امروز: دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۱۳ صفر ۱۴۴۳ قمری و ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی
پنج شنبه, ۰۴ شهریور ۱۴۰۰ ۱۳:۳۰
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

هنر نقاشی در دوره بیزانسی پسین

هنر نقاشی در دوره بیزانسی پسین
به گزارشتمیم نیوز

در حالی که معماری در سراسر دوره حاکمیت بیزانس از رشدی تفریبا پیوسته برخوردار بود، هنرهای تجسمی در سده های هشتم و نهم شدیداً ضربه دیدند و موضوع مشاجرات و نفاق خشونت آمیزی قرار گرفتند. دوره نفاق شمایل شکنی بر سر اعتبار تمثال های مذهبی که بیش از صد سال ادامه داشت با پیروزی موقتی شمایل شکنانی پایان یافت که منع انجیلی تمثال های کنده کاری شده را به معنی لفظی تفسیر می کردند.

در سال 730 میلادی به فرمان امپراتور، شبیه سازی از تمثال های مذهبی در سراسر امپراتوری بیزانس ممنوع اعلام شد و هنرمندان مجبور شدند یا به روم غربی مهاجرت کنند که این فرمان در آن جاری نبود یا اگر می خواستند در بیزانس بمانند استعدادشان را در جهت موضوعات دنیوی که فرمان مزبور شامل حال شان نمی شد به کار گیرند.

با آنکه آثار جندانی از هنرمندان مزبور باقی نمانده می توان پذیرفت هنرمندانی که در زیر پوشش موضوعات دنیوی کار می کردند سبک کلاسیک را در مقایسه با شیوه ساده و انتزاعی بیزانس برای تجسم موضوعات مادی به مراتب مناسب تر یافتند زیرا وقتی این ممنوعیت در سال 843 برداشته شد و شبیه سازی از تمثال ها و موضوعات مذهبی دوباره تشویق گردید، سبکی به ظهور رسید که آمیزه ظریفی از سبک تصویری هلنی و سبک انتزاعی بیزانسی است.

در صحنه موزاییک کاری شده عیسی بر صلیب در دیوار کلیسای دیردافنی یونان، سادگی، عظمت و زیبای کلاسیسیسم را می بینیم که به صورت ترکیب کاملی از دینداری و گیرایی بیزانسی به طور کامل توسط هنرمند بیزانسی جذب شده است. مسیح بر صلیب نمایانده شده است و در دو سویش مریم باکره و یوحنا دیده می شوند. جمجمه یا صلیب نشان جلجتا (محل مصلوب شدن عیسی) مسکن جمجمه هاست.

عیسی بر صلیب
عیسی بر صلیب در کلیسای دیر دافنی

 

چیزی برای تکمیل تابلو لازم نیست، مریم و یوحنا با حالت اندوه و تسلیم و رضای تمام چنان به مسیح اشاره می کنند که گویی می خواهند معنی صلیب را برسانند. قرینه سازی و فضای بسته، تصوری از بی حرکتی و تغییر ناپذیری ژرف ترین راز دین مسیحی در بیننده پدید می آورند، و حضور بی زمانی در این صحنه با سکوتی ناگسسته مشاهده می شود.

این تصویر روایت حادثه تاریخی بر صلیب کشیده شدن عیسی نیست بلکه موضوعی دعایی و فی نفسه مقدس است که راهبان باید با تاملی خاموشانه درباره رمز قربانی شدن یا فداکاری مسیح، به آن بنگرند. این پیکره ها متعلق به دومین عصر طلایی هنر بیزانس با آنکه درازتر از معمول نمایانده شده اند ساخت ارگانیک خود را تا درجه شگفت آوری بازیافته اند مخصوصاً در مقایسه با پیکره های مربوط به دوره یوستی نیانوس بازیافته اند. سبک کار، انطباق استادانه ای از کیفیات مجسمه وار بر سبک خطی بیزانسی است.

دراز نمایی پیکره های قدیسان برای تاکید بر ماهیت غیرجسمانی و معنوی ایشان به شکلی که در موزاییک های راونا وجود دارد، به شیوه گزینی نمونه وار هنر بیزانسی پسین مبدل می شود. نمونه  بارز آن پیکره جدی و باوقار مریم در موزاییک کاری مذبح کلیسای جامع تورچلو از جزایر اطراف ونیز است.

مریم با حواریون
مریم با حواریون، مذبح کلیسای تورچلو

 

مریم با بدین باریک، بلند و سری کوچک، یکه و تنها، پیروزمندانه در بهشت طلایی ایستاده است و به مسیح کودک در آغوش خویش که بر فراز دوازده حواری و کل بشریت قرار دارد اشاره می کند. راز تئوتوکوس یا مادر خداوندگار در تمثال پرهیبت او تجسم یافته است. دیدن این پیکره، الهه های بزرگ جهان باستان، حالت و قامت هراس آور و قدرت های فوق بشری ایشان را به یاد می آورد. پیکره ای که در اینجا از مریم باکره می بینیم، فرزند معنوی آنان است و از هرگونه ظاهر مادی مبرا و چیزی خواب گونه است. سبک روحانی در اینجا به اوج قدرت بیان خود رسیده است.

لیکن هنر بیزانسی متعلق به دوره های بعد نیز می تواند عمل پر قدرت را شبیه سازی کند. در یک نقاشی دیواری که اخیرا از زیر گچ کاری های طاق نمازخانه مسجد کاری کلیسای منجی در استانبول به در آورده شده است، با آننکه آناستاسیس یا رستاخیز امضا شده است، صحنه نجات آدمیان از جهنم مجسم شده است. مسیح پس از مرگ بر صلیب، به جهنم نازل می شود، شیطان را زیر پا می گذارد و آدم و حوا را نجات می دهد، در حالی که بزرگان عهد عتیق کنار ایستاده اند و منتظر نجات خویش اند.

نجات آدمیان از جهنم
نجات آدمیان از جهنم، مسجد کاری استانبول

 

حرکت پیکره های مرکزی، بسیار برجسته و چشمگیر است. پیکر سپیدجامه و غرق در هاله مسیح، در حای که پدر و مادر نوع بشر را از گورهای شان بیرون می کشد، سرشار از نیرو نمایانده شده است. حالت های پویای پیکره ها، با رداهای موج گرفته شان تشدید شده و بادهای برخاسته از نیرویی فوق طبیعی، آنها را به پیچ و تاب آورده است ولی در اینجا نیز متوجه می شویم که چین ها و تاهای دقیقاً ناشی شده رداها، در چند جا می خواهند حیاتی از آن خود داشته باشند، همچنان که هنرمند دوره بیزانس پسین از آفریدن الگوهای خطی محض خود این الگوها لذت می برد. این الگوهای انتزاعی تزئینی خطی، این واقعیت را از نظر پنهان می دارند که هنر بیزانسی در مراحل نهایی تکامل خویش، دم به دم رئالیستی تر می شود.

در حالی که مختصات نقاشی بیزانسی در تزئینات بزرگ، مقیاس دیواری شکل گرفته و نمایانده شدند، عناصر این سبک از طریق مینیاتورهای نسخه های خطی و نقاشی های قابدار کوچک که عموماً شمایل نامیده می شوند به دنیای خارج راه یافتند.

یک نمونه جالب، صفحه ای از کتاب مزامیر داوودی، نسخه پاریس که داوود در حال سراییدن مزامیر نامیده می شود. این نقاشی تاکید مجددی است بر ارزش های هنری گذشته کلاسیک با اعتباری شگفت آور. می گویند این نقاشی به اوایل سده دهم یعنی دوره مطالعه مشتاقانه و دقیق زبان و ادبیات یونان باستان، دوره احترام گذاری انسان دوستانه به آثار کلاسیک مربوط می شود.

داوود در حال سراییدن مزامیر
داوود در حال سراییدن مزامیر

 

این نیز کاملا طبیعی بود که در هنر یک بار دیگر از  ناتورالیسم هلنی دنیای ماقبل مسیحیت حوضه مدیترانه، مخصوصاً اسکندریه، الهام گرفته شود. داوود، سراینده مزامیر در حالی شبیه سازی شده که چنگش را به دست گرفته و بر منظره آرکادیایی پر گلی نشسته است که مناظر نقاشی های دیواری پومپئی را یاد می آورد. او را تصویر تمثیلی ملودی همراهی می کند و دورتادورش را گوسفندها، بزها و سگ وفادارش گرفته اند.

اخو در اساطیر یونان از پریان کوهسار و مظهر پژواک آواهای موسیقی، از پشت یک ستون یادگاری، پنهانی می نگرد و پیکره یک مرد لمیده به کتیبه ای اشاره می کند که او را به عنوان نماینده کوهستان های بیت لحم نیز مشخص می سازد. هیچ یک از این پیکره های تمثیلی در کتاب مقدس ظاهر نمی شود، اینان جماعت ذخیره مناظر اسکندریه و پومپئی هستند. ظاهراً هنرمند در هنگام آفرینش این اثر به اثر مشابهی از دوره باستان پسین یا پیش از آن می نگریسته و بخشی از آن را به زبان تصویری دوره بیزانسی پسین برگردانده است.

در پیکره ملودی ناهمسازی مختصری میان سبک پیشین و پسین می بینیم. حالت نشستن، قیافه، سر و بالاتنه اش تماماً هلنی است، نورپردازی یا اشاره و حرکت امپرسیونیستی قلم نیز هلنی است ولی ردایی که به دور ساقهایش پیچیده الگویی از خط مستقیم دارد. اینگونه تذهیب کاری بیزانسی، بارها و بارها بر نقاشی غربی در دوره های رومانسک و گوتیک آغازین موثر خواهد افتاد.

نمونه ای از قاب تزئینی دعایی، نقاشی معروف مریم ولادیمیر است که احتمالاً در سده یازدهم توسط هنرمندی در بیزانس نقاشی شد، به شهر ولادیمیر روسیه صادر شد و سپس در سال 1395 میلادی به مسکو برده شد تا این شهر را از حملات مغولان در امان نگه دارد. از آنجا که این شمایل ها سریعاً در اثر دود بخور و دور شمع های نذری که در برابرشان روشن می کردند سیاه می شدند، بارها رنگ آمیزی می شدند، آن هم به دست نقاشان فرودست.

مریم ولادیمیر
مریم ولادیمیر در موزه تاریخی مسکو

 

در تابلوی مورد بحث ما فقط چهره ها اصل هستند ولی نقاشی از لحاظ ترکیب بندی چهره مریم با آن بینی دراز و مستقیم و دهان کوچکش، و از لحاظ فراگیری تزئینی خط کرانی پیوسته ای که هر دو پیکره را در خود محصور کرده و سایه نیمرخ نمای تختی بر یک زمینه طلایی پدید آورده است، سجایای بیزانسی اش را حفظ کرده است. شمایل ها که به راحتی قابل حمل و نقل بودند و در همه جا از آنها نسخه برداری می شد، سبک بیزانسی را در سراسر منطقه بالکان و روسیه اشاعه دادند و در روسیه، شمایل نگاری تا چند صد سال رونق داشت و بر عمر این سبک تا مدت ها پس از سقوط امپراتوری بیزانس افزودند.

 

بیشتر بخوانیم:

 نقش رومیان در تکامل هنر شبیه سازی از چهره

 فوروم و باسیلیکا، معابدی که کلیسا شدند

 نقاشی در یونان باستان

 شیوه هندسی و پیشرفت در نقاشی انسان در دوره کهن یونان

 سرچشمه هنر مصر؛ نیل

 شهر مستحکم اریحا



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.