امروز: چهارشنبه, ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ شوّال ۱۴۴۱ قمری و ۲۷ مه ۲۰۲۰ میلادی
دوشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۱۳:۵۵
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

لباس و صورتک در تئاتر یونان باستان

لباس و صورتک در تئاتر یونان باستان
به گزارشتمیم نیوز

سبک ظاهری و کلی نمایش های تئاتری در یونان تحت تاثیر لباس و صورتک بوده است. مورخان بسیاری تاکید کرده اند که لباس معمول برای بازیگران تراژدی پیراهن بسیار تزئین شده ای با آستین های بلند و گاه کوتاه بود.

گفته می شود این لباس یا از لباس های روحانیان دیونوسوسی (که نشانه وظیفه تشرفاتی و روحانی بازیگران بود) اقتباس شده بود یا آنکه در اوایل سده پنجم توسط آشیل طراحی شده بود. اینکه همه بازیگران چنین لباس استانده ای می پوشیدند مسلم نیست. این حدس و گمان مورخان تقریبا همه ناشی از وجود تصاویری است که روی گلدان های یونانی نقاشی شده است.

اما بر این مدارک به چند دلیل می توان تردید کرد: 1- اکثر این گلدان ها به بعد از سده پنجم تعلق دارند؛ 2- ارتباط این نقاشی های روی گلدان با صحنه های تئاتری بارز نیست؛ 3- مهم تر از همه اینکه نقاشی های دیگری را بر گلدان های دیگر می توان سراغ کرد که لباس های متفاوتی بر تن تصاویر آن نقش شده است و آنها نادیده گرفته می شوند.

شواهد دیگری درباره لباس های قراردادی در تئاتر یونان مربوط به چند تن از نویسندگان باستانی است که سالها بعداز سده پنجم نوشته اند. به قول این نویسندگان پیراهن هایی که توسط آشیل طراحی شد بعدها توسط روحانیان الوسیس تغییراتی یافت و مورد استفاده قرار گرفت.

آریستوفان در نمایش قورباغه ها به طور تلویحی آشیل را تجلیل میکند زیرا وی بر تن بازیگرانش لباس هایی باشکوه تر از مردم عادی می پوشاند، لذا اگر بپذیریم که بعض از بازیگران پیراهن بلند تزئین شده با آستین های بلند می پوشیدند، بدین معنی نیست که همه بازیگران در سده پنجم به بعد لباس استانده می پوشیدند.

در نمایش نامه های موجود از آن دوره اشارات بسیار کمی به لباس می شود. بعضی از نمایش نامه ها تذکر می دهند که شخصیت ها در حال عزاداری هسند و می دانیم که جامه عزا در یونان به رنگ سیاه بود.

در نمایشنامه آلسست از اوریپید ذکر شده که بر تن مرگ باید جامه ای سیاه و رعب آور پوشاند. تعدادی از شخصیت های اوریپید لباس های شندره بر تن دارند، و در نمایش های اودیپ در کولون و فیلوکتتس از سوفوکل قهرمان داستان به لباس های پاره خود اشاره می کنند.

هر چند از این نمونه ها نمی توان نظریه لباس های استانده را به کلی رد کرد، اما از همین نمایشنامه ها می توان دریافت که تعیین نوع لباس اهمیت جدی نداشته است. همچنین اظهار شده که لباس بازیگران در آغاز بسیار رسمی بوده و در اواخر سده پنجم واقعی تر شده است.

نمایشنامه ها همچنین اطلاعاتی درباره لباس همسرایان به ما میدهند. در نمایشنامه ملتمسان از آشیل ذکر شده که همسرایان لباس های غیر یونانی به بر دارند و در فیلوکتتس از سوفوکل لباس بازیگران غیر یونانی است.

سندی که بارها در متون مختلف آمده تاکید دارد که در اولین اجرای اومنیدز از آشیل، لباس همسرایان فوریای، آنقدر ترسناک بود که چند زن در میان تماشاگران بچه انداختند.

سند دیگری از تنوع لباس های همسرایان سخن گفته است، در نتیجه مورخان حتی آنهایی که بر لباس استانده بازیگران تاکید می ورزند، پیشنهاد کرده اند که لباس همسرایان نسبت به بازیگران تا حدی واقع گراتر بوده است یعنی از نظر جنس، سن، ملیت و مقام اجتماعی).

پس از این همه نظران گوناگون آیا می توان گفت که قاعده ای برای لباس همسرایان و قاعده کاملا متفاوتی برای لباس بازیگران وجود داشته است؟ هر چند از این نظر منطقی نمی نماید، اما غیر ممکن نیست زیرا که لباس بازیگران را ایالت و یا خود مجریان تهیه می کردند در حالی که تهیه لباس همسرایان بر عهده کوره گوس ها بود.

اگر چه لباس متحدالشکل از نظر ما منطقی تر می نماید. اما بی شک بیگانگان، خدایان و نیروهای دیگر فوق طبیعی در نمایش های یونانی لباس های بلند آستین دار و مجلل می پوشیدند چرا که در میان لباس های رایج در یونان، لباسی که درخور آنها باشد وجود نداشت، اما قهرمان آشنا احتمالاً لباس های یونانی به تن می کردند.

علاوه بر لباس های بلند یا کیتون، بازیگران و همسرایان هر دو احتمالاً ردای کوتاه یا کلامیس، یا بلند یا هیماسیون، در بر می کردند که هویت هر یک توسط وسیله ای نمایدین نشان داده می شد مانند شاه با عصای سلطنتی، جنگجو با سپرش، ملتمسان با شاخه های گل و قاصد با تاج گل و ....

پاپوش در تراژدی متنوع بود. پاپوش معمولی ظاهراً کفش های نرم یا پوتین بوده که تا ساق پا می رسیده است. در گذشته این کفش ها را کوتورئوس می نامیدند که پاشنه بلندی داشت اما نه نام و نه ارتفاع این کفش ها در سده پنجم ذکر شده است. در نقاشی های روی گلدان تصاویر تنوع وسیعی را در پاپوش نشان می دهند و در پاره ای از نقاشی ها پاها را برهنه ترسیم کرده اند.

خوشبختانه درباره لباس در نمایش های کمدی بین مورخان توافق یبشتری وجود دارد. هرچند که شواهد موجود چندان قابل اعتمادتر از مدارک مربوط به تراژدی نمی نمایند. اکثرا پذیرفته اند که لباس های کمدی از لباس های روزمره مردم یونان اقتباس شده اند. برای مقاصد تئاتری، کیتون گاه بسیار کوتاه و بسیار تنگ گرفته می شد تا برهنگی را القا کند.

این لباس ها را به رنگ پوست انسان و بسیار نازک می ساختند و اغلب لایه نرمی در زیر آن می دادند و شخصیت های مرد و نه همسرایان، فالوس نیز می پوشیدند.

این لباس که در اکثر مدارک تصویری دیده می شود احتمالا مربوط به پرده کمدی هاست و پیرمرد مضحکی را نشان میدهد. اما به نظر نمی رسد که لباسی مرسوم در سراسر یونان بوده باشد زیرا در نمایشنامه های موجود مردان جوانی هم نقش دارند که البته کمتر مضحکند. احتمالاً لباس هایی که به طور اغراق آمیزی مسخره می نمودند به تدریج تعدیل یافتند و تبدیل به لباس های روزمره مردم عادی شدند.

همچنین تعداد کثیری از شخصیت زن در کمدی ها وجود دارد که لباس آنها کمتر از مردان مسخره می نماید. از آنجا که در نمایش های کمدی، تراژدی های معروف را به باد استهزا می گرفتند، احتمالاً همان لباس های تراژدی را با تغییرات مختصری در نمایش های کمدی مورد استفاده قرار میدادند.

مورخان به لباس نمایش های ساتیر توجه کمی نشان داده اند. گفته می شود بازیگران ساتیر پوست بز و لنگ می پوشیدند، فالوسی در جلوی آن قرار می دادند، دمی شبیه به دم اسب به پشت خود می بستند و قسمت های دیگر بدن آنها ظاهراً برهنه بوده است.

در تئاتر برهنگی را با پوشیدن لباس های تنگ  و به رنگ پوست بدن نشان می دادند. همچنین نقل است که سیله نوس، سرخوان همسرایان ساتیر در زیر لباس های کرک دار و پشمالو، جبه ای تنگ به رنگ پوست جانوران می پوشیدند.

از آنجا که شخصیت های ساتیر موجودات اساطیری بودند لباس هایشان در حقیقت جنبه مسخره آمیزتری از لباس های تراژدی داشت.

در سده پنجم همه بازیگران و مجریان صحنه، شاید به استثنای نوازنده فلوت صورتک بر چهره می نهادند. این شیوه ظاهراً از سده ششم به بعد تحول بافت زیرا در آیین هایی که بیش از تراژدی مرسوم بودند گاهی صورتک به کار می رفت.

در نتیجه تس پیس در مقابل خود دوگونه سنت داشته است و بنا به روایات باستانی وی اشکال مختلف تغییر چهره را مانند آلودن چهره با دُرد شراب و چسباندن برگ بر روی آن، قبل از پیدایش صورتک تجربه کرده بود.

در سنت های باستانی همچنین آمده است که فرینیکوس اولین کسی بود که صورتک زنانه به کار برد و آشیل اولین کسی بود که صورتک رنگ شده به کار گرفت.

هیچ صورتکی از یونان باستان به دست ما نرسیده است زیرا آنها را با پارچه های کتانی کم دوام، چوب پنبه و یا چوب های سبک می ساختند. اگرچه صورتک های قدیمی تر ظاهراً بزرگتر از اندازه چهره بودند و حالت های اغراق آمیزی داشتند، اما ظاهراً در سده پنجم حالت و اندازه آنها بی جهت بزرگ و اغراق شده نبوده است. صورتک ها همه چهره را می پوشاندند، از این رو مو، ریش، آرایش و تزئینات و دیگر جزئیات بخشی از صورتک بوده است.

دانستن این نکته برای ما مقدور نیست که آیا صورتکهای تراژدی در سده پنجم محدود به تعدادی تیپ قراردادی بوده یا نه، بعضی از مورخان معتقدند که چنین بوده و برخی معتقدند در آن دوره راه نوآوری گشوده بوده است.

صورتک های شخصیت های یک نمایش لازم بود به قدر کاقی شاخص باشند تا تغییر نقش ها به آسانی قابل درک باشند. از طرف دیگر اعضای  همسرایان در تراژدی همواره ظاهری قابل تشخیص داشته اند.

صورتک های کمدی به شدت متنوع بودند، در این نمایش ها همسرایان معرف موجوداتی مانند پرنده ها، جانوران، حشرات که همه از ظاهرشان قابل تشخیص می بودند اما لزوماً واقعگرایانه نبودند. صورتک شخصیت های انسانی خصوصیات تشدید یافته تری از جمله طاسی سر یا زشتی داشته اند تا مضحک تر به نظر برسند.

در نمایش های کمدی همه اعضای همسرایان صورتک های همسان می پوشیدند و دیگران شاخص تر و متمایزتر بودند. هنگامی که بازیگران نقش اشخاص معروف آتن را بازی میکردند مانند سقراط در نمایشنامه ابرها، صورتک می بایستی شبیه آن شخص می بود.

گفته می شود صورتک همسرایان در نمایش های ساتیر دارای بینی پهن و کوتاه و موهایی ژولیه و سیاه و ریش و گوش های نیز همچون اسب بود و گمان بر این است که بازیگران صورکی شبیه صورتک های تراژدی بر چهره می نهادند.

به خاطر اهمیت زیاد لباس و صورتک در تئاتر یونان لازم بود سازندگان صورتک و لباس، اشخاصی حرفه ای با شند و متاسفانه ما درباره این اشخاص و روش کارشان هیچ اطلاعاتی نداریم.

 

بیشتر بخوانیم:

تئاتر در یونان باستان



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری