امروز: دوشنبه, ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ برابر با ۲۳ ذو الحجة ۱۴۴۲ قمری و ۰۲ اوت ۲۰۲۱ میلادی
چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۴۰۰ ۱۱:۲۳
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

بررسی فرد و علم ساخت زایی

بررسی فرد و علم ساخت زایی
به گزارشتمیم نیوز

از آنجایی که روان شناسی از لحاظ تاریخی به قوانین و ویژگی های کلی افراد که مشترکاً دارا می باشند، پرداخته است، آلپورت از روش های تحقیقی طرفداری کرد که فرد را بررسی می کنند. او برای متعادل کردن روش هنجاری با گروهی حاکم، پیشنهاد کرد که روان شناسان روش هایی را به کار گیرند که رفتارهای انگیزشی و سبکی مورد تکی را بررسی کنند.

علم ساخت زایی

آلپورت دو رویکرد علمی را از یکدیگر متمایز کرد: روش قانون نگر، که به دنبال قوانین کلی است و روش فردنگر که به آنچه منحصر به موردی تکی است، اشاره دارد. از آنجایی که اصلاح فردنگر اغلب بد به کار برده و بد فهمیده شده بود، آلپورت این اصطلاح را در نوشته های بعدی خود کنار گذاشت و به جای آن از روش های ساخت زایی سخن گفت.

اصطلاحات فردنگر به ساختار یا الگو اشاره ای ندارد. در مقابل ساخت زایی به ویژگی های طرح دار ارگانیزم کامل اشاره دارد و مقایسه درون فردی را امکان پذیر می سازد. الگو یا ساختار آمادگی های شخصی فرد اهمیت دارد. برای مثال ممکن است تیرون باهوش و درون گرا باشد و نیازهای پیشرفت نیرومندی او را با انگیزه کنند اما نحوه ارتباط منحصر به فرد هوش او با درون گرایی و نیازهای پیشرفت وی، الگوی ساخت داری را تشکیل دهد.

روش های ساخت زایی روان شناسی چیستند؟

آلپورت به تعدادی از آنها اشاره کرد که برخی کاملاً ساخت زا و برخی دیگر تا اندازه ای ساخت زا هستند. نمونه های روش کاملاً ساخت زا عبارتند از : یادداشت برداری کلمه به کلمه از جمله مصاحبه ها، رویاها، اعترافات، دفترچه خاطرات و نامه ها، برخی از پرسشنامه ها و مدارک بیانگری و فرافکنی، مانند آثار ادبی، شکل های هنری، ناهشیار نویسی ها، روش های دست دادن، الگوهای صدا، ژست های بدن، دست نویس، طرز راه رفتن و زندگی نامه ها.

زمانی که آلپورت هانس آیزنک، تحلیل گر عاملی مشهور بریتانیایی و طرفدار روش قانون نگر را ملاقات کرد، به او گفت یک روز او (آیزنک) زندگی نامه خود را خواهد نوشت. سرانجام آیزنک زندگی نامه خود را منتشر کرد و در آن اعتراف نمود که آلپورت حق داشت و روش های ساخت زایی مانند توصیف فرد از رندگی و کار خودش، می توانند باارزش باشند.

روش های نیمه ساخت زا عبارتند از: مقیاس های خودسنجی مانند فهرست های صفت، آزمون های استانداردی که در آنها فرد با خودشان نه با گروه هنجاری مقایسه می شوند، آزمون بررسی ارزش های آلپورت-ورنون-لیندری و روش دسته بندی پرسش های استفنسون.

آلپورت هماهنگ با نظر عموم، اما برخلاف بسیاری از روان شناسان، دوست داشت اظهارات خودبیانگری بسیاری از شرکت کنندگان در تحقیق را به صورت ظاهری آن قبول کند. روان شناسی که مایل است از پویش های شخصی افراد آگاه شود، باید صرفا از آنها بپرسد چه نظری درباره خودشان دارند.

پاسخ هایی را که به سوالات مستقیم داده می شوند باید معتبر دانست مگر اینکه فرد کودک، روان پریش، یا شدیداً دفاعی باشد. آلپورت گفت غالبا از به شمار آوردن پرمایه ترین منبع اطلاعات، یعنی آگاهی آزمدنی از خودش، غافل می شویم.

خاطرات ماریون تیلور

در اواخر دهه 1930 آلپورت و همسرش آدا، بامنبع بسیار پر مایه اطلاعات شخصی درباره زنی که وی را ماریون تیلور نامیدند، آشنا شدند. محور این اطلاعات خاطرات زندگی او بود، اما اطلاعات شخصی درباره ماریون تیلور این موارد را نیز شامل می شد:

توصیفات مادرش، خواهر کوچکترش، معلم مورد علاقه او، دو نفر از دوستان و یکی از همسایگانش و یادداشت هایی که در آلبوم کودکی او وجود داشتند، به علاوه سوابق تحصیلی، نمرات او در تعدادی آزمون روان شناختی، مطالب زندگی نامه ای و دو ملاقات شخصی با آدا آلپورت.

نیکول بارنبام گزارش کوتاهی از زندگی ماریون تیلور تهیه کرده است. تیلور در سال 1902 در ایالت ایلی نویز متولد شد، در سال 1908 با پدر و مادر و خواهر ک.چکترش به کالیفرنیا نقل مکان کرد و در سال 1911 نوشتن خاطرات خود را آغاز نمود. بعد از 13 سالگی مطالب دفترجه خاطرات او بیشتر شخصی شدند و خیالبافی ها و احساساتی نهانی را در برگرفتند. او سرانجام از کالج فارغ التحصیل شد، مدرک فوق لیسانس خود را گرفت، و معلم روان شناسی و زیست شناسی شد. او در 31 سالگی ازدواج کرد اما صاحب فرزند نشد.

با اینکه مدارک شخصی زیادی درباره ماریون ایلور دردسترس آدا و گوردون آلپورت قرار گرفت اما آنها سرگذشت او را هرگز منتشر نکرند. بارنبام دلایل احتمالی آن را ذکر کرد اما به علت فاصله ای که در نامه نگاری بین ماریون تیور و آدا آلپورت ایجاد شد، اکنون با اطمینان نمی دانیم چرا آلپورت تاریخچه زندگی او را منتشر نکرد. کار آنها با ماریون تیلور احتمالا به آنها کمک کرد مورد دومی را سازماندهند و منتشر کنند یعنی سرگذشت جنی گوومسترسون که نام مستعار دیگری است.

نامه هایی از جنی

رویکرد ساخت زایی آلپورت به بررسی زندگی، در نامه هایی از جنی به بهترین وجه نشان داده شده است. این نامه ها سرگذشت زنی سالخورده و عشق و نفرت او را نسبت به پسرش رُس برملا می سازند. جنی بین ماه مارس 1926 که 58 سال داشت و اکتبر 1937 که فوت کرد، 301  نامه به هم اتاقی سابق رُس در کالج، به نام گلن و همسرش، ایزابل، که تقریبا با اطمینان می توان گوردون و آدا آلپورت بودند، نوشت. آلپورت ابتدا قسمت هایی از این نامه ها را بدون ذکر نام منتشر کرد و بعدا آنها را به طور مشروح تر با نام خودش منتشر نمود.

جنی در سال 1868 در ایرلند از پدر و مادری پروتستان به دنیا آمد. او از هفت فرزند خانواده که پنج خواهر و یک برادر را شامل می شد، بزرگتر بود. زمانی که او 5 سال داشت، خانواده به کانادا مهاجرت کرد. پدر جنی زمانی که او 18 ساله بود، فوت کرد و او مجبور شد برای کمک به خانواده مدرسه را ترک کند و مشغول شود. بعد از 9 سال، برادران و  خواهران او خودکفا شدند، و او که همیشه دختر سرکشی محسوب می شد، با مرد طلاق گرفته ای ازدواج کرد و با این کار خانواده اش را تکان داد. این اقدام او را با خانواده اش که مذهبی محافظه کار بودند، بیگانه کرد.

بعد از دو سال زندگی زناشویی، شوهر جنی فوت کرد: یک ماه یا قدری بیشتر، پسرش، رس به دنیا آمد. این اتفاق در سال 1897 روی داد، همان سالی که گوردون آلپورت، هم اتاقی آینده رُس در کالج، متولد شد. 17 سال بعدی سال های خوبی برای جنی بودند. زندگی او بر محور پسرش می چرخید و برای اینکه هر چیزی را که او می خواست برایش تامین کند سخت کار می کرد. او به رُس گفت که غیر از هنر، دنیا مکان فلاکت باری است و وظیفه خود می داند که خودش را فدای او کند، زیرا مسئول وجود اوست.

زمانی که رُس به کالج رفت، جنی برای پرداختن صورت حساب های او به صرفه جویی ادامه داد. هنگامی که رُس به زنان علاقمند شد رابطه بی پیرایه او با مادرش خاتمه یافت. این دو همیشه با هم بر دوست دخترهای او دعوا می کردند. جنی هر یک از آنها، از جمله زنی را که رس با وی ازدواج کرد فاحشه و ولنگار خطاب می کرد. با این ازدواج، جنی و رس موقتا با هم بیگانه شدند.

تقریبا در همان زمان، جنی 5/11 سال نامه نگاری خود را گلن و ایزابل (گوردون و آدا) آغاز کرد که در آنها از زندگی و شخصیت خودش پرده برداشت. نامه های مقدماتی نشان دادند که او عمیقاً نگران پول، مرگ و رس است. او احساس می کرد که رس نمک نشناس است و او را به خاطر زن دیگری که از نظر وی ولنگار بود، ترک کرده است.

جنی مشاجرات خود را با رس ادامه داد تا اینکه او و همسرش طلاق گرفتند. بعئداً او برای مدت کوتاهی به آپارتمانی نزدیک آپارتمان رُس نقل مکان کرد و اکنون خوشحال بود اما طولی نکشید که رس با زنان دیگری ملاقات کرد و جنی الزاما اشکالی در هر یک از آنها دید. بار دیگر نامه های او پر از خصومت نسبت به رُس، بدگمانی و نگرش بدبینانه نسبت به دیگران و رویکردهای بیمارگون اما شورانگیز به زندگی شدند.

سه سال بعد در جریان این نامه نگاری رُس ناگهان درگذشت. بعد از مرگ او نامه های جنی نگرش خوشایندتری را نسبت به وی نشان دادند. اکنون او مجبور نبود پسرش را با کس دیگری تقسیم کند. اکنون پسرش ایمن بود ، دیگر فاحشه ها وجود نداشتند.

جنی ظرف 8 سال بعدی به نامه نگاری خود با گلن و ایزابل ادامه داد و آنها معمولاً جواب وی را می دادند. با این حال آنها عمدتا نقش شونده های بی طرف را داشتند نه مشاور یا محرم اسرار. جنی همچنان نگران مرگ و پول بود. او به طور فزاینده ای دیگران را به خاطر فلاکتش سرزنش می کرد و بدگمانی و خصومت خود را نسبت به کسامی که از او مراقبت کرده بودند، تشدید می کرد. بعد از اینکه جنی فوت کرد، ایزابل (آدا) اظهار داشت که در نهایت، جنی همان آدم بود اما اندکی تغییر کرده بود.

این نامه ها منبع پرمایه ای از مطالب ساخت زایی هستند. آلپورت و دانشجویانش که می خواستند با مشخص کردن آمادگی های شخصی ای که برای فرد مهم است ساختار شخصیت مجزایی را بنا نهند این نامه ها را به دقت بررسی کردند. آلپورت و دانشجویانش از سه روش برای بررسی شخصیت جنی استفاده کردند. ابتدا آلفرد بالدوین برای بررسی تقریبا یک سوم نامه ها، روشی را به نام تحلیل ساختار شخصی به وجود آورد.

بالدوین برای تحلیل ساختار شخصیت از دو روش ساخت زایی فراوانی و مجاورت جهت گرداوری شواهد استفاده کرد. روش اول عبارت است از علامت گذاری فراوانی ظاهر شدن هر ماده در مطالب مورد. برای مثال جنی چند بار از رس یا پول یا خودش یاد کرد؟ مجاورت به نزدیکی دو ماده در نامه اشاره دارد. برای مثال مقوله رس-ناملوب چند بار در مجاورت نزدیک با خودش-فداکردن خود یافت می شود؟ فروید و سایر روان کاوان به صورت شهودی برای پی بردن به ارتباط بین دو موضوع در ذهن ناهشیار بیمار از روش مجاورت استفاده کردند اما بالدوین این روش را اصلاح کرد به این صورت که مجاورت هایی را که به دفعات بیشتری روی می دادند به صورت آماری مشخص کرد.

بالدوین با استفاده از تحلیل ساختار شخصی، سه مجموعه مقوله را در نامه های جنی مشخص کرد. مجموعه اول به رس، زنان، گذشته و خودش-فداکردن خودش مربوط بودند. مجموعه دوم به جستجوس جنی برای کار مربوط می شد و مجموعه سوم با نگرش وی نسبت به پول و مرگ ارتباط داشت. این سه مجموعه با اینکه موضوع واحدی مانند پول ممکن است در هر سه مورد ظاهر شود، از یکدیگر مستقل هستند.

در روش دوم جفری پیج برای بیرون کشیدن آمادگی های شخصی نخستین که در نامه های جنی آشکار شدند، از تحلیل عاملی استفاده کرد. پیج در مجموع هشت عامل را مشخص کرد: پرخاشگری، انحصار طلبی، پیوند جویی، خودمختاری، پذیرش خانوادگی، تمایلات جنسی، شناخت حسی و مظلوم نمایی.

بررسی پیج از این نظر جالب است که هشت عامل را مشخص کرد، تعدادی که با تعداد آمادگی های اصلی 5 تا 10 مورد که آلپورت اعلام کده بود در اغلب افراد یافت می شوند، مطابقت دارد.

روش سوم بررسی نامه های جنی روش عقل سلیم بود که آلپورت آن را به کار برد. نتایح او کاملاً شبیه نتایج بالدوین و پیج بودند. آلپورت از 36 داور درخواست کرد اعلام کنند درباره خصوصیات اصلی جنی چه نظری دارند. آنها 198 صفت توصیفی را یادداشت کردند که بسیاری از آنها مترادف و هم پوش بودند. بعدا آلپورت آنها را در هشت دسته گروه بندی کرد: 1- دعوایی-بدگمانی، 2- خودمحور (انحصارطلب)، 3- مستقل-خودمختار، 4- دراماتی-عصبی، 5- پرخاشگر، 6- دوستدار زیبایی-هنردوست، 7- بدبین-بیمارگون، 8- احساساتی.

آلپورت با مقایسه این رویکرد بالینی عقل سلیم با بررسی تحلیل عاکلی پیج، شباهت های جالبی ارائه داد.

روش بالینی آلپورت روش تحلیل عاملی پیج
دعوایی - بدگمان پرخاشگر
پرخاشگر  
خودمحور (انحصارطلب) انحصار طلب
احساساتی نیاز به پیوندجویی
  نیاز به پذیرش خانوادگی
مستقل - خودمختار نیاز به خودمختاری
دوستدار زیبایی - هنر دوست شناخت حسی
خود محور (تاسف خوردن برای همه) مظلوم نمایی
(بدون قرینه) تمایلات جنسی
بدبین - بیمارگون (بدون قرینه)
شورانگیز (دراماتیک) - عصبی مبالغه کردن یعنی گرایش به شوانگیز بودن و مبالغه کردن درباره نگرانی هایش

 

بنابراین این پژوهشگران از طریق نامه های جنی دریافتند که او از تقریباً هشت صفت اصلی برخوردار بوده است که حداقل 12 سال از زندگی او، اگر نه کل زندگی وی را مشخص می کنند. او پرخاشگر، بدگمان، انحصار طلب، دوستدار زیبایی، احساساتی، بیمارگون و خودمحور بود.

این آمادگی های اصلی به قدر کافی نیرومند بودند که ایزابل (آدا آلپورت) که او را خوب می شناخت و پژوهشگران مستقل که نامه های وی را بررسی کردند او را به صورت مشابه توصیف کنند.

مطابق روش بالینی عقل سلیم آلپورت با روش تحلیل عاملی پیج، اعتبار هیچ کدام از آنها را ثابت نمی کند. با این حال این مطابقت نشان میدهد که بررسی های ساخت زایی می توانند انجام شدنی باشند.

 

بیشتر بخوانیم:

 مکانیزم های دفاعی روان کودک از دیدگاه ملانی کلین

 روان کاوی انسان گرا؛ روش درمانی فروم

 نظریه بندورا، انسان به عنوان موجودی عامل

 رفتار ناسازگارانه از منظر راتر



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.