امروز: یکشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۲۷ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۰۹ مه ۲۰۲۱ میلادی
یکشنبه, ۲۹ فروردين ۱۴۰۰ ۱۴:۰۲
۱
PNAZAR
نسخه چاپی

جایگاه هنر رومیان در تاریخ

جایگاه هنر رومیان در تاریخ
به گزارشتمیم نیوز

قدرت روم که پس از اتروسک ها بر ایتالیا حاکم و جانشین شان شد، اقوام ستیزنده ایتالیا را مطیع حکومت واحد روم گردانید و سرانجام ملت های اروپای غربی، مدیترانه و خاور نزدیک را در زیر پرچم امپراتوری روم گرد آورد.

اوج گیری قدرت و پیروزی روم و چشم انداز خوفناک زوال و سقوط آن مطابق گفته حکیمان مورخ بزرگ تاریخ روم، انقلابی پدید آورد که تا ابد در یادها خواهند ماند و امروزه نیز ملت های جهان آن را احساس می کنند.

از دجله و فرات گرفته تا مرزهای اسکاتلند قلمرو دولت واحدی بود که در زیر حاکمیت مقتدر و کارآمدش هر چند غالباً شقاوت و جانور خویی را پیشه می کرد، مردمانی متعلق به نژادهای گوناگون با اعتقادات، زبان ها، سنت ها و فرهنگ های مختلف به سر می بردند، که برتون ها، گل ها، اسپانیایی ها، آلمانی ها، آفریقایی ها، مصریان، یونانیان، سوریان، اعراب فقط چندتایی از آنها بودند.

اگر که نبوغ یونانی با تابشی هر چه بیشتر در عرصه های هنر، علم، فلسفه، تاریخ و به طور کلی در قلمروهای عقل و تخیل می درخشد، نبوغ رومی در عرصه فعالیت های دنیوی، حقوق و کشورداری پرتو افکنی می کند.

یادمان های رومیان در عرصه هنر و معماری در سراسر دنیای تحت حاکمیت رومیان پراکنده شده اند و حیرت انگیزترین و پرشمارترین آثار برجای مانده از تمدن های باستانی هستند ولی یادمان های رومی دیگری نیز در مفاهیم حقوقی و حکومتی، در تقویم، در جشن ها، مراسم مذهبی، زبان ها، دین ها، در نامگذاری بسیاری از علوم و مخصوصاً در مفهوم هنر برای ملت های مغرب زمین بر جا مانده اند.

نیروهای عمده روم در جهت کشورگشایی و کشورداری به کار گرفته شده بود، و کشور گشایی راه را برای اشاعه تمدن رومی باز می کرد. شهرهای رومی نه فقط در سراسر حوضه مدیترانه بلکه تا نقاط شمالی رودهای دانوب، راین و تایمز نیز برپا شدند. هر شهر مرکزی برای اشاعه حکومت، زبان و رسوم رومیان بود و از طریق شبکه دقیقا طراحی شده ای از جاده ها و بندرگاه ها با شهر رم ارتباط داشت.

رم در سال 200 میلادی پایتخت پهناورترین امپراتوری تاریخ نوع بشر بود، این امپراتوری با استفاده از شبکه 80 هزار کیلومتری راه های دریایی به طرز کارآمدی اداره می شد و در خشکی نیز شاهراه هایش مهندسی ساز و امن برای سیاحت و تجارت بودند.

شهر رم نیز پایتختی جهان وطن و پرشکوه و گیرا بود و در حالی که نیازهای عملی ناشی از اداره یک امپراتوری عظیم به مهارت و مهندسی فوق العاده ای برای ساختمان پل ها، جاده ها، فاضلاب ها و آبراه ها نیاز داشت، آرمان امپراتوری نیز به چنان اماکنی برای کارهای اداری مملکت نیاز داشت که بتواند به قدر کافی گویای عظمت و تنوع کشور باشد. هنر رومی، بخش بزرگی از سجایای خود را مدیون نقش امپراتورانه ای است که ایفای آن از دولت روم مطالبه می شد.

هنر رومی با آنکه در اغاز تحت تاثیر هنر اتروسک ها و هنر یونانی بود، ویژگی ها و صفات متمایز کننده خود را به دست آورد.

رومیان تقریباً از نخستین روزهای اقتدارشان، کاملاً از وجود و تاثیر هنر یونانی آگاه بودند ولی فقط بعدها یعنی در عصر جمهوری و عصر اوگوستوس بود که هلنیسم به مدی آگاهانه مبدل شد.

هوراس می نویسد: یونانِ مغلوب، فاتحِ مغرورش را اسیر خویش کرد. کشتی های پر از مرمرها و مفرغ های یونانی توسط سرداران و فرمانداران ایالات به سواحل ایتالیا آورده می شدند تا محموله های شان در تزیین کاخ های ایشان به کار گرفته شوند و وقتی ذخیره آثار مرمرین و مفرغی یونان به پایان رسید، رومیان دست به ساختن کپیه از روی آثار ایشان زدند یا هنرمندانی را برای آفریدن آثار جدید استخدام کردند. سرانجام جذب ژرف تری صورت گرفت و هنر رومی در عصر امپراتوران، که حاصل میراث غنی و نبوغ بی مانند رومیان بود، پای به عرصه هستی نهاد.

این نگرش هنری تاریخی به هنر رومی، در مقام مقایسه، تازگی دارد. اندیشمندان تقریباً تا سال 1900 میلادی، هنر رومی را صرفاً شکل منحط، غیر اصیل و فروتری از هنر یونانی می دانستند. البته این نیز درست است که هنر رومی به دلیل استفاده الزامی از هنر پیشینیان، از لحاظ درجه اصالت و نومایگی مشخص کننده سبک های هنر مصر، بین النهرین، یونان و حتی اتروریا به پای هنرهای این سرزمین ها نمی رسد.

این هنر چیزی است بیش از انتشار دهنده و حفظ کننده صرف میراث کلاسیک؛ نخستین مرحله جامع هنر اروپای غربی است. هنر رومی ضمن استفاده از شکل های کلاسیک، مفاهیم غیرکلاسیک را نیز بیان می کند. علاقه به شخصیت فردی را با علاقه به مفاهیمی انتزاعی مانند قانون، دولت و تمدن در  هم می آمیزد. مدارک بر جا مانده از هنر رومی که در سه قاره جهان به دست آمده و بخش بزرگی از آن ارزیابی نشده و بخش بزرگتری از آن همچنان در دل خاک مدفون است، حکایت از کاربست روش های تولید انبوه دارند.

در کاربست این روش ها، هنرمند گمنام برخلاف نویسندگان و شاعران، تقریباً هیچ نامی از هنرمندان مزبور باقی نمانده است، خدمتگزار شخص حامی خویش، خصوصی یا عمومی، هنرشناس ثروتمند یا دولت روم، می شود. با این حال هنر رومی چه در حالت دست جمعی چه در حالت فردی به عنوان سبکی پرتوان متجلی می شود که راهش را از اواخر دوره جمهوری به بعد پیدا کرده و پیموده است.

جمهوری روم پس از اخراج آخرین پادشاهان تاسیس شد. از سده پنجم ق.م تا زوال جمهوری و قتل یولیوس سزار در سال 44 ق.م کار چشمگیر دولت روم در خارج از ایتالیا گسترش قلمرو خود و تحکیم قدرت امپراتوری در دنیای غرب بود. رومیان در یک سلسله جنگ های پیاپی که خونبارترین شان جنگ های روم و کارتاژ بود، خصایل مشخص ویژه خود را بروز دادند: شجاعت توأم با انضباط، سرسختی، جدیت در عمل و اطاعت از قدرت حاکم.

لیکن ساختار حقوقی جمهوری که برای یک کشور- شهر کوچک کفایت می کرد، نمییوانست پاسخگوی نیازهای حکومت امپراتوری روم شود. آتش ستیزهای درونی میان طبقات اجتماعی(پاتریسین ها و پلبین ها) در اثر مشاجرات مربوط به تعیین حق مالکیت ثروت های بی کرانی که از سرزمین های دیگر به دست می آمد، شعله ورتر می شد. وقتی ارتش های پیروزمند به فرماندهی سرداران مورد علاقه مردم در امور سیاسی جمهوری مداخله کردند، جنگ داخلی آغاز شد.

این جنگ که تقریبا صد سال به درازا کشید و در جریانش دیکتاتورهایی چون ماریوس، سولا، سزار و پومپیوس به حکومت رسیدند، دولت روم را از تاب و توان انداخت و قانون اساسی آن را نابود کرد. سرانجام وقتی اوکتاویانوس پسر خوانده و پسر خواهر زاده یولیوس سزار خود را در راس دنیای تحت فرمان روم تنها یافت (وقتی خود را اوگستوس نامید) جمهوری روم چیزی جز یک خاطره مقدس مذهبی نبود.

در همین دوره بحرانی جمهوری که با افزایش نفوذ یونان همراه بود، هنر رومی ندریجاً به عنوان پدیده ای مجزا و قابل تشخیص از سبک هلنی پسین به ظهور رسید. در سال 146 ق.م که یونان با نام استان آخایا به امپراتوری روم ضمیمه شد، سبکی در پیکرتراشی به وجود امد که ما آن را سبک یونانی-رومی نامیده ایم و این اصطلاح گویای آن است که دو سبک مزبور را به سادگی نمی توان از یکدیگر مجزا کرد.

بیشترین تعداد پیکره های این دوره را هنرمندان مهاجر یونانی آفریدند، مانند پیکره مشت زن نشسته. ولی تشدید علاقه و شیفتگی رومیان به صفات فردی شخصیت در شبیه سازی از چهره دیده می شود: در این رشته، رومیان نقشی بنیادی ایفا کردند و به رئالیسمی کاملاً نمونه وار، آشتی ناپذیر و غالباً تزلزل ناپذیر دست یافتند لیکن رمان گرایی هلنی سازی که در نقطه مقابل این رئالیسم سرسختانه رومی در آخرین روزهای حکومت جمهوری دیده می شود دلیلی بر دوگانه اندیشی ویژه رومیان در برخورد با یونانیان مغلوب است. ستایش از هنر و شکوه کارهای ایشان و تحقیر زیرکی نامردانه و بی مهارتی شان در اداره امور خویش به عنوان یک ملت.

سیسرون این احساسات گنگ رومیان را توصیف و یونانیان را با عباراتی تقریباً مشابه عبارات جهانگردان آمریکایی سده نوزدهم در توصیف فرانسویان به داشتن عدم صمیمیت یا دورویی غیر رومی متصف کرده است: من ایشان را در ادبیات ممتاز می دانم، من ایشان را در شناخت هنرهای گوناگون ممتاز می دانم، منکر گیرایی سخن ایشان، تیزی هوش ایشان و غنای بیان شان نیستم. سرانجام اگر ادعاهای دیگری داشته باشند من منکر ادعاهاشان نیستم اما حقیقت و شرافت شهادت میدهند که این ملت هیچگاه به این دو روی نیاورده است. یونانی ها هیچگاه خود را برای اثبات آنچه می گویند به زحمت نمی اندازند بلکه صحبت کردن را وسیله ای برای خودنمایی قرار می دهند.

اما آنچه بارها و بارها رومیان را اسیر کرد آرمان گرایی یا ایده آلیسم هنر یونانی بود. تندیس های یونانی به تعداد بسیار زیاد در میدان ها و ساختمان های خصوصی و عمومی رومیان ظاهر شدند، ویلاها و حمام های رومیان موزه هایی برای پیکره های یونانی اعم از اصل، کپیه یا اقتباسی مناسب ذوق رومی بودند.

در تاریخ آمده است که نرون پس از غارت وحشیانه شهر کورنت در سال 146 ق.م 285 تندیس مفرغی و 30 تندیس مرمرین و 500 تندیس مفرغی دیگر از دلفی به رم برد، وقتی ذخیره تندیس های اصل ته کشید، تقاضا برای تندیس های یونانی با تهیه کپیه هایی از روی آثار یونانی پاسخ داده می شد.

 

بیشتر بخوانیم:

 جنگ های بزرگ تاریخ - نبرد دوران سزار

 جشن مهرگان را بیشتر بشناسیم

 دوره پیش از تاریخ چین و افسانه آفرینش از نظر چینیان

 داستان پل های معروف اصفهان



+ 1
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.