امروز: یکشنبه, ۰۴ آبان ۱۳۹۹ برابر با ۰۸ ربيع الأول ۱۴۴۲ قمری و ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰ میلادی
دوشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ ۱۰:۱۳
۲
PNAZAR
نسخه چاپی

سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی چیست؟

سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی چیست؟
به گزارشتمیم نیوز

یافته های تجربی متعدد اهمیت سرمایه اجتماعی را در ارتقای سطح توسعه جوامع نشان میدهند. به عنوان مثال می توان به مطالعه کریستوفر در زمینه سرمایه اجتماعی اشاره کرد که اختلاف بین مناطق و کشورها را در سطح توسعه اجتماعی و اقتصادی ناشی از اختلاف آنها در ذخیره موجود سرمایه اجتماعی دانسته است.

مناطق یا کشورهای دارای ذخیره نسبتاً بالای سرمایه اجتماعی (برحسب اعتماد تعمیم یافته و تعهد مدنی) در مقایسه با جوامع دارای اعتماد و تعهد مدنی پایین، به سطوح بالاتری از رشد دست یافته اند.

از آنجایی که سطح توسعه یافتگی به طور بی واسطه ای معرف سطح رفاه اجتماعی همگانی است، ارتباط میان سرمایه اجتماعی و توسعه را می توان به ارتباط میان سرمایه اجتماعی و رفاه تأویل کرد و نتیجه گرفت که وجود سرمایه اجتماعی بالا می تواند سطح بالاتری از رفاه اجتماعی را تامین کند.

به بیان دیگر سرمایه اجتماعی یکی ازمولفه های اصلی توسعه اجتماعی-اقتصادی به شمار می رود که این توسعه برمبنای ارتقای رفاه همگانی تعریف می شود. بنابراین می توان فرض کرد که بین سرمایه اجتماعی و رفاه در سطوح خرد (فردی) و کلان (اجتماعی) همبستگی وجود دارد.

بدیهی است موفقیت نظام های رفاه اجتماعی- به عنوان رابطه ای عمودی میان دولت و جامعه- از لحاظ ساختاری تا حد زیای به روابط اجتماعی افقی (هنجارها و شبکه ای) موجود در جامعه وابسته است. بنابران کارآمدی سیاست های تامینی و رفاهی که به همراهی و همکاری داوطلبانه مردم نیاز دارد، به مقدار سرمایه اجتماعی موجود در هر جامعه باز می گردد.

با توجه به اینکه سطح رفاه گروه های اجتماعی در جامعه با لحاظ کردن استانداردهای رفاه متفاوت است بررسی رابطه بین سرمایه اجتماع و رفاه اجتماعی می تواند بخش مهمی از اطلاعات موردنیاز در خصوص مؤلفه های اثرگذار بر رفاه را به منظور سیاست گذاری رفاه اجتماعی در جامعه فرام سازد.

سرمایه اجتماعی را به طور کلی می توان منابعی تعریف کرد که میراث روابط اجتماعی اند و کنش جمعی را تسهیل میکنند. این منابع که از طریق اجتماعی شدن حاصل می شوند در برگیرنده اعتماد، هنجارهای مشارکتی و شبکه هایی از پیوندهای اجتماعی است که موجب گردآمدن افراد به صورتی منسجم و با ثبات در داخل گروه به منظور تامین هدفی مشترک می گردد.

تعاریف متعدد در خصوص سرمایه اجتماعی:

پیر بوردیو:
نخستین تحلیل منظم از سرمایه اجتماعی به وسیله بوردیو صورت پذیرفته است. این تحلیل از قوی ترین تحلیل هایی است که مفهوم سرمایه اجتماعی را در گفتمان جامعه شناسی معاصر وارد کرده است. سرمایه اجتماعی از نظر بوردیو عبارت از مجموعه ای از منابع بالفعل یا بالقوه است که با مالکیت یک شبکه بادوام از روابط کم و بیش نهادینه شده از آشنایی و شناخت متقابل و دو جانبه، پیوند یافته است.

به عبارت دیگر عضویت در یک گروه، هر یک از اعضایش را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می سازد، صلاحی که آنان را سزاوار اعتبار به معنای مختلف کلمه می کند.

به اعتقاد بوردیو گونه های مختلف سرمایه کم و بیش قابل تبدیل به یکدیگرند به طوری که انواع متفاوت سرمایه را می توان از سرمایه اقتصادی استخراج کرد.

به تعبیر لین سرمایه اجتماعی در نظر بوردیو لباس مبدل برای سرمایه اقتصادی است. با این حال او معتقد است که شکل های دگرگون شده و تغییر چهره داده سرمایه اقتصادی هرگز تماماً قابل تبدیل به این تعریف نیست.

بنابراین استفاده بودیو از واژه سرمایه اجتماعی تلاشی واضح و روشن برای فهم چگونگی ایجاد طبقات و تقسیمات طبقه ای است. افکار بوردیو راجع به سرمایه اجتماعی تعبیری است برای تاکیدش بر تضاد طبقاتی: روابط اجتماعی برای افزیش توانایی کنشگر برای پیشبرد منافعش به کار برده می شود و سرمایه اجتماعی منبعی است برای کشمکش اجتماعی.

بوردیو اعتقاد داشت که سرمایه اقتصادی ریشه اصلی تمام سرمایه هاست و علاقه مند بود که از نحوه ترکیب آن با دیگر انواع سرمایه برای ایجاد و تولید مجدد نابرابری اطلاع یابد. به این ترتیب کاربرد سرمایه اجتماعی در نزد بوردیو بر این درک استوار است که افراد چگونه با سرمایه گذاری بر روابط گروهی، وضعیت اقتصادی خود را در یک فضای اجتماعی سلسله مراتبی بهبود می بخشند.

دیدگاه بوردیو در باب سرمایه اجتماعی بیش از حد ابزاری است و ان را چیزی می داند که افراد یا طبقات به کار می بندند تا به منافع اقتصادی خود دست یابند.

او سرمایه اقتصادی را پایه می داند و سرمایه اجتماعی و حتی فرهنگی را ابزاری برای تحقق آن می پندارد. اگر سرمایه اجتماعی نتواند باعث رشد سرمایه اقصادی گردد کاربردی نخواهد داشت.

تحلیل بوردیو از سرمایه اجتماعی مبتنی بر یک رویکرد چپ گرایانه است. به اعتقاد او این سرمایه است که به یک فرد اجازه می دهد تا سرنوشت خود و دیگران را تحت نظارت گیرد.

جیمز کلمن:
رویکرد کلمن در مورد سرمایه اجتماعی بر اساس نظریه انتخاب عقلانی و مبتنی بر کارهای پیشین او در نظریه مبادله اجتماعی است. از نظر کلمن مفهوم سرمایه اجتماعی دربرگیرنده پایه و اساس نظم اجتماعی است و محملی است تا به تشریح چگونگی امکان همکاری بین افراد بپردازد.

کلمن به جای تعریف سرمایه اجتماعی بر حسب ماهیت و محتوی، به کارکرد آن توجه دارد. او میگوید: سرمایه اجتماعی بر حسب کاربرد آن تعریف می شود. سرمایه اجتماعی موجودیت واحدی نیست بلکه مجموعه ای از موجودیت های گوناگون است که دو مشخصه مشترک دارند: در همه آها جنبه ای از ساختار اجتماعی وجود دارد و همه آنها اعمال خاص کنشگران داخل ساختار را تسهیل می کنند.

سرمایه اجتماعی همانند سایر شکل های سرمایه، مولد است و تحقق اهداف معین را ممکن می سازد ولی برخلاف گونه های دیگر سرمایه به طور ذاتی در ساختار روابط بین کنشگران وجود دارد.

به تعبیر لین آراء کلمن بسط و گسترش مفهوم انسجام و دیدگاه دورکیم از روابط اجتماعی است. به اعتقاد کلمن هر چه افراد به یکدیگر بیشتر کمک کنند، مقدار سرمایه اجتماعی که ایجاد می شود بیشتر خواهد بود. هنگامی که افراد کمتر به یکدیگر نیاز داشته باشند، سرمایه اجتماعی کمتری ایجاد خواهد شد.

رابرت پاتنام
پاتنام برای نخستین بار مفهوم سرمایه اجتماعی را در قسمت پایانی کتاب خود به کار برد. وی صریحاً اذعان داشت که تحقیقات کلمن درباره سهم سرمایه اجتماعی افراد در دستاوردهای آموزشی الهام بخش وی بوده است.

پاتنام در تعریف خود از سرمایه اجتماعی می نویسد: منظور از سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه ها است که می توانند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند.

پاتنام معتقد است که سرمایه اجتماعی برعکس سرمایه های دیگر، یک کالای عمومی است که در مالکیت خصوصی بهره برداران نیست. پاتنام سرمایه اجتماعی را با سه مولفه اعتماد، هنجارها و شبکه ها مفهوم سازی می کند.

مطابق با نظر پاتنام، اعتماد اجتماعی، هنجارهای معامله متقابل، شبکه های مشارکت مدنی و همکاری موفقیت آمیز متقابلاً همدیگر راتقویت می کنند.

وجود نهادهای همکاری جویانه کارآمد، مستلزم مهارت ها و اعتماد بین اشخاص است اما آنها مهارت ها و این اعتماد نیز به نوبه خود به وسیله همکاری سازمان یافته تلقین و تقویت می شوند. هنجارها و شبکه های مشارکت مدنی به رفاه اقتصادی کمک می کنند و به نوبه خود به وسیله رفاه تقویت می شوند.

به زعم پانتان منابع سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، هنجارها و شبکه ها، معمولاً خود تقویت کننده و خود افزاینده اند. باز تولید فضایل به تعادل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری، اعتماد، مشارکت مدنی و رفاه جمعی منجر می شود. این ویژگی ها معرف جامعه مدنی است.

برعکس فقدان این ویژگی ها در جوامع غیرمدنی نیز خصلت خود تقویت کننده دارد. عهد شکنی، بی اعتمادی، فریب و حیله، بهره کشی، انزوا و بی نظمی رادر یک جو خفقان آور دورهای باطل تشدید می کنند.

فرانسیس فوکویاما
فوکویاما رابطه سرمایه اجتماعی با توسعه اقتصادی را در نظر می گیرد و معتقد است که سطوح بالای سرمایه اجتماعی، صداقت و اعتماد، افراد را به انجام دادن کارهای مشارکتی و تعاونی مشتاق می سازد. از نظر فوکویاما سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میان شان مجاز است در آن سهیم هستند.

فوکویاما مخالف این ادعای کلمن است که سرمایه اجتماعی کالای عمومی است زیرا از آنجا که همکاری از هر نظر برای همه افراد به عنوان وسیله ای برای دستیابی به اهداف شخصی شان ضروری و لازم است عقل حکم می کند که افراد سرمایه اجتماعی را به عنوان کالای خصوصی تولید کنند.

او معتقد است که اگر حکومت ها از حقوق مدنی و مالکیت دفاع کنند، افراد خردورز، اعتماد را چون کالایی خصوصی ایجاد می کنند، چون نفع فردی آنها چنین ایجاب می کند.

فوکویاما دین را یکی از منابع اصلی سرمایه اجتماعی می داند او معتقد است که هنجارهای اجتماعی اگر چه نه منحصراً اما عمدتاً از مذهب شیعه سرچشمه می گیرند.

تعاریفی از رفاه اجتماعی:

جرمی بنتام:
بنتام با عقیده آدام اسمیت که جامعه چیزی به جز مجموع آحاد آن نیست، موافق بود و اعتقاد داشت که ما مجبور نیستیم که بحث خود را صرفاً به رفاه فردی محدود کنیم. از دید بنتام، رفاه را می توان اندازه گرفت واین قابلیت اندازه گیری به ما اجازه می دهد رفاه های فردی را با هم ترکیب کنیم و سطح متراکم رفاه اجتماعی را در مجموع اندازه بگیریم. به این معنی رفاه اجتماعی نوعی تراکم ساده و مکانیکی رفاه های فردی است.
به نظر بنتام، رفاه اجتماعی با بهره مندی اجتماعی و با حداکثر خیر و خوشبختی برای حداکثر آحاد مردم مساوی است.

ا.سی.پیگو
پیگو اقتصاددان رفاه، استدلال می کرد که مقایسه های بین افراد می توانند صورت گیرد، زیرا بهزیستی مقوله ای است که به آمال و آرزوها ارتباط دارد و آرزوها را می توان برمبنای معیارهای پولی اندازه گیری کرد: هر چه تمایل من برای پرداخت بابت چیزی بیشتر باشد، آرزوی من شدیدتر است و بر این مبنا دسترسی و تملک آن شی موجب بالا رفتن سطح رفاه و بهزیستی من می شود.

بنابراین رفاه فردی ارتباط نزدیکی با انخاب های بازار دارد و می توان گفت که رفاه اجتماعی به تناسب رونق یا رکود ثروت ملی که از راه شاخص هایی چون تولید ناخالص ملی قابل اندازه گیری است،کم یا زیاد می شود.

ویلفردو پارتو
از اقتصاددانانی بود که استدلال می گرد که مقایسه بین افراد از حیث بهره مندی از رفاه اجتماعی امکان پذیر نیست. به گفته پارتو، جامعه ای که قادر باشد دست کم وضع زندگی یکی از آحاد خود را بهتر سازد، در بهبود شرایط رفاهی خویش کوشیده است.

با این حال زمانی فرا می رسد که این جامعه می تواند فقط با بدتر کردن وضعیت شماری از آحاد خود شرایط شماری دیگر را بهتر کند. در این حالت جامعه مورد بحث به مرحله کارآیی مطلوب خویش رسیده است و ایجاد هرگونه تغییر بیشتر دیگر توجیهی ندارد.

جان راولز
راولز مقوله رفاه را از معیار کارآیی دورکرده و به حوزه عدالت و اخلاق بازمی گرداند. با این حال او نیز توصیف بهره مندانه عدالت و اخلاق را مردود می شمارد.

به اعتقاد راولز جامعه ای که توزیع منابع در آن عادلانه باشد، وضعیت رفاهی بهتر از جامعه ای دارد که منابع آن به شکل عادلانه توزیع نمی شود و توزیع عادلانه به این معناست که برای محروم ترین افراد مطلوب باشد.  بدین ترتیب رفاه اجتماعی مستلزم حذف نابرابری های غیرعادلانه است نه حذف صرف نابرابری.

تی.اچ.مارشال
مارشال با ارائه نظریه شهروندی و تجزیه مفهوم شهروندی به سه عنصر مدنی، سیاسی و اجتماعی، تحلیل موجز و روشنی درباره رفاه اجتماعی ارائه کرده است. شهروندی از دید مارشال، موقعیت اعطا شده به اعضای کامل اجتماع است و تمام افراد برخوردار از این موقعیت با یکدیگر برابرند. دستیابی به این حقوق به واسطه ایجاد نهادهای مناسب، محقق و مسیر می شود.

شهروندی مدنی در قرن 18 که از حقوق ضروری برای آزادی های فردی، بیان اندیشه، حق مالکیت، حق عقد قرارداد و حق برخورداری از عدالت تشکیل شده با رشد نهاد دادگاه و نظام قضایی، همراه بوده است.   

شهروندی سیاسی در قرن 19 که به حق مشارکت در قدرت و تصمیم گیری های سیاسی مربوط می شود با نهاد پارلمان و شوراها ظهورکرده است.

شهروندی اجتماعی نیز که با نظام آموزشی و تامین اجتماعی توسعه یافته، در قرن 20، مجموعه حقوق مربوط به حداقل رفاه اقتصادی و اجتماعی مطابق با استانداردهای رایج در جامعه را دربرمیگیرد.

 

بیشتر بخوانیم:

خانواده در سال 2050 چگونه خواهد بود؟ از رحم های مصنوعی تا مراقبان ربات

مارکس؛ تحلیل گر جامعه صنعتی سرمایه داری



+ 2
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری