امروز: چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۱۹ رجب ۱۴۴۲ قمری و ۰۳ مارس ۲۰۲۱ میلادی
پنج شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۹ ۰۹:۴۸
۲
PNAZAR
نسخه چاپی

نقاشی در یونان باستان

نقاشی در یونان باستان
به گزارشتمیم نیوز

پولوگنوتوس نقاش دیوار در روزگار باستان، از شهرتی هم پای معاصرانش فیدیاس و پولوکلیتوس برخوردار بود. متاسفانه هیچ یک از کارهای او باقی نمانده است . با استناد به منابع ادبی روزگار باستان گفته می شود که تزئین سفالینه منسوب به نقاش نیوبید بازتابی از سبک اوست و مخلوط کن آرگونوت وی تجسمی است از گسست با سبک تزئین سنتی.

تا بیش از دویست سال پیکره ها را به طور هم سطح یعنی تمام سرها در یک سطح، در درون ردیف های افقی می نمایاندند آن هم نه صرفاً در تزئین سفالینه های یونانی بلکه در نقاشی های عظیم ساختمانی. مدرک این سخن نقاشی های دیواری باقی مانده از روزگار اتروسک ها هستند که به احتمال قوی یازتابی از سبک های هم زمان یا کمی متقدم تر در نقاشی دیواری یونانی به شمار می روند.

بر روی مخلوط کن آرگونوت، پیکره ها در سطوح متفاوت قرار داده شده اند و خطوط زمینه ای که این پیکره ها رویشان ایستاده یا لمیده اند تلاشی است برای ایجاد تصور ژرفا در نقاشی، اما یک اندازگی پیکره ها این تلاش را خنثی کرده است.

همچنین در اینجا می خوانیم که پولوگنوتوس پیکره هایش را تاریک و روشن از کار درآورده است، یعنی می خواسته است تاثیری سه بعدی همچون تاثیر مشاهده تندیس ها در بیننده بگذارد.

نقاش نیوبید این ویژگی را به کار خود راه نداد، زیرا سبک وی همچنان خطی است و آن حالتی را که می توانست کیفیت تندیس وار پیکره های پولوگنوتوس بوده باشد از خود بروز نمی دهد.

آثار نیوبید نقاش با آنکه از لحاظ بازتاباندن شیوه ساختمانی پولوگنوتوس، هر چند به شکلی تاریک، اهمیت فراوان دارند همچنان نمایشی از زوال نقاشی سفالینه ای هستند زیرا در اثر قطع تماس تزئینات پیکری با بدنه سفالینه، پیوستگی پیشین پیکره و سطح سفالینه به یک چسبیدگی ظاهری تبدیل می شود.

با آنکه این اثر نیوبید نقاش می تواند تصوری از طرح های ترکیبی و کلی آثار پولوگنوتوس در ما ایجاد کند، چیزی درباره کاربرد رنگ توسط وی نمی گوید . بازتاب کمرنگی از آن را می توان در سفالینه های به اصطلاح زمینه سفید متعلق به سده پنجم ق.م یافت.
سابقه آزمایشگری های مربوط به اسلوب زمینه سفید به روزگار آندوکیدس نقاش بازمیگردد و این روش فقط در اواسط سده پنجم رواج و محبوبیت پیدا کرد.

این شیوه اصولاً دگرواره ای است از اسلوب نقش سرخگون، که در آن نخست ظرف را با ورقه بسیار نازکی از گل سفید می پوشاندند که پس از صیقل کاری به سطحی براق یا مات برای طراحی با رنگ لعابی سیاه یا آب رنگ رقیق قهوه ای تبدیل می شد.

دامنه تنوع رنگ ها جداً محدود بود، ارغوانی، قهوه ای و چند پرده رنگ قرمز، زیرا یونانیان تعداد انگشت شماری از رنگ ها را می شناختندکه در برابر حرارت کوره دوام می آوردند.

ورقه سفید مزبور با آنکه به عنوان زمینه مناسبی برای طراحی و رنگ آمیزی بسیار موثر و مفید بود، دوام چندانی نداشت و پوسته پوسته می شد. این کم دوامی، مخصوصاً در سطح ظروفی چون انواع فنجان و سفالینه های ته سوراخ که مورد استفاده روزمره مردم بودند شدیداً در کیفیت آنها اثر می گذاشت ولی در مورد ظروف کم مصرف مانند روغندان های تدفینی که کسی پس از به خاک سپرده شدن شان در کنار شخص متوفی به آنها دست نمی رد، از این قاعده مستثنی بودند.

از اواسط سده پنجم به بعد، از اسلوب زمینه، سفید انحصاراً برای اینگونه سفالینه های تدفینی استفاده می شد و برخی از اینها را به شیوه چند رنگی پس از پخته شدن سفال، رنگ آمیزی می کردند و طبیعتاً این کار بر هزینه دوام دار شدن ظروف می افزود.

نقاشی سفالینه
عنوان

بر روی ظرفی به نام  هرمرس دیونوسوس کودک را به نزد پاپوسولئوس می آورد، از رنگ های سنتی و محافظه کارانه ای استفاده شده است که در برابر آتش دوام می آورند. در اینجا هرمس را می بینیم که دیونوسوس کودک را در دوره تنگ و تاریک نوسا به پاپو سولنوس (ساتیر بابای پیر) و حوریان دریایی تحویل می دهد.

زئوس، دیونوسوس را که یکی از پسرات نامشروعش بود به آنجا فرستاده بود تا پرورش یابد و از خشم احتمالی همسرش هرا در امان بماند. هنرمند از رنگ های قرمز، قهوه ای، ارغوانی و سفید برفی مخصوصی استفاده کرده است که آخرین رنگ برای نمایاندن پوست بدن حوریان دریایی و جزئیاتی مانند موی سر، ریش و بدن پشمالوی پاپوسولنوس است.

با وجود این محدودیت نسبی در رنگ، نقاشی مزبور تاثیری گرم و غنی دارد، این نقاشی، وقتی با شیوه های ترکیبی نیوبید نقاش درآمیخته شود، می تواند تصوری خیالی از شکل ظاهر آن نقاشی های دیواری معروف پولوگنوتوس که بینندگان روزگار باستان را آنچنان تحت تاثیر قرار داده بود، در ذهن ما پدید آورد.

عظمت عصر فیدیاس و پولوکلیتوس، یعنی زمانی که سبک های این دو در دوره معینی بر هنر یونان مسلط بود، همراه با خود ایشان از جهان رفت. آثاری که پس از ایشان آفریده شدند با وجود استادانه و ماهرانه بودن شان نزولی از پایگاه بلند ایشان بودند، زیباتر و ظریف تر و طبیعی تر می شدند و از توجه شان به موضوعات والا و شکل های پرشگوه کاسته می شد.

تندیس های انسان های خداگونه به تندیس های انسان های این جهانی مبدل شدند.

 

بیشتر بخوانیم:

 هنر یونانی در دوره گذار

 شیوه هندسی و پیشرفت در نقاشی انسان در دوره کهن یونان

 نقاشی و معماری مصر در پادشاهی میانه

 نقاشی و هنر در عصر میان سنگی



+ 2
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.