امروز: سه شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ برابر با ۱۶ شوّال ۱۴۴۳ قمری و ۱۷ مه ۲۰۲۲ میلادی
دوشنبه, ۰۶ بهمن ۱۳۹۹ ۱۳:۰۳
۲
PNAZAR
نسخه چاپی

هنر یونانی در دوره گذار

هنر یونانی در دوره گذار
به گزارشتمیم نیوز

دوره گذار سی و چند ساله، عصر قهرمانانه آتنیی ها و تمام هلنی هایی را تشکیل میدهد که با هم متحد شدند و در برابر حملات ایرانیان به یونان ایستادگی می کردند. همچنان که  آمریکایی ها الگوهای قهرمانی و حکمت و فضیلت مدنی را در عصر انقلاب خویش و بنیانگذاران جمهوری آمریکا جستجو می کنند، یونانیان اواخر سده پنجم نیز به جنگاوران ماراتن، ترموپیل و سالامیس یعنی نبردهایی احترام می گذارند که اردوهای نیرومند آسیا به فرماندهی خشایارشا را پراکنده ساختند و سپس به عقب نشینی واداشتند.

دنیای جدید یونانیان که در نزد ایشان به جانبازی ها و دلاوری های قهرمانانه شان منسوب است، از آسیا، بربریت، حکومت استبدادی و نادانی که جملگی در نزد یونانیان یک معنی داشتند، روی گردانند و پایه های تمدن هلنی را که نوع جدیدی از انسان را به جامعه بشر عرضه دشت، برپاداشتند.

نمونه ای از اندیشه های رایج در آن زمان، نظرات آشیل نمایشنامه نویس بزرگ بود که در کتاب اورستئیای خود پیروزی عقل و قانون بر جنایت توحش آمیز، جنگ های خونین و انتقام جویی دیوانه وار را ستود. آشیل که خود از جنگاوران کارآزموده جنگ ماراتن بود تمام صفات پست و غیر انسانی طبیعت را که یونانیان در آن زمان مایل بودند به ایرانیان نسبت دهند، با شعری پرشکوه رد کرد.

یونانیان بلافاصله پس از تسخیر و غارت آتن در سال 480 ق.م به پیروزی دریایی بزرگی بر ایرانییان در سالامیس دست یافتند. این سرسختی انعطاف پذیر آتنی ها حکایت از غروری تازه می کرد که تدریجاً رشد یافت و به صورت هویت هلنی چنان نیرومندی در آمد که از آن به بعد تاریخ تمدن اروپا را با وجود تاثیرگذاری متقابل و پیوسته اش با تمدن آسیا، از این تمدن متمایز گردانید.

دوره پیکار با ایرانیان که بارها ایشان را به ابراز شجاعت و پایمردی واداشت،گونه ای هظمت سخت ساده ولی با وقار پدید آورد که در هنر آن دوره بازتاب یافته است. این کیفیت در پیکره مفرغی مرد ارابه ران از معبد دلفی، نمایانده شده است. در اینجا جسنجوی زیبایی کمال مطلوب توسط یونانیان، همراه با اوج تسلط یابی تدریجی و دیرینه ایشان بر ساختار پیکره آدمی، به طور کامل نمایانده شده است. این پیکره به گروهی از پیکره های دارای گردونه و اسب تعلق داشت که احتمالاً به پاس بزرگداشت پیروزی پولدزالوس پادشاه گلا در مسابقات سال 478 ق.م برپا شده بود.

مرد ارابه ران
تندیس مفرغی مرد ارابه ر ان

 

این پیکره جوانی اشراف منش را نشان می دهد که محکم روی دو پا ایستاده و دهنه اسب را در دست راستش گرفته است. او جامه عادی یک ارابه رات را به تن دارد، حلقه میانی را بالاتر از خط کمرش بسته و در قسمت شانه و پشت، چین ها را طوری آرایش داده و نگه داشته است که از افتادن جامه جلوگیری کند. موی سرش را نواری که دو سرش از پشت به هم رسیده اند جمع و جور کرده و محکم نگه داشته است.

چشمهایش از خمیر شیشه ساخته شده و با مژه های مفرغی موی مانندی سایه دار شده اند. در این پیکره روشنی و قطعیت پیکره های دوره کهن، مخصوصاً در بخش پایینی آن که تاهای جامه تقریباً حالت یک ستون قاشقی دار را پیدا کرده اند، در خطوط برجسته پیشانی و آرایش سنتی موی سر، احساس می شود. در عین حال قالب گیری ماهرانه دست و پاها که نوک انگشتانش به کف ارابه چسبیده اند، و چرخش ملایم بالاتنه که احساسی از وجود اندام های زنده در زیر جامه مزبور را در آدمی زنده می کند، نیز جالب توجه است.

بیننده در وهله نخست متوجه این ظرافت ها نمی شود و حتی ممکن است این پیکره را با پیکره دیگری که نمونه ای از تجسم فرمول های کهن در نمایی خشک از روبروست اشتباه بگیرد. ولی آنچه باعث متانت محکم این پیکره می شود فقط رسمی بوده رسمی بودن حالت آن است نه بی خبری هنرمند از اصل توزیع وزن یا ایستایی متعادل؛ حالتش همچون حالت سربازی است که به حالت آزاد ایستاده باشد.

این  پیکره به احتمال زیاد، تندیس شخص معینی است ولی چندان اثری از صفات فردی در آن به چشم نمی  خورد. این از ویژگی های بارز بیشتر آثار متعلق به دوره کلاسیک هنر یونان است و تندیس های چهره نگارانه یونانی را از تندیس های چهره نگارانه مصری که کارکردی مذهبی داشت متمایز می گردند؛ حفظ چهره شبیه سازی شده شخص متوفی به معنی حفظ کا بود.

گرچه در نزد یونانیان انسان به خودآگاهی کامل می رسد و گرچه پیکره انسان به شکل کمال مطلوب نمایانده شده است، خود انسان به عنوان یک فرد، حقیقی یا کامل پنداشته نمی شود و در نتیجه موضوع مناسبی برای شبیه سازی به شمار نمی رود. برای هنر خدایان مقیاس انسان هستند و رسیدن به کمال مطلوب، رسیدن به خدا گونه است.

روند شتابان رهایی از محدودیت های دوره کهن در پیکره دیسک پران آفریده مورون پیکرتراش متعلق به حدود 450 ق.م ادامه می یابد. همچنان که بسیاری از پیکره های آزاد ایستاده استادان بزرگ پیکرتراشی یونانی به صورت کپیه مرمرین رومی باقی مانده اند، این پیکره نیز فقط به صورت کپیه مرمرین رومی از روی اصل مفرغی ساخته شده و باقی مانده است.

شبیه یازی مورون از ورزشکاری که در حال پرتاب دیسک است، ورزشی که امروزه نیز جزو مسابقات المپیک در به شمار می رود، به علت حرکت نیرومند و متقاعدکننده اش، انقلابی بود، این پیکره چه در جهان باستان چه در جهان کنونی، بارها شبیه سازی شده است اما حرکت دیسک پران به طرز واضحی به یک سطح محدود شده است و این بدان معنی است که برای آن فقط دو نمای مشخص می تواند وجود داشته باشد.

پیکره که در نقطه ای بین عقب کشیده شدن بازو و پرتاب دیسک شبیه سازی شده است، با چند تدبیر صوری، بیان نیرویی تمرکز یافته می شود. ترکیب بندی به شکل دو قوس متقاطع است و دیدنش این احساس را در ما زنده می کند که گویی کمانی سخت کشیده شده است و لحظه ای دیگر زهش رها و تیرش پرتاب خواهد شد.

سبک جدی و اولیه دوره گذار، با روشن ترین و گویاترین بیان ممکن در تندیس های سنتوری معبد زئوس در اولمپیا نمایانده شده است. در سنتوری غربی، نبرد کنتاوروس ها (غولان تنه اسبی) و افراد قوم لاپیت را در جشن عروسی پییریتوس می بینیم. کنتاوروس ها که موجوداتی نیمه جانور بودند به این جشن دعوت شده بودند ولی در اینجا مست کردند و کوشیدند عروس و دوشیزگان همراهش را بربایند.

پییریتوس و تسئوس مانع ایشان شدند و آپولون که بر فراز صحنه نبرد ظاهر شده است، گوشمالی برهم زنندگان این میهمانی توسط قهرمانان را تایید می کند. این صحنه سه نکته را نماد گونه نشان میدهد: پیروزی های یونانیان بر ایرانیان؛ ترک مخاصمه مقدس اولمپیا که هر گونه ستیزه جویی را در داخل یا حریم معبد غیر قانونی کرده بود؛ مسئولیت انسان ها که بر خلاف جانوران حاکمیت قانونی را تصدیق می کردند.

در گروه بندی پیکره های سنتوری های اولمپیا پیشرفت چشمگیری نسبت به گروه بندی پیشین  یعنی آیگینا از لحاظ تنظیک حالت ها برای گنجانده شدن در سنتوری سه گوش، دیده می شود. در مرکز سنتوری، آپولون ایستاده و دستش را به سوی غوغاییان دراز کرده است.

دوره گذار یونان
سنتوری غربی معبد زئوس در المپیا

 

این پیکره باید با دو پیکره جوان یونانی، مقایسه شود: از حالت رسمیی و کهنه گرایی هی ماندگاری چون برخورد خشک و تزئینی با موی سرش پیداست که در آخرین نقطه آن خط بزرگ قرار دارد، هرچند شناخت تازه ساختمان بدن توسط هنرمند از روی برجسته کاری پرشکوه و موشکافانه اندام های این ورزشکار به خوبی دریافت می شود. عضله بندی این ورزشکار، دیگر طرح وار نیست بلکه از هر گوشه اش نیرو و زندگی می تراود. گذار از یک گروه عضلات به گروهی دیگر با نرمی و ظرافت انجام گرفته است و این سیر آرام سطوح و خطوط کاری، شالوده خشکی حالت پیکره است.

چهره آپولون همچون چهره های مرد ارابه ران و دیسک پران با نقاب بی بیان زیبایی منتظمی ساخته شده است که مناسب خدایان و انسان های خداگونه پنداشته می شد، حال می خواهداز این پیکره ها هر عملی سر بزند یا مستعد انجام دادن هر عملی باشد. این نقاب کمال مطلوب که مبیت این اعتقاد در فلسفه یونانی است که می گوید عقل باید از احساس برتر و بر آن مسلط باشد، از کژنمایی چهره با هرگونه فشار به احساسات، حتی در صحنه های مربوط به خشونت آمیزترین اعمال، جلوگیری می کند. در بغرنجی پرپیچ و خم مجموعه پیکره های هیپودامیا در چنگ کنتاوروس که در آن عروس پییرویتوس می کوشد جنگ کنتاوروس را از روی سینه اش دور کند، چهره دختر به طرز آرامی بی تفاوت مانده است.

دیسک پران
تندیس دیسک پران

 

حالت او ترسناک است زیرا پیکراتراش چیره دست خواسته است او را چنین توصیف کند و نکته قابل فهم اینکه در اینجا فقط چهره کنتاوروس دستخوش کژنمایی شده است و علنس ات است که چنین کاری در خور یک همچو موجود پستی است که خود را تسلیم مستی و شهوت رانی می کند. این وجه تمایز بین آرامش مختص نجیب زادگان و شوریدگی موجودی که عنانش را به دست شهوات خویش سپرده، تا چندین سده بر هنر یونان مسلط است.

یونانیان پذیرفته بودند و تردیدی نداشتند که هر گاه کسی خودش را به جادوی خدای بی نور و پلید مستی و دیوانگی یعنی دیونوسوس تسلیم کند  فاجعه ای هلاکت بار در انتظارش خواهد بود؛ این اعتقاد، در درام و تویل پیگیرانه ایشان به عقل و نظم، چه در هنر و چه در زندگی، بازتاب یافته است. یونیان می گوشیدند پیکره درخشان آپولون خدای روشتایی، زیبایی و حکمت را در برابر دیونوسوس برپا دارند.

بدین ترتیب در سنتوری های اولمپیا بود که قلمرو هنرهای بصری به فلسفه و درام کشیده شد و در حضور همین پیکره ها بود که ورزشکاران یونانی پیش از آغاز مسابقات المپیک در مذبح زئوس سوگند یاد می کردند.

 

بیشتر بخوانیم:

نقطه آغاز هنر اژه ای؛ هنر مینوسی و هنر سیکلادی

استفاده از پیکر تراشی در معماری یونان باستان

 طاق تیتوس، نمونه ای یکتا از معماری طاق نصرت

  پیکرتراشی در اتروسک چگونه بود؟

 آشنایی با معماری گوتیک آغازین

 آشنایی با هنر و معماری اسلامی

 نقش رومیان در تکامل هنر شبیه سازی از چهره   

آشنایی با هنر و معماری چتل هویوک

پیکرتراشی بانیپال در آشور



+ 2
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.