امروز: دوشنبه, ۱۳ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۲۴ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۰۵ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
یکشنبه, ۰۳ آذر ۱۳۹۸ ۱۱:۱۶
۱
۰
نسخه چاپی

بررسی سینمای اسپانیا

بررسی سینمای اسپانیا
به گزارشتمیم نیوز

سینمای اسپانیا به مجموع آثار سینمایی ساخته شده در داخل اسپانیا یا توسط فیلم سازان اسپانیایی در خارج از اسپانیا گفته می شود. امروزه سینمای اسپانیا رتبه قابل توجهی در جهان دارد که حاصل آثار خلاقانه و پیشرفت های فنی آن است. در تاریخچه طولانی سینمای اسپانیا، لوئیس بونوئل اولین فیلمساز اسپانیایی است که به شهرت جهانی دست یافت و به دنبال آن، پدرو آلمودووار در دهه 1380 به این جایگاه رسید. فیلم دعوا در کافه (1897 م) گلابرت، از فیلم های شاخص این سینماست.

اسپانیا همواره یکی از موفق ترین و پرمعناترین فیلم های اروپایی را در بدو پیدایش سینما تا حدود سال های دهه 1950 تولید می کرد. البته گاهی وقفه هایی نیز در این سینما پویا به سبب مسائل سیاسی و اجتماعی خاص این کشور پدید آمده است. حتی سمت گیری سینمای اسپانیا به سوی سینمای سیاسی و فرمایشی که حاصل حکومت دیکتاتوری فرانکو تا اواسط دهه 70 بود، باعث شد سینمای اسپانیا تقریبا نفس های آخر را بکشد. با اینهمه وجود استعدادهای فراوان و ناب در دهه 90 و در ادامه آن باعث شد سینمای اسپانیا هنوز سرپا باشد. پس در واقع این سینما در گرو حکومت گرفته شد و بعد سورئال گرا شد.

در دهه 1940 لوئیس بونوئل نه تنها نام آورترین چهره سینمایی اسپانیا که یکی از غول های سینمای جهان شناخته می شد. بونوئل در طی 60 سال فیلمسازی مکتب سورئالیسم را راه اندازی کرد و خود به راستی پدر این سبک قلمداد گردید.

مختصری از فیلم های شاخص جهان در اسپانیا به کارگردانی بونوئل :

از زمان ساخت سگ آندلسی در 1929 تا ساخت ویریدیانا در 1961 و جذابیت پنهان بورژوازی در 1972 او همواره در قله سینمای جهان جای داشت و از این رو مهم ترین و معتبرترین فیلمساز تاریخ اسپانیا شناخته می شود. مهاجرت بونوئل در دهه 50 به فرانسه باعث شد چند استعداد دیگر در داخل اسپانیا راه او را ادامه دهند که مهمترین شان کارلوس سائورا است.
سائورا اگرچه همواره در سایه بونوئل بوده اما یکی از تاثیرگذارترین کارگردانان اسپانیایی شناخته می شود که سینمای اسپانیا را برای دو دهه بعد از مرگ بونوئل در 1983 نمایندگی کرد. او در 1999 توانست نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان برای فیلم تانگو شود.

سینمای اسپانیا به لحاظ بازیگران درجه اول سینمایی نیز همواره حرف هایی برای گفتن داشته است. در حال حاضر پنه لوپه کروز و خاویر باردم دو هنرپیشه برنده جایزه اسکار و چهره های جهانی سینمای اسپانیا در دنیای بازیگری هستند.

خاویر باردم در فیلم های مطرحی مانند جایی برای پیرمردها نیست و عشق سال های وبا بازی کرده است.
فیلم جایی برای پیرمردها نیست ساخته برادران کوئن و رونمایی مدرن از سیاهی و تباهی عشق سال های وبا، یک ناپرهیزی از گابوی بزرگ در سال های اخیر کارگردانان مستعدی مانند پدرو آلمودوار به سینمای جهان معرفی شدند. آلمودورا در سال 1999 توانست در کنار هموطن خود، سائورا نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شود و به آن نیز برسد. او برای فیلم همه چیز درباره مادرم به این جایزه مهم رسید.

کارگردانان شاخص در کنار نوظهورها :

از سال 2000 تاکنون در کنار نسل تقریباً قدیمی مانند پدروآمودوار و سائورا، فیلمسازانی نظیر ژرارد اولیوارس و میگوئل کورتیس تیز ظهور کردند که اگرچه هنوز به چهره های جهانی تبدیل نشدند اما از مستعدترین های سینمای اسپانیا به شمار می آیند.
در میان گرگ ها ساخته ژرارد اولیوارس
گرگ ساخته میگوئل کورتیس
و در نهایت باید گفت، بدنه سینمای اسپانیا نیز اما در دهه اخیر به دلیل مسائل اقتصادی شدیداً آسیب دیده است. به نحوی که سال 2013 بدترین سال برای سینمای این کشور بود. در واقع با داشتن بهترین استعدادها، سینمای اسپانیا چاره ای نارد جز اینکه به ساخت و سازهای تولید مشترک بپردازد.

افزایش مالیات بر ارزش افزوده بر قیمت بلیت سینماهای اسپانیا موجب شد تا قیمت هر بلیت با جهشی 21 درصدی روبرو شود. جدای از این، اسپانیا از دیرباز مهد قاچاق فیلم و کپی های غیرقانونی بوده است. تمام این مشکلات باعث شده سینمای اسپانیا در حال حاضر تولیدات کمی را داشته باشد.

معرفی فیلم هایی از اسپانیا:

-فراموش شدگان

فیلمی به کارگردانی لوئیس بونوئل که در سال 1950 در مکزیک ساخته شده است. داستان فیلم در حومه های مکزیکو سیتی، کودکان فقر زده ای که زندگی پر از فلاکت و بی هدفی را می گذرانند. برخی از آنها به بزهکاری های متداول در شهرهای مدرن روی آورده اند وتعدادی دیگر در دارالتادیب به سر می برند، به دست فراموشی سپرده شده اند.

این فیلم نمادی از فراموش شدگان تمام حاشیه های جهان بوده، تصاویر و موسیقی به قدری قدرتمند و تکان دهنده است که هر بیننده ای را مجذوب و تحت تاثیر قرار میدهد. بونوئل همانند هنرمند هموطنش پیکاسو، عناصر واقعیت را موشکافی می کند و با تدوینی تکان دهنده به بیان خشن واقعیت می پردازد و با نگاهی تیزبین به مسائل اجتماعی تا اعماق آن نفوذ کرده و آن را با تصورات و تخیلات خود ادغام می کند. به نوعی دیگر واقعیت های تلخ و تکان دهنده را به صورتی رویاگونه به ماه منتقل می کند. طرح داستانی این فیلم بر اساس گزارش های پلیس است و همه شخصیت های آن نیز واقعی هستند.
این فیلم با فیلمبرداری بینظیر گابریل فیگه روا، است. این فیلم جایزه بهترین کارگردان را در فستیوال کن 1950 به دست آورد.

-چشمانت را باز کن

یک فیلم اسپانیایی و محصول سال 1997 می باشد. این فیلم نوشته و ساخته آلخاندروآمنابار نویسنده و کارگردان و آهنگساز مشهور شیلی-اسپانیایی است. در این فیلم ادواردو نوریگا، پنه لوپه کروز، فله مارتینس و نجوا نیمری به هنرنمایی پرداخته اند. در این فیلم، سزار (با بازی ادواردو نوریگا) یک فرد ثروتمند، خودمحور، خوش قیافه و یک هنرمند ماتور است. او به این دلیل که هرگز دوبار با یک دختر همبستر نشده به خودش افتخار می کند. اما زمانی که دوستش پلایو (با بازی فله مارتینز)، دوست دخترش، سوفیا (پنه لوپه کروز) را به او معرفی می کند. مشکلات و پیچیدگی ها شروع می شوند.

سزار که گویی توسط سوفیا برای اولین بار در زندگی اش عاشق شده، سعی می کند که با اغوا کردن، او را از پلایو جدا کند. سوفیا نیز به نوبه خود تمایل به تسلیم شدن در برابر پیشروی های سزار را دارد. تا زمانی که تراژدی رخ می دهد. نوریا (با بازی نجوا نمیری) که پیشتر با سزار سر و سری مختصر داشته هنگامی که با دست رد سزار روبرومی شود، از حسادت به حالتی دیوانه وار در می آید. نویا که با سزار در حال رانندگی است، سرعت ماشین را افزایش می دهد،تا اینکه تصادفی می کنند. نوریا کشته می شود و سزار نیز به شدن زخمی می شود. او زنده می ماند اما به چه بهای گزافی؟ چهره زیبای او بر اثر تصادف و به رغم تلاش های پزشکان از بین می رود.

سزار برای اینکه اطرافیان خود را نترساند، مجبور است ماسک خالی از احساسی را پیوسته به چهره بزند. بار دیگری که سوفیا را ملاقات میکند با سوفیایی سرد و غیر صمیمی روبرو می شود، با این حال سزار پس از اینکه شبی را مست و گیج در خیابان می گذراند، متوجه می شود که همه چیز تغییر کرده است. سوفیا بار دیگر، با عشق و مهربانی وارد زندگی او می شود. پزشکان امید دارند که تکنیکی جدید بتواند صورت او را دوباره ترمیم کنند اما سزار دچار حوادث عجیبی می شود. تصاویر غیرمنطقی می بیند و دچار خشمی بی مورد می شود. در نهایت به این که آیا همه چیز همانطور است که به نظر می آید، شک می کند. با این توصیف یعنی می شود گفت حدس های مخاطب پوچ می شود چون سوفیا بر می گردد!

در فیلم چشمانت را باز کن با ژانرهای متنوعی روبرو می شویم، آمنابار از ژانر تخیلی تا ژانر کانلا اجتماعی و اخلاقی و حتی ملودرام، عبور کرده و پیچیدگی هایی را به ذهن مخاطب انتقال می دهد. فیلم به نوعی ذهن مخاطب را درگیر حدس و سوال هایی می کند که تا لحظه پایانی فیلم حس می کند هنوز سوال ها بی پاسخ مانده اند و با تمامی شخصیت ها ارتباط برقرار می کند، با آنها همراه می شود و همراه آنها معمای پیچیده ای را حل می کند. آمنابار برای کنار هم قرار دادن المان های مخلف به صورت هماهنگ و منسجم در یک اثر و ترکیب آنها با یکدیگر از تکنیک های مرسوم داستان گویی استفاده کرده است. به نقل از منتقد جیمز برادینلی، این فیلم قطعه ای از سینماست.

-با او حرف بزن

فیلمی به کارگردانی پدروآلمودوار محصول سال 2002 است. این فیلم در سال 2003 موفق به کسب اسکار بهترین فیلم نامه شد. این فیلم آلمودوار،به همه کسانی که مشتاق درک پیچیدگی های احساسی بشر در غالبی ساده و روان هستند توصیه میشود.

در این فیلم بنجینو پسر جوانی است که چهار سال از عمرش را صرف مراقبت و پرستاری از دختری که عاشق اوست می کند، معشوقی که هنوز در کماست. از طرفی دیگر مارکو با داشتن پیشینه عاشق بودن، عاشق یک گاوباز می شود که او هم به کما می رود. پدرو آلمودوار را شاید باید احساسی ترین کارگردان تاریخ اسپانیا نامید. هنر پردازش موضوعات عاشقانه با ترکیب کردن عناصر عجیب، میزانسن های عجیب، موزیک هایی که خواستگاه آنها لاتین است و همچنین رنگ پردازی های فوق العاده تنها مختص به او است. این فیلم فیلمی خاص درباره عشق، با روایی غیرخطی و به نوعی رومئو و ژولیت معاصر اسپانیا است.

در آغاز فیلم دو مرد غریبه را می بینیم که در سالن نمایشی بر حسب اتفاق کنار هم نشسته اند. خاویر کامارا با هنرنمایی بسیار زیبا عهده دار نقش بینجنو است. در این روایت غیرخطی و جابجا با دو مرد و دو زن آشنا می شویم، دو مرد عاشق، عاشق دو زنی که هر یک به علت حادثه ای به خالت اغما رفته و از لحاظ مغزی مرده اند. اما نحوه برخورد این دو مرد کاملا متفاوت است. یکی چهار سال از عمرش را پای عشقشش می سوزد و دیگری به حکم عقلش دل از معشوق می کند.

عشق نخستین فیلم که یکسویه است و هر دو طرف در حال جدایی از عشق پیشین در تلاطم و کش و قوس هستند، مابین لیدیای گاوباز و مارکو شکل می گیرد که در ادامه متوجه یکسویه بودن این علاقمندی، آن هم از طرف مارکو می شویم. وقتی مارکو متوجه یک طرفه بودن عشقش با لیدیا می شود به قصد سفر و برای گریز از چنین واقعیت تلخی، ماه ها خود را از مادرید دور می کند. فیلم علی رغم آنکه ریتمی ملایم دارد از زیاده گویی پرهیز کرده است.

 

بیشتر بخوانیم:

فیلم بامب شل؛ روایتی تلخ اما واقعی از فاکس نیوز

فیلم Little Women اقتباسی موفق از رمانی موفق

30 نکته جالب از سریال محبوب پیکی بلایندرز (نقابداران) peaky Blinders

 آلفا (Alpha)؛ شروع رابطه احساسی انسان و حیوان



+ 1
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد.
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.