امروز: چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ برابر با ۰۶ ذو القعدة ۱۴۴۲ قمری و ۱۶ ژوئن ۲۰۲۱ میلادی
شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۱:۳۰
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

آشنایی با هندوئیسم و هندوها

آشنایی با هندوئیسم و هندوها
به گزارشتمیم نیوز

در 1987 و 1988، متن های مهم حماسه های هندی رامایانا و مهابهاراتا، صبح های یکشنبه در تلویزیون به صورت سریال به نمایش درمی آمدند. در موقع نمایش این سریال ها، هندوها به صورت دسته جمعی در برابر تلویزیون گرد می آمدند. آنهایی که تلویزیون نداشتند به دوستانشان می پیوستند یا به مکان های عمومی که تلویزیون هایی برای استفاه همگان تدارک دیده بودند، می رفتند.

با آنکه این سریال به زبان هندی بودند، هندوهایی که با این زبان آشنایی نداشتند باز هم به تماشا ادامه می دادند. آنها نمایش این سریال ها را به مثابه رویدادی دینی، فرصتی برای برخورداری از دارشان، منظره ای از الوهیت، از طریق رسانه دور-دارشان، منظره دور، یعنی تلویزیون تلقی می کردند.

در بسیاری از مکان ها، پیش از پخش هر سریال، تماشاگران به برگزاری آداب و مناسکی که به طور سنتی برای بزرگداشت تصاویر و تندیس های خدایان معمول است، می پرداختند. به دستگاه هیا تلویزیون حلقه های گل نصب شده و پیشکش هایی نثارشان گشته بود.

طبق گزارش روزنامه ها به محض اینکه پخش این سریال های دینی در تلویزیون شروع می شد به علت هجوم مردم برای تماشای آنها، جریان امور در سراسر هند به حالت توقف در می آمد.

این داستان های حماسی روایت های مرکبند که بر نبرد برای نظم جهان تاکید دارند. در مهابهاراتا دو تیره از یک خانواده سلطنتی برای فرمانروایی بر هند (بهارات) با هم رقابت می کنند. رامایانا داستان رامای نجیب زاده است که باید بر روح شیطانی راوانا، به خاطر برقرار ساختن دوباره صلح در جهان پیروز شود. در هر دو حماسه حفظ نظم به خدایانی که به هیئت جسمانی در آمده و به جهان فانی وارد شده اند وابسته است.

در این داستان ها اعمال خدا در طی تاریخ بشر تشریح شده اند. همچنین در آنها راجع به تعلیمات الهی به مردم برای گزینش راه صحیح امرار معاش، توضیحاتی درج گردیده است. مطالبی از این حماسه ها در بحث های جدید مرتبط با هویت هندو، اصلاح دینی، اصلاح اجتماعی و ملیت گرایی مطرح می کردند.

از این رو با آنکه این داستان ها تقریبا برخوردار از قدمتی دو هزار ساله اند، هنوز هم در دلبستگی های امروزی مردم انعکاس دارند.

متن فیلمنامه ای که به منظرو سریال تلویزیونی رامایانا فراهم شد، بر تنوع غنی سنت های هندو، برای خلق روایتی جدید از این حماسه که در بر گیرنده سراسر سرزمین هند باشد، مبتنی بود. کهن ترین ترجمه این داستان منظومه ای است به زبان سانسکریت قدیم، که حدودا بین 200ق.م تا 200 ب.م تدوین شده است.

بعدا ترجمه هایی به زبان های محلی از جمله ترجمه ای به زبان تامیل به قلم کامپان احتمالا قرن نهم تا دوازدهم و ترجمه ای به زبان هندی به نام رمچریتاماناها به قلم تولسی داس در قرن شانزدهم انجام گرفتند.

نسخه های جیبی این متن قرون وسطایی در اکثر سال های قرن بیستم در شمار پر فروش ترین کتاب ها در هند بوده اند. ترجمه تولسی داس که به صورت متنی برای رمنه گار رام لیلا، یک لیلای گبیر، یا نمایش، درآمد، هر سال در شهر بنارس اجرا می شد.
در سراسر هند تئاتر خیابانی و نقالی به وسیله هنرپیشگان و نقالان حرفه ای برگزار می شوند که در آنها این حماسه، بدون توجه به اندازه سواد تماشاگران به عموم مردم معرفی می گردند.

این جشنواره های نمایشی که بر مبنای رامایانا یا مهابهاراتا مدون شده اند جزو رویدادهای دینی به شمار می آیند، در آیین هندو کارهای نمایشی و تئاتری بخشی از حقیقت متعالی خدایان است. موقعی که رام لیلا به نمایش در می آید، خدا در جهان حضور می یابد، عیناً همان گونه که او در خود متن داستان است.

کسانی که در نمایشنامه نقشی ایفا می کنند، به عنوان بازیگران و بینندگان، نوعی عکس العمل آنی در قبال ادراک حالت معنوی از خود نشان میدهند. در عین حال بازیگرانی که در سریال های تلویزیونی مزبور نقشی به عهده گرفته بودند آنها را به عنوان نمادهای خدایان تقدیس کردند و کارگردان این عمل را برای ایجاد شدن رفتار پاک و صمیمانه در گروه بازیگران لازم می شمرد.

خود او در حین کارگردانی سیگار کشیدن و نوشیدن الکل را ترک کرد و تمام بازیگران را به گرفتن رژیم گیاهخواری وادار ساخت. یک بار بانویی بازیگر که نقش سیتا، همسر راما را در نمایشنامه رامایانا بازی می گرد در یکی از مکان های عمومی سیگار می کشید، پند نفری که بازی اش را در تلویزیون دیده بودند به ملامتش برخاستند و به او گفتند که سیتا نماد زن شایسته، نباید سیگار دود کند.

در نظر بینندگان، ایفاگران نقش ها مانند کاراکترهای شان از هویتی یکسان برخوردار بودند و خدایان حماسه ها یک بار دیگر در دنیا برای بازی کردن نقش شان به خاطر عموم مردم ظاهر شده بودند.

محبوبیت استثنایی سریال های حماسی تلویزیونی، نشانگر شور و سرزندگی آیین هندو بود. هیچ رمان یا فیلم مدرنی چنین واکنشی را ایجاد نکرده بود. اما رساله الکترونیکی جدید با توجه به اسطوره شناسی، درباره مقام و منزلت آیین هندو در دنیای مدرن، مطالب بسیار گفت.

سنتهای کهن با زمان های جدید و رسانه های جدید وفق داده شدند. مردم با خاستگاه های فرهنگی متفاون توانستند در تماشای یک اجرای نمایشی با یکدیگر سهیم شوند و آن را فراتر از تکیه بر یک روایت واحد از داستان توانست بر مبنای تنوع فراوان سنت های قابل دسترس، در مورد آفرینش یک رامایانا برای سراسر هند تلاش ورزد.

فناوری جدید و موضوع های وحدت و کثرت گرایی از جمله نیروهای پویا در هندوئیسم مدرن به شمار می آیند. این نیروها زمانی نمود بیشتری پیدا می کنند که در می یابیم که سریال های تلویزیونی رامایانا و مهابهاراتا نه تنها در جنوب آسیا که خاستگاه هندوئیسم است و در آنجا دین اصلی مردم است به معرض نمایش درآمدند بلکه در دیگر بخش های قاره آسیا، آفریقا، کشورهای دریای کارائیب، کل قاره آمریکا و اروپا نیز نمایش داده شدند.

هندوها اکنون در سراسر جهان زندگی می کنند و سنت مدرن هندوئیسم همراه با تجربه های کسانی که در خارج از جنوب آسیا به سر می برند، به انضمام تجربه های کسانی که همچنان در سرزمینی زندگی می کنند که خدایان بزرگ هندو در آنجا در هیئتی دنیوی به اعمال حماسی خود ادامه می دهند، در حال شکل گرفتن است.

هندوئیسم هندوها

اصطلاح هندوئیسم دارای دارای خاستگاه جدیدی است، غربی ها غالباً این اصطلاح را در مورد دینی که در هند از اکثریت برخوردار است به کار برده اند. فقط گروه هایی که هویت غیرهندوی مشخصی داشتند مانند جائین ها، بودایی ها، پارسی ها، مسلمانان، یهودی ها و مسیحی ها جزو مقوله عام هندود به شمار نمی آمدند.

به کار بردن یک عنوان ابداع شده از سوی بیگانگان، به این دلیل است که واژه ای بومی که معادلی برای این مفهوم باشد، در جنوب آسیا وجود ندارد. در این سرزمین مردم معمولاً خود را بر حسب کاست و جامعه محلی تعریف می کنند و در میان آنها، کتاب مقدس واحد، هویت یا راهنمای دینی مشترکی که بتوان جملگی را به عنوان اصول هندوئیسم در نظر گرفت وجود ندارد.

علت این امر آن است که واژه هندوئیسم از هندو مشتق شده است، نامی که توسط مسلمانان قرون وسطا به مردمی در کرانه های رود سند (هند) زندگی می کردند اطلاق می شد. بعداً این نام به صورت یک اصطلاح تعمیم پذیر برای تمام ساکنان شبه قاره هند درآمد. از این رو هندوئیسم با در نظر گرفتن بیشتر سنت های محلی که در هند نضج گرفته بود، برای هندی ها حالت یک اعتقاد دینی بومی را پیدا کرد.

دین های هندی که خودشان را به عنوان غیرهندو مشخص می کردند، مانند آیین بودا و آیین جین، برای متمایز شدن از هندوئیسم حد و مرزهای مشخص ویژه خود را پیدا کرده بودند اما خود هندوئیسم هیچ گاه در سراسر شبه قاره چنین حد و مرزها و اعمالی دینی را که در برگیرنده تنوع منطقه ای گسترده باشد، ابداع نکرد.

ویژگی بی نظمی اصطلاح هندوئیسم، آن را به صورت عنوانی مناسب برای تمام سنت های متنوعی که تقریبا هشتاد درصد مردم هند و جوامع هم سنخ شان را در سراسر دنیا دربرمیگیرد، درآورد. به هر حال لازم به یادآوری است که این اصطلاح یک ابداع جدید است و دیگر اینکه برای معرفی کردن دین هندو با توجه به خط سیر زمان گذشته، به کار بردن یک مقوله ابداعی، به خاطر متمایز ساختن ریشه های هندوئیسم مدرن از سایر دین های هندی ضروری است.

دهرمه

مطلقاً یک اصطلاح بومی برای نامگذاری دین هندو وجود ندارد، همچنین واژه ای که برابر با مفهوم غربی religion باشد در دست نیست. شاید نزدیک ترین واژه برای این مفهوم، دهرمه باشد.

دهرمه به معنی قانون، وظیفه، عدالت و پرهیزگاری است. این وازه مانند morality غربی، هم به دین و هم به وظایف اجتماعی اشاره دارد. بدین لحاظ این اصطلاح مبین تاکید بر روش معمول یا رفتار صحیح است که در جهان بینی هندو رکن اساسی است.
هندوئیسم، دینی است که بر رفتار بیش از اعتقاد تاکید می ورزد. تنوع فراوان در اعتقادات موجود است، خدایان، فلسفه ها، راه و روش های گوناگونی وجود دارند اما تمام این ها مستلزم تبعیت از قوانین ویژه رفتارند.

برای درک آنچه رفتار دهرمه ای را تشکیل می دهد، شخص باید از جهان بینی هندو آگاهی یابد. نگته اساسی این جهان بینی بر این اعتقاد متکی است که تقدس در جهان امری است ماندگار. جهان طبیعی، نظم اجتماعی و زندگی خانوادگی، همگی با نظم الهی ارتباط های دو جانبه دارند.

این به معنای آن است که جایگاه شخص در گستره نظم جهانی بر دهرمه شخص تاثیر می گذارد. این ماندگاری تقدس در عین حال به اشیا و اموری از قبیل مکان ها، پدیده ها، آدم ها و لحظه هایی از زمان که ممکن است در سنت های غربی صبغه دینی نداشته باشند، صبغه ای دینی ببخشد.

وحدت و تنوع

هندوئیسم به صورت یک سنت جهانی درآمده است. در جنوب آسیا دین اصلی کشورهای هند و نپال است، اقلیتی از پیروان این آیین در سریلانکا و چند گروهی نیز در پاکستان و بنگلادش زندگی می کنند. در جنوب شرقی آسیا چند جزیره هندونشین، عمدتا در جزیره بالی اندونزی، از بقایای جمعیت هایی انبوده که در قرون وسطا در این مناطق رحل اقامت افکنده بودند، وجود دارند.

همچنین جمعیت هایی در مراکز شهری سنگاپور و کوالالامپور سکنی دارند. در خارج از آسیا جوامع پرقدرت قدیم التاسیس هندو در آفریقای شرقی و جنوبی، در کشورهای ساحلی خلیج فارس، در جزیره فیجی، در کرانه شمال شرقی جنوب آمریکا، در کشورهای حوزه کارائیب، در شمال آمریکا و در اروپا وجود دارند.

به رغم چنین جهانی شدن، هندوئیسم همچنان به نحوی تغییرناپذیر به فرهنگ جنوب آسیا وابسته است و هرگونه پژوهش و تحقیقی برای درک چگونگی سنت هندو باید از سرزمین هند شروع شود.

مجموعه ای از اعتقادات و اعمال دینی که با اصطلاح کلی هندوئیسم پوشش داده شده است یکی از متنوع ترین دین ها در تاریخ به شمار می آید. این یک حالت طبیعی برای سنتی است که به طور اندام وار، بیش از هزاران سال است، صرف نظر از واکنش های متقابل مردمان مختلف که در جنوب آسیا زندگی می کنند، گسترش یافته است.

گنجینه تنوع در زبان های شبه قاره هند آشکار است. چهار خانواده متمایز زبانی، هندو-اروپایی، دراویدی، تیبتو-بورمن و آسترو-آسیایی وجود دارند. از میان این ها هفده زبان رسمی معروف در هند نشأت گرفته اند، که هر کدام گویش های بی شمار خاص خود را دارد و زبان های کوچکتر به عنوان زبان های غیررسمی نیز در جنوب آسیای مدرن متداول اند.

زبان های هندو-اروپایی که از زبان سانسکریت مشتق شده اند، به انضمام زبن هایی مانند هندی، مراتی، بنگالی و نپالی در شمال هند و نپال رایج اند. چهار زبان دراویدی، تامیل، تله گو، مالایالام و کندا در چهار ایالت جنوبی هند معمولند.

شمار سخنگویان دو خانواده زبانی دیگر بسیار اندک است. به زبان های تیبوربورمن، در نواحی هیمالیا و سرزمین های شمالی از قبیل دره کاتماندو صحبت می شود. زبان های آسترو-آسیایی، همچنان زبان قبیله ها و طایفه هایی است که در بخش های مرکزی، شمالی و جنوبی زندگی می کنند.

اکثر این زبان ها مختص به منطقه های خاص است. این منطقه ای بودن، که یکی از نشانه های رسمی هندوئیسم است، از پیامدهای جانبی وضعیت جغراقیایی جنوب آسیاست. این شبه قاره از لحاظ جغرافیایی دارای مناطقی مشخص است که فرهنگ های ویژه خود را دارند، مرز شمالی را رشته کوه های هیمالیا تشکیل داده است.

این کوه ها به ویژه از جانب شمال غربی، مانع از مهاجرت نشده اند. مهاجرانی که از این سمت می آمدند در کنار رودخانه دره های شمال سکونت اختیار می کردند و در منطقه مزبور یا ساکنان قبلی متفقاً به کار و کوشش می پرداختند.

همچنان که این مهاجران به تدریج به شیوه خاص خود در سراسر مناطق شرقی سرگرم کار و فعالیت می شدند، فرهنگ هایشان نیز پیوسته تغییر و تحول پیدا می کرد. مثلاً موقعی که اخلاف یک قبیله هندو-اروپایی از سمت شمال غربی به هند وارد می شدند، هنگام رسیدن به کرانه شرقی، فرهنگ شان به نحوی چشمیگر تغییر می یافت. بدین ترتیب در شمال غربی و شمال شرقی فرهنگ هایی متمایز پدید می آوردند، حتی وقتی که عوامل موثر که در هر منطقه خاستگاه های یکسان داشتند، در کنار هم قرار می گرفتند.

داخل شبه قاره فرهنگ های جغرافیایی متمایز، بر اساس لزوم سازگار شدن با شرایط اقلیمی خود شکل گرفته بودند. در جلگه های شمالی، جمعیت ها، در کرانه های رودهایی که برای امور کشاورزی جزو منابع ضروری اند، گرد آمدند. یکی از این گونه منطقه ها در کرانه های رودخانه پنجاب، در شمال غربی، واقع شده است، و یکی دیگر هم در کرانه های گنگ و یامونا در جلگه های شمالی قرار گرفته است.

بیشتر مراکز شهری بزرگ هند مدرن در این مناطق، از مراکز مقدس تاریخ هندو نیز به شمار می آیند. فرهنگ های منطقه ای مستقل در کوه های هیمالیا، جاهایی که جریان زندگی باید خود را با محیط های صعب و ناهموار هماهنگ سازد، در کرانه های رودخانه ها، جاهایی که ماهیگیری یک ماده دیگر به مواد خوراکی غذای روزمره اضافه می کند، به حیات خود ادامه می دهند.

شمال و جنوب شبه قاره هند را کوه های ویندهیا، از هم متمایز ساخته اند. در جنوب، جایی که خانواده زبان درائیدی متداول است، فرهنگ های منطقه ای خاصی در جلگه دکن و در میان رشته کوه هایی که در کرانه دریا امتداد یافته اند، وجود دارند. آب و هوای بخش جنوبی برای تولید فرآورده های کشاورزی وناگون و دامداری، در مقایسه با جلگه های شمالی مناسب ترند. بالاخره گونه ای تنوع فرهنگی دیگر در میان گروه های قبیله ای کوچک معمول است، قبیله هایی که بیشتر در نواحی فرعی، به ویژه در کوهستان ها به سر می برند.

محدوده هر منطقه فرهنگی به سبب شرایط اجتماعی، گروه های شغلی متعدد وجود دارند. سه چهارم مردم هند هنوز هم روستایی اند و بیشتر به کشاورزی اشتغال دارند. اما نواحی شهری در حال رشد هستند و تاثیر فوق العاده ای بر سنت ها گذاشته اند. طبقه متوسط جدیدی در کشور به وجود آمده است که از لحاظ تعدا، تقریباً با جمعیت کل ایالات متحده امریکا برابر است. این طبقه جدید متمدن و دانش آموخته در حال تغیر دادن ویژگی هندوئیسم است. افزون بر این چون اکثر مهاجرانی که در دیگر نقاط دنیا زندگی می کنند از میان طیقه شهری برخاسته اند، تاثیری بسیار فراوان بر هندوئیسم جهانی گذاشته اند.

هرکدام از فرهنگ های منطقه ای جنوب آسیا، زبان، غذا، هنر، موسیقی، معماریِ، خدایان و مناسک عبادی خاص خود را دارند. سلسله مراتب اجتماعی و شیوه های زناشویی از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت است. در هر منطقه ای، جوامع محلی، خدایان، اسطوره ها و سنت های خاص خود را دارند.

خدایان و جشن های یک روستا ممکن است برای روستایی دیگر ناشناس باشند. به این علت است که تعریف هندوئیسم بسیار دشوار است، مگر اینکه درباره آن گفته شود، همان طور که از خود این عنوان به طور ضمنی استنباط می گردد هندوئیسم دینی است که در هند پدید آمد و بیشتر هندی ها و نپالی ها به دستورهای آن عمل می کنند.

با این همه به رغم تنوع یک جهان بینی کلی هندو وجود دارد، نام خدایان و تعبیرهای مرتبط با آداب و مناسک ممکن است متفاوت باشند ولی یک نفر از ساکنان پنجاب در شمال غربی می تواند فردی از اهالی تامیل نادو در جنوب شرقی را که در حال برگزاری مراسم جشنی ناآشنا برای یک خدای ناشناس است، ببیند و نسبت به اعمال و رفتار او در خود مفهومی از قرابت و تشابه احساس کند.

 

بیشتر بخوانیم:

 چطور تمدن هلنی، تمدنی جهان شمول شد؟

 از جشن تیرگان بیشتر بدانیم

 اختلاط نژادها - اقوام هند و اروپایی - میتانیها، حتیها، ارامنه، سکاها

 جنگ های بزرگ تاریخ ایران - نبرد لیدیه



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.