امروز: دوشنبه, ۱۳ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۲۴ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۰۵ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
شنبه, ۰۸ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۵۵
۱
۳
نسخه چاپی

اعراب چگونه ایران را فتح کردند؟

اعراب چگونه ایران را فتح کردند؟
به گزارشتمیم نیوز

 

حمله اعراب به ایران

از زمانی که خسروپرویز نامه فرستاده حضرت محمد(ص) را پاره کرد تا زمانی که مسلمانان به صورت جدی امپراتوری ساسانی را تهدید کردند، کمتر از 20 سال فاصله داشت اما در این مدت همه چیز تغییر کرده بود. شاهنشاهی ایران در اثر کشمکش های طولانی با رم تضعیف شده و تغییر مداوم پادشاهی و جامعه طبقاتی بی رحم هم مزید بر علت شد تا بزرگترین دولت سیاسی آن زمان آماده فروپاشی باشد. از آن سو، اعراب مسلمان علاوه بر تشکیل یک واحد متشکل نظامی با بهره گیری از فرماندهی مناسب با سرعت در حال توسعه بودند.

جنگ زنجیر

ابوبکر که پس از پیامبر به خلافت رسید در دوازدهم هجری برابر 633 میلادی زمان را برای نبرد با ایران آماده دید. وی مرد قدرتمند عرب، خالد بن ولید را مامور حمله کرد.

خالد در حرکت سپاه خود به سمت ایران ابتدا در جنوب بصره با قوای هرمز سردار ایرانی درگیر شد و در نبردی تن به تن وی را کشت و اعراب نیز سپاه وی را از بین بردند. اعراب در درگیری دیگیری به طور هم زمان سپاه کمکی ایران به سرداری قارن را نیز در هم کوبیدند و جنگ سلاسل یا زنجیر سبب اولین برتری اعراب مسلمان به قوای ایران شد. اعراب در ولجا نیز (نزدیک مصل دجله و فرات) شکستی دیگر نصیب سپاه ایران کردند.

جنگ اولیس

اولین برخورد جدی در برابر سپاه خالد در اولیس در نزدیکی فرات روی داد. سپاهیان عرب تحت فرمان ایران و سپاهیان ایران در این نبرد به شدت در برابر نیروهای خالد مقاومت کردند تا آن جا که خالد قسم خورد آب رودخانه را از خون آنها قرمز کند و پس از پیروزی نیز با کشتن اسرار سعی کرد این قسم خود را عملی کند و سر صدها اسیر را برید.

خالد سپس پیشروی خود را به سوی فرات ادامه داده و پس از گرفتن شهر انبار در نزدیکی بابل تقریباً جنوب بین النهرین را از دست ایران خارج کرد اما سپس به دستور ابوبکر برای دخالت در نبرد اعراب و رم موقتا جنگ با ایران را کنار گذاشت.

قدرت گرفتن عمر

ابوبکر که مردی ملایم بود ابتدا سبب خوشحالی ایرانیان و رمی ها شد اما بعدها پس از بیماری و روی کار آمدن عمر که مردی جنگجو بود، پی بردند که زنده بودن ابوبکر برای آنها بهتر بوده است.

در همین زمان یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، برای پایان دادن به پیشروی اعراب رستم فرخزاد را مامور سرکوبی دشمنان ایران کرد. رستم که سرداری بزرگ و پرقدرت بود سپاهی عظیم گرد آورد و آن را به دو قسمت تقسیم کرد. بخشی از آن را به نرسی و بخشی از آن را به جاپان سپرد.

عمر که از عزم ایرانیان برای مقابله باخبر شده بود در مدینه بر منبر رفت و از مردم کمک خواست و ابوعبیده بن ثقفی را با لشکری بزرگ به سمت ایران فرستاد.

جنگ پل

مثنا، سردار عرب که جانشین خالد شده بود، پس از چند نبرد با ایرانیان به دلیل قلت نیرو مجبور به عقب نشینی و منتظر نیروهای اعزامی از مدینه شد. پس از رسیدن ابوعبیده سپاه عرب از فرات گذشته و به جنگ بهمن جادویه، سردار ایرانی رفتند.

در این جنگ جادویه از سی فیل جنگی استفاده کرد و نبردی سخت در گرفت که ابوعبیده در آن کشته شد و تنها پایداری مثنا سبب شد تا لشکر عرب کاملاً از هم نپاشد. اعراب سراسیمه به اولیس عقب نشستند و بهمن به اشتباه از تعقیب آنها صرف نظر کرد.

نبرد بوایب

به دستور عمر سداری سپاه به مثنا سپرده شد و اعراب پس از رسیدن نیروهای کمکی در رمضان سال سیزدهم هجری با نیروهای ایرانی در نزدیکی کوفه محلی به نام بوایب نبردی سخت را آغاز کردند.  نیروهای طرفین در این نبرد بسیار مردانه جنگیدند و مردان مهرویه سردار ایرانی در اثنای جنگ کشته شد و مثنا نیز زحمی کاری برداشت که در اثر آن چند هفته بعد فوت کرد اما در نهایت ایران شکست خورده و از سپاه ایران تقریبا کسی زنده نماند.

نبرد قادسیه

در 636 میلادی برابر با چهاردهم هجری رستم فرخزداد بدون فوت وقت در حال مهیا کردن سپاه عظیم 120 هزار نفری بود و این مساله دور از چشمان عمر باقی نماند. وی نیز بیکار ننشستن و سپاهی 30 هزار نفری را به فرماندهی سعد بن ابی وقاص مامور حمله به ایران کرد. این سپاه متشکل از بهترین جنگاوران عرب و مردان رزم دیده شامی بود که اخیراً از رم فاتحانه برگشته بود.

سپاه دو طرف در قادسیه در 30 کیلومتری کوفه امروزی، در برابر هم صف آرایی کردند. در این جنگ که از نبردهای تعیین کننده تاریخ به شمار می آید در ابتدا فیلان سواران عرب را وادار به عقب نشینی کردند اما پس از آن تیراندازان عرب فیلان را از سر راه برداشتند. با ورود نیروهای امدادی سوری به صف اعراب قدرت آنها مضاعف شد و در روز سوم نبرد اعراب سواره نظام ایران را شکست دادند. در این زمان تلفات ایران 10 هزار نفر و تلفات اعراب 2 هزار نفر ذکر شده است.

اما جسارت سربازان عرب سبب شد تا در شب سوم جنگ نیز سپاه ایران نتواند استراحت کند و از طرفی زخمی شدن فیل های ایرانی نیز آرایش اردوی ایران را بر هم زد.

در روز چهارم آن چه که شکست قطعی را نصیب ایران کرد برخاستن توفان خاک به سمت نیروی ایران و مرگ رستم به دست اعراب بود. پس از این سپاه ایران از هم پاشید و درفش کاویانی به دست اعراب افتاد. در این نبرد هزاران سرباز ایرانی نیز در رودخانه غرق شدند و تلفات سنگین ایران موجب برتری نظامی اعراب در منطقه میان رودان شد.

نبرد مدائن

عمر سعد دو ماه بعد بر سر دروازده پایتخت ساسانیان بود. تیسفون با گنج های بزرگش اکنون روبروی اعراب قرار داشت . سریازان عرب اکنون به حدود 60 هزار نفر افزایش پیدا کرده بود اما در این جا اتفاق عجیب، ترس و فرار یزدگرد بود. تا این زمان در جنگ ها یاعراب و ایران هنوز اتفاق غربی نیوفتاده بود و ایرانیان نیز مردانه مقاومت کرده بودند اما چون پایداری و سرسختی اعراب بیشتر بود عاقبت در هر معرکه ای فاتح می شدند چنان که دولت رم نیز در همین زمان علی رغم مقابله قدرتمندانه مجبور به عقب نشینی گام به گام شده بود اما این که چرا یزدگرد تیسفون را بدون مبارزه رها کرد سوال برانگیز است و جانشین او فرخ هرمز، برادر رستم، نیز علی رغم چند مبارزه محدود در بیرون قلعه عاقبت این شهر افسانه ای را به تازیان واگذار کرد.

جنگ نهاوند

یزدگرد که به ری عقل نشسته بود تصمیم گرفت برای آخرین بار شانس خود را بیازماید بنابراین با فرستادن سفیر به کلیه استان های باقی مانده ایران از آن خواست تاب رای وی نیرو بفرستد. به زودی از خراسان، سیستان، بلخ، اصفهان، فارس، کرمان و آذربایجان نیرو جمع شد و 150 هزار سرباز ایرانی در نهاوند به فرماندهی فیروزان، سردار پیر ایران، گرد آمدند. اما اعراب نتوانستند بیش از 30 هزار سرباز گرد آورند.

به گفته برخی مورخان عرب ایرانیان در داخل شهر به دفاع پرداختند اما پس از آنکه اعراب با حیله گری، خود را در حال عقب نشینی نشان دادند ایرانیان از اردو بیرون آمده و ناگهان خود را با اعراب آماده جنگ دیدند. اگر چه در این نبرد در اثر پایداری اعراب ایرانیان شکست خوردند اما به نظر می رسد باید نسبت به مقدار نیروهای طرفین شک کرد چرا که هیچ گاه 150 هزار سرباز از ترس قوایی در حد یک پنجم خود به شهری پناه نمی برند مضافاً آن که این سپاه برای پس گرفتن نواحی تسخیر شده گرد آمده بود. بنابراین نیروی مذکور حداقل باید قدرتی در حد نیروی اعراب یا کمتر از آنها باشد ابتدا عقب نشینی و پناه به قلعه را انتخاب می کند. در هر حال شکست نهاوند سبب سقوط سایر ولایات ایران به دست اعراب می شود.

بررسی نتایج جنگ های اعراب و ایران

اعراب مسلمان طی مدت کوتاهی طومار دو قدرت بزرگ دنیارا جمع می کنند اما شکست ایران اهمیت بیشتری از شکست رم داشت که تنها ولایات آسیایی و آفریقایی خود را از دست داد. ایران در آن زمان حداقل دو برابر خاک فعلی خود وسعت داشت و سقوط کامل آن در کمتر از ربع قرن سبب قدرت گرفتن قابل توجه اعراب شد. در فلات ایران، بین النهرین و آسیای میانه نفوس بسیار زیادی وجود داشت و پیوستن آنها به اعراب سبب قدرت گرفتن این نیروی تازه از راه رسیده شد.

اما شکست های ایران از اعراب را نباید فقط به حساب سستی رزمندگان ایرانی گداشت چرا که سربازان مذکور عمدتا از طبقات فرودست بوده و به شدت از ظلم طبقاتی در عذاب بودند و از سوی دیگر اعارب تازه مسلمان نیز با انگیزه بوده و خود را در هر صورت برنده جنگ ها می دانستنند.

مرحوم دکتر احمد حامی نویسنده کتاب های متعدد تاریخی در کتاب خود به نام مهر می نویسد: جنگ های اعراب و سپاهیان ساسانی نه پیروزی اعراب و نه شکست ایرانیان بود بلکه پیروزی مردم ستم کشیده و رنج دیده و انتقام جوی ایران و ایمان مسلمانان بود. سربازان ایرانی جنگ نکردند زیرا چیزی نداشتند که برای نگهداری از دست بدهند و آنها خواست شان این بود که شکست بخورند تا جامعه طبقاتی ساسانیان برافتد و رنجشان به پایان برسد.

حامی برای سخنان خود دلایلی منطقی نیز می آورد: یکی از آن که باقی مانده پیروانی مانی و مزدک به عربستان ر فته و مسلمان شدند و همان ها بیشترین اثر را بر آشفتگی فکری سربازان و مردم ایران و شوراندن آنها علیه جامعه طبقاتی داشتند همین امر سبب شد تا شورش های متعدد داخلی قوای نظامی ایران را ضعیف کند و حتی سربازان فرماندهان خود را بکشند.

حامی به درستی ذکر می کند که سپاهیان عرب برای فتح شهرهای بزرگ ایران کافی نبوده اند چرا که در تواریخ شمار آنها همواره 20 یا 30 هزار نفر بوده حال آنکه ایران در قرن هفتم میلادی حداقل از 100 شهر  باد برخوردار بوده بنابراین متصور است که شهرها به دست خود مردم سقوط می کرده و سپس چپاول می شده است.

استاد حامی در کتاب خود تضادهای بسیار جدی را از بین تاریخ متداول نوشته شده توسط اعراب را بیرون کشیده و کلا آنها را رد کرده است. از جمله آن که درباره جنگ قادسیه معتقد است، صحرا قادسیه در جنوب نجف اصلا جای نبرد 150 هزار سرباز را نداشته و یا دژهای قدیمی با گنجایش بسیار کم بوده و هرگز نمی توانسته شاهد مبازه ده هزار سرباز باشد.

درباره نبرد نهاوند نیز اطلاعات بسیار خوبی به ما می دهد. وی می گوید: در دره نهاوند جا برای جنگیدن چند هزار نفر نیز نیست چه برسد به مبارزه 180 هزار سرباز. دره نهاوند از جنوب شرقی به شمال باختری کشیده شده و رودی که در آن روان است به گاماسب می ریزد و کوه های سربه فلک کشیده نهاوند را چون دژی در میان خود گرفته اند.

به گفته حامی اعراب هرگز در جنگ های کوهستانی موفق نبوده اند و پاپیش نمی گذاشتند بنابراین در این نبرد نیز قاعدتاً یا نبرد در این ابعاد نبوده و یا آن که برتری عددی اعراب بسیار قابل توجه بوده است نه آنکه 150 هزار نفر در شهری حصاری شوند و 30 هزار عرب که به نبرد در بیابان و زمین صاف عادت کرده اند آنها تعقیب کنند.

البته در مجموع تفاوتی در اصل ماجرا نیست. حکومتی در ابعاد حکومت ساسانی ظرف ربع قرن به کلی از هم پاشید و مجموعه تضادهای درونی آن در کنار پیشروی اعراب مسلمان بزرگ ترین واقعه تاریخی قرن هفتم میلادی را رقم زد.

 

بیشتر بخوانیم:

 سقوط امپراتوری رم غربی و برهم خوردن ثبات نظامی اروپا

 جنگ های بزرگ تاریخ – نبرد کاره

سهم خاورنزدیک در تمدن باختری

 خلاصه ای از جامعه در دولت قاجار

 حمله مغولان به روسیه و شرق اروپا



+ 1
مخالفم - 0
نظرات : 3
منتشر نشده : 3

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد.
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.