امروز: سه شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۹ برابر با ۱۴ شعبان ۱۴۴۱ قمری و ۰۷ آوریل ۲۰۲۰ میلادی
چهارشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۰۰
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

فرانسیس بیکن کیست؟/ آشنایی با کتاب احیاءکبیر

فرانسیس بیکن کیست؟/ آشنایی با کتاب احیاءکبیر
به گزارشتمیم نیوز

کمتر فیلسوفی را همچون بیکن می توان یافت که آرای شارحانش به دو گروه کاملاً مخالف یکدیگر تقسیم شده باشد. یک عده نخستین بارقه های ظهور روشنگری را در نوشته های فراوان او یافته اند و طرف مقابل آنها عوام فریبی های ضد عقلانی و دفاع از بدترین نوع دین مداری را در آرای او تشخیص داده اند.
برخی بیکن را به منزله پیامبر علوم جدید می شمارند و برخی او را انسان مسخره ای می دانند که تنها آزمایش علمی او به مرگ مضحکش منجر شد. هم اکنون نیز فمینیست ها از او نفرت دارند چرا که گذشته از دیگر آرای خود، مدعی شده بود که باید مام طبیعت را رام کرد و بر آن فرمان راند اما شاگردان کارل پوپر او را می ستایند چرا که در نوشته های او بصیرت عمیقی می یابند که به ماهیت اموری اشاره دارد که بعدها روش علمی خوانده شد.
به همین ترتیب زندگی او را نیز از دو منظور مورد بررسی قرار داده اند. از یک منظر او را فیلسوفی می دانند که نبوغ درخشانی در زمنیه حقوق داشته و به اوج قدرت رسیده است و پس از آن دشمنانش او را با دسیسه های واهی به فساد متهم کرده و به زیر کشیده اند اما از منظری دیگر او انسان خودنما و ریاکاری بوده که دست آخر و البته به حق، به سبب آزمندی خود فرو افتاده است.

 

نفوذ بسیار
شکی نیست که بیکن در خانواده ای بسیار صاحب نفوذ به دنیا آمد و بعدها کوشید که از این مزیت بهره بگیرد. پدر او سِر نیکلاس بیکن، مُهردار سلطنتی بود و مادرش آن کوک، خواهرزن سِر ویلیام سیسل خزانه دار ملکه بود. او پس از اتمام تحصیلاتش در کالج ترینیتی کمبریج، وارد عرصه حقوق و قضاوت شد و دوران کاری موفقی را در این زمینه آغاز کرد. بیکن شغلش را با سیاست گره زد و در سن 23 سالگی به عضویت پارلمان درآمد. ارل اسکس با او از در دوستی درآمد وکوشید با قرض دادن پول و همچنین شرکت در مذاکرات مشترک همراه با سِرویلیام به ترقی او در دربار کمک کند. می توان تصور کرد که بعدها، زمانی که بیکن به دستور ملکه الیزابت او را تحت تعقیب قرار داد و توانست در دادگاه او را به خیانت به کشور محکوم کند، ارل چقدر بهت زده و رنجیده خاطر شد. ملکه با وجود وفاداری بیکن (اگر بتوان اسم این کار را وفاداری گذاشت) مانع ارتقاء مقام او شد و احتمالاً به دلیل اینکه او در مورد سیاست مالیاتی حکومت حرف های نسنجیده ای زده بود.
بیکن از این رنجش ملکه درس گرفت و با تمام توان کوشید خود را مشمول لطف و عنایت جانشین وی یعنی جیمز استوارت گرداند. جیمز او را محکوم و مستحق زندان دانست اما مجازات او را به شکنجه و اعتراف تخفیف داد. سِر ادوارد کوک، رقیب بیکن با این امر مخالفت کرد اما بیکن آزاد شد و بلافاصله پله های ترقی را طی کرد و به مقام سِر یا شوالیه، دادستان کل، مهردار سلطنتی، صدر اعظم، بارون و در نهایت وایکنت سنت آلبنز رسید. ترقی های درخشان او موجب این بدگمانی است که نکند در پس پرده دسیسه ای در کار بوده و همین بدگمانی است که به دیدگاه خصومت آمیز عده ای درباره زندگی بیکن دامن زده است.
بیکن در طی این مدت برای خودش دشمنانی تراشید و درنهایت همین ها او را به رشوه خواری متهم کردند. او اعتراف کرد هنگامی که قاضی بوده از برخی متهمان پول گرفته است و همین مساله موجب نابودی وی شد. بیکن به پرداخت مبلغ بسیار گزاف چهل هزار پوند محکوم شد و او را در برج لندن زندانی کردند. طولی نکشید که جیمز جریمه او را بخشود. او را از زندان آزاد کرد و به او اجازه داد که القابش را باز پس بگیرد اما رسماً او را مورد عفو قرار نداد. بیکن به حومه شهر گریخت ولی از نوشتن و اندیشیدن درباره حقوق و علوم دست نکشید. مرگ او شاید بداقبالانه ترین مرگ در تاریخ فلسفه بوده باشد. بیکن در یک بعدازظهر سرد زمستانی دست به ماجراجویی از خانه بیرون رفت، بدن مرغی را که کشته بود پر از برف کرد تا آزمایش کند و ببیند آیا سرما می تواند مانع فاسد شدن آن شود یا نه. در این هنگام بود که به برونشیت مبتلا شد و طولی نکشید که درگذشت.
بیکن در طول سالهای فقر و فلاکت خود و آن هنگام که مورد غضب ملکه الیزابت بود بخش عمده ای از پنجاه و هشت رساله معروف خود را نوشت و همین رسالات بود که نام او را زنده نگاه داشت. مقالات مذکور بسیار جذاب و واقع گرایانه بود و حتی شاید بتوان گفت طعمی ماکیاولیایی داشت، برخی از این مقالات عبارت بود از توصیه هایی به سران حکومتی که چگونه رویدادها و حوادث سیاسی را به نفع خود تعبیر و تفسیر کنند. با این حال شهر بیکن بیشتر مدیون اثر او موسوم به تجددبزرگ یا احیاءکبیر است که خود مقدمه ای است بر شش اثر ناتمام او. بنا بود این آثار مجموعاً به طرح ریزی برنامه ای منجر شوند که احیاء و پیشرفت دانش بشری را ممکن سازند. زمانی که بیکن دست به نوشتن این اثر زد، فلسفه طبیعی یا علم تجربی به صورت اولیه خود هنوز پا نگرفته بود. برخی افراد گهگاه دست به آزمایش های عجیب و غریبی می زدند فقط برای اینکه حس کنجکاوی خود را ارضا کنند و تمایز چندانی میان کیمیاگری، جادوگری و پژوهش علکی در شکل نخستین آن وجود نداشت. بیکن در علم تجربی قابلیت و توانایی درک جهان طبیعی و در نتیجه غلبه بر آن را می دید. البته به این شرط که درست فهمیده و به کار بسته شود.

 

بت ها
بیکن در این اثر مهم ترین موانع پنهان یا بت های دروغین را که سد راه مطالعه عینی طبیعت است، بر می شمرد: بت های طائفه یا قبییله، بت های غار، بت های بازار، بت های نمایش خانه. بیکن مدعیاتی را درباره هر کدام از این ها بر می شمرد که هنوز هم که هنوز است پژواکش را می توان در تالارهای سخنرانی در گروه های فلسفه دانشگاه ها شنید.
بت های طائفه؛ خطاهایی است که ما انسان ها به عنوان یک گونه از موجودات، بنا به سرشت درونی خود مرتکب می شویم. انسان جهان را با چشم انسانی می نگرد و این چشم ها راهنمای مطمئنی نیستند که بتوانند ما را به درک ماهیت واقعی امور و غریزی برسانند. منظور بیکن صرفاً این نیست که حواسما تا حدودی خطاپذیرند بلکه او مدعی است انسان ها به واسطه اطمینان درونی و غریزی به حواس تجربی به خطا در قضاوت دچار می شوند. منظور بیکن جلب توجه ما به موضوعی است که بعدها کانت به تبیین دقیق آن می پردازد: ذهن ما بر هر آنچه که می بینیم نظم و ترتیبی تحمیل می کند که آن نظم به راستی در جهان خارج وجود ندارد. بیکن می گوید ما تمایل داریم در هنگام کوشش برای معنا بخشیدن به جهان، آن را نظم و ترتیب بدهیم و اغلب فراموش می کنیم که خودمان هم در آن نظمی که در جهان می یابیم، نقش فعالی داشته ایم.
بت های غار؛ خطاهایی هستند که هر یک از ما به عنوان فرد و بنا به ترجیخات و علائق شخصی در معرض آنها قرار داریم. آنچه که در جهان می بینیم به آگاهی های پیشین ما بستگی دارد: ما تنها چیزهایی را درک می کنیم که قادر به تشخیص آنها هستیم و برایمان جذاب است. اگر مثلاً مسابقه ای برای تشخیص سگ برگزار شود، کسی که به برنده شدن اهمیت نمی دهند یا اصلا نمی داند سگ چیست و چه شکلی است، طبیعتاً برنده هم نخواهد شد، به علاوه وقتی به دنبال چیزی می گردیم یا چیزی با اهداف و پیش فرض های مورد پذیرش مان همخوان است، یا با عادات ذهنی و تکراری و پوسیده مان مطابقت دارد درباره اهمیت آن اغراق می کنیم. بیکن معتقد است که ما همگی در چارچوب های فکری خودمان اسیریم، درست همانند زندانیان در تمثیل غار افلاطون و این طرز نگرش مبهم به امور، ما را گمراه می کند، دست آخر هم همان دیدگاهی را انتخاب می کنیم که با آن انس بیشتری داریم و همین موضوع باعث می شود سایر احتمالات و تبیین های ممکن را نادیده بگیریم. بیکن هشدار می دهد هر آنچه را که فرد بدان خو می کند و با خرسندی تمام با آن سر می کند، باید به دیده تردید نگریست.
خطاهای بازار در نتیجه تعامل و رابطه میان انسان ها رخ می دهد، بیکن در اینجا مشکلات موجود در زبان اشاره دارد و منظور او صرفاً اشاره به گفتار دارای ابهام و ایهام نیست، بلکه مدعی است انسان ها قادرند با یکدیگر صحبت کنند بدون آنکه هیچ یک از دو طرف چیزی دستگیرش بشود. بیکن می گوید از این ها گذشته، این موضوع که واژه ای برای دلالت بر فلان چیز وجود دارد به آن چیز موجودیت نمی بخشد. مهم نیست که فیلسوفان چقدر راجع به محرک اول، سخن برانند، هیچ دلیلی نداریم که نشان دهد وجود یک چیز به صرف وجود آن در زبان، محقق شود.
لحن تند بیکن در بحث ها قبلی در هنگام طرح موضوع بت های نمایش خانه نیز همچنان به قوت خود باقی است و او در این بحث توجه ما را به خطاهای موجود در نظام های سنتی فلسفه جلب می کند، از نظر او این نظام ها در راه رساندن ما به حقیقت همان قدر ارزش دارند که نمایشنامه ها. درست است که او به جزم گرایانی اشاره می کند که تنها به تصدیق آرای فلسفی پیشینیان تن می دهند و یا از آن دسته افراد خرافی سخن می گوید که از فلسفه برای تثبیت دین بهره می برند، اما روی سخن او با هم مسلکان خود نیز هست. یعنی همان فیلسوفان تجربی که بیکن امیدوار است بتواند روش های آنها را صلاح کند. نتیجه گیری های مبتنی بر آزمایش های بسیار اندک، مشاهدات کم دامنه و محدود و خطاهای بسیار در دسته بندی و روش شناسی، همگی سد راه درک صحیح جهان است.

 

روشی نو
اصلاحات مدنظر او چیزی فراتر از استقرء شمارشی صرف، یعنی اکتفا به مشاهده موارد جزئی و استنباط نتیجه ای کلی بر اساس آنها است. او می نویسد: «مهم ترین تغییری که می خواهم پدید آوردم در شکل خود استقراء و داوری ناشی از آن است. زیرا استقرایی که منطقیون از آن سخن می گویند و با شمارش ساده می توان بدان دست یافت، امری احمقانه است، مهمترین تغییری که پدید می آورم در فرم و صورت استقرایی است که باید تجربه را تحلیل کند و بند بند آن را از هم جدا نماید و ا استفاده از فراشد طرد و رد به نتیجه ای اجتناب ناپذیر منتهی شود».
بیکن به دنبال تحقیق روشمند پدیده های طبیعی است به منظور رسیدن به قوانین هرچه کلی تر که نه تنها به دانش برای دانش منجر می شود، بلکه حاصل آن قدرت، منفعت و تسلط بر چیزها و در نتیجه بهبود زندگی انسان نیز هست و این امر بسیار فراتر از صرف مشاهده امور جزئی و اخذ نتیجه ای کلی است.
بیکن به هر پدید طبیعی به چشم ترکیبی از تعداد محدودی از ماهیّات یا ویژگی های ساده می نگریست. با آزمایش دقیق می توان فهرستی از تمامی شرایطی را که در آن، همه مصداق های یک ماهیت پدیدار می شوند تهیه کرد (جدول حضور) و فهرستی از تمام مصداق هایی را که در آن یک ماهیت وجود ندارد را نیز فراهم ساخت (جدول غیاب) و همچنین تمام مواردی را که موجب کاهش یا افزایش حضور یک ماهیت معین در یک شیء خاص هست نیز تهیه نمود (جدول درجات یا مقیاسات). مثال خود بیکن این است که فرض کنید می خواهید موضوع گرما را بررسی کنید، احتمالاً متوجه حضور آن در آب جوش و غیاب آن در یخ می شوید و همچنین درمی یابید که به هنگام سرد شدن آب جوش، گرما نیز کاهش می یابد.
باتکیه بر مطالعه کامل و جامع حضور یا غیاب ماهیات و مقایسه درجات مختلف آنها، می توان یک اکسیوم یا اصل موضوعه یعنی تفسیر و یا آنچه را که ما امروزه به ان فرضیه می گوییم؛ صورت بندی کرد و همین فرضیه است که ما را در انتخاب های مان برای آزمایش های بعدی راهنمایی خواهد کرد. اگر کسی حضور یا غیاب گرما را در وضعیت های مختلف آن بررسی کرده باشد، بر همین مبنا می تواند این فرضیه را مطرح کند که سایر مایعات نیز به همین ترتیب رفتار می کنند. جیوه چطور؟ گام بعدی جوشاندن جیوه و ثبت نتایج آن است. با انجام این کار و احتمالاً پس از اینکه مایعات بسیار زیادی جوشانده شد، می توان یک قانون کلی را، فی المثل در اینجا رفتا گرما در مایعات، صورت بندی کرد. بیکن می گوید قوانین نوعی هرم، پدید می آورد که دامنه شمول آن مدام در حال گسترش است و بالطبع میزان فهم و تسلط بر امور نیز افزایش پیدا می کند.
البته که ممکن است نتیجه منفی باشد یعنی خود فرضیه ابطال شود، اما همین امر نیز ارزشمند است. بیکن می گوید تعداد ماهیات محدود است و لذا تعداد فرضیه های نادرستی که می توان درباره آنها مطرح کرد نیز محدود است. نتیجه منفی به یک معنا بهتر از نتیجه مثبت است. کشف مصداق هایی که یک فرضیه را تایید می کند، هرچقدر هم که تعدادشان زیاد باشد، حقیقت داشتن آن فرضیه را تضمین نمی کند اما شناختن نادرستی یک فرضیه به نوعی یقین منجر می شود. فرضیه درست، نتایج نادرست ندرد بنابراین نتیجه منفی تنها راه یقین پیدا کردن به این است که فلان فرض نادرست است.
مسائل مذکور بسیار فراتر از پژوهش های پراکنده و نابسامان فلسفه طبیعی، در دوران بیکن بود. در دل این مسائل می توان علم تجربی را به وضوح تشخیص داد.


مهمترین آثار
فرانسیس بیکن در همان اوایل دوران کاری خود به جهان اعلام کرد که دغدغه اش تمام قلمرو شناخت، است. سپس گفت که به تنهاییی طرح عظیم اصلاح کامل و بازسازی اندیشه بشر را پیش خواهد برد. کتاب تجدد بزرگ یا احیاء کبیر، طرح اوست برای این برنامه بسیار بلند پروازانه  و ماندگار که البته در زمان مرگ وی ناتمام بود. بنا بود این اثر شش بخش داشته باشد که از این میان تنها دو بخش کامل شد و چهار بخش دیگر در حد خلاصه ماند.


پیشرفت دانش: بخش اول کتاب تجدد بزرگ است و شامل نه کتاب درباره رشد و تعالی دانش می باشد که در سال 1623 میلادی منتشر گردید. این اثر که اساساً بازنویسی کتاب قبلی وی یعنی تعالی و پیشرفت دانش است و در برگیرنده آن چیزی است که از نظر بیکن موانع عمده بر سر راه دانش محسوب می شود.

ارغنون نو: مشتمل بر روش های مناسب برای بازجویی طبیعت، از نظر بیکن است و همچنین بت ها یا موانع دستیابی به حقیقت را نیز تبیین می کند.

 

بیشتر بخوانیم :

 نیکولو ماکیاولی و کتاب شهریار در طریقه حکمرانی

 آشنایی توماس آکویناس قدیس، راهب دومینیکن، بنیان گذار مکتب تومایی



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری