امروز: یکشنبه, ۰۶ مهر ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ صفر ۱۴۴۲ قمری و ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۰ میلادی
دوشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۸ ۱۱:۵۳
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

سهم خاورنزدیک در تمدن باختری- زندگی اقتصادی و سازمان حکومت

سهم خاورنزدیک در تمدن باختری- زندگی اقتصادی  و سازمان حکومت
به گزارشتمیم نیوز

 سومریان از میان رفتند اما مدنیت و فرهنگ آنان برجای ماند. از سومر و آکد هنوز صنعتگران و شاعران و هنرمندان و حکیمان و قدیسان برمیخاست. تمدن شهرهای جنوبی در امتداد نهرهای فرات و دجله به شمال انتقال یافت و همچون میراث اصلی تمدن بین النهرین به سرزمین آشور و بابل رسید.

پایه این فرهنگ و تمدن بر روی خاکی گذاشته شده بود که به سبب بارش های سالانه زمستانی باعث حاصلخیزی آن شده بود. زیاد شدن آب سودمند بود ولی خطر هم داشت اما سومریان از دیرباز دریافته بودند که با کندن مجاری فراوان در سراسر زمین ها خود می توانند از این آب به شکل مطمئنی برای آبیاری استفاده کنند. سازمان منظم آبیاری که تاریخ آن به 4000 سال قبل از میلاد می رسد از بزرگترین کارهای تولید تمدن سومری به شمار می رود، شکی نیست که این سازمان خود پایه آن مدنیت و فرهنگ بوده است. از زمین هایی که خوب آبیاری می شد ذرت، جو، گندم، خرما و سبزی های گوناگون و فراوان به دست می آمد.

در زمان های بسیار دور در این قسمت از جهان، گاو آهن روی کار آمد که بوسیله آن زمین را شخم می زدند و به آن لوله سوراخداری پیوسته بود که به وسیله آن دانه را بر زمین می افشاندند. برای کوبیدن خرمنف چرخ های بزرگ چوبی به کار می بردند که دندانه هایی از سنگ چخماق داشت و به این ترتیب در ضمن آنکه دانه جدا می شد کاه نیز برای علوفه به دست می آمد.

این تمدن از جهات گوناگون بسیار ابتدایی بود. سومریان پاره ای از موارد استعمال مس و قلع را می دانستند و از مخلوط کردن آنها مفرغ می ساختند و گاه نیز با آهن اسباب های بزرگ درست می کردند. با همه این احوال فلز در نزد آنان عنوان تجملی داشت و بسیار نادر بود. ابزار کار سومریان بیشتر با سنگ چخماق ساخته می شد و برخی از آنها از جمله داس دروگری را با گل رس می ساختند و چیزهای باریک مانند سوزن و درفش رابا عاج یا استخوان. پارچه بافی صناعت رایجی بود و کسانی که از طرف شاه معین می شدند بر آن نظارت می کردند، درست همانگونه که اکنون هم صناعت های بزرگ زیر نظر دولت ها اداره می شود.

خانه های خود را با نی می ساختند و روی آن را کاهگل می مالیدند. کلبه ها دری چوبین داشت که روی پاشنه ای سنگی می چرخید، کف اطاق معمولاً گلی بود و سقف را با خم کردن و اتصال سر نی ها قوسی می ساختند یا نی ها را گل اندود می کردند وروی تیرهای عرضی سقف میکشیدند. گاو و گوسفند و خوک در خانه ها با مردم به سر می بردند.

بیشتر کالاها از راه آب حمل و نقل می شد چون سنگ در سومر بسیار کمیاب بود. آن را از راه خلیج فارس یا از قسمت های شمالی بین النهرین با قایق می آوردند. حمل و نقل در خشکی نیز در حال پیشرفت بود. در کیش کهن ترین وسیله نقلیه چرخدار کشف شده است. مهرهای بدست آمده نشان دهنده بازرگانی میان سومر، هند و مصر است. در آن زمان پول را نمی شناختند به همین دلیل بازرگانی معمولاً به صورت مبادله جنس به جنس بود ولی حتی در آن زمان هم سیم و زر برای سنجش بها به کار میرفت و آنها را به صورت شمش یا حلقه و بیشتر از روی وزن آنها می پذیرفته اند.

آیین وام گرفتن در بین آنها نیز مرسوم بوده و کالا یا سیم و زر را به قرص می گرفتند و در برابر سودی سالانه از همان جنس میان 15 تا 33 درصد به وام دهنده می دادند. از آنجا که استقرار و آرامش هر جامعه با نرخ تنزیل در آن نسبت معکوس دارد می توان چنین حدس زد که کسب و کار سومریان هم در آن زمان مانند کسب و کار ما، از لحاظ سیاسی و اقتصادی، وضعی آمیخته با نگرانی و عدم ثبات داشته است.

از گورهای آن زمان طلا و نقره زیاد بدست آمده، این طلا و نقره تنها به صورت زیورآلات نیست، بلکه صورت ظرف و سلاح و اسباب تجمل و افزار کار هم دارد. توانگران و درویشان همه به طبقه ها و پایه های مختلف تقسیم می شدند، برده فروشی رواج فراوان داشت و حقوق مالکیت محترم بود.

میان ثروتمندان و بی چیزان طبقه میانه ای وجود داشت که تشکیل می شد از بازرگانان کوچک و دانشمندان و پزشکان و کاهنان. فن پزشکی رواج داشت و برای هر دردی درمانی می شناختند. ولی پزشکی هنوز با آداب دینی در هم آمیخته بود، چنان تصور می کردند که اساس مرض به واسطه وجود ارواح خبیثه است که به بدن بیمار داخل می شود و تا این ارواح از بدن بیرون نرود بیمار شفا نخواهد یافت.

تقویمی داشتند که نمی دانیم چگونه و در کجا ایجاد شده بنابر آن تقویم ساله به دوازده ماه قمری منقسم می شد، پس از هر سه سال یا چهار سال ماهی بر آن می افزودند تا این تقویم با فصول سال و گردش خورشید توافق پیدا کند. هر شهری این ماه ها را به نام خاصی می نامیدند.

سازمان حکومت

هر شهر تا آنجا که می توانست خود را برای نگاهداری استقلال خویش متعصب و غیور نشان می داد و برای خود شاه خاصی داشت به نام پاتسی یا کاهن- شاه، از همین کلمه آشکار می شود که حکومت تا چه حد با دین پیوستگی داشته است.

 در حدود 2800 ق.م با توسعه تجارت، دیگر امکان آن نبود که این جدایی میان شهرها برقرار بماند، به همین جهت، از مجموعه آنها امپراطوری هایی به وجود آمد و شخصیت نیرومندی توانست بر شاهان و کاهن-شاهان مسلط شود و از این شهرها یک وحدت سیاسی و اقتصادی ایجاد کند. پادشاه بزرگ قدرت فراوان و مطلق داشت و اطراف او را محیطی از شدت عمل و ترس فراگرفته بود.

درست مانند حالتی که سلاطین مستبد اروپا در رنسانس داشتند. هر آن احتمال می رفت که با همان وسایل که شاه تازه بر اریکه سلطنت نشسته، کسی قصد جان وی را کند. شاه در قصر مستحکمی به سر می برد که بیش از دو در تنگ نداشت و از هر در بیش از 1 نفر نمی توانست داخل شود. در چپ و راست در ورودی، نهانگاه هایی بود که پاسبانان مخفی شاه در آنها به سر می بردند و می توانستند واردشوندگان را بازجویی کنند یا با خنجر جانشان را بگیرند.

حتی نمازخانه شاه نیز در کاخ او جای پنهان و پوشیده ای داشت و شاه در آن وظایف دینی خود را انجام می داد بی آنکه کسی بتواند وی را ببیند یا اگر از انجام چنینتگالیف سرباز زند متوجه آن شوند.

شاه به هنگام نبرد بر ارابه ای می نشست و در پیشاپیش لشکری مخلوط و درهم، مسلح به تیر و کمان و سرنیزه حرکت می کرد. جنگ را آشکارا برای به دست آوردن راه های بازرگانی یا دستبرد زدن به کالاهای تجارتی به راه می انداختند و هیچ در بند آن نبودند که این هدف را در زیر پرده ای از الفاظ فریبنده و رنگین بپوشانند و کسانی را که دنبال کمال مطلوب هایی می گردند به آن گول بزنند.

مانیشتوسو، شاه اکد،برای بدست آوردن کانهای نقره و رسیدن به سنگ دیوریت برای ساختن مجسمه خویش و جاودان شدن به عیلام حمله کرد و این تنها جنگی است که سربازان برای منظورهای هنری به نبرد برخاسته اند. ملت های مغلوب را به عنوان برده می فروختند و اگرا امید به سودی از فروختن ایشان نمی رفت آنان را در میدان جنگ سر می بریدند.

بعضی اوقات چنان اتفاق می افتاد که ده یک اسیران را در تنگنایی قرار می دادند که هر چه دست و پا میزدند راه گریزی نبود و آنگاه آنان را در راه خدایان تشنه به خون قربانی می کردند. در این شهرها همان چیزی اتفاق افتاد که بعدها برای شهرهای ایتالیا در دوره رستاخیز پیش آمد، به این معنی که استقلال خواهی شدید شهرهای سومری انگیزه نیرومندی برای زندگی و پرورش هنر بود ولی در عین حال سبب پیدایش فشار و نزاعهای داخلی گردید، به این ترتیب دولت های کوچک محلی تضعیف شدند و دولت سومری به کلی سقوط کرد.

سازمان ملوک الطوایفی در امپراطوری سومری  وسیله حفظ نظام اجتماع بود. شاه پس از هر جنگ به سرداران شجاع خود قطعات بزرگی از اراضی را می بخشید و آن زمین ها را از پرداخت مالیات معاف می کرد، این صاحبان اراضی در مقابل موظف بودند امنیت را در ابواب جمعی خود حفظ کنند و آن اندازه که شاه نیازمند است، سرباز و ساز و برگ به او بدهند. درآمد دولت از مالیات جنسی بود که در انبارهای شاهی ذخیره می شد و به مصرف حقوق کارمندان و کارگران دستگاه دولتی می رسید.

علاوه بر این دستگاه شاهی و دستگاه زمینداران یک رشته قوانین وجود داشت که وقتی او-انگور و دونگی دست به تدوین احکام و قوانین اور زدند، سوابق فراوانی برای آنها فراهم شده بود. از همین سرچشمه ها بود که حمورابی قانون نامه معروف خود را استخراج کرد و به یادگار گذاشت. البته این قوانین از قوانینی که پس از آنها آمده ناقص تر و ساده تر است ولی شدت و قساوت آنها نیز به همین ترتیب کمتر است.

 

منبع : تاریخ تمدن - ویل دورانت

 

بیشتر بخوانیم:

 سهم خاورنزدیک در تمدن باختری- عیلامیان و سومریان

جنگ های بزرگ تاریخ



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری