امروز: یکشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۲۷ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۰۹ مه ۲۰۲۱ میلادی
پنج شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۹ ۱۲:۱۵
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

پیدایش نوروز و برخی از رویدادهایی که در طول تاریخ به این مناسبت روی داده است

پیدایش نوروز و برخی از رویدادهایی که در طول تاریخ به این مناسبت روی داده است
به گزارشتمیم نیوز

نوروز و آیین های باشکوه آن، مسیری سه هزار ساله و پرپیچ و خم را پیموده تا به ما رسیده است. نوروز کهنسال ترین آیین ملی در جهان است که جاودانه مانده و یکی از عوامل تداوم فرهنگ ایرانیان (آرین های جنوبی) است. آیین های برگزاری این جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پیش تفاوت چشمگیری نکرده و به همین دلیل عامل وحدت فرهنگی ساکنان ایران زمین به شمار می رود که آن را در هر گوشه از جهان که باشند، یکسان برگزار می کنند و بزرگ می دارند و به همین جهت است که اندیشمندان نوروز را مظهر پایدار هویت و ناسیونالیسم ایرانی خوانده اند که مورخان در قوه محرکه اش تردید ندارند زیرا که در طول تاریخ نیروی عظیم و کارایی های فراوان آن را درک کرده اند.

نوروز روز ملی و جشن همه کسانی است که در فلات ایران یا ایران زمین، خود یا نیاکان شان به دنیا آمده اند وتاریخ و فرهنگ مشترک دارند از جمله تاجیک ها، افغان ها، کردها و ساکنان سرزمین هایی که در طول قرون و اعصار، امپراتوری ایران را تشکیل داده بودند.

دو قرن است که امپراتوری ایران بر اثر توطئه های استعمارگران اروپایی از میان رفته است اما فرهنگ مشترک و مدنیت غنی قوم ایرانی باقی مانده و نوروز همچنان روز ملی همه مردمی است که از کوه های پامیر و بدخشان تا انتهای کوه های کردستان سوریه و از قفقاز تا رود سند و منطقه خلیج فارس سکونت دارند.

در بسیاری از آثار گذشته نگاران از جمله در تاریخ طبری، شاهنامه فردوسی و آثار بیرونی، نوروز به جمشید، شاه افسانه ای و در پاره ای دیگر به کیومرث نسبت داده شده و آن را به دلیل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سرگرفته شدن درخشش خورشید و اعتدال طبیعت، بهترین روز درسال دانسته اند.

به نوشته برخی از مورخین بر پایه افسانه ها، سه هزار سال پیش در چنین روزی، جمشید از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه (منطقه باستانی حسنلو) بیرون آمد و عمیقاً تحت تاثیر آفتاب درخشان و خرمی و طراوت محیط قرار گرفت و آن روز را نوروز، روز صفا، پاک شدن زمین از بدی ها و روز سپاسگزاری از خداوند بزرگ نامید و خواست که از آن پس، بدون وقفه هر سال در این روز آیین ویژه برگزار شود. آیینی که هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هر گونه تحول سیاسی و اجتماعی مصون مانده است.

لازم است بدانیم که مهاجرت آرین ها به صورت سه دسته مادها، پارس هاو پارت ها به سرزمین ایران در قرن هشتم پیش از میلاد تکمیل شد. این گروه از آرینها از گروهی که به اروپا رفتند جدا شده بودند که مورخان آنان را ارین های جنوبی می خوانند. مادها در منطقه غرب ری (تهران امروز) تا مرز ایلام از جمله آترپاتکان (آذربایجان) و کردستان مستقر شدند و بعداً حکومتی به پایتختی همدان تاسیس کردند که به احتمال زیاد جمشید از میان آنان برخاسته بود زیرا پارس ها در جنوب و چنوب شرقی ری تا سواحل خلیج فارس و بیشتر افغانستان و بلوچستان امروز اسکان گرفته بودند و پارت ها در شرق دریای مازندران از جمله خراسان بزرگ، دامغان، خوارزم و گرگان، تپورستان (مازندران) و نواحی اطراف استقرار یافته بودند.

ترویج های آموزش زرتشت، تنها پیامبری که از میان آرین ها برخاسته بود، به نوزور جنبه معنوی تری بخشید زیرا زرتشت بر کردار، گفتار و پندار نیک تاکید داشت و هر عمل خلاف عدالت را نفی تلقی می کرد و تحولات تاریخ را نتیجه کشمکش بدی و خوبی می دانست که سرانجام با شکست قطعی بدی، آرامش، صفا، شادی، صمیمیت و عدالت جهانیان تامین خواهد شد.

نوروز فرصت خوبی برای زدودن افکار بد از روح، پایان دادن به دشمنی ها از طریق تجدید دیدار ها و نیز شاد کردن دوستان و بستگان مخصوصاً سالخوردگان با دستبوسی آنان و مبادله هدیه بوده است.

کوروش بزرگ موسس امپراتوری ایران که از مادر، ماد و از پدر، پارس بود، نخستین حکمران ایرانی بود که به نوروز جنبه رسمی داد و در سال 534 ق.م دستورالعملی برای آن تدوین کرد که شامل ترفیع نظامیام، ابلاغ انتصابات تازه، سان دیدن از سربازان، عفو مجرمین پشیمان، ایجاد فضای سبز و پاکسازی محیط زیست از منازل شخصی گرفته تا اماکن عمومی، بود.

چهار سال پیش از آن، کوروش پس از تصرف بابل نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به این سبب برخی از مورخان، زمان اعلام رسمی و عمومی شدن نوروز به عنوان عید ملی را در سال 538 ق.م نوشته اند. بابل در 29 اکتبر سال 539 ق.م به تصرف ایران درآمده بود.

در دوران هخامنشیان، یازده روز اول فروردین (فرورتیش) ویژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستین روز سال نو روحانیون، بزرگان، مقامات دولتی و فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان و نمایندگان سرزمین های دیگر را می پذیرفت و ضمن سپاسگذاری از عنایات خداوند، گزارش کارهای سال کهنه و برنامه های دولت برای سال نو و نظر خویش را بیان می کرد که نصب العین قرار گیرد.

این آیین تا همین اواخر با جزیی تفاوت رعایت می شد. شاه سپس پیشکش ها را دریافت می کرد که نمونه آن در کنده کاری های تخت جمشید دیده می شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار می شد و افسرانی که قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفیع و پاداش می گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفی می شدند.

نوروز مردم نخست به دیدن سالخورگان خانواده، بیماران و از کار افتادگان میرفتند و ادای احترام می کردند. سپس عید دیدنی آغاز می شد. پیش از دید و بازدیدها در لحظه تحویل سال هر فرد از خدا می خواست که در سال نو روان او را پاک وآرام نگه دارد. این مراسم پس از 25 قرن به همین صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل دیگر شده است.

سران دولت هخامنشی در آداب و رسوم و قوانین سرزمین های غیرآریایی نشین کمتر مداخله می کردند ولی در مصر که بیش از یک قرن یکی از ایالات ایران به شمار می رفت، آیین های نوروز را رواج داده بودند و با اعزام سفیر به حبشه (اتیوپی) از شاه انتخابی این کشور خواسته بودند که نوروز را به رسمیت بشناسد و برگزار کند، آلودن محیط زیست (آب و هوا و زمین) را منع و برای دروغ گفتن و سوء نیست مجازات در نظر بگیرد.

داریوش بزرگ که در گسترش آیین های نوروزی در میان متصرفات غیر آرین امپراتوری ایران سعی بلیغ داشت در مراسم نوروز 515 ق.م، هفت سال پس از آغاز فرمانروایی اش، تصمیم خود را در زمینه ایجاد سنگ نبشته بیستون که حاوی آرزوها، اندرزها و شرح قلمرو ایران است، اعلام کرد که مورخان با توجه به این سنگ نبشته گفته اند که ایران تنها کشور جهان است که سند مالکیت دارد. بزرگترین آرزوی داریوش که در این کتیبه آمده، این است که خداوند ایران را از آفت دروغ و خشکسالی مصون سازد.

پس از تکمیل ساختمان عظیم و زیبای تخت جمشید در پارس و گشایش آن، آیین های رسمی نوروز، باشکوه بی مانندی در آنجا برگزار می شد. مراسم نخستین نوروز در تخت جمشید دو هفته طول کشید. مردم عادی در تالار صدستون و سران ایالات و مقامات تراز اول در تالارهای دیگر این کاخ حضور می یافتند. کار ساختن تخت جمشید 51 سال طول کشید. داریوش اول تصمیم به ساختن آن، در محلی نه چندان دور از پاسارگاد گرفت ولی پادشاه سوم بعد از او آن را گشود و به این ترتیب ایران دارای دو پایتخت شد: شوش پایتخت اداری و تخت جمشید پایتخت سیاسی.

عنوان تخت جمشید را قرن ها بعد، عوام الناس به آن دادند حال آنکه این کاخ با جمشید افسانه ای ارتباطی نداشته است. از این کاخ که گویای تمدن و پیشرفت ایرانیان باستان است بر قلمروی میان سند، دانوب، مدیترانه و نیل فرمانروایی می شد.

حسادت اسکندر مقدونی نسبت به این شکوه  عظمت، عامل عمده ویرانی این کاخ به دست او شد. افراد خاندان سلطنت و درباریان در هر کجای کشور که بودند پیش از فرارسیدن نوروز خود را به تخت جمشید می رسانیدند و بهار را در آنجا بسر می بردند.

داریوش دوم به مناسبت نوروز، در سال 416 ق.م سکه زرین ویژه ای ضرب کرد که یک طرف آن به شکل سربازی را در حال تیراندازی با کمان نشان می دهد. ضرب سکه زر و سیم یک قرن پیش از آن توسط داریوش اول آغاز شده بود. سکه های داریوش اول به داریک یا دریک موسومند. باید توجه داشت که رسم دادن سکه به عنوان عیدی از زمان هرمز دوم، شاه ساسانی آغاز شده است.

مِهستان، پارلمان بزرگ ایران در عهد اشکانیان نخستین جلسه خود را در نوروز سال 173 ق.م با حضور مهرداد اول برگزار کرد و اولین مصوبه آن انتخابی کردن شاه بود. عزل شاه نیز در اختیار همین مجلس قرار گرفت، البته طی شرایطی از جمله خیانت به کشور، ابراز ضعف و نیر جنون، بیماری سخت و از کار افتادگی. ایران در آن زمان دارای دو مجلس بود، مجلس شاهزادگان و مجلس بزرگان که جلسه مشترک آنها را مِهستان می خواندند.

در سال 52 میلادی، مِهستان که از نحوست 13 فروردین می ترسید، چند روز ایران را بدون شاه گذارد و روز 15 فروردین بلاش را از میان شاهزادگان اشکانی به شاهی برگزید که از همه آنان کوچکتر بود و استدلال کرد که مصحلت انتخاب بلاش را ایجاب می کرد. شاه قبلی در ایام نوروز مورده بود. نحوست رقم 13 از یونانیان است که با اسکندر وارد ایران شده است.

نوروز ایرانی بر حسب سال مصادف است با یکی از این سه روز در تقویم میلادی: 20،21 یا 22 مارس. در مارس 44 ق.م ایران خود را برای دفاع در برابر حمله احتمالی سزار آماده می کرد که خبر رسید سزار 15 مارس (7 روز پیش از نوروز) در سنای روم ترور شده است و شاه جریان را به اطلاع رجال کشور رسانید که ایام عید را در دلواپسی بسر برده بودند.

سپهبد سورنا فرمانده کل ارتش ایران 9 سال پیش از آن (سال 53 ق.م) د رحران ارتش روم را در هم شکسته بود. در این جنگ، کراسوس کنسول روم و فرمانده این ارتش کشته شده بود و سزار تصمیم به انتقام گیری داشت.

اردشیر بابکان که در سال 226 میلادی سلسله ساسانیان را تاسیس کرده بود، چهار سال بعد از دولت روم که در جنگ از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز ایرانی را به رسمیت بشناسد و سنای روم نیز آن را پذیرفت و از آن پس نوروز ما در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.

در دوران اشکانیان ایام نوروز به 5 روز کاهش یافته بود اما اردشیر به تقاضای تنسر، موبد موبدان روز ششم فروردین، زادروز زرتشت را بر آن اضافه کرد و چون ایرانیان روز هفتم فروردین را خوش یمن می دانستند و بیشتر ازدواج ها را به این روز موکول می کردند، از آن زمان ایام نوروز که روزهای روح ابدی، شادی ها و پاکی ها به شمار می آمدند، به هفت روز افزایش یافت و ایرانیان در این هفت روز دست از کار می کشیدند.

در طول حکومت ساسانیان اهمیت نوروز افزایش یافتو نه تنها یک عید ملی بود بلکه ایام تمیز کردن محیط زیست، پوشیدن لباس نو، تمیز کردن بدن، استغفار از گناهان، دلجویی از پیران، تحدید دوستی ها، استحکام خانواده و بیرون کردن افکار بد و پلیدی ها از روح و روان به شمار می آمد.

 در این عهد، تشریفات نوروزی مفصل شده، از جمله روشن کردن آتش روی بام ها در شب نوروز به منظور سوزاندن پلیدی ها که اینک این رسم به روشن کردن شمع سر سفره هفت سین تبدیل شده است.

ساسانیان معتقد بودند که هدف کوروش بزرگ از اعلام نوروز به عنوان یک روز ملی، برقراری  عدالت، نظم و برادری، انسان دوستی و پاکدامنی بوده و باید تحقق یابد.

در مارس 326 میلادی میان ارتش ایران به فرماندهی شاپور دوم و ارتش روم به فرماندهی کنستانتینوس دوم امپراتور این کشور جنگی خونین و پرتلفات در نظر گرفته بود. با اینکه پیروزی با ارتش ایران بود، شاپور دوم 20 مارس در شب عید نوروز، علی رغم مخالفت افسرانش که در شرف بردن جنگ بودند، آتش بسی دو هفته ای اعلام کرد تا سربازان بتوانند آیین های نوروزی را برگزار کنند. کنستانتینوس دوم که نیروهایش تلفات شدید داده بودند، پس از این آتش بس موقت حاضر به ادامه جنگ نشد و در روز دهم آوریل میان دو امپراتور صلح به امضا رسید.

در مراسم نوروز سال 339 میلادی، چند مسیحی ایرانی که موفق به ورود به کاخ یزدگزد شاه وقت ساسانی شده بودند، فی البداهه از او تقاضای آزادی مذهبی برای خود کردند. این آزادی که مورد درخواست دولت روم هم بود به همه مسیحیت قلمرو ایران داده شد.

در نوروز سال 501 میلادی، مزدک، روحانی زرتشتی، جنبش سوسیالیستی خود را بر پایه مالکیت عمومی دارایی ها، استفاده از تولیدات و ثروت بر حسب نیاز فرد و برابری اجتماعی، اقتصادی همه مردم علنی ساخت که مورد توجه مردم که گرفتار جامعه ای طبقاتی و وجود شکاف عظیم میان فقیر و غنی بودند، قرار گرفت و حتی شاه وقت ایران، قباد، متمایل به افکار او شد.

پیمان صلح پایدار ایران و روم که به امضای خسرو انوشیروان ساسانی و ژوستی نی آن امپراتور روم رسیده بود، در سال 532 میلادی در مراسم نوروزی که در تالار کاخ تیسفون (ایوان مدائن، طاق کسری نزدیک بغداد) با حضور شاه ایران برپا شده بود، مبادله شد.

در زمان حکومت طولانی انوشیروان ساسانی یا خسرو انوشروانف تماس مستقیم مردم با شاه افزایش یافته بود و شاه شخصاً به برخی شکایات رسیدگی می کرد و در مراسم نوروزی کاخ سلطنتی عده بیشتری از مردم عادی شرکت می کردند و به همین سبب خسرو انوشیروان در سال 549 میلادی، پس از برگزاری مراسم نوروز دستور ساختن تالار بزرگی را به ضمیمه کاخ سلطنتی تیسفون که از دجله فاصله زیاد نداشت صادرکرد و این تالار و ساختمان ضمیمه آن نهم مارس سال 551 میلادی آماده بهره برداری شد و آیین های نوروزی آن سال در آنجا برگزار شد.

این تالار که با فرض معروف بهارستان مفروش بود پس از حمله اعراب آسیب دبد و بعداً منصور خلیفه عباسی دستور داد که با تخریب کاخ سلطنتی و عمارات بزرگ تیسفون، مصالح لازم برای تکمیل عمارات شهر نوساز بغداد واقع در همان نزدیکی تامین شود و باقیمانده سکنه تیسفون به بغدا منتقل شوند. با وجود این بقایای تالار خسرو انوشیروان که به طاق کسرا و ایوان مدائن معروف شده همچنان باقی و پایدار مانده و از آثار تاریخی مهم جهان به شمار می آید. دانشگاه گندی شاپور هم که به دستور خسرو انوشیروان برای تدریس و تحقیق طب و فلسفه ساخته شده بود در نوروز 550 میلادی، گشایش یافت.

بعد از اسلام تا مدتی مراسم نوروز در ایران به صورت خصوص و خانوادگی برگزار می شد. با وجود این نوروز ایرانی از طریق مسلمانان تا اندلس (اسپانیا) گسترش یافت. از زمان عباسیان به دلیل بسط نفوذ ایرانیان در دستگاه خلفای این دودمان، مراسم نوروز به این دستگاه راه یافت ولی عیدی رسمی نبود.

در روایت است که هارون الرشید، خلیفه معروف عباسی، هزاران سکه نقزهکه یک طرف آنها را رنگ زده بود (علامت گذاری کرده بود) در مراسم نوروز سال 211 هجری در شهر بغداد به بزرگانی که به دیدن او رفته بودند هدیه داد و به آنان تاکید کرد که سال آینده کسی سکه دریافت نخواهد که که سکه های امسال را با خود بیاورند و به آن نشان دهند . هدف هارون این بود که سکه های عیدی را که داده بود، خرج نکنند.

امیراسماعیل سامانی از دودمان ژنرال بهرام مهران (بهرام چوبین، متولد ری) نابغه نظامی ایران که به تجدید حیات زبان فارسی و فرهنگ ایرانی کمک فراوان کرد، رد سال 892 میلادی از ریاضی دان های خراسان خواست که تقویم ساسانی دوباره نویسی کنند تا نوروز در ساعت درست هنگام عبور خورشید از استوا آغاز شود و حلول سال دقیق باشد.

این آرزو سال ها بعد توسط عمر خیام تحقق یافت و تقویم هجری خورشیدی و لحظه دقیق حلول سال نو تهیه شد. ملک شاه سلجوقی که عمر خیام نیشابوری در دوران حکومت او تقویم خورشیدی را تنظیم کرده بود از همان زمان دستور رعایت آن را داد که طبق قانون، از نوروز 79 سال پیش نوشتن تاریخ مکاتبات در ایرات با تقویم خورشیدی رسمی شد.

در سال 1597 میلادی، شاه عباس صفوی آیین نوروز را در عمارت نقش جهان برگزار کرد و در نطق خود به این مناسبت اعلام داشت که اصفهان پایتتخت همیشگی ایران خواهد بود و تصمی دارد آن را به صورت زیباترین و امن ترین شهر جهان درآورد و به نمایندگان کشورهای خارجی که به شرکت در مراسم دعوت شده بودند، اجازه داد که برای کشور خود در اصفهان سفارت خانه بسازند. شاه عباس روز اول اکتبر سال 1855 میلادی رییس کشور ایران شده بود. وی در رعایت اعتیاد ملی و مذهبی شیعه دقت کامل به عمل می آورد.

نادر شاه به نوروز و آیین های آن علاقه مندی فراوان داشت. وی سکه خود موسوم به سکه نادری را در سال 1735 میلادی، در مراسم سلام نوروز رایج ساحت و قطعاتی از آن را به رسم عیدی به منشی ها و افسران خود داد که در یک طرف سکه نقش شده بود: الخیر فی ماوقع و در طرف دیگر سکه این عبارت دیده می شود: نادر ایران زمین. این عبارت نشان میدهد که نادر خواهان احیای امپراتوری ایران در چارچوب مرزهای عهد ساسانیان، اشکانیان و هخامنشیان بوده است.

نادر شاه در سال 1739 در جریان لشکرکشی به هند، پس از شکست دادن ارتش 360 هزار نفری این کشور و دریافت تاج شاه هند، برای ورود به دهلی منتظر فرارسیدن نوروز شد تا در روزی سعد به این آرزو برسد و روز 20 مارس، نوروز وارد دهلی شد و مراسم عید را در کاخ شاه جهان، امپراتور پیشین هند، برگزار کرد.

کریم خان زند، وکیل الرعایا، پس از اعلام شهر شیراز به پایتختی ایران از سال 1761 میلادی به بعد سلام نوروزی را در عمارتی که اینک موزه پارس نامیده می شود، برگزار می کرد و سپس به دیدن مردن عادی کوچه و خیابان می رفت. وی در نخستین روز در شیراز، از جیب خود چند نوازنده اجیر کرد که در میدان های شهر بنوازند و مردم را شاد کنند که بعداً این رسم شامل روزهای دیگر هم شد.

کریم خان زند برای شاد کردن مردم و زدودن غم هایشان هر اقدامی را که می توانست میکرد. ویلهلم اول قیصر آلمان که علاقه شدیدی به خواند تاریخ آرین ها داشت از این که در 22 مارس 1797 میلادی مصادف با نوروز آرین های جنوبی، به دنیا آمده بود، مباهات می کرد. در زمان او بود که آمان به وحدت رسید (رایش دوم).

ویلهلم اول که بیسمارک صدراعظمش بود 91 سال عمر کرد. فراموش نکنیم که آلمان تنها قدرت اروپایی است که نظر استعماری و سیاست امپریالیستی نسبت به ایران نداشته و همواره در کنار ایران بوده است. ایرانیان نیز نسبت به آلمان و آلمانیان احساسات ویژه داشتند و به خاطر همین احساس در دوران دو جنگ اول و دوم جهانی آسیب فراوان دیدند.

 

بیشتر بخوانیم:

 پیشینه جشن چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال)

 داستان پل های معروف اصفهان

 جنگ های بزرگ تاریخ ایران - نبرد بابل



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.