امروز: شنبه, ۱۲ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۰۹ جمادى الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۳ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی
یکشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۱۲:۱۷
۰
۰
نسخه چاپی

آشنایی با هنر و معماری چتل هویوک

آشنایی با هنر و معماری چتل هویوک
به گزارشتمیم نیوز

شاید چشمگیرتر از یافته های اریحا، کشفیات اخیر در آناتولیا باشد. حفریات حاجیلار و چتل هویوک ثابت کرده است که نه فقط فلات آناتولیا در فاصله 7000 تا 5000 پ.م محل پیدایش و رشد یک فرهنگ پررونق نوسنگی بوده است بلکه این احتمال وجود دارد که فلات مزبور از لحاظ فرهنگی پیشرفته ترین منطقه آن زمان بوده باشد.

دوازده سطح پیاپی ساختمانی که در فاصله سالهای 1961 و 1963 در چتل هویوک حفاری شدند، از 6500 تا 5700 پ.م تاریخ گذاری شده اند. در یک محل تنها به وسعت 130 هزار متر مربع (که فقط 4هزار مت رمربع آن حفاری شده است) ردیابی ناگسسته و دوباره تکامل یک فرهنگ نوسنگی در یک دوره 800 ساله ممکن شده است، تکاملی که از اقتصاد متکی بر شکار و گرداوری خوراک به اقتصادی کاملا کشاورزی منجر شده است.

در کنار اریحا، چتل هویوک را یکی از نخستین تلاش های بشر برای پی ریزی زندگی شهری، نامیده اند. نظم موجود در نقشه شهر نشان می دهد که آن را بر طبق نقشه ای نظری یا غیر تجربی ساخته اند. ویژگی این شهر آن است که هیچ خیابانی ندارد و خانه ها به یکدیگر چسبیده اند و از پشت بام به یکدیگر راه دارند.

این طرز خانه سازی با آنکه ممکن است امروزه کاری غیرعملی به نظر آید (هر چند در بخش هایی از آناتولیای مرکزی و ایران غربی به حیات خود ادامه داد) امتیازاتی داشت: ساختمان هایی که کنار هم بودند استحکامی بیش از ساختمان های تک ایستاده پیدا می کردند و چون دورتادور شهر را حلقه ای پیوسته ای از ساختمان های دارای دیوارهای یکسره و رو به دهکده محاصره کرده بود، دفاع از آن بسیار آسان بود.

بدین ترتیب اگر دشمنی می توانست دیوار بیرونی را بشکند و از آن بگذرد به جای آنکه داخل یک شهر شود داخل اتاقی می شد که مدافعانش روی پشت بام ایستاده بودند و این امر برای او ملال آور بود.

 

چتل هویوک

 

در پاره ای نقاط، فضای باز یا حیاطی در میان انبوده متراکم ساختمان ها باز می شد که به عنوان آشغال دانی مورد استفاده قرار می گرفت. مقادیر کلانی از خاکستر را با زباله ها مخلوط می کردند و به عنوان کود مورد استفاده قرار می دادند، ولی این کار احتمالاً بوی ناخوشایند آشغالدانی را از میان نمی برد.

خانه ها گرچه به اندازه های متفاوت ساخته می شدند، نقشه ای واحد داشتند و دیوارهاشان از خشت خام بودند و با کلاف های محکم چوبی تقویت می شدند. دیوارها و کف اتاق ها را گچکاری و رنگ آمیزی می کردند و از سکوهای کنار دیوارها برای خوابیدن، کار کردن و غذاخوردن استفاده می کردند. تعداد زیادی زیارتگاه پیدا شده است که با خانه های عادی و یکنواخت در هم آمیخته بودند. با توجه به تفاوت های موجود در سطوح گوناگون به طور متوسط برای هر چهار خانه یک زیارتگاه وجود دارد.

زیارتگاه ها را از روس تزئینات سرشار داخل شان، نقاشی های دیواری، گچبری های برجسته، سردیسهای جانوران، جمجمه گاو و پیکره های کوچک اندام مقدس، می توان شناخت. شاخ گاو که زینت بخش بسیاری از زیارتگا هاست گاهی به تعداد بسیار زیاد روی سردیس های ساختگی و از نو قالب گیری شده گاو یا بر لبه نیمکت ها و ستون ها نصب می شد و احتمالا بدین معنی بوده که از ساکنان خانه محافظت و شیطان را دفع کند. لیکن هیچ نشانه ای دال بر پرستیده شدن گاو یا هر جانور دیگری به عنوان یک خدا به دست نیامده است.

از پیکره های کوچک اندام مقدسی که در چتل هویوک پیدا شده است چنین برمی آید که مردم گمان می کردند خدای ایشان، چه مذکر چه مونث، شکلی انسانی دارد. وقتی خدایان را در کنار جانوارن نشان می دادند، خدای مونث در کنار پلنگ و خدای مذکر در کنار گاو، جانوران همیشه فرمانبردار خدایان هستند.

این پیکره های کوچک اندام از سنگ یا رس پخته ساخته شده اند و خیلی کوچکند، طول بیشترشان بین 5 و 20 سانتی متر و تعداد انگشت شماری 30 سانتی متر است. بیشتر پیکره های مونث که اکثریت دارند ظاهراً تجسمی از یک الهه مادرند ولی از دیدهای متفاوت، جوان، پیر، در مراسم ازدواج، در دوران بارداری، در زاییدن و به عنوان فرمانروای جانوران وحشی.

این حالت ها صریحاً توصیف شده اند و با آنکه شکل های گوی وار الهه نشسته بی سر ممکن است پیکره ونوس ویلندورف را به یاد ما آورد که احتمال هم دارد از آن منشعب شده باشد، برخورد هنرمند با موضوع کارش کاملاً رئالیستی است.

پیکر تراش عصر نوسنگی برخلاف پیکر تراش و هنرمند عصر دیرینه سنگی که می کوشید مفهوم انتزاعی باروری را به نمایش درآورد، موجودی انتزاعی (الهه) را با پیکری انسانی می نمایاند. سینه ها به طرزی ظریف قالب گیری شده اند، دست ها با دقت نمایانده شده اند و اگر بخواهیم از روی نمونه ها قضاوت کنیم به درستی می توان چنین فرض کرد که سر گم شده این پیکره حالت سیمای الهه مزبور را به خوبی تجسم بخشیده بوده است. این پیکره با نقش های ضربدری گل مانندی رنگ آمیزی شده است که در رنگ آمیزی دیوارها نمادهای کشاورزی بوده اند و دراین جا نیز نقش ویژه خدای کشاورزی را به این الهه واگذار کرده اند.

نمادهای باروری و کشاورزی بر هنر سطوح فوقانی (متاخر) چتل هویوک مسلط اند. ولی شکار نیز نقش مهمی در اقتصاد اولیه نوسنگی ایفا می کرد و مراسم شکار در عصر دیرینه سنگی تا عصر نوسنگی به حیات خود ادامه داد. تعداد بسیار زیادی پیکره کوچک اندام خام جانوران، که عمداً شکسته و آسیب دیده اند و همراه با چند تیر دفن شده اند، در چتل هویوک پیا شده است، این پیکره ها ظاهراً نقش جانشین جانوران در جریان برگزاری مراسم شکار را بر عهده داشته اند و پس از اجرای این نقش در گودال ها دفن می شده اند.

اهمیت شکار به عنوان منبع تامین خوراک در نقاشی های دیواری زیارتگاه های کهن که بیشترین بخش آنها را صحنه های شکار گوزن، از لحاظ سبک و مفهوم یاداور نقاشی های پناهگاهی شرق اسپانیاست، ولی پیکره های این نقاشی ها کامل ترند و با واقع بینی بیشتری نمایش داده شده اند استفاده کرده و با استفاده از یک قلم مو، روی زمینه سفید و خشک گچی نقش آفرینی کرده است.

در جزئی از این صحنه شکار، شکارگری در حال رقص با یک لنگ، در پوست پلنگ و کمانی در دست دیده می شود و بر سرعت حرکتش به طرز موثری با نشان دادن طرز پیچیدن پوست پلنگ به دور کمر او تاکید شده است.به محض پایان یافتن این نقاشیها در مراسم مزبور، روی آنها را با لایه ای از گچ سفید می پوشاندند و سپس نقاشی تازه ای با موضوع مشابه یا  متفاوت روی آن می کشیدند.

در یکی از زیارتگاه های قدیمی تر نقاشی ای پیدا شد که تا هزاران سال بعد نیز نمونه اش دیده نشد. این نقاشی یک منظره تمام و کمال است و مطابق تاریخگذاری به روش کربن 14، کمی پس از سال 6200 پ.م کشیده شده است. در پیش زمینه آن شهری با خانه های چهارگوش که تقریباً کنار هم ساخته شده اند نشان داده شده است و این احتمالاً همان چتل هویوک است، در پشت این شهر، البته کمی دورتر و با مقیاسی کوچکتر، کوهی با دو قله دیده می شود، خط ها و نقطه هایی که از قله بلندتر خارج می شوند به معنی فوران مواد آتش فشانی اند.

 

معماری چتل هویوک

 

این کوه شناسایی شد و معلوم شد که منظور از آن کوهی است به نام حسن داغ با ارتفاع 3180متر، که از چتل هویوک دیده می شود و تنها آتش فشان دو قله ای (اکنون خاموش) در آناتولیای مرکزی است. چون این نقاشی روی دیوار یک زیارتگاه کشیده شده است فوران آتش فشانی مزبور نیز می بایست مفهومی مذهبی پیدا می کرد.

هنرمند با آنکه این حادثه را با دنیای زیرزمینی پیوند داده و خود با ترسی آمیخته با احترام شاهد آن بوده است، ترسش احتمالاً با سپاس از زمین مادر و پر نعمت در می آمیخته است زیرا معروف است که چتل هویوک بخش بزرگی از ثروت هایش را از راه فروش ابسیدین به دست می آورد. ابسیدین سنگ یا شیشه آتش فشانی بی شکل است که به راحتی شکسته می شد و لبه های تیزی پیدا می کرد و برای کارهای اسلحه سازان و ابزار سازان عصر نوسنگی ارزش فراوان داشت.

آثار فراوانی که از چتل هویوک به دست آمده تصور جامعه ای مرفه و منظم را که مردمش با هنرها و صنایع دستی آشنا بوده اند در ذهن ما زنده می کند. گذشته از نقاشی و پیکرتراشی، بافندگی و سفالگری نیز رونق داشت و حتی فن ذوب کردن مس و سرب به مقادی رکم تا پیش از سال 6000 پ.م شناخته شده بود.

به نظر می رسد که جامعه مزبور به دلیل حفظ سنت ها و رسم های نوسنگی تا مدتی طولانی، جامعه ای محافظه کار بوده باشد ولی از این لحاظ که گذار انقلابی از اقتصاد مبتنی برگردآوری خوراک به اقتصاد مبتنی بر تولید خورام را به طرزی آرام اما پیگیرانه حقق می بخشید، جامعه ای مترقی بود.

بازتاب این هنرها کاستن از تاکید بر رئالیسم و گرایش بیشتر به نماد پردازی انتزاعی تر، ناپدید شدن صحنه های انسانی و زوال تدریجی تولید پیکره های کوچک اندام خدایان مذکر بود. در همان حال بر تعداد پیکره های الهه مادر افزوده می شود و این احتمالاً بازتابی است از تغییری مشابه در اهمیت زن (البته نه در مقام اجتماعی او). هم زمان با غلبه کشاورزی بر شکار شغل های زنانه مانند آرد کردن گندم، نان پختن، بافندگی، نگهداری و علوفه رسانی به جانوران خانگی، اهمیت بیشتری پیدا کرده اند.

انتقال به اقتصاد کاملاً کشاورزی در چتل هویوک ظاهراً تا سال 5700 پ.م به مراحل نهایی خود رسیده بود. پس از گذشت کمتر از یک سده، ساکنان چتل هویوک از این محل کوچیدند. در نقطه ای واقع در 300 کیلومتری غرب چتل هویوک فرهنگی پدید آمد که احتمالا با فرهنگ پیشین مربوط بوده است ولی تا سال 5000 پ.م عمر فرهنگ نوسنگی آناتولیا به پایان می رسد و صحنه های نورانی تمدن ه سوی دره بین النهرین در سمت خاور تغییر مکان می یابد.

 

بیشتر بخوانیم:

هنر عصر نوسنگی- راز درشت سنگ ها، کروملک و منهیر

 نقش رومیان در تکامل هنر شبیه سازی از چهره

 معماری در دوره هلنی چگونه بود؟

 معماری در رم باستان و شهر شگفت انگیز پومپئی

جایگاه نقاشی و نقش برجسته در پادشاهی کهن مصر

آشنایی با هنر بابل

 پیکرتراشی و نقش برجسته ساختمانی در روم



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.