امروز: شنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۹ ربيع الآخر ۱۴۴۳ قمری و ۰۴ دسامبر ۲۰۲۱ میلادی
چهارشنبه, ۰۹ تیر ۱۴۰۰ ۱۴:۰۸
۵
PNAZAR
نسخه چاپی

معماری در صدر مسیحیت

معماری در صدر مسیحیت
به گزارشتمیم نیوز

با آنکه پاره ای از جشن ها و مراسم در مقابر دخمه ای برگزار می شد، به احتمال زیاد عبادات منظم در خانه هایی خصوصی که به ترتیبی برای تبدیل شدن به خانه های انجمنی یا تالارهای ستوندار ساده تغییراتی در آنها داده شده بود به جای آورده می شدند.

خانه های اخیر سالم برجا مانده اند زیرا در آخرین پیگرد بزرگ در دوره دیوکلسین تمامی آنها ویران شدند، بقایای یکی از این خانه ها که به گونه ای باسیلیکای اولیه شباهت دارد و به 311 میلادی مربوط می شود در زیر کلیسای جامه آکویلیا به دست آمده است.

وقتی مسیحیت در سراسر امپراتوری روم از سوی کنستانتین به عنوان دینی رسمی پذیرفته شد ناگهان ساختن بناهایی مناسب برگزاری مراسم مذهبی و آداب نماز مسسیحی ضرورت پیدا کرد و بر اهمیت کیش مسیحی بسی افزود. تمام اجزای معماری این کار وجود داشتند: خانه دهلیز سرگشاده دار، نمازخانه دخمه ای، باسیلیکای رومی.

چگونه این اجزا با طرز استادانه ای با یکدیگر ترکیب شدند و یکی از نخستین بناهای کلیسای مسیحی در عصر جدید یعنی کلیسای قدیمی سان پیترو در رم را پدید آوردند بر ما دانسته نیست. کلیسای سان پیترو که در سال 330 وقف شده احتمالاً از مهم ترین طراحی در تاریخ معماری کلیسا برخوردار است. اهمیت این کلیسا وقتی بیشتر شد که گفتند اینجا محل فرضی دفن پطروس حئاری مقرب عسی مسیح بوده است.

کلیسای سان پیترو

تشخیص ابعاد آن از روی طراحی های قدیمی دشوار است، طول و ارتفاع صحن یا تالار مرکزی آن دوبرابر صحن یک کلیسای جامع بزرگ بوده است. فضای درونی این کلیسا یکی از جادارترین، مجلل ترین و هماهنگ ترین فضاهای ساخته شده تا آن زمان بود که به طرزی شاهانه از انواع مرمر و موزاییک سرشا بود، پرعظمت و در عین حال ساده و بزرگ به بهترین معنی رومی این واژه بود.

از نقشه کلیسای سان پیترو چنین بر می آید که کلیسای مزبور ساختمانی مستطیل شکل بود که راه ورودش از یک حیاط ستون بندی شده می گذشت و به دهلیز سرگشاده منتهی به هشتی ورودی یا دهلیز سرپوشیده می رسید، پیکر اصلی کلیسا از صحن یا تالار مرکزی، راهروهای کوتاه جانبی، مذبح یا شاه نشین و تالار عرضی یا بازویی که بین تالار مرکزی و مذبح قرار گرفته و اندکی از دیوارهای تالار مرکزی و راهروهای جانبی بیرون زده است تشکیل می شد.

ترکیب و جایگزینی بنیادی این اجزا در معماری مسیحی دوره های بعد نیز مورد استفاده قرار گرفت، گرچه اشتباه است اگر تصور کنیم باسیلیکا طرح انعطاف پذیر و استاندار شده ثابتی دارد، مثلا تالار بازویی که از ویژگی های متغیر کلیسای شهر رم است غالبا در کلیساهای شهرهای دیگر، مخصوصاً کلیساهای مشابه به چشم نمی خورد.

در نقشه مقطع، تالار ستون بندی شده بزرگی را می بینیم که آشکارا با باسیلیکاهای غیرکلیسایی رومی نظیر باسیلیکای اولپیا در فوروم ترایانوس ارتباط دارد. باسیلیکای سان پیترو برخلاف باسیلیکای نسبتا قدیمی تر کنستانتین، طاق نداشت بلکه سقف چوبی داشت، ساختمان های بتونی و طاق دار گردان تمام می شدند و احتمالاً بر حسب ضرورت و مناسب بودن مصالح سبک برای برگزاری مراسم دینی، در بناهای مسیحی از اینگونه مصالح سبک استفاده می شده است.

در ورودی باسیلیکای پیش از مسیحیت که از قسمت طولی بنا باز می شد در کلیسای مسیحی به قسمت عرضی آن انتقال داده شده است. فقط یکی از چند مذبح باسیلیکای مزبور قرار داده شده است. ستون هایی که با فواصل مساوی دورتادور صحن کار گذاشته می شدند به ستون های جناحی تبدیل شدند و بر فراز همین ستون ها در کلیسای سان پیترو یک اسپر افقی به شیوه کلاسیک کار گذاشته شده بود.

در ساختمان های کلیسایی دوره های بعدی، ستون ها به شیوه ایوان ستوندار کاخ دیوکلسین در اسپالاتو بیش از پیش در زیر قوس ها قرار می گیرند. تمام این تغییرات در باسیلیکای دوره پیش از مسیحیت، پرسپکتیوی گسترده پدید می آورد که در زیارتگاه به عنوان کانون کل طرح و محل راز اصلی ایمان مسیحی متمرکز می شود.

روحانی شدن طرح غیر کلیسایی رومی نه فقط در تجدید آرایش محور ساختمان برای متمرکز ساختن تمامی تجربه مشخص بر نقطه مرکزی بلکه در ساختمان بی نهایت ساده و سبکی دیوارهای حایل و ستون های آن نیز بیان شده است. بنای رومی با دیوارهای عظیم و وزن سنگین، سطوح پیکربندی شده با نقش های برجسته و گود و انبوهی از مجمسه ها، به شکلی سبک تر، ظریف تر و صاف تر درآمده است، می توان گفت که غیرمادی شده است تا با جهت گیری جدید به سوی دنیای معنوی در برابر دنیای مادی جور درآید.

در منظره هوایی طرح بازسازی شده تخمینی کلیسای سان پیترو با آنکه تا اندازه ای بر حدس و گمان استوار است همان سکوی پله دار رومی دیده می شود که در معبد فورتوناویریلیس وجود دارد، و چندین سَلَفِ اتروسک نیز دارد؛ یک مدخل باشکوه یا پروپولایا و فوروم مبدل شده به دهلیز سرگشاده از دیگر عناصری هستند که نه فقط اسلاف رومی بلکه اسلاف باستانی نیز دارند. به اعتقاد ما نمای بیرونی بنا مانند نمای بیرونی باسیلیکاهای مسیحی به طور کلی بی زینت بود و هرگونه تلاش برای تزئین بنا را در داخل آن به کار می بستند. آدمی با دیدن این بنا گمان می کند که آن را به تقلید از کمال مطلوب مسیحی ساخته اند، که نمای بیرونش عظیم و ساده است و درونش روح افزا و زیباست.

طرح کلیسای باسیلیکایی مستطیل شکل، سال های طولانی مورد توجه دنیای مسیحی بود ولی مسیحیان اولیه، الگوی ساختمانی کلاسیک دیگری را نیز اقتباس کردند که ساختمان متراکم در قسمت مرکزی یا ساختمان گنبددار گرد یا چندضلعی بود، بعدها این نقشه در خاور زمین مورد توجه قرار گرفت و معمارات بیزانسی ابعاد عظیمی به آن دادند و موضوعش را به شکل های مبتکرانه گوناگونی تکمیل کردند.

در غرب از الگوی ساختمان نقشه-مرکزی عموما برای بناهای کوچک در مجاورت و در خدمت باسیلیکاهای اصلی مانند آرامگاه ها، تعمیدگاه ها و نمازخانه های خصوصی استفاده می شد. نمونه بسیار ظریف این طرح نقشه-مرکزی، کلیسای سانتا کوستانتسا در رم است که در اواسط سده چهارم ساخته شده بود.

کلیسای سانتا کوستانتسا
کلیسای سانتاکوستانتسا

این کلیسا که احتمالا در آغاز یک تعمیدگاه بوده به فاصله اندکی به آرامگاه کنستانتینا دختر کنستانتین امپراتور مبدل گردید.

پیشینیان این کلیسا را می توان تا رسیدن به مقابر لانه زنبوری میسنی ها ردیابی کرد هر چند این احتمال وجود دارد که سازندگانش مستقیماً از پانتئون یا بنای مدور گنبی بر بالای حوضچه برخی از حمام های عمومی مانند حمام های کاراکالا الهام گرفته باشند. لیکن پیکر اصلی پانتئون دستخوش دگردیسی شده است، همچنان که باسیلیکای رومیان پیش از مسیحیت به باسیلیکای مسیحیت آغازین جهش پیدا کرد.

در کلیسای سانتاکوستانتسا دایره ستون های دوتایی که استوانه های گنبددار را نگه می دارد، از فشار دیوارهای بیرونی خلاص شده و به قدر کافی آزاد است تا فضایی برای دالان طاق گنبدی یا غلامگردش بگشاید. به بیان درست تر چنین به نظر می رسد که طاق بندی دیواری باسیلیکا به گرد دایره ای چرخیده، غلامگردش بر راهروهای جانبی باسیلیکا منطبق شده و مانند آنها یک ردیف پنجره بلند و پرتعداد زیر گنبدی پیدا کرده است. ناتورالیسم پرجلوه موزاییک های تجملی طاق غلامگردش حکایت ازادامه نفود روحیه ناشی از دین روم دارد.

تمام بناهای مهم سده چهارم از جمله سانتاکوستانتسا و باسیلیکاهای بزرگ طولی، ارتباط تنگاتنگی با کنستانتین و خویشان نزدیکش دارند زیرا در اثر حمایت و نظارت ایشان و به عنوان کمال مطلوب جدید ایمپریوم مسیحی بود که این ساختمان ها به وجود آمدند.

این پیوند تنگاتنگ میان خویشان کنستانتین و معماری کنستانتینی می تواند بیانگر پایداری مشخصی در طرح باسیلیکاهای ظاهرا متفاوت سده های چهارم و اوایل سده پنجم باشد. همچنین می تواند تا اندازه ای بیانگر این نکته باشد که چگونه طرح های ظاهراً متضاد و مخالفی چون کلیسای دراز و کلیسای مرکزی را در پاسخگویی به نیازهای اعتقاد و مراسم مذهبی مسیحی را در تصورشان در کنار هم قرار داده اند.

کنستانتین با در اختیار داشتن سنتی چند صد ساله، خیلی طبیعی بود که محل فوت و دفت عیسی مسیح را با ساختمان سنتی عظیمی به نام بنای مدور گنبدی، جاودانه سازد. در عین حال به نظر می رسیده است که طرح باسیلیکای موجود می توانسته است فضای کافی و لازم برای اجتماع زائرانی که به مقدس ترین مکان در عالم مسیحیت سرازیر می شدند در اختیار ایشان بگذارد.

نقشه کلیسای سانتاکوستانتسا
نقشه کلیسای سانتاکوستانتسا

از آن زمان تا چند صد سال بعد مساله معماری این بود که چگونه نقشه دراز را با نقشه مرکزی یا مدور یکی کند.

گونه های آرامگاهی و باسیلیکایی، طرح های مرکزی و دراز، یکی برای جاودان ساختن کسی و دیگری به منظور گردهم آیی، نخستین بار به شکلی نسبتاً از هم گسسته در طرح بازسازی سده و حدسی کلیسای مزار مقدس (قیامت) مورد بررسی قرار گرفته اند.

امپراتور در نامه ای به اسقف اورشلیم قاطعانه می گوید که مایل است این باسیلیکا زیباتر از تمام باسیلیکاهای دیگر در جاهای دیگر بشود. از ساختمان های اصلی این باسیلیکا چیزی برجا نمانده است. ساختمان باسیلیکای مزار مقدس پیش از 333 میلادی آغاز شده بود، و در سال 613 میلادی به دست ایرانیان ویران گردید و در سال های بعد نیز بارها ساخته و باز ساخته شد.

آنچه می توانیم بازسازی کنیم، باسیلیکای نسبتاً کوچکی است که دهلیز سرگشاده کوچکی در ابتدایش قرار گرفته و به رواق واقع در خیابان رومی منتهی می شود. در حیاط پشت باسیلیکا دو تا از محترم ترین نقاط واقع شده اند، صخره تصلیب در یک طرف و مزار مقدس با پوششی از بنای گنبدی در عقب.

این ساختمان ها از طریق کارکرد آیینی شان به یکدیگر مربوط می شوند و از لحاظ معماری یک دیوار پیرامونی آنهارا با هم مربوط می کند.

کلیسای مزار مقدس اورشلیم
طرح بازسازی شده کلیسای مزار مقدس اورشلیم

بنای گنبدی کلیسای مزار مقدس با آنکه ظاهرا به بنای گنبدی سانتاکوستانتسا با آن گنبد مخروطی احتمالا چوبی اش شباهت دارد، احتمالا به ساختمان های مدوری همچون ساختمان گتبدی در اپیداوروس که سقف شان چوبی بود، بازمیگردد.

به هر حال کلیسای مزار مقدس گونه های ساختمانی نقشه مرکزی و نقشه دراز را در روابط میان اجزای معماری حتی اگر سست و بی نقشه باشند، در یک جا گنجانده است. وحدت کامل جزء گنبددار مرکزی و باسیلیکا دویست سال بعد در وجود کلیسای ایاصوفیه در قسطنطنیه تحقق یافت.

پس از ترکیب مزبور دو گونه ساختمانی به راه های جداگانه خویش ادامه دادند ،کلیسای دراز غالبا با چلیپابندی گنبددار در غرب و کلیسای مرکزی در شرق.

 

بیشتر بخوانیم:

 شبیه سازی چهره در رم باستان

 اهمیت برهنگی در پیکر تراشی یونان باستان

 هیکسوس ها، پادشاهی جدید مصر و تاثیر آنها بر معماری مصری

 زیگورات یادگار عصر سومر

 نقاشی و هنر در عصر میان سنگی



+ 5
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.