امروز: سه شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۹ برابر با ۱۶ ذو القعدة ۱۴۴۱ قمری و ۰۷ ژوئیه ۲۰۲۰ میلادی
شنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۴۵
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

مکتب بقراط و شکل گیری آن در تاریخ

مکتب بقراط و شکل گیری آن در تاریخ
به گزارشتمیم نیوز

شیوه های تفکری که در اصل توسط فیلسوفان طبیعت شناس در مورد جهان فیزیکی معمول شد، به زودی به تاریخ بشریت و سپس به مسائل شناخت گسترش یافت. یونانیان در تمامی این سه حوزه نوآور بودند. آنان تاریخ و به همراه آن علوم کارتوگرافی (اطلس سازی) و جغرافیا و نیز فیزیک، ریاضیات، روان شناسی و منطق را ابداع کردند.

اینجا نیز ملطی ها بذرهایی پاشیده بودند که آتنیان آن را به ثمر رساندند. نخستین نویسنده ای که از ثبت کردن محض رویدادهای قابل توجه فراتر رفت هکاتائوس ملطی بود. در حوالی پایان سده ششم پ.م او دو اثر دوران ساز نوشت یکی تحت عنوان هیستوریا (تاریخ) دیگری درباره جغرافیا گس پریوداس یا گردش زمنی که جهان شناخته شده از اسپارت تا هندوستان را توصیف می کرد.

تا آن زمان تصویر گذشته در نظر یونانیان را شاعر حماسی، هومر، شکل داده بود. این ها چونان گزارش های موثق ازمنه باستانی تلقی می شدند به همان سادگی و آسانی که یهودیان ومسیحیان مومن در کتابمقدس نگریسته بودند. حتی هکاتائوس آثار هومر را چونان واقعیت تاریخی پذیرفت.

طبقات روشن فکرتر و باسوادتر در مراکز بازرگانی پررونق،دیگر نمی توانستند با افسانه های خدایان و پهلوانان قانع شوند که اعضای قبایل بربر یا جشن های اشرافی و عملیات همبسته با دربارهای استبدادی یا پرستشگاه ها را سرگرم می داشت.

بازرگانان و دریانوردان و شهروندان آزاده ای که در مجامع عمومی شرکت می کردند کوچ نشین ها را تاسیس نمودند، با قدرت های شهری و شهر دولت های رقیب جنگیدند و شاهد انقلاب های دموکراتیک و ضد انقلاب های اشرافی بودند خواهان وقایع نگاری هایی متناسب با دانش ببیشتر، اذهان انتقادی تر و نگرش های فراخ تر بودند.

نخستین مورخان در صدد بودند که امور انسانی را در امتداد همان خطوطی تعبیر کنند که فیلسوفان فرایندهای طبیعت را تبیین می کردند. آنان به جای شعر به نثر می نوشتند و افسانه هایباستانی را در کوششی بی وقفه کنار گذاشند تا داده ها را ارائه دهند و علل واقعی رویدادها را کشف نمایند. هکاتائوس این رویکرد انتقادی را در جمله آغازین هستوریا تاکید کرد: من آنچه را فکر میکنم حقیقت است می نویسم زیرا سنن یونانی برای من بسیار و گوناگون می نمایند.

آثار هکاتائوس زیر تاثیر کشاکش میان یونانیان و ممالک شرقی مجاوری است که می کوشیدند آنها را تسخیر کنند. اطلاعاتی که و از منابع گوناگون درباره عادات و پس زمینه آشور، مدیا و ایران و نیز ایونیا و یونان باستان گرد می آورد به گونه قابل توجهی افق تاریخی معاصرات او را گسترش داد.

هرودوت که در سده بعدی می نوشت اثر بزرگ خود را بر الگوی بن مایه هایی گذشت که هکاتائوس فراهم کرده بود. او مناسبات میان یونانیان و قدرت های شرقی را از دستیابی کروسوس در لیدیا در حوالی 560 پ.م تا تصرف سستوس در 478 .م روایت کرد. در چارچوب این تلاش ها او زمان و مکان را درنوردید تا هرچه درباره جهان شناخته و دیده و شنیده بود برای خواننده تعریف کند.

هرودوت را به حق باید نخستین مردم شناس و نیز پدرتاریخ خواند. اثر او گنجینه اطلاعات درباره فرهنگ های متنوع عهد عتیق از تمدن یونان، ایران و مصر تا رسوم قبایل بربر پیرامون آنهاست. وی گرچه به بسیاری افسانه ها به دیده شک می نگرد، ساده دلی درباره سنن باستانی یا اعتقاد متروک به کنترل خدایان بر رویدادها را یکسره رها نکرده است.

هرودوت چارچوب نظری برای رویدادهای زندگی نامه ای و تاریخی که او از پنداشت جنایت و مکافات پیدا شده در حماسه، نمایشنامه و فلسفه یونانی باز گفت، استخراج کرد. هوبریس متجاوز، جاه طلبی های افراطی اش، نمه سیس را به تلافی متقاب واداشت. بدین سان از جنگ تروآ تا روزگار خود او، یونانیان و شرقی ها به تناوب به یکدیگر دست اندازی کرده بودند و سپس هزینه این بی عدالتی را می پرداختند. در این کشاکش اضداد او نقش یونانیان و به ویژه سلطه آتنیان را با دفاع از آزادی و دموکراسی شان علیه خودکامگی ایرانی موجه دانسته است.

رهیافت عقلانی و واقع گرایانه روز افزونی را که هکاتائوس و هرودوت به تاریخ داشتند، شیخ مورخان یونانی، توسیدید تکمیل کرد. او خود را وقف وظیفه ثبت کشاکش 27 ساله میان آتن و اسپارت کرد که به جنگ پلوپونزی معروف است. او در آغاز اعلام داشت که:

من شرح جنگ میان پلوپونزیان و آتنیان را از نخستین لحظه آغاز نگاشتم، زیرا بر این باور بودم که این جنگ سخت مهم و خطیر خواهد افتاد و بیش از همه جنگ های پیشین شایسته نقل و روایت است. من در سرتاسر این جنگ با  آن زندگی کرده ام، در سنینی بوده ام که رویدادها را درک کنم و به آنها توجه خود را معطوف دارم برای این که حقیقت دقیق را درباره آنها بدانم.

توسیدید روش علمی تری نسبت به گذشتگان خویش پیش گرفت. هرچند آنان نیز برای مردم نوشتند. وی خود به دقت و رنج و کوششی که در این کار داشته است مباهات می کند و به خواننده هشدار می دهد من بیم دارم که کتاب من با فقدان داستان های شیرین و زیبایی های شاعرانه و دل انگیز رغبت خوانندگان را به سوی خود جلب نکند.

در سراسر آن سال ها او موشکافانه اطلاعات دقیقی درباره جنگ از موثق ترین منابع، شاهدان عینی، اسناد و رساله ها گرداوری می کرد و با وسواس زیاد نها را تا آنجا که می توانست وارسی می کرد. هنگامی که مثلا در مورد خسوف خورشید، او نتوانست علل رویدادی را توضیح دهد، آشکارا به نادانی اش اعتراف کرد.

او بر مناسبات سیاسی میان شهر دولت هایی که برای سیادت در یونان رقابت می کردند متمرکز شد و دقیقاً به آن تنها بن مایه وفادار بود. دولت نیرومند بازرگانی و درایی آتن هم دموکراتیک و هم امپریالیستی بود و توسیدید به حق جنگ طولانی پلوپونزی را به ترس ناشی از سیاست های تجاوزکارانه طبقات بازرگانی آتنی در میان لاسدمونیان نسبت می داد.

او میان بهانه های رسمی جنگجویان برای اعمال شان و علل زیر لایه های سیاسی، راهبردی و اقتصادی برای دشمنی ها و دوستی ها دقیقاً تمایز قائل بود. در نوشته او از اساطیر و روایان نامعقول و معجزات نشانی نیست. او به ندرت به پیشداوری های دینی، اخلاقی، میهن پرستانه یا صرفاً شخصیی اجازه میدهد که تحلیل عینی اش را از علل رویدادها و انگیزه های شرکت کنندگان اصلی زیر تاثیر قرار دهد.

توسیدید به گونه ای واقع بینانه در تاریخ تمدن هلنی، خاستگاه های پادشاهی های میسنی، رشد شهر دولت های یونانی و ظهوری امپراتوری آتن را کاوش کرد. او به درستی ظهور جباران را با شکست اشرافیت و ثروتمندان متنفذ برای تعقیب یک سیاست جدی توسعه بازرگانی و کوچ نشینی ماوراء دریاها پیوند داد. هنگامی که دولت های بزرگ برای استقرار پایگاه های تجارت و مناطق استثمار بر حاشیه جهان یونانی در رقابت بودند و سقوط جباران را به دست نیروهای دموکراتیک توضیح داد، هنگامی که منافع تنگ نظرانه خودکامگی مانع تکامل بیشتر رونق و قدرت شهری بودند.

البته توسیدید به زیر لایه واقعیت های سیاسی با پایگاه های اقتصادی شان به شیوه ایآگاهانه یا سامان دار رخنه نکرد و میل داشت سیر رویدادها را با اشاره به کیفیات شخصی رهبران منفرد از پریکلس تا آلکبیادس و نه انگیزه های مادی طبقات و دولت های متخاصم، توضیح دهد. با این همه او از علمی ترین مورخان باستان به شمار می رود.

برای مثال او شکل های حکومت را با ساختار متداول جامعه و مناع خاص طبقات مسلط مربوط دانسته است. سلطنت پدرسالار با حقوق قانونی سنتی، شکل فرمانروایی متناسب با همبستگی پیشاسیاسی مبتنی بر خانواده و طائفه بود. حاکمیت کورنت همتای سیاسی وضع اجتماعی و اقتصادی یک دولت بازرگانی و دریایی است.

حکومت اسپارت نماینده تفوق زمینداران اشتراکی بر طبقه بزرگتر همسایگانی است که در حالی که به لحاظ سیاسی تابع اند، به لحاظ اقتصادی آزادند و تفوق بر طبقه باز هم بزرگتر هلوت هایی که بی رحمانه استثمار می شدند و مهارشان در دست آنها بود.

سرانجام وجود دموکراسی آتن به باج امپریالیستی ای بستگی داشت که از دولت های تابع گرفته میشد که اشرافیت زمیندار کهنو نیز طبقه متوسط کثیر المعده و مهم کشاورزان آن را به طور کامل در اختیار عوام الناس دریانورد گذاشتند.

توسیدید توصیف خود را درباره طاعون وحشتناکی آغاز کرد که آتن تحت محاصره را به ترتیب زیر از پای درآورد:

هر کس، پزشک یا حقوق دان ممکن است آنچه را درباره خاستگاه احتمالی طاعون می اندیشد و عللی که او فکر می کند برای ایجاد چنین بلای عظیمی کافی است بازگوید. من به سهم خودم، فقط آنچه واقعیت داشت شرح خواهم داد و آن علائمی را ثبت می کنم که ممکن است در صورت تکرار آن به کار آید. زیرا من خودم مورد حمله واقع شدم و شخصاً ناظر بودم که دیگران چقدر از آن رنج می بردند.

او سپس از جزئیات آن نه فقط از تظاهران جسمانی بیماری بلکه همچنین اثرات روحی و اخلاقی آن بر جمعیت گزارش می دهد.
روح علمی تحلیل او در تعارض شدید با بخش آغازین ایلیاد دارد که در آن طاعون وارده به اردوی یونان به خشم خدایان نسبت داده می شود و با آرام کردن آنها بلا دور می شود. پیشرفت ذهن یونانی از آغاز شکفتن آن تحت شرایط بربریت تا بلوغ آن در شهر دولت بازرگانی امپریالیستی-دموکراتیک را می توان با مقایسه این قطعه سنجید.

این مورخان پیشگام هیچ نظریه کاملی درباره تطور جامعه یا قوانین عمل آن ارائه نداند. هرودوت علل مستقیم رویدادها را به اراده افراد و علل نهایی را به سرنوشت یا حسادت خدایان احاله می کرد.

توسیدید به رغم بصیرتش در انگیزه اصلی مبارزاتی که ثبت کرد، بر این باور بود که تاریخ در چرخه ای می گردد که خود را تکرار می کند، دست به همان گونه که افلاطون و ارسطو معتقد بودند که سیارات در دایره هایی هماهنگ در تکرارند. او می آموزاند که تاریخ او برای نسل های آینده مفیدند بدین سبب که آنچه پیش از این اتفاق افتاده بود دوباره خواهد آمد و به همان نتایج خواهد رسید. با این همه شاکله چرخشی او بازنمود نخستین کوشش برای کشف الگئی انتظامی است که می تواند فرآیند تاریخی را چونان یک کل قابل فهم سازد.

او ملاحظه کرد که یونانیان زمان او از نهادهای قبیله ای پدید آمده اند و در گذشته ریشه داشتند.

شاید دلایل فراوانی بشود ارائه کرد که نشان دهد نخستین یونانیان روش زندگی مشابه با روش زندگی بربرهای امروزی داشتند.
این کشف که یونانیان از حیث تکامل اجتماعی در ترازی بالاتر از نیاکان شان و اقوام دیگر قرار دارند و از مراحل متوالی فرهنگ گذشته اند، آغاز کاهی برای تاریخ تطبیقی و جامعه شناسی علمی است.

توسیدید با آغاز کردن شیوه ای از نوشتن درباره امور انسانی که از کنترل فراطبیعی صرف نظر کرد و درصدد برآمد که تمامی کنش های انسانی رادر ظرف گسترده علیت مادی بگنجاند راه را برای مطالعه علمی فرآیندهای اجتماعی هموار کرد که حدود دوهزار و سیصد سال بعد منجر به زایش ماتریالیسم تاریخی شد.

بقراط، دموکریتوس و توسیدید معاص رهم بودند. زشک در همان سال 460 پ.م به دنیا آمد گرچه نه در همان جایی که دموکریتوس متولد شد و بعداً دوست خوب او گشت. او همچنین شاگرد گورگیاس و پروتاگوراس سوفیست بود که ممکن است مولف پزشکی باستان در مجموعه قراط باشد. اصول روشی که توسیدید به کار گرفت مشابه اصول مکتب بقراطی بود.

فیلسوف اتم گرا، پزشک و مورخ هر سه تحت تاثیر سنن ماتریالیستی طبیعت کرایان ایونی بودند و در حوزه های خاص شان به بهترین وجهی گرایش های طبیعت شناسان سده 5 پ.م را منعکس می کردند. آنان شیوه فراطبیعی را در هر صورت تعطیل کردند و در جستجوی علل مادی برای تبیین پدیده هایی بودند که در جهان فیزیکی، زندگی انسان و تمدن خودشان روی می داد.

برای آنان طالع یا سرنوشت دیگر ایزد بانویی نبود که در انتظام جهانی دخالت می کرد وبرآمد امور انسانی را رهبری می نمود، بخت و اقبال چیزی بیش از عنصر محاسبه ناذیری در زندگی انسانی تحت حاکمیت ضرورت و مستعد توضیح عقلانی نبود.

دموکریتوس گفت:
بخت و اقبال بی است که انسان ها به بهانه ناتوانی ذهنی خودشان ساخته اند. مسلما بخت و اقبال به ندرت با عقل و حکمت تعارض پیدا می کند. در اکثر امور زندگی، یک ذهن هوشمند می تواند با موفقیت آینده نگری کند.آنان در این باور بنیادی بهوجود قانون طبیعی و امکان شناخت علمی و کنش هوشمندانه مبتنی بر آن که در هسته جهان بینی مادی قرار داشت سهیم بودند.

برگرفته از کتاب مکاتب فلسفی

 

بیشتر بخوانیم:

مکتب بقراط و رابطه پزشکی و فلسفه در عهد باستان

اتم گرایی

آیا برابری آرمانی است که ارزش دفاع داشته باشد؟



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری