امروز: دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۱۳ صفر ۱۴۴۳ قمری و ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی
دوشنبه, ۰۸ شهریور ۱۴۰۰ ۱۰:۵۴
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

آشنایی با هنر و معماری اسلامی

آشنایی با هنر و معماری اسلامی
به گزارشتمیم نیوز

در نخستین سده های تاریخ اسلام، مرکز سیاسی و فرهنگی دنیای اسلام، هلال خضیب (فلسطین، سوریه، عراق)  یعنی آن بوته جوشان شرق و غرب و سراسر پوشیده از بقایای چشمگیر فرهنگ های باستانی بود که به یکی از سرچشمه های پیدایش و تکامل هنر اسلامی مبدل گردید. سرزمین های پهناوری که به تصرف اعراب درآمده بود تحت فرمان جانشینانی که از دمشق یا بغداد به آنجا اعزام می شدند قرار گرفت، این جانشینان سرانجام با تاسیس سلسله هایی در سرزمین ها و ایالات مختلف، امویان در سوریه و اسپانیا، عباسیان در عراق، فاطمیان در مصر و تونس و جزاین ها به استقلال نسبی دست یافتند. با وجود احکام اکید قرآن مبنی بر خودداری از تجمل پرستی و سوءاستفاده از آزادی هاف خلیفه ها از غرق شدن در تجملات و خوش گذرانی های متناسب با قدرت و ثروت های کلان شان ابایی نداشتند. این دوگانگی نظری و علمی در دو شکل عمده معماری نخستین دوره استقرار اسلام یعنی مساجد و کاخ ها متجلی شده است.

معماری مذهبی مسلمانان پیوند تنگاتنگی با عبادات روزانه ایشان که اجرایش به موجب دستورهای قرآن برای همه مسلمانان واجب است دارد. نماز به عنوان کاری خصوصی نه به مراسم مذهبی نیاز دارد نه به مکانی خاص، فقط قبله در نماز خواندن اهمیت دارد. ولی نماز نیز به اقدامی دستجمعی تبدیل شد و نخستین جماعت مسلمانان، آیین ساده ای برایش مقرر کرد. این جماعت هفته ای یک بار گرد می آمدند. از مختصات خانه مزبور این بود که دو ذوظل یا محوطه سرپوشیده در امتداد اضلاع جنوبی و شمالی اش ساخته بودند. این ذوظل ها از سقف ها شاخ و برگی بر روی چند ردیف تنه نخل ساخته شده بودند، ذوظل جنوبی عریض تر بود و با دو ردیف تنه نخل بر زیر شاخ و برگ های سقفش، جهت قبله را مشخص میساخت.

در این اجتماعات امام یا پیشوای نیایش گروهی، روی سکویی به نام منبر در نزدیکی دیوار قبله می ایستد و خطبه را که هم یک وعظ است هم بر وفاداری امت به امام خویش دلالت دارد ایراد می کند. بدین ترتیب منبر با آنکه وظیفه دینی اش را انجام می دهد، معرف قدرت این جهانی است. نیازهای این آیین مذهبی را مسجد ستوندار که در منشأش همچنان اختلاف است ولی نمونه های اولیه اش را احتمالاً از روی خانه پیامبر در مدینه ساخته اند برآورد می ساخت.

مسلمانان به محض آنکه خود را در سرزمین های مفتوح مستقر ساختند، احتمالاً در اثر اشتیاق به آفریدن نمادهای مرئی قدرت خویش به گونه ای که از لحاظ ابعاد و شکوه از آفریده های اسلاف غیرمسلمان ایشان برتر باشند، دست اندرکار ساختن بناهایی به مقیاس عظیم شدند ولی عظمت ابعاد برخی از نخستین مساجد را می توان چنین توضیح داد که هدف سازندگان آنها جای دادن کل جمعیت یک شهر معین در هر یک از آنها بوده است.

مسجد بزرگ سامرا که در فاصله سال های 848 و 852 میلادی ساخته شد ولی امروزه به صورت مخروبه درآمده است، بزرگترین مسجد در جهان اسلام است و 156×240 متر مربع مساحت دارد. نزدیک به نیمی از مساحت چهل هزار مترمربعی آن با سقف های چوبی بر روی 464 پایه به صورت راهروهای جناحی به گرد حیاط بزرگ و روباز مرکزی پوشانده شده است و به دیوار قبله مشرف است که برای نشان دادن اهمیت آن بر تعداد راهروهای جناحی اش افزوده اند.

مسجد بزرگ سامرا
مسجد بزرگ سامرا

 

در مرکز دیوار قبله، یک فرونشستگی یا محراب دیده می شود که در مساجد بعئی به صورت یک ویژگی ثابت درآمده است. منشأ و هدف و منظور از این محراب همچنان مورد بحث است، اولگ گرابار می گوید محراب در آغاز، احتمالاً به نشانه بزرگداشت یا احترام به جای ایستادن پیامبر در خانه مدینه اش به هنگام امامت نمازگزاران بوده است. اگر محراب یک چنین نقشه نمادینی داشته باشد عجیب است زیرا یکی از ویژگی های هنر اولیه اسلامی، اجتناب هماهنگ آن از به کارگرفتن نمادهاست. از این لحاظ هنر اولیه اسلامی، تضاد چشمگیری با هنر مسیحی سده های میانه دارد به بیان دقیق تر اجتناب از نماد پردازی مذهبی می تواند بازتابی از نفی آگاهانه رسم ها و آیین های مسیحی تلقی شود.

در در ضلع شمالی مسجد بزرگ سامرا مناره تنها و بزرگی ساخته شده است که آوای مؤذن از فراز آن مومنان را به نماز فرامیخواند. با آنکه شکل این مناره یادآور زیگورات های باستانی بین النهرین است، سازنده اش طرح ان را احتمالا نه از زیگورات های یاد شده بلکه از گونه ای برج حلزونی در ایران ساسانی که هدف از آن تاکنون بر کسی روشن نشده، الهام گرفته است. تعداد مناره های دارای قاعده مربع شکل و مشتق از برج های کلیساهای مسیحیت آغازین در خاور نزدیک، به مراتب بیشتر است. ساختن مناره های استوانه ای، که الهامبخش مناره های باریک و هرمی شکل شدند و از مختصات مساجد بعدی به شمار می روند فقط در سده یازدهم رواج داشت.

شیوه معماری ستوندار اولیه اسلامی، همچنان که در مسجد سامرا دیده می شود به جز جهت ساختمان و محل دیوار قبله، در آمیخته بود و کانون جهت گیری معماری خاصی نداشت. از طرف دیگر شیوه انعطاف پذیری بود که امکان توسعه بنا را با کمترین زحمت ممکن فراهم می ساخت. عنصر اصلی آن پایه تنها به صورت ستون یا جرز بود که می شد به دلخواه و در هر جهت مطلوبی بر تعدادش افزود.

نمونه برجسته ای از انعطاف پذیری این شیوه مسجد کورذووا است که ساختمانش در سال 784 آغاز شد و در سده های نهم و دهم بارها توسعه یافت. بخش های افزوده شده از سبک اصلی و ترتیب قرار گرفتن ستون ها و قوس ها تبعیت میکنند و معماران توانسته اند به وحدت سبک چشمگیری در سراسر این بنا دست یابند.

مسجد کورذووا
اندورن مسجد کورذووا

 

سی و شش جرز و 514 ستون این مسجد، به شیوه بی مانندی با قوس های دو ردیفی پوشانده شده بودند و سقف چوبی آن را که امروزه به صورت طاق های متعدد درآمده است بر روی خود نگه می داشتند. قوس های ردیف پایین، نعل اسبی اند و این شکل احتمالاً از معماری کهن خاور نزدیک اقتباس شده و امروزه پیوند فشرده ای با معماری اسلامی پیدا کرده است. منظره کلی این قوس ها به بادبان هایی می ماند که باد در درون شان افتاده باشد و ظاهراً کمک بزرگی به تامین نور و هوای فضای داخلی مسجد می کنند.

در نقاطی که معماران می خواسته اند بر چیزی تاکید کنند مانند نقطه نزدیک محراب، قوس ها شدیداً تزئینی می شوند و به صورت شکل های چند آویزه در می آیند. آزمایشگری های اسلامی دیگری که در دوره اولیه اسلام در زمینه شکل قوس ها به عمل می آمد به تکوین قوس نوک تیز انجامیده بود که برای پوشاندن فضاهای متغیر مانند ساختمان های گوتیک، مورد استفاده قرار نگرفت.

سقف نخستین بناهای اسلامی چوبین بود و انگیزه آزمایشگری در زمینه شکل قوس ها نه ضروت ساختمانی بلکه اشتیاق به آفریدن جلوه های غنی و پرتنوع بود. همان اشتیاق به جلوه تزئینی، ظاهراً الهام بخش طرح گنبدی بود که محوطه جلوی محراب را می پوشاند و یکی از چهار گنبدی است که برای تاکید بر محور منتهی به محراب ساخته شد. در اینجا رگه های بزرگی که سطح نیمکره ای گنبد را به چندین بخش کوچکتر تقسیم می کنند اساساً جنبه تزئینی دارند. رگه ها پس از آمیختن با قوس نوک تیز به دست معماران گوتیک در چند سده بعد به اجزای بنیادی یک زبان معماری نوین و انقلابی مبدل گردیدند.

از کاخ های اولیه صدر اسلام فقط بقایای پراکنده ای برجا مانده که اهمیت تاریخی محدودی دارند و عمدتا برای تجسم شیوه زندگی اشراف مسلمان و پدید آوردن منظره ای از سبک های تزئینی هنر دوره صدر اسلام در ذهن ما مفید هستند. حتی هدف از ساختن این نخستین کاخ ها کاملاً بر ما روشن نشده است. این کاخ ها را هم در شهرها می ساختند هم در دشت های گسترده اطراف روستاها. کاخ های روستایی که بهتر از کاخ های شهری مورد پژوهش قرار گرفته اند ظاهراً کارکردی همچون ویلاهای رومیان داشتند. عده ای می گویند این کاخ ها بازتابی از اشتیاق مسلمانان به زندگی در صحرا هستند ولی چنین تبیینی بسیار ساده اندیشانه است ولی به احتمال زیاد بخشی از انگیزه ساختمان آنها گریز از شهرهای طاعون زده بوده است. اما این کاخ های روستایی در حکم هسته هایی برای گسترش کشاورزی در سرزمین های مفتوح نیز بوده اند، همچنین نماد اعمال حاکمیت مسلمانان بر سرزمین های مفتوح و موروثی و وسیله ای برای اعلام ثروت نویافته صاحبانشان بوده اند.

یکی از نخستین کاخ های سالم مانده مسلمانان کاخ اخیضر در عراق است که در نیمه دوم سده هشتم ساخته شده است. این کاخ که احتمالاً بزرگترین کاخ اسلامی است، به صورت واحدی مستقل در درون یک حصاربندی مستحکم واقع شده است. دیوارهای بلند و برج دار آن از بیررون، بیشتر به دیوارهای مسجد بزرگ سامرا شباهت دارند. این تشابه بارابی از انعطاف پذیری مختص نخستین بناهای بزرگ اسلامی است زیرا با تغییراتی نسبتا جزئی، هر یک از آنها را می شد متناسب با هدف خاصی از نو به کار گرفت. از بیرون به ندرت می شد تفاوت های موجود میان یک مسجد، کاخ یا کاروانسرا را تشخیص داد.

کاخ اخیضر
کاخ اخیضر

 

وجه مشترک این بناها عموماً ظاهری عبوس و مستحکم بود که حکایت از نارسایی نظامی آنها میکرد. دیوارهای بلند را احتمالاً برای حفاظت در برابر قبایل چادرنشین غارتگر می ساختند ولی آنچه در نظر سازندگان دیوارها اهمیت بیشتری داشت، تحقق پاره ای ملاحظات انتزاعی بوده است، مانند وعده دور افتادگی برای مسجد یا کاخ، خلوت برای امیر یا شاهزاده و اثبات نمادین حاکمیت وی بر سرزمین های مفتوح جدید.

در نقشه ساختمانی کاخ اخیضر کارکرد دوگانه مسکونی و اداری در آن دیده می شود. مجموعه ای باشکوه ورودی، شامل یک دروازه عظیم و تالاری بزرگ بین اتاق گنبددار کوچک، به یک حیاط بزرگ مرکزی منتهی می شود که در پشت آن یک تالار پذیرایی  با اتاق هایی در چهار طرفش ساخته شده است. در جناحین این محور تشریفاتی، چهار حیاط کوچکتر واقع شده که جملگی در هر یک از دو ضلع شمالی و جنوبی خود سه اتاق دارند. این اتاق های مجتمع، ظاهراً مستقلند و احتمالاً به عنوان واحدهایی برای زندگی چند خانواده یا مهمانخانه مورد استفاده قرار می گرفته اند. در سمت راست تالار ورودی، یکی از اجزای ثابت این گونه کاخ های اولیه یعنی مسجد دیده می شود که به پیکره کل کاخ چسبیده است، البته مسجد را گاهی جداگانه نیز می ساختند. در بیشتر کاخ ها حمام های بسیار زیبا و باشکوه ساخته می شد که پاره ای از مشخصات و اجزای فنی شان، مانند شبکه های گرمایش، به تقلید از سنت حمام ها یرومی در آنها تعبیه می شد.

این حمام ها نیز مانند حمام های روزگار کلاسیک کهن، احتمالاً کارهایی  جز وظایف بهداشتی داشته اند. غالباً تالارهایی متصل به این حمام ها ساخته می شدند که احتمالاً به عنوان مکان های خوشگذرانی و سرگرمی مورد استفاده بوده اند. بدین ترتیب یکی از وسایل آسایش و تفریح که از فرهنگ کلاسیک شهرهای مسیحی رخت بربسته بود در فرهنگ اسلامی سده های میانه به هستی خود ادامه داد.

تزئینات کاخ اخیضر ظاهراً تا حدودی کم است و به گچکاری های تزئینی بسیار ساده و آجرکاری تزئینی محدود می شود. از این لحاظ آثار به دست آمده از کاخ های غربی در سوریه و فلسطین به مراتب غنی تر بوده اند. مثلا در کاخ ناتمام مَشَتی یا سرای زمستانی در صحرای اردن، نمای بیرونی و دروازه را با کتیبه سنگی عریض و دارای کنده کاری های فراوان تزئین کرده اند. نقش و نگار، آرایش و رابطه این کتیبه با کل بنا، سجایای برجسته زینتکاری در معماری اولیه اسلامی را مجسم می سازد. نوار درازی به ارتفاع تقریباً 5/4 متر با یک ردیف مثلث هم اندازه، در داخل قابی از کنده کاری های توری شکلی از نقش و نگارهای گیاهی دیده می شود، هیچ مثلثی در تمام اجزایش با مثلث دیگر یکی نیست و در برخی از آنها جانوران را افزودند. سرچشمه اجزا و نقش و نگارهای مزبور را به سادگی شناخته اند و معلوم شده است که به تقلید از آثار معماری و پیکرتراشی دوره کلاسیک پسین و آغازین بیزانس و ایران عخد ساسانیان ساخته شده اند ولی چگونگی درآمیزی و آرایش آنها از مختصات هنر اسلامی است.

کاخ مشتی
بخشی از سنگ کتیبه کاخ مشتی

 

بیشتر اجزای نقش و نگارهای زینت کاری اسلامی بر مضامین گیاهی استوارند و گاهی با برخی پیکره های آدمی و جانوران درهم آمیخته می شوند. لیکن شکل های طبیعی غالباً چنان تصنعی  نمایانده می شوند که در نقش و نگار پیچیک ها، برگ ها و ساقه ها گم می شوند. این نقوش پیچ و خم دار، الگویی پدید می آورند که سراسر یک سطح را می پوشاند. رابطه یک شکل با شکل دیگر در هنر اسلامی، از کل آن نقش و نگار یا طرح مهمتر است: الگوها نقشی جز تزئین ندارند. این روش زمینه ای برای رشد نامحدود فراهم می آورد زیرا گسترش نقش و نگارها را در جهت مطلوبی میسر می گرداند. شاید برجسته ترین سجیه زینت کاری اسلامی، استقلال نقش و نگار از محملش باشد زیرا ابعاد و شکل هایش تابع چیزی جز خود نقش و نگار نیستند. این استقلال، ناپایداری ویژه ای به نقش و نگار اسلامی می دهد، کیفیتی که گویا بازتابی است از اشتیاق مسلمانان به اسباب و اثاثیه قابل حمل و نقل مانند انواع قالیچه و دیوارکوب.

کنده کاری روی سنگ فقط یکی از چندین اسلوب مورد استفاده برای تزئینات معماری بود. موزاییک کاری کف و نقاشی های دیواری به دنبال سنت طولانی این هنرها در سرزمین های حوضه دریای مدیترانه ادامه یافت. مخصوصاً گچ بری های نقش برجسته تزئینی که در ایران و عراق پیش از اسلام شناخته شده بود ولی رواج نداشت، وسیعا مورد توجه قرار گرفت. ماده اولیه این زینت کاری را که ارزان، نرم و بادوام بود، می شد در تجسم خط رشد یابنده آزادی که صفت متمایز کننده زینت کاری اسلامی است به کار بست، به همین علت اسلوبش شدیداً مورد توجه قرار گرفت.

کاخ الحمرا
کاخ الحمرا

 

برخی از غنی ترین نمونه های گچبری تزئینی در کاخ الحمرای گرانادا در اسپانیا که آخرین دژ مستحکم مسلمانان در اروپای اواخر سده های میانه بود یافت شده اند. در حیاط شیران و اتاق های اطرافش گچبری های تزئینی، تمامی امکانات این شیوه را به خود جذب می کند و فضای شادی آوردی از خیالپردازی های ظریف پدید می آورد که ظاهراً همتای مرئی رویاهای شاعران بدیع گوی مسلمانان است.

حیاط شیران که تناسب هایش با رعایت اصل اعتدال تعیین شده، در قابی از ستون های تکی، دوتایی و سه تای با بدنه ای باریک و نی مانند که سر ستون های شدیداً زینت کاری شده سنگی و هلالی ها یا قوس های بلند و پرشکوه و متنوع اشکال را بر خود حمل می کنند، محصور شده است. تمام سطوح بالای ستون ها با گچبری های تزئینی و رنگین برجسته ای پوشانده شده اند که ظاهراً هدف از ساختن شان نادیده انگاشتن یکپارچگی بنای سنگی نگه دارنده آنها بوده است. نتیجتا تاثیر شکل ظاهرا شناور، هوادار و تقریبا مواج این کاخ، با زینتکاری های استالاکتیت مانندی که ظاهر ساختماین قوس ها را خرد می کند و آنها را به شکل هایی شبه زنده تبدیل می کند، دو چندان می شود.

تالار دو خواهران کاخ الحمرا
تالار دوخواهران کاخ الحمرا

 

همین تمایل به پنهان ساختن شکل های معماری، به گونه ای زنده تر در تالار دوخواهران که به حیاط شیران متصل است، نشان داده شده است. در اینجا تمامی سطوح با شبکه تورمانند رنگارنگی از گچبری و کاشیکاری تزئینی که تنوع تقریبا بیکرانی از نقش و نگارها را با نظمی متقارن و موزون کنار هم قرار داده پوشانده شده اند. تاثیر کلی تزئین فوق العاده غنی مزبور این است که آن را همچون پرده های منقوشی که از دیوارها و گنبد آویخته باشند جلوه گر می سازد. در این تالارها سبک مورها (شمال آفریقا و اسپانیا) که مقدماتش در مسجد کورذووا پیدا شده بود به بالاترین درجه ظرافت خود رسیده است. نفود این سبک بر هنر اسپانیا در سراسر سده های میانه همچنان قوی بود و تا دوره رنسانس نیز رسید و رگه هایی از آن را می توان حتی در هنر مستعمرات اسپانیا در قاره امریکا مشاهده کرد.

یک دیدگاه بسیار متفاوت معماری در مدرسه سلطان حسن و آرامگان منضم به آن در قاهره متجلی شده است. این مدرسه که ترکیبی از یک مدرسه و مسجد است از نوع ساختمان هایی بود که در ایران باب شد و در طی سده یازدهم توسط ترک های سلجوقی به مناطق غربی خاور نزدیک آورده شد. وجه مشترک این مدرسه با مسجد ستون دار، حیاط روباز مرکزی آن است ولی به جای انبوده فشرده ستون های عربی، عناصر سنگین آجری و سنگی را نشانده است. در حال حاضر دورتادور حیاط را چهار تالار طاق دار گرفته، که تالار رو به قبله از سه تالار دیگر بزرگتر است. در زاویه های که تالارهای مزبور پدید آورده اند، خانه های مسکونی، حجره ها و کلاس های مختلف مربوط به نهاد آموزشی اسلام جا داده شده اند. تزئین بنای اصلی به برجسته کاری هایی در اطراف درگاهی ها و کتیبه زیر خط سقف دندان موشی محدود می شود. این تزئین ها نه فقط وضوح هندسی بنای مزبور را که تضاد آشکاری با زیبایی ملیله دوزی شده الحمرای معاصر دارد پنهان نمی سازند بلکه بر آن تاکید نیز می کنند.

مدرسه سلطان حسن
مدرسه سلطان حسن و آرامگاه منضم به آن

 

آرامگاه به دیوار رو به قبله مدرسه متصل است، ساختمانی ساده و مکعب وار، با گنبدی مشتق از معماری بیزانسی است. آرامگاه ها، به تقلید از معماری غربی ساخته شده اند زیرا چنین بناهایی در زمره معماری اولیه اسلامی دیده نشده اند. زیرا چنین بناهایی در زمره معماری اولیه اسلامی دیده می شدند، سرانجام نقش غیردینی زنده نگه داشتن خاطره پیشوایان اسلام را بر دوش گرفتند. این شیوه ساختمانی در ایران سده یازدهم معمول گردید و از آن پس در دو سوی شرق و غرب گسترش یافت، مخصوصاً در مصر.

پرآوازه ترین آرامگاه های اسلامی، بنای تاج محل در شهر اگره است که توسط یکی از فرمانروایان مسلمان هندوستان به نام شاه جهان به یادبود همسرش ملکه ممتاز محل ساخته شد. شکل اصلی این بنای یادبود تقلیدی است از آرامگاه سلطان حسن در قاهره، ولی تغییرات و ظرافتکاری هایی که در آن به عمل آمده، از بنای جسیم و مکعب وار آرامگاه سلطان حسن منظره ای بی وزن از مرمر کرم رنگ پدیده آورده که گویی به طرزی جادویی در آب زلال حوض های محصور در میان ردیف درخت ها شناور است. تاثیر متقابل فرونشستگی های سایه دار و دیوارهای براق مرمرینی که ظاهری به نازکی کاغذ دارند، چنان است که بیننده گمان می کند سطحی نیم شفاف را تماشا می کند و حذف قرنیز سنگین و برآمده بنای مدرسه سلطان حسن در قاهره، با عث بهم پیوستن تمام اجزا و عناصر می شود. نتیجه، حرکتی خزنده و بالارونده در جهت گنبد بالون شکل است. مناره های برخوردار از تناسب های سنجیده و کلاه فرنگی های گوشه ای، این مضمون بالارونده مرکزی را مطرح و در عین حال تثبیت می کنند. با آنکه مشاهده کل این بنا زیبایی شکننده کاخ الحمرا را به یاد می آورد، زیبایی و پیچیدگی ظریف آن از کاخ الحمرا بسی فراتر می رود و بالاترین نقطه جهش فواره معماری اسلامی شناخته شده است.

تاج محل
تاج محل

 

بیشتر بخوانیم:

 معماری در صدر مسیحیت

 طاق مرکب در حمام های کاراکالا

 اهمیت برهنگی در پیکر تراشی یونان باستان

 نقطه آغاز هنر اژه ای؛ هنر مینوسی و هنر سیکلادی

 هنر باستانی ایران زمین از معماری تا پیکرتراشی



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.