امروز: چهارشنبه, ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ شوّال ۱۴۴۱ قمری و ۲۷ مه ۲۰۲۰ میلادی
چهارشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۱۰:۳۰
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

آشنایی با هنر بابل

آشنایی با هنر بابل
به گزارشتمیم نیوز

لاگاش که استقلال خود را در جریان تا خت و تازهای گوتیان حفظ کرده بود در دوره کوتاهی از احیای شهر اور در اواخر هزاره سوم پ.م وابسته این شهر شد. سلسله سوم اور کمی بیش از یک سده بر قلمرویی حکومت کرد که زمانی از اور یکپارچه تر و متحدتر بود.

آخرین پادشاه این سلسله در برابر حملات مهاجمان بیگانه سقوط کرد و دو سده بعدی شاهد بازگشت الگوی سیاسی و سنتی به شیوه بین النهرین شد که در آن چندین کشور-شهر مستقل در کنار یکدیگر به حیات خویش ادامه می دادند.

یکی از این کشور-شهرها یعنی بابل، تا روی کار آمدن قدرتمندرین پادشاهش یعنی حمورابی، توانست دوباره حکومتی متمرکز برپا دارد و بر سراسر کشور فرمان براند. حمورابی، که احتمالاً نامدارترین پادشاه در تاریخ بین النهرین بود شهرتش را مدیون تنظیم قوانین آشفته، تناقض آمیز و غالباً نامدون شهرهای بین النهرین است.

گرچه حمورابی نخستین انسانی نیست که کوشید اوضاعی آشفته را سروسامان دهد ولی نخستین کسی بودکه در این کار به پیروزی رسید، بازتاب هایی از مجموعه قوانین او را می توان در شریعت موسی نیز یافت.

قوانین حمورابی به طرزی زیبا روی لوح بلند و ناهمواری از سنگ بازالت سیاده حکاکی شده است و بر بالای آن پیکره برجسته او در حالی که الهام تدوین آنها را از شش خدای شعله بر دوش خورشید می گیرد، کنده شده است. این واقعه بر فراز یک کوه رخ می دهد و این از برجستگی های دندانه ای شکل زیرپای خدای خورشید استنباط می شود.

 

آشنایی با هنر بابل
لوح حمورابی

 

شَمَش نشان های ویژه قدرت خدایی یعنی باتون و حلقه را در دست داردو قانون را به حمورابی که با حالتی از دقت آمیخته به احترام مجسم شده است انشا میکند. در اینجا یک بار دیگر با استعداد هنرمند بین النهرینی برای آفریتش شکل های استوانه ای روبرو می شویم.

شَمَس به شیوه مأنوس نمای مرکب جانبی و روبرو بازنمایی شده است، حال آنکه حمورابی یعنی خدمتکار او در حالتی نزدیک به نیمرخ مجسم شده است. این مواجهه خدا و انسان همچنان که روز به روز بر دامنه خودآگهی آدمی افزوده می شد و در بابل شکلی انسانی به خدایان نسبت می داد، بازتابی از هر چه انسانی تر شدن نیروهای طبیعی و فوق طبیعی است.

امپراتوری حمورابی در بابل به دست حتیها (ختی ها) سرنگون شد. حتیها پس از تاراج بابل در حدود سال 595 پ.م به آناتولیا که مقر حکومت شان بودبازگشتند و بابل را در برابر کاسیان غارتگر رها کردند. حتیها که به زبانی هندواروپایی سخن می گفتند، هنری با نیرو و اصالت بی مانند از خود به یادگار نهادند.

پایتخت استحکامات بندی شده ایشان در حوالی روستای بوغازی کوی امروزی در کشور ترکیه، با دروازه های سنگی عظیمی بین دو برج حفاظت می شد. بر روی سنگ های غول پیکر، برخلاف معماری خشتی بین النهرینی ها، نقش های برجسته و رعب  انگیز و  ناهموار دو شیر کنده کاری شده است.

 

آشنایی با هنر بابل
دروازه شیران بوغازکوی

 

سرچشمه این گونه نگهبان قرار دادن جانوران درنده هر چه باشد، بین النهرین، سوریه یا مصر، تجسم آن در نزد حتیها اصالیت دیگر دارد زیرا پیکره شیر نگهبان شدیداً وابسته و تحت فرمان معماری است و به هیچ وجه مستقل یا به صورت نقش برجسته همه جانبی به نمایش درنیامده است.

 

بیشتر بخوانیم:

 



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری