امروز: یکشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۲۷ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۰۹ مه ۲۰۲۱ میلادی
یکشنبه, ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۱۴:۰۷
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

تحولات تئاتر در رنسانس ایتالیا

تحولات تئاتر در رنسانس ایتالیا
به گزارشتمیم نیوز

بسیار پیش از آنکه تئاتر قرون وسطی در اواخر سده شانزدهم به پایان حیاتش برسد، عقاید و آرمان هایی که بعدها به نام رنسانس یا نوزایی شناخته شدند، ظهور نموده بودند. در واقع اواخر قرون وسطی و اوایل رنسانس حیات مشترکی داشته اند. از همین روست که مورخان تئاتر این هر دو دوره را معمول از سال 1300 آغاز می کنند، هر چند تصدیق دارند که عناصر قرون وسطایی تا سال 1500 سلطه بیشتری داشته اند.

علاوه بر آن همان نیروهایی که در سرنگونی فرهنگ قرون وسطایی عمل می کردند، در زایش رنسانس نیز دست داشتند زیرا رنگ باختن قرون وسطی و سر برآوردن رنسانس با سقوط فئودالیسم، رشد شهرنشینی، قدرت گرفتن شاهزادگان و ایستادگی در مقابل تعالیم و اصول زندگی کلیسایی رابطه نزدیکی داشته است.

شاید رنسانس بیش از هر چیز با رشد انسان گرایی و احیای اسلوب های جهان کلاسیک پیوسته باشد. انسان گرایی چنان که از نامش برمی آید بازگشت است به ارزش های انسانی و زندگی زمینی او. این مکتب معتقد است زندگی انسان صرفاً مقدمه ای برای زندگی ابدی نیست بلکه خود صاحب ارزش است.

انسان گرایان لامذهب نبودند اما ریاضت کش و زاهد هم نبودند. آنان جنبه های ستبر طبیعت انسان را می پذیرفتند و با دقت و دلسوزی در راه کشف آن گام برمیداشتند. آنان مایل بودند زندگی را به وجهی آمانی و با بینشی واقع بینانه تصویر کنند و انسان را موجودی براورد می کردند که هم قابل تقدیر و تحسین و هم مستعد فساد است.

انسان گرایی از دنیای کلاسیک الهام گرفت. جایی که مهد انسان گرایی بود و نیز انگیزه ای توجه سراسر اروا به یونان و رم گردید.
با رشد انسان گرایی، روح ماجراجویی و کنجکاوی در پهنه طبیعت نیز بالیدن گرفت. رنسانس سرآغاز گسترش اکتشافات جغرافیایی، آزمایش های علمی، جستارهای فلسفی و خلاقیت های هنری گردید و در تعلیم و تربیت، هدف جوامع را پرورش انسان جامع با مهارت های فراوان در علم، سیاست، ورزش، هنر شناخت.

بر اینکه رنسانس نخست از ایتالیا سربرآورد دلایل زیادی وجود دارد. ایتالیا به عنوان گذرگاه عمده تجاری به آسیا و آفریقا از نظر سوق الجیشی بهتر از بقیه اروپا بود، لذا فرهنگ بیزانس، اسلام و تمدن های دیگر را بیشتر جذب کرده بود. همچنین رشد تجارت و ثروت در ایتالیا امکانات بیشتری برای آموزش ها و صناعات و هنرها فراهم کرده بود.

به عنوان کرسی کلیسای کاتولیک، ایتالیا دستخوش ستیزه هایی قرار گرفت که از اواخر سده سیزدهم دستگاه پاپ را می آزرد، تغییر مکان دستگاه پاپ از رم به آوینیون در 1305 و دسیسه های پاپ های رقیب از 1387 تا 1417 تردیدهایی را درباره کلیسایی که خود راهنکای زندگی روزانه مردم بود به وجود آورده بود.

فساد دستگاه پاپ نیز موجب نفوذهای فراوان غیرمذهبی ها در کلیسا شده بود. علاوه بر آن از سده چهارم کلیسا مبحثی را به میان آورده بود که بنابر آن پاپ جانشین بر حق امپراتوران رومی شناخته می شد لذا به آسانی می توان دریافت که آغاز رنسانس گرایشی برای تولد دوباره امپراتوری روم و فضایل غیرمذهبی آن محسوب می شد.

در سال های تبعید پاپ بسیاری از حاکمان ایالات کوچک ایتالیا کوشیدند تا جای خالی پاپ را پر کنند و بر سر کسب قدرت و اعتبار با یکدیگر رقابت کردند. در آن مناطق فرامانروا را هنگامی فرهیخته می شناختند که دانشمندان، نویسندگان و هنرمندان را حمایت کند و گسترش همین  حمایت ها موجب شکوفایی رنسانس شد.

با افزایش اعتبار فرد و امکانات او صنعتگران و نویسندگان گمنان قرون وسطایی بدل به هنرمندانی شدند که دستاورد های شخصی آنان قابل تقدیر بود. مباحث انجیلی و دین شناسانه جای خود را به اساطیر جهان کلاسیک، تاریخ و داستان های تخیلی سپرد.

شاید بتوان گفت که هنر رنسانس در ایتالیا در حدود سال 1300 با دانته و جوتو آغاز شد. گرچه دانته با مباحث دین شناسانه سروکار داشت، اما ویرژیل را به عنوان راهنمای خویش در سبک کمدی الهی برگزید و نقاشی های جوتو سبک تزئینی سرد و خشک قرون وسطای را در هم شکست.

روح رنسانس را همچنین می توان در نوشته های پترارک یافت که دست نوشته های باستانی را جمع کرده و محققان را به مطالعه آثار بونانی ترغیب می نمود. وی خود پیرو سیسرو و سنه کا بود  و انسان را برتر از مباحث دین شناسانه قرار می داد و بوکاچیو نیز در این راه پیشگاه بود و آثار کلاسیک را سرمشق خود قراری داد و ولع انسان را برای زندگی در مجموعه ای غیرمذهبی و هرزه نگارانه خود به نام دکامرون ارج نهاد.

اولین علائم تغییر درام به واسطه آگاه بر شکل های دراماتیک نمایشنامه های رومن به ظهور رسید. هر چند مطالعه نمایشنامه های لاتین هرگز ترک نشده بود و تراژدی های سنه کا به عنوان رنگ آمیزی آموزش های اخلاقی یا مظهر مهارت ادبی خوانده می شد و کمدی های ترنس و پلوتوس به عنوان الگوی سخن گفتن برگزیده می شد.

در طول سده چهاردهم عده از نویسندگان قرون وسطایی به ارزش دراماتیک نمایشنامه توجه نشان دادند و تقلید از آثار کلاسیک را آغاز کردند.

از اولین تراژدی های تقلیدی می توان نمایشنامه اکسریتوس اثر آلبرتو موساتو را نام برد که شکل تعدیل یافته سنه کایی را با مباحثی از جهان بینی مسیحی در هم آمیخته است اما اتحاد شکل و محتوای کلاسیک با نمایشنامه آشیل اثر آنتونیولاسکی به وقوع پیوست. از این رو گاه نمایشنامه آشیل را اولین تراژدی رنسانس شناخته اند.

در سده چهاردهم کمدی نیز پا به میدان نهاد. اولین نمونه موجود کمدی پائولوس نوشته پی یر پائولو ورجربو است که ساتیری است درباره زندگی دانشجوی در قرون وسطی. همچنین تعدادی از رهبران انسانگرایی در طول سده پانزدهم کمدی هایی نوشتند که هیچ یک از آنها مورد توجه قرار نگرفت.

همه کمدی ها و تراژدی های اولیه رنسانس به زبان لاتین نوشته شده اند و عملاً هیچ یک اجرا نشده اند. درام به زبان بومی تا اوایل سده شانزدهم به وجود نیامد. در این دوران نیز حوادث دیگری موجب تسریع نفوذ درام کلاسیک گردید از جمله در 1429، دوازده نمایشنامه گمشده پلوتوس پیدا شد، در 153 که سال سقوط قسطنطنیه بود عده کثیری از محققان و دانشمندان آنجا همراه با دست نوشته های بسیاری از نمایشنامه های یونانی به ایتالیا آمدند، در 1456 با اختراع صنعت چاپ انتشار متن های بی شمار کلاسیک میسر شد و بین 1472 و 1518 همه نمایشنامه های یونانی و رومی که تا آن موقع شناخته شده بودند منتشر گردیدند.

در این دوران توجه به درام کلاسیک که تا اواخر سده پانزدهم ویژه دانشمندان و محققان بود به دربارهای کوچک و فراوان ایتالیا راه یافت. حدود 1485 فرمانروایان ایتالیا حمایت از درام نویسان و سرمایه گذاری در تهیه نمایشنامه های رومن و یا تقلید از آنها را آغاز کردند. اشتیاق خوانندگان و تماشاگران درباری برای دسترسی به نمایشنامه های کلاسیک شاید انگیزه اصلی ترجمه نمایش های رومن به زبان ایتالیایی و نیز انگیزه نوشتن نمایشنامه به زبان بومی باشد.

اولین درام به زبان بومی در 1508 در دربار فرارا به روی صحنه آمد، که کمدی لاکاساریا یا جعبه جواهر نوشته لودریکو آریوستو بود. صحنه پردازی این کمدی که موضوع مورد علاقه رومیان را داشت (عاشق و معشوق پس از اینکه درمی یابند معشوقه دختر گمشده یک مرد ثروتمند بوده است به هم می رسند)دارای عناصری از زندگی آن زمان ایتالیا بود.

آریوستو به نمایشنامه نویسی ادامه داد و نمایشنامه های بدلی ها، شارلاتان، دانشجویان و دلال محبت را نیز نوشت.
تحول کمدی های بومی غیرلاتین توسط برناردو دوویزی دا یی بیه نا با نمایشنامه لاکالاندریا ادامه یافت، که تلفیق موفقیت آمیزی از عناصر رومن و عناصر معاصر ایتالیا بود. این نمایش نامه که از اثر پلوتوس اقتباس شده درباره خواهر و برادر دوقلویی است که پس از حوادث پیچیده ای همراه با بدل پوشی ها و روابط نامشروع سرانجام به راز خود پی می برند.

این ترکیب عناصر سنتی بامسائل آن زمان الگوی نویسندگان بعدی گردید. قدم بعدی در راه اعتلای کمدی آن عصر را نیکولوماکیاولی با نمایشنامه مهرگیا برداشت که در آن موضوع نمایشنامه تازه، اما شکل آن از کمدی رومن گرفته شده بود. در این نمایشنامه زن زناکاری شوهر ساده لوح خود را فریب می دهد. این نمایشنامه شباهت زیادی به فارس های قرون وسطایی دارد.

 در سال 1540 کمدی بومی ایتالیا جای خود را کاملاً باز کرده بود. با آنکه تعداد کمی از آثار این نویسندگان به دست ما رسیده است اما میتوان گفت که آنان اولین نویسندگان رنسانس بودند که فن کمدی اتتین را فراگرفتند و آن را با سلیقه دوران خود وفق دادند.

پس از 1575 در فرانسه و انگلیس آثار این نویسندگان خوانندگان بسیار داشت و تاثیر قابل توحهی بر درام تازه پای این کشورها برجای نهاد.

اولین تراژدی بومی سوفونیسبا اثر جانجورجو تریسینو است.تریسینو تراژدی نویسان یونانی را الگو قرار داد. در تراژدی های خود از پانزده همسرا استفاده کرد و از تقسیم تراژدی به پرده های متعدد اجتناب ورزید تریسینو که به عمد از تاثیرات نافذ سنه کا دوری می جست، خود مباحثی را برانگیخت که سال ها به سان مباحث یونانی و روم، برای مولفان ایتالیایی الگوی مناسبی شناخته می شد.

سرانجام حامیان متعصب سبک رومن به پیروزی رسیدند، و این امر مرهون شهرت مولفی به نام جانباتیستا جیرالدی سینتیو بود. تراژدی اوربک از سینتیو داستان انتقامی به شیوه سنه کا است و اولین تراژدی به زبان ایتالیایی است که بر صحنه آمده است.

سینتیو پس از نوشتن دو تراژدی دیگر به نام های دیدو و کلئوپاترا به نوشتن نمایشنامه هایی روی آورد که هم جدی بودند و هم پایان خوش داشتند زیرا وی معتقد بود که مردم چنین داستان هایی را بیشتر می پسندند.

نتیجه اینکه آخرین نمایشنامه های وی ملودرام از آب درآمدند. شک نیست که سینتیو بر همه اخلاف خود تاثیر قاطعی نهاد حتی بر آنهایی که از قرار دادن پایان خوش در تراژدی های خود پرهیز می کردند. هیچ درام نویس جدی دیگری نتوانست از نظر محبوبیت جای سینتیو را بگیرد اما تعدادی درام نویس دیگر در کشور خود و در کشورهای دیگر مورد تحسین قرار گرفتند و در شکوفتیی تراژدی که از عصر روم به بعد افسرده شده بود تاثیر بسزایی نهادند.

علاوه بر کمدی و تراژدی درام های پاستورال یا روستایی نیز در رنسانس ایتالیا رونق گرفتند. پاستورال از آن رو تحول یافت که نمایشنامه های ساتیر قدیمی مورد توجه بسیار بودند و در اینجا دنیای خشن و هرزه ساتیرهای یونانی به چکامه هایی درباره شبانان، حوریان و ساتیرهای تعدیل یافته تر راه بردند.

 در این ساتیرها موضوع اصلی عشق بود که بر موانع بی شماری که بر سر راهش قرار می گرفت فایق می آمد. اولین پاستورال در سال 1471 نوشته شد و این شکل دراماتیک در اواخر سده شانزدهم با نمایشنامه آمینتا نوشته تورکواتو تاسو و نمایشنامه چوپان وفادار نوشته جانباتیستا گواریتی به اوج محبوبیت رسید و این هر دو در سراسر اروپا مورد تحسین و تقلید فراوان قرار گرفتند.

به این ترتیب در طول 200 سال از اواخر سده چهاردهم تا اواخر سده شانزدهم درام رنسانس در ایتالیا تحول یافت. امروزه این نمایشنامه ها تقریباً تنها از آن رو مورد توجه اند که نخستین خط روشن تمایز از درام قرون وسطایی را نشان میدهند و نیز به این دلیل که الگوی درام کشورهای دیگر شدند به خصوص فرانسه و  انگلیس، درام هایی که با ارزش های پایدارتری نوشته شدند.

حدود میانه سده شانزدهم، رنسانس ایتالیا وارد مرحله تازه ای گردید و همان نیروهایی که تئاتر رون وسطی را به کناری زدند، تحرک اولیه درام رنسانس را نیز از او گرفتند. از شورای ترنت که بین سال های 1545 و 153 برقرار بود، به کلیسای کاتولیک پیشنهاد شد تا در مقابل تجزیه طلبی های پروتستان ها مقاومت به عمل آید.

کلیسا شیوه هایی برانگیخت تا میدان را از عقاید مخالف و معاند بگیرد و وفاداری بی چون و چرا به اصول مسیحیت راست دینی یا ارتدکسی را تضمین کند. در میان اصلاحاتی که به عمل آمد تجدیدنظر در قانون تفتیش عقاید و جمع آوری فهرست تهذیب را (فهرست اعمالی که کلیسا گناه می شمرد و مایل بود از انجام آنها جلوگیری کند) می توان برشمرد، پس آزادی اندیشه و آگاهی تاحدی تامین شد.

از طرفی ایتالیا نیز مجبور شد موقعیت اقتصادی خود را دوباره ارزیابی کند سقوط قسطنطنیه راه های تجاری بسیاری را به شرق بسته بود و کشفیات جغرافیایی توسط اسپانیا و پرتقال و سایر ملت ها پس از سده پانزدهم برتری ایتالیا را از نظر تجارت و ثروت به طور روز افزونی تهدید می کرد.

به این علت و علل دیگر نیمه دوم سده شانزدهم برای ایتالیا سال های اضطراب و نگرانی بود مورخان تاریخ هنر برای توصیف شیوه های متفاخر و سبک های بصری متصنع در این بوده اصطلاح شیوه گرا را به کار می برند. آنان همچنین برای سبکی که در سده شانزدهم به وجود آمد اصطلاح باروک را ساختند.

از نظر آنها سبک باروک تا حدی نشانگر اعتماد به نفس تازه ای بود که کلیسا به دست آورده بود. در این سبک بناهای عظیم و ماندنی با آذین های پر زرق و برق و استادانه به وجود آمدند. محققات این تغییر و تحولات را مربوط به رشد مطلق گرایی در حکومت و قدرت شاهزادگانی می دانند که با ایجاد قصرهای عظیم و نمایش بی چون وچرای خویش به یک بیان هنری رسیدند.

شکل های احیا شده کلاسیک در رنسانس خطوط روشن خود را در پیچ و خم تصاویر زینتی باروک و زرق و برق افراطی آن از دست دادند. در همه هنرها گرایشی به سوی عظمت، غنا، و خیره کنندگی به وجود آمد. همه این ویژگی ها لاجرم در تئاتر نیز بروز گردند هر چند این تاثیر تا سده هفدهم آشکار نگشت.

 

بیشتر بخوانیم:

 کمدی یونانی در سده پنجم پیش از میلاد

 خاموشی تئاتر رومن

 جشنواره عید احمق ها چه بود؟

 استفاده از افکت های مخصوص و جلوه های ویژه در صحنه پردازی وسطایی

 

 



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.