امروز: دوشنبه, ۲۷ دی ۱۴۰۰ برابر با ۱۴ جمادى الآخر ۱۴۴۳ قمری و ۱۷ ژانویه ۲۰۲۲ میلادی
پنج شنبه, ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۳۵
۳
PNAZAR
نسخه چاپی

گذر تئاتر انگلیس از قرون وسطی و تاثیر ایتالیا بر هنر نمایش

گذر تئاتر انگلیس از قرون وسطی و تاثیر ایتالیا بر هنر نمایش
به گزارشتمیم نیوز

انگلستان به خاطر جنگ ها و کشمکش های داخلی تا اواخر سده پانزدهم تاثیر اندکی از رنسانس پذیرفت. از سال 1066 هنگامی که انگلستان به تصرف نورمان ها، درآمد، شاهان نورمان سرزمین های وسیعی را در فرانسه نیز به دست آوردند و با خانواده های سلطنتی فرانسه وصلت کردند.

در سال 1337 انگلستان ادعای تاج و تخت فرانسه را عنوان کرد و از این راه غائله هایی طولانی که به جنگ های صد ساله مشهور است، سر بر زد که تا 11453 ادامه داشت. حتی یک بار چنین به نظر می رسید که انگلستان جنگ را برده است، به ویژه هنگامی که هنری پنجم به عنوان نایب السلطنه و وارث تخت سلطنتی فرانسه معرفی شد اما پس از مرگ هنری پنجم در 1422 و ظهور ژان دارک در 1429 انگلستان به سرعت نفوذ خود را از دست داد، به طوری که در 1453 تنها کاله را در فرانسه در اختیار داشت.

در همین دوران در داخل انگلستان کشمکشی برای احراز تاج و تخت میان یورک ها و لانکاسترها به وجود آمد (جنگ گلها) این درگیری تا سال 1485 ادامه داشت تا آنکه ریچارد سوم از اِرل آو ریچموند شکست خورد و اِرل توانست مخالفین خود را متحد ساخته و به عنوان هنری هفتم سلسله تودور را پایه گذاری کند که تا مرگ الیزابت اول در سال 1603 دوام آورد. تودورها توانستند برای انگلستان ثبات سیاسی و یک دولت نیرومند مرکزی را پایه ریزی کنند.

تحت حاکمیت تودورها، روح رنسانس نیز در انگلستان دمیدن گرفت. هنری هفتم انسان گرایان (هومانیست ها) ایتالیایی را به انگلستان دعوت کرد و اینان محققان و دانشمندان انگلیسی را به مطالعه ادبیات باستانی و فلسفه ترغیب نمودند.

این گرایش تازه بر نوشته های دراماتیک نیز موثر افتاد. قدیمی ترین میان پرده یا اینترلود انگلیسی که به دست ما رسیده، نمایش فولگنس و لوکرس اثر هنری مدوال است، که تحت تاثیر انسان گرایی نوشته شده و در دربار اجرا شده است. آموزش جدید در نمایشنامه های اخلاقی انگلیسی نیز اثر گذاشت و این اثر در نمایشنامه دیگر مداول به نام طبیعت، نمایشنامه عظت از جان اسکلتون و نمایشنامه عناصر اربعه از جان راستل مشاهده می شود. در این نمایش ها مباحث انسان گرایان به صورتی استعاری طرح شده است.

موج انسانگرایی از طریق مدارس و دانشگاه ها نفوذ باز هم بیشتری گسترد. چهره برجسته این موج جان کولت است که مدرسه سنت پل را در حدود سال 1512 تاسیس کرد. در مدارسی که تحت نفود کولت اداره می شدند نه تنها سنت بررسی، بلکه سنت اجرای نمایش های کلاسیک نیز برقرار گردید . در این راه آثار رومن و آثار تازه تقلید شده از رومن به نمایش درمی آمدند.

اجرای نمایشنامه ظاهراً در حدود سال 1520 در دانشگاه کمبریج آغاز شد و بزودی در نقاط دیگر نیز از جمله در سال 1525 در ایت، در 1527 در سنت پل و در 1535 در آکسفورد رواج یافت. مدارس  عمده دیگری که آغاز به اجرای نمایشنامه کردند وست مینیستر، وینچستر و مرچنت تیلورز بودند.

نمایشنامه ها غالباً به زبان لاتین و تعداد کمی به زبان انگلیسی اجرا می شدند. تماشاگران ترکیبی از دانشجویان دانشگاه و مدعوین دیگر بودند.

از نمایشنامه های قابل ذکری که در مدارس نوشته شد یکی رالف شب زنده دار و دیگری سوزن گامر گورتن نام دارند. این دو نمایشنامه به زبان انگلیسی نوشته شده اند، اما تکنیک کمدی رومن را به دقت پیروی کرده اند. رالف شب زنده دار را نیکلاس یودال نوشته است. وی سرپرست دانشگاه ایتن و سرپرست دانشگاه وست مینیستر بود. یودال به شدت تحت تاثیر نمایشنامه دلاور براگارت اثر پلوتوس بوده است و در نمایشنامه اش وضع ابلهانه لافزنی ترسو را نشان می دهد که در خانه اشرافی یک زن بیوه وضع نابسامانی دارد. این نمایشنامه ساختار دراماتیکی دارد که بسی جلوتر از زمان خود بود.

سوزن گامر گورتن را آقای س نوشته که درکمبریج اجرا شده است. این نمایشنامه ترکیبی از موضوعات و شخصیت های رایج در فارس های قرون وسطی با تکنیک کمدی رومن است و درباره یک سلسله سوءتفاهم هاست که اکثراً دیوانه ای ابله به نام دیکان عامل اصلی آنهاست، که میان دو همسایه به خاطر گم شدن یک سورت در میگیرد.

به رغم نفوذ مبانی کلاسیک بر درام انگلیسی، دستاوردهای قرون وسطی و نمایشهای سنتی بر پاره اعظم درام های سده شانزدهم انگلیسی حاکم بودند.

میان پرده های درباری و بسیاری از درام های مدارس تئاتری از نظر آهنگ و روحیه به درام های قرون وسطابب نزدیکترند تا درام کلاسیک به علاوه مجریان میان پرده ها تا حدود  زیادی حرفه ای بودند. آنها هم در دربار و هم برای تماشاگران عادی نمایش می دادند، زیرا تماشاگران عادی آمادگی چندانی برای درک و پذیرش شکل های تازه نمایشی نداشتند.

نمایشگران برای جلب تماشاگر بیشتر، عناصر رایج در سرکرمی های مورد علاقه مردم را با عناصری که از منابع گوناگون برگرفته بودند مخلوط می کردند. داستان های انجیلی به خاطر کیفیت احساساتی (رمانتیک) آنها انتخاب می شند از جمله در ملکه هستر باشکوه و شاه داریوش.

داستان ها و افسانه های قهرمانی از کشورهای دیگر مثل نمایشنامه کالیستو و ملیبی از منابع اسپانیایی اقتباس می شدند و اساطیر کلاسیک با چهره های کمدی انگلیسی مخلوط می شدند، همچون نمایشنامه های هورستس،نمایشنامه های مردم پسند انگلیسی را شاید تامس پرستون بهتر از همه در نمایشنامه ای به این نام به اوج خود رسانده است: یک تراژدی سوگزا که پر از شادی های فرح انگیز است و زندگی کمبوجیه شاه ایران را از آغاز پادشاهی تا مرگ او در بر میگیرد. وی یک بار محکومی را به حق اعدام می کند، اما کشتار و جنایت سفاکانه دیگری به دستور او صورت می گیرد و سرانجام بر طبق عدالت خداوندی با مرگ فجیعی می میرد.

داستان این نمایشنامه در ایران اتفاق می افتد اما بسیاری از شخصیت های آن چهره هایی اساطیری مانند کوپید و ونوس، استعاری مانند شرمف سعی و کوشش، محاکمه و آزمون یا چهره هایی انگلیسی مانند هاب، لاب، مریان-می-بی گود هستند.

این نمایشنامه آزادانه از عوامل کمدی و جدی و زمان نامحدود استفاده میکند و اعمال خشن از جمله سربریدن، پوست کندن و جنایت را در صحنه به نمایش می گذارد. کمبوجیه از محبوب ترین نمایش های روز و تابع سلیقه تماشاگران عادی بود. تنوع این نمایش همچنین مبین آن است که درام نویسان قادر بودند عناصر کاملاً متفاوتی را که در میان پرده به کار می رفت در یک نمایش بگنجانند و وحدت ببخشند.

برای شکل دادن به درام نیرومند اواخر سده شانزدهم در انگلستان عوامل بسیاری دخالت داشتند. یکی از این  عوامل عمده مباحث مذهبی و سیاسی موجود در 1534 بود که از دوران هنریی هشتم در کلیسا شدت گرفته بود. با مرگ هنری هشتم این تضادها اوج بیشتری گرفتند به ویژه هنگامی که ماری تودور می کوشید انگلستان را به سوی مبانی کاتولیک سوق دهد.

در طول سلطنت ماری بیش از 300 نفر به جرم کفر و نفاق افکنی در آتش سوختند. بعلاوه ماری با فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا ازدواج کرد. پس از مرگ ماری، فیلیپ وظیفه خود می دانست که الیزابت پروتستان را از تاج و تحت به زیر آورد.

در 1585 فیلیپ ناوگان شکست ناپذیر خود را به جنگ با انگلستان فرستاد. این کار فقط به علل مذهبی صورت نگرفت بلکه انگلستان در دنیای جدید (قاره آمریکا) با اسپانیا به رقابت برخاسته بود و به تلاش های هلند برای سرنگونی حکومت اسپانیا یاری می رساند. شکست آرمادای اسپانیا انگلستان را به عنوان یک قدرت برتر دریایی، تثبیت کرد. لذا تصادفی نبود که دوران شکوفایی درام انگلستان با اعتماد به نفس ملی در اواخر سده شانزدهم همزمان گردید.

در 1580، همچنین تار دسیسه های مذهبی و سیاسی که بر گرد ماری ملکه  اسکاتلند تنیده شده بود از هم گسست. ماری که از نواده های هنری هفتم بود از زمانی که نوزاد هفت روزه ای بود ملکه اسکاتلند و از سال 1560 که همسر فرانسیس دوم شد، ملکه فرانسه محسوب می شد اما توسط نیروهای پروتستان محبور به ترک تاج و تخت اسکات ها گردید.

در 1568 به انگلستان فرار کرد و در آنجا آماج حمله رقبای الیزابت و کاتولیک های انگلیسی قرار گرفت. دسیسه های اطرافیان به تدریج در الیزابت کارگر افتاد و سرانجام الیزابت با اعدام ماری استوارت موافقت کرد. مرگ ماری استوارت و شکست ناوگان شکست ناپذیر اسپانیا موجب امنیت نسبی در پروتستانیسم انگلیسی گردید.

این حوادث تضادهای مذهبی را پایان نداد زیرا پروتستان های انگلیسی به فرقه های متعددی تقسیم شده بودند. مشهورترین این گروه های معاند پیوریت ها بودند که عقیده داشتند کلیساهای انگلیسی در مراسم و امور خود بیش از حد به کاتولیک ها نزدیک می شوند. آنان با بدبینی تمام به تئاتر حرفه ای که در حال شکل گرفتن بود نگاه می کردند و بر آن حمله می برند.

نخستین حمله اساسی از مقاله جان نورت بروک، با عنوان رساله ای بر علیه طاس بازی، رقص و نمایش میان پرده برخاست. این حمله توسط استفن گاسن با مقاله ای تحت عنوان مدرسه ننگ ادامه یافت. این دومقاله به شدیدترین وجهی بر علیه تئاتر به کار افتادند و تئاتر را به عنوان وسیله ای شیطانی برای ترویج فساد و بازداشتن مردم از اعمال شرافتمندانه و مفید معرفی کردند.

 این حملات را تامس لاج در دفاع از شعر، موسیقی و نمایش های تئاتری و به ویژه سر فیلیپ سیدنی در دفاع از شاعری پاسخ گفتند. در این رساله ها اظهار شده بود که ادبیات موثرترین وسیله ای است که اخلاق و فضایل نیکو را به انسان می آموزد.

رساله سیدنی همچنین به عنوان نخستین بررخورد روشنفکران انگلیسی با آرمان نئوکلاسیک محسوب می گردد. این رساله در نویسندگان نسل بعد به ویژه در بن جانسن تاثیر بسزایی داشته است زیرا وی مایل بود درام انگلیسی را با مفاهیم کلاسیک و رنسانس ایتالیا وفق دهد.

هر چند پیوریتن ها نتوانستند تئاتر را از میدان به در کنند اما تا مدت ها نفوذ فراوانی بر شورای شهرهای انگلیسی باقی نهادند و شرکت های نمایشی تا چندین دهه با مخالفت شدیدی از جانب مقامات شهری روبرو بودند.

درگیری های مذهبی و سیاسی از طرق مختلفی بر درام تاثیر نهاد. از آنجا که درام در سال های قبل به عنوان سلاحی به کار می رفت، در 1559 الیزابت درام نویسان را از پرداختن به امور سیاسی و مذهبی ممنوع کرد. علاوه بر آن تولید مجموعه های نمایشی قرون وسططایی را متوقف کرد. با آنکه اجابت این فرمان به تدریج حاصل شد اما در همه جا لازم الاجرا گردیده بود و سرانجام درام به طور کلی غیرمذهبی شد.

حملات پیوریتن ها روی جنبه های اخلاقی درام متمرکز بود و با آنکه در نمایشنامه ها موضوعات مذهبی کنار گذاشته شده بودند همچنان در آنها قدرت پرتوان اخلاق را بر جهان و امور انسانی اعمال می کردند.

این درام درحال توسعه را انسانگرایی رایج در مدارس و دانشگاه ها و شاید بیش از همه اقامتگاه های دانشجویی گسترش دادند، مثل اقامتگاه گری، اقامتگاه لینکلن، اقامتگاه معبد و اقامتگاه میانه. این اقامتگاه ها که در اصل برای اقامت و تحصیل حقوقدانان به کار می رفتند مردان جوان به ویژه فارغ التحصیلان جدید آکسفورد و کمبریج را می پذیرفتند.

دانشجویان ثروتمند و اشرافی موسیقی، رقص و سایر خصایل نیکو را با شرکت در نمایشنامه ها می آموختند. غالب نمایش ها در طول خوشگذرانی های کریسمس اجرا می شدند که چهار هفته به طول می انجامید و اقامتگاه ها به نوبه خود سرگرمی های نمایشی پرزرق و برقی به افتخار اعضای خود یا به هنگام بازدید شاهانه یا در تولد و عروسی خاندان سلطنتی اجرا می کردند. تماشاگران این نمایش ها اشراف، تحصیل کردگان و پیروان آخرین اشکال باب روز درام در داخل و خارج بودند.

اولین تراژدی گوربودوک فرکس و پورکس که توسط دو دانشجو به نام های تامس ساکویل و تامس نورتن نوشته شده است در اقامتگاه معبد به اجرا درآمد و ملکه الیزابت نیز جزء تماشاگران آن بود. موضوع این نمایشنامه از تاریخ افسانه ای انگلستان اخذ شده و به شیوه نیمه سنه کایی پرداخت شده است.

این نمایشنامه به پنج پرده تقسیم شده و داستان حسادت دو برادر به نامهای فرکس و پورکس است. در این نمایش پدر فرکس و پورکس به نام گوربودوک در نظر دارد قلمرو خود را بین آنها تقسیم کند. همه شخصیت ها اصلی این نمایش کشته می شوند تا سرنوشت آنان عبرت آموز باشد. این نمایشنامه اخطاری به پادشاهان بود تا مساله ولایتعهدی را مبهم باقی نگذارند.

هرچند امروزه این نمایشنامه ضعیف می نماید اما در آن زمان چنان تاثیر عمیقی بر مردم تحصیل کرده نهاد که تا سالها به چاپ رسید و در مقایسه با نمایشنامه های جدی پیش از خود دارای امتیازات قابل توجهی بود.

اقامتگاه ها در رواج درام معاصر ارپایی نقش بسزایی داشتند. در اقامتگاه گری نمایشنامه ژوکاستا و نمایشنامه پندارها به روی صحنه آمد. ژوکاستا را جرج گاسکوانی و فرانسنس کین و لمارش از نمایشنامه جوکاست، نوشته لودوویکو دولچه و پندارها را از نمایشنامه آی سوپوزیتی اثر آریوستو ترجمه کرده بودند. نمایشنامه های دیگری که در اقامتگاه ها به روی صحنه آمده اند گرایش آن دوران به رمان های ایتالیایی و تاریح انگلیس را نشان میدهند.

در دوران سلطنت الیزابت توجه دانشگاه ها و مدارس از درام کلاسیک به سوی نمایشنامه هایی جلب شد که بر اساس تاریخ انگلیس یا آثار معاصر ایتالیایی نوشته می شدند. در 1600 نفوذ مدارس و خوابگاه ها بر درام انگلیسی به شکل قابل ملاحظه ای کاهش یافت اما آنها با آشنا ساختند دانشجویان با نمایش زمان ها و مکان های دیگر و با فنون دراماتیک موثر، تاثیر قاطعی برجای نهادند.

دوران عظمت واقعی درام انگلیسی هنگامی آغاز شد که تحصیل کردگان در گروه های حرفه ای آغاز به کار کردند.

 

بیشتر بخوانیم:

 زوال و دگرگونی درام در قرون وسطایی

 درام عبادی چیست؟

 اجرای نمایش در خارج از کلیسا

 جشنواره های دراماتیک در سده پنجم پیش از میلاد

 لوپه د وگا نویسنده اسپانیایی و هم عصرانش



+ 3
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.