فردیت بیشتر دست یابند. او در کتاب انسان برای خویشتن نوشت: من به طور فزاینده ای تحت تاثیر توانمندی انسان برای رسیدن به خوشبختی و سلامتی که بخشی از استعداد طبیعی اوست، قرار گرفته ام.

فروم از نظر انتخاب آزاد در برابر جبرگرایی موضعی میانه داشت و تاکید کرد که این موضوع نمی تواند در مورد کل گونه انسان مصداق داشته باشد. در عوض او معتقد بود افراد با اینکه به ندرت از تمام گزینه های ممکن آگاه هستند، به سمت انتخاب آزادانه اعمال شان گرایش دارند. با این حال توانایی استدلال کردن آنها ایشان را قادر می سازد سهم فعالی در سرنوشت خودشان داشته باشند.

در رابطه با علیت در برابر غایت شناسی، فروم  اندکی طرفدار غایت شناسی بود. او باور داشت افراد همواره برای معیار جهت یابی، نوعی نقشه مسیر، تلاش می کنند که به وسیه آن برای زندگی آینده خود برنامه ریزی می کنند.

فروم در رابطه با انگیزش هشیار در برابر ناهشیار، موضع میانه ای داشت، بر انگیزش هشیار قدری بیشتر تاکید کرد و معتقد بود یکی از صفات بی همتای انسان، خودآگاهی است. انسان ها تنها موجوداتی هستند که می توانند استدلال کنند، آینده را مجسم نمایند و هشیارانه در جهت اهداف خودساخته تلاش کنند. با این حال فروم تاکید داشت که خودآگاهی نعمتی متضاد است و بسیاری از افراد منش بنیادی خود را برای اجتناب کردن از افزایش اضطراب، سرکوب میکنند.

در رابطه با موضوع تاثیرات اجتماعی در برابر تاثیرات زیستی، فروم برای تاثیر تاریخ، فرهنگ و جامعه بیشتر از تاثیرات زیستی، اهمیت قائل بود. با اینکه تاکید داشت شخصیت انسان به صورت تاریخی و فرهنگی تعیین شده است، اما عوامل زیستی را نادیده نگرفت و انسان ها را عجاب گیتی خواند.

بالاخره اینکه فروم بر شباهت بین افراد تاکید ملایمی داشت و برای فردیت اهمیت قائل بود. او معتقد بود با  اینکه تاریخ و فرهنگ بر شخصیت تاثیر زیادی دارند، اما افراد می توانند تا اندازه ای منحصر به فرد باشند. انسان ها گونه ای هستنند که در بسیاری از نیازهای  انسان سهیم اند اما تجربیات میان فردی در طول زندگی افراد تا اندازه ای آنها را بی همتا می سازد.

نظریه فروم طبق شش ملاک نظریه مفید چگونه ارزیابی می شود؟

اریک فروم شاید از تمام نظریه پردازان شخصیت، مقاله نویس برجسته تری بود. او مقاله های زیبایی درباره سیاست های بین المللی، ارتباط پیامبران انجیلی با مردم امروز، مشکلات روانی افراد سالخورده، مارکس، هیتلر، فروید، عیسی مسیح و موضوعات متعدد دیگر نوشته است.

از دیدگاه علمی باید بپرسیم عقاید فروم در رابطه با شش ملاک نظریه مفید چگونه ارزیابی می شود:

اول اینکه، اصطلاحات مبهم فروم باعث شده اند عقاید او از نظر به وجود آورنده پژوهش تجربی بی حاصل باشند. درواقع ما پس از بررسی نوشته های روان شناسی 40 سال گذشته، با تعداد کمی پژوهش تجربی برخورد کردیم که فرض های نظری فروم را مستقیماً آزمایش کرده باشند.

دوم؛ نظریه فروم به قدری فلسفی است که نه میتواند ابطال پذیر باشد نه قابل اثبات. تقریباً هر یافته پژوهشی که نظریه فروم تولید کرده است (اگروجود داشته باشد) می تواند با نظریه های دیگری توجیه شود.

سوم اینکه گستردگی نظریه فروم سازمان دادن و توجیه کردن بسیاری از مسائل شناخته شده درباره شخصیت انسان را ممکن می سازد. دیدگاه اجتماعی، سیاسی و تاریخی فروم به آگاهی از وضعیت انسان کمک میکند اما فقدان دقت نظریه او، پیش بینی را دشوار و ابطال را غیرممکن می سازد.

چهارم اینکه با ارزش ترین ویژگی نوشته های فروم به عنوان رهنمودی برای اقدام این است که خوانندگان را تحریک می کند به صورت ثمربخش فکر کنند. با این حال، متاسفانه پژوهشگران و درمانگران اطلاعات عملی زیادی از مقالات فروم به دست نمی آورند.

پنجم اینکه،دیدگاه های فروم از این نظر که موضوع واحدی در تمام نوشته های او جریان دارد، همسانی درونی دارند. با  اینحال نظریه او طبقه بندی ساخت دار و اصطلاحاتی که به صور عملیاتی تعریف شده باشند، ندارد. بنابراین ما آن را از نظر همسانی درونی پایین ارزیابی می کنیم.

سرانجام اینکه چون فروم مایل نبود مفاهیم پیشین را کنار بگذارد یا آنها را دقیقاً به عقاید بعدی خود ربط دهد، نظریه اش فاقد سادگی و یکپارچگی است. به همین دلیل  نظریه فروم از لحاظ معیار ایجاز، پایین ارزیابی می شود.

اریک فروم بیش از هر نظریه پرداز شخصیت دیگری بر تفاوت بین  انسان ها و سایر حیوانات تاکید کرد.

ماهیت اساسی انسان ها بر پایه تجربیات منحصر به فرد آنها در بودن در طبیعت و قرارداشتن در معرض تمامی قوانین آن، و به طور هم زمان متعالی ساختن طبیعت استوار است. او باور داشت فقط انسان ها از خود و تجربیات شان آگاه هستند.

منش بازاری در پژوهش های مربوط به فروم

با اینکه نوشته های اریک فروم جذاب و آگاهی بخش هستند، عقاید او پژوهش خیلی کمی به بار آورده اند. یکی از موضوعاتی که  اخیراً مورد بررسی قرار گرفته، منش بازاری است. فروم منش های بازاری رابه صورت افرادی توصیف کرد که خودشان را کالایی می انگارند که قابل خرید و فروش هستند. آنها معتقدند که ارزش شخصی شان بیرون از ایشان قرار دارد و باید همواره از خواسته های  دیگران تبعیت کنند.

شان ساندرز و دان مونرو شاخص جهت گیری مصرف کننده ساندرز یا SCOI را برای ارزیابی منش بازاری ساختند. این شاخص از 35 ماده تشکیل شده است که هر یک طبق مقیاس 5 امتیازی لیکرت نمره گذاری می شود. از جمله موادی که منش بازاری را در بر می گیرند عبارتند از : «تا زمانی که چیزی خوب به نظر برسد، مهم نیست چقدر قیمت داشته باشد» ، «عقاید دیگران خیلی مهم تر ازعقیده من هستند» ، «بهترین ویژگی یک شغل، پولی است که تامین میکند» ، «زمانی که احساس غمگینی میکنم، خرید می کنم». نمرات بالا در SCOI جهت گیری بازاری را نشان می دهند.

ساندرز و مونرو دریافند که SCOI پایایی بازآزمون بالایی دارد و با مقیاس جذابیت اجتماعی مارلو-کراون همبستگی نداشته است. آنها بین نمرات دانشجویان استرالیایی در SCOI و تعددی از نگرش ها و رفتارهای منفی دیگر همبستگی های مهمی به دست آوردند، یعنی دانشجویانی که جهت گیری بازاری نیرومند داشتند، مضطرب، افسرده، خودکامه، عصبانی و مطیع بودند.

ساندرز و مونرو با مقایسه کردن نمرات SCOI با سایر صفات شخصیت، تحقیق درباره منش بازاری فروم را ادامه دادند. ساندرز SCOI و مقیاس ارزش سنجی راکیچ را در مورد دانشجوان استرالیایی اجرا کرد برای اینکه ببیند آیا نمرات SCOI با ارزش های راکیچ ارتباط دارند. ساندرز دریافت که با افزایش نمرات SCOI دانشجویان ویژگی هایی چون آزادی، هماهنگی درونی، مساوات و احترام به خود را چندان مهم نمی دانستند.

همین طور ساندرز و مونرو SCOI به علاوه مقیاس فردگرایی و جمع گرایی را به گروهی از دانشجویان روان شناسی دادند. به طوری که انتظار می رفت، دانشجویانی که نمرات بالایی در SCOI گرفته بودند، این عقیده را که افراد مساوی نیستند، قبول داشتند. به عبارت دیگر افرادی که جهت گیری بازاری نیرومندی داشتند معتقد بودند اهداف فردی از اهداف اجتماعی مهمتر هستنند.

پژوهش در زمینه جهت گیری های بی ثمر حاکی است افرادی که در مقیاس منش بازاری نمرات بالایی می گیرند، از افرادی که نمرات پایینی در این مقیاس می گیرند، عصبانی تر، افسرده تر و مضطرب تر هستند. به علاوه منش های بازاری معتقدند بین افراد نابرابری وجود دارد و برای رقابت بیشتر از همکاری ارزش قائل هستند.

 

بیشتر بخوانیم:

روان شناسی هورنای

روان شناسی آدلر



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری