امروز: شنبه, ۰۸ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۱۳ ربيع الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی
پنج شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۹ ۱۱:۵۰
۰
PNAZAR
نسخه چاپی

منابع مکتب افلاطون

منابع مکتب افلاطون
به گزارشتمیم نیوز

 

1-تاثیر سقراط

افلاطون برای ساختن فلسفه اش کار سقراط را دنبال کرد. از دیدگاه شخصیت های مورد احترام آنان، این وحدتی غریب می نمود: افلاطون اشرافی، آرام، خونسرد و محتاط برکنار از صحنه دموکراتیک در آتن، هنرمند و ادیبی فیلسوف، می خواهد فلسفه را در خدمت آرمان های عالی طبقه اجتماعی خود قرار دهد و از سویی سقراط، فردی از طبقه متوسط، جامعه گرا، ترکیبی از تمامی سنخ ها و طبقات در شهر، کوتاه اندام، خپل و زشت صورت، با هوش و برجستگی عقلی اش او را قادر می ساخت دل هر مرد جوان آتنی را برباید.

تمامی آثار افلاطون به صورت مناظره است که در آنها تقریباً همیشه سخنگوی آنها سقراط است. اینها نخستین مناظره های فلسفی جهان غرب است. سقراط چیزی ننوشته بود. اما افلاطون تمامی مطالب فلسفی را به او نسبت داده است با این نتیجه که در این مناظره ها نمی توان با یقین کامل عنصر سقراطی را از عنصر افلاطونی تشخیص داد. اکثر پژوهندگان بر آنند که سوای مناظره های نخستین که در آنها افلاطون در پی معرفی آموزش حقیقی سقراط در دفاع و بزرگداشت یاد او بوده است، مناظره ها معرف نظرات خود افلاطون است. افلاطون بیش از 20 مناظره نوشت که اکثر آنها از کیفیت ادبی برخوردار است. اشخاص شرکت کننده در مناظره هایی که افلاطون کرده است سه بعدی هستند.

تراسیماخوش باشکوه و پرطمطراق در جمهوری. آدیمانتوس و گلاکون مؤدب ومعقول دو برادر ارشد افلاطون، آلکبیادس خوش صورت و زیرک در سیمپوزیوم و خود سقراط، استاد دست انداختن و نشان دادن حماقت کسانی که عقاید خود را بی محابا و نااندیشیده در پاسخ به پرسش های برانگیزنده وی اظهار می دارند و معاند سازی کسانی که وی با آنان در سیاست و فلسفه موافق نیست.

اکثر مناظرات با روشی که ابداع سقراط بوده و گاه آن را روش دیالکتیکی و گاه ردّیه خوانند، صورت می گیرد. این روش نوعی جستجوی معرفت از طریق پرسش و پاسخ است. پرسش را سقراط پیش می نهد و معمولا کلی است: پارسایی چیست؟ شجاعت چیست؟ عدالت چیست؟ پاسخی که داده می شود صورت تعریف به خود می گیرد. هر تعریف باید آنچه تمامی ایده ها، موارد، جزئیات با ایده های شجاعت، عدالت و جز آنها قدر مشترک دارند بیان کند.گاه تعریف وارده کذب تعریف تعریف اولیه را با معکوس کردن کامل آن نشان می دهد. گاه چونان در پایان کتاب اول جمهوری به هیچ تعریفی نمی رسند.

زیر تاثیر تاکید سقراط بر اهمیت تعریف های کلی و تغییرناپذیر، قصد نخستین افلاطون چونان یک فیلسوف یافتن تعریف هایی برای مفاهیم عدالت و دولت بود. این پرسش ها را او به پرسش های بنیادی تری رهنمون شد: شناخت چیست؟ سرشت واقعیت چیست؟ سرشت جهان فیزیکی چیست؟ سرشت انسانی کدام است؟ والاترین نیک برای انسان ها چیست؟ فضیلت و رفتار صحیح کدام است؟

2- تاثیر فلاسفه پیش از سقراط

افلاطون نه فقط تحت تاثیر اندیشه های سقراط، که تحت تاثیر نظریه های فیلسوفان پیش از سقراط نیز بود. وی عناصر اورفئوسی فلسفه خود را از قیثاغورس گرفت. جنبه دینی اعتقاد به بقای روح، تعلق خاطر به دنیای دیگر، تشبیه جهان به غار و مفاد این تشبیه و نیز احترامی که افلاطون برای ریاضیات قائل است و آمیختگی تعقل و اشراق که در نظرات او دیده می شود، این همه نتیجه تاثیر فیثاغورس است.

این نظریه سلبی را از هراکلیتوس گرفت که در جهان محسوس هیچ چیزی پایدار نیست و هراکلیتوس می گفت هر چیز واقعی، در فرآیند، در جریان و در حال تغییر است. او نوشت: نمی توان دوبار وارد یک رودخانه شد، زیرا رودخانه در سیلان بی پایان، تغییر و حرکت با آب روان است.

در نقطه مقابل هراکلیتوس، پارمنیدس قرار داشت. او می گفت سرشت بنیادین واقعیت نه تغییر، که سکون و ثبات است. چگونه می تواند چیزی به چیز دیگر تبدیل شود؟ چگونه می تواند هم چیزی باشد هم نباشد؟ هر چه هست باید آنچه هست باشد.بنابراین به باور پارمنیدس واقعیت یکتا و تغییرناپذیر است و خلاصه تغییر را توهم می دانست. به گفته پارمنیدس تغییر بر حواس پدیدار می شود در صورتی که حقیقت نامتغیّر است و از راه تعقل شناخته می شود.

ترکیب نظر هراکلیتوس با این اعتقاد پارمنیدس به این نتیجه منجر شد که حصول معرفت از راه حواس امکان ندارد بلکه باید به وسیله عقل به آن رسید.

3- تاثیر سوفسطاییان

به این مناقشه میان هراکلیتوس و پارمنیدس سوفسطاییان واکنش نشان دادند. آنان می گفتند بدین ترتیب باید به قدرت عقل برای حصول به حقیقت شک کرد. بدین گونه سوفسطاییان نخستین نمایندگان شک گرایی شدند. پروتاگوراس مشهورترین سوفسطاییان میگفت چون نمی توان به هیچ وجه حقیقت را درباره واقعیت تعیین کرد، آنچه به دیده من حقیقت دارد برای من حقیقتی است و آنچه به دیده تو حقیقت دارد برای تو حقیقتی است، به شک گرایی و نسبی گرایی سوفسطاییان چگونه می شد پاسخ داد؟ مناقشه میان هراکلیتوس و پارمنیدس را درباره ثبات و تغییر چگونه می شد حل کرد؟

خط اصلی بر نهاده افلاطون نشان دادن این است که هراکلیت و پارمنیدس در این تصور اشتباه می کردند که این یا آن، سیالیست یا ثبات باید حقیقت واقعیت باشد. واقعیت واحد نیست که دارای یک خصوصیت مثلاً سیالیت باشد. مابعدالطبیعه افلاطون مدعی است که دو نوع واقعیت وجود دارد: واقعیتی از اشیا طبیعی در زمان و مکان است و متعلقات حواس هستند و در معرض سیلان، رشد و انحطاط و تغییر می باشند مثل رودخانه هراکلیتوس. به نظر افلاطون هراکلیتوس درست می گفت اما فقط درباره نوعی از واقعیت محسوس یا مادی نه درباره تمامی واقعیت.

نوع دیگری از واقعیت هست، واقعیت مفاهیم، ایده ها (مُثُل) یا جوهرها که متعلقات تفکرند مانند مفهوم یک مثلث و در زمان و مکان نیستند. ایده یا جوهر مثلا یک مثلث شامل خاصیتی است که زوایای داخل آن به 180 درجه بالغ می شود این حقیقتی جهانروا، بلاتغییر و نامتحرک است. به نظر افلاطون قلمرویی از ایده های تا ابد حقیقی و بی تغییر از این قبیل وجود دارد که عقل می تواند آن را بشناسد. این نیز که پارمنیدس مدعی بود واقعیت پایدار و بلاتغییر است فقط در مورد یک وجه از واقعیت صدق می کند. جهان ایده ها(مُثُل) حقیقی، عام و تغییرناپذیر پارمنیدس به وسیله عقل شناخته می شود و جهان چیزهای فیزیکی محسوس، سیال و متغیر هراکلیتوس هم هست که به وسیله حسیّات به ادراک درمی آید.

لینک کوتاه: https://b2n.ir/855491

 

بیشتر بخوانیم:

نگاهی به تمثیل غار افلاطون و نظریه شناخت و خط فاصل

مکاتب سقراطی (مکتب مگارا، مکتب کلبیان، کورنائیان)

آیا برابری آرمانی است که ارزش دفاع داشته باشد؟

 



+ 0
مخالفم - 0

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه محفوظ و متعلق به تمیم خبر می باشد .
هرگونه کپی و نقل قول از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع است.

طراحی سایت خبری